دوشنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۸

آخرین نوشته ها

آخرین نوشته ها

ارسال مدارک پژوهشگران

باسلام

فرم ارسال مدارک پژوهشگران دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

ارسال مدارک

  • حجم بارگزاری تصویر 15k می‌باشد.
  • حجم بارگزاری تصویر 15k می‌باشد.
  • حجم بارگزاری تصویر 15k می‌باشد.
  • حجم بارگزاری تصویر 15k می‌باشد.

اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

به گزارش روابط عمومی مرکز آینده سازان، اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان بدین شرح است:

  1. مصطفی حاجی لری
  2. سعید خدابنده لو
  3. ابوالفضل عسکری
  4. حسینعلی حیدری فر
  5. مصطفی کریمی
  6. محمد آجرلو
  7. مهدی آجرلو
  8. احمد حق جو
  9. مصطفی کوهی
  10. علی قاسم لو

دوستان توجه داشته باشند زمان برگزاری کلاس‌ها در کانال ایتا دوره اطلاع رسانی خواهد شد.

عزیزان قبول شده تا تاریخ ۲۵/۱۰/۹۸ مدارک ذیل را به دفتر روابط عمومی مرکز آینده سازان برسانید.

۱-یک قطعه عکس ۴*۳

۲-شناسنامه

۳-کارت ملی

۴-ارزیابی تحصیلی

۵-فیش واریزی به مبلغ ۱۰۰هزار نومان به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۲۳۶۴۴۰۱۹۵ بنام ابوالفضل ابوالقاسمی

توجه: لطفا تصویر فیش واریزی را به شماره ۰۹۳۰۷۰۴۵۷۷۶ در پیام رسان ایتا ارسال کنید.

ارسال مدارک

شاه در رفت!!

۲۶ دی سالروز فرار تاریخی شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم شاه را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد.

۲۶ دی‌ماه ۵۷ محمدرضا پهلوی خاک ایران را در حالی ترک کرد که تا زمان فوتش در بین ۶ کشور دنیا آواره و سرگردان بود.

سلطنت غرق شده
تمامی این اتفاقات باعث شد شاه سلطنت خود را در انقلاب مردم غرق شده ببیند، وی برای رهایی از این بن‌بست، آخرین تیر در کمان خود را رها می‌کند و دست به دامن رهبران جبهه ملی می‌شود و در نهایت “شاپور بختیار “به شرط گرفتن اختیارات کامل و خروج شاه از کشور، پیشنهاد نخست وزیری شاه را پذیرفت.
قبل از خروج شاه مخلوع، خانواده سلطنتی از کشور خارج شدند، ملكه مادر و اشرف به كاليفرنيا رفتند، فريده ديبا و ليلا پهلوی نيز در ۲۵ دی از كشور خارج شدند. شاه خيال داشت مستقيم به كاليفرنيا وارد شود اما با مخالفت آمريكا مواجه شد.

۲۶ دی؛ روز فرارشاه از ایران

فرار زودتر از موعد
تاریخ خروج شاه ۲۷ دی مشخص شده بود ولی ۲۵ دی شاه به بدره‌ای، فرمانده نیروی زمینی، گفت: فردا سفر انجام خواهد شد. محمدرضا پهلوی در خیالات خود می‌پنداشت که با انجام یک کودتای دیگر همچون ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به تهران بر می‌گردد.

صبح روز ۲۶ دی، شاه و فرح به فرودگاه مهرآباد رفتند و در آنجا به انتظار بختیار نشستند، بختیار پس از اخذ رای اعتماد، به فرودگاه رفت، شاه دیکتاتور پس از دیدار با نخست وزیر همراه با ملکه با هواپیمای شهباز، ایران را برای همیشه ترک کرد و به مصر رفت، آمریکایی‌ها نیز نتوانستند وی را بازگردانند.

با انتشار خبر فرار شاه از کشور موجی از شادی و نشاط تمام شهر‌های ایران را فرا گرفت. مردم به شادی پایکوبی پرداختند و گل و شیرینی پخش کردند و این روز برای همیشه به عنوان روز پیروزی بر شاه در تاریخ ایران اسلامی ثبت شد.
۲۶ دی؛ روز فرارشاه از ایران

مصر اولین اقامتگاه
شاه پس از فرار از ایران و اقامت چند روزه در اسوان مصر، دعوت نامه‌ای از ملک حسن دوم پادشاه مراکش دریافت کرد. شاه به گمان این که این دعوت هم جزئی از توصیه‌های آمریکا برای آرام کردن اوضاع است به این دعوت پاسخ مثبت داد.
اقامتگاهی به طمع ثروت ۵۰ میلیاردی
به اذعان بسیاری از تاریخ نویسان ملک حسن به طمع ثروت ۵۰ میلیاردی شاه او را به مراکش دعوت کرده بود که با این پاسخ شاه روبه رو شد که تمام ثروت او به صد میلیون هم نمی‌رسد. ملک حسن از دعوت خود پشیمان شد و بعد از انقلاب در ایران محترمانه عذر او را خواست. پس از مراکش، مقامات باهاما به واسطه پرداخت مبلغ قابل توجهی ازحساب شاه نزد بانک راکفلر، با سفر او به باهاما موافقت کردند.

پاسخ منفی تاچر به شاه
با پیروزی محافظه کاران در انتخابات پارلمانی انگلسیس و پیروزی خانم تاچر که قول مساعد برای پناهندگی به شاه داده بود و شاه هم به دلیل املاکش در آن جا بسیار تمایل به اقامت در آنجا داشت و تقاضای خودش را با مقامات انگلیسی در میان گذاشت. اما انگلستان برای پیشگیری از جنجال مامور خود به نام دنیس رایت را با نام مستعار ادوارد ویلسون به باهاما فرستاد. این مامور هم نظر منفی دولت را به شاه منتقل کرد. اواسط خرداد ۱۳۵۸ دولت باهاما از تمدید ویزای اقامت شاه در کشورشان خودداری کرد و شاه باز هم به دوستان آمریکایی اش متوسل شد.
پی از موافقت نکردن اقامات شاه در انگلیس و تمدید نکردن ویزای باهاما، راکفلر و کیسینجر موافقت رئیس جمهور مکزیک را برای اقامت شاه در آن کشور جلب کردند. شاه و فرح و سایر همراهان روز بیستم خرداد ۱۳۵۸ به مکزیک رفتند و از جای خود نسبت به ویلای کوچک و ناراحتی که در باهاما داشتند، راضی به نظر می‌رسیدند.

اقامت تحمیلی به کارتر
پس از ان سرانجام کارتر تحت فشار اطرافیانش ۲۹ مهر ۱۳۵۸ اجازه مسافرت شاه و همسرش را به آمریکا با ویزای توریستی داد که اقامت کوتاه مدتی برای درمان شاه بود. پس از مدت کوتاهی اقامت در این کشور، دولتمردان آمریکایی با فرستادن نمایندگانی، شاه را مجبور به سفر به پاناما می‌کنند.

سفر اجباری به پاناما
شاه علی رغم میل باطنی اش به پاناما سفر کرد البته دولتمردان آمریکایی با فرستادن نمایندگانی او را مجاب به این سفر می‌کنند. شاه سرانجام صبح روز ۲۳ اذر ۱۳۵۸ با یک هواپیمای باری c9 نیروی هوایی امریکا، این کشور را به مقصد پاناما ترک می کند. شاه به وسیله یک هلی کوپتر نظامی‌ آمریکا به جزیره کونتادورا که محل اقامتش بود پرواز کرد.

آخرین مقصد
این سفرها تا اینجا ادامه داشت که شاه آخرین مقصد خود را مصر انتخاب می کند. بالاخره شاه با یک هواپیمای کرایه ای باری روز یک شنبه سوم فروردین پاناما را به مقصد مصر ترک می‌کند. شاه وضع جسمی‌خوبی نداشت. هواپیما پس از یک توقف برای سوخت گیری در جزایر ازور پرتغال به سوی مصر راه می‌افتد. شاه بلافاصله با هلیکوپتر از فرودگاه به بیمارستان نظامی‌ منتقل می‌شود.وی ۸ فروردین ۱۳۵۸ تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد. پس از مرخصی از بیمارستان در اوایل خرداد ۱۳۵۹ خانم کاترین گراهام مدیر موسسه مطبوعاتی واشنگتن پست و یکی از خبرنگاران معروف آمریکایی تقاضای مصاحبه با شاه را می‌کنند.
۲۶ دی؛ روز فرارشاه از ایران

مصاحبه ای پر از آرزو، افسوس و آه
شاه پس از مشورت با انور سادات این پیشنهاد را قبول می کند و آخرین مصاحبه قبل از مرگش است که شفاف موضع گیری می کند. شاه در این مصاحبه به سیاست‌های دولت‌های غربی به خصوص آمریکا و انگلیس حمله می‌کند و کارتر را عامل اصلی سقوط رژیم سلطنتی در ایران می‌داند. و می‌گوید اگر مثل امروز فکر می‌کرد در به کار بردن نیروی نظامی‌برای سرکوبی مخالفان تردیدی به خود راه نمی‌داد! به قول مصاحبه گر واشنگتن پست این مصاحبه پر از آرزو، افسوس و آه بود. شاه از ۲۸ تیر کم کم به اغما فرو می‌رود تا اینکه در ساعت نه صبح ۵مرداد ۱۳۵۹ مرد.

اعزام مبلغ دانش آموزی دهه فجر

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، معاونت سرمایه انسانی مرکز آینده سازان با همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی برنامه تبلیغی دانش آموزی دهه فجر ۹۸ را همانند سال های گذشته برگزار می کند.

🔶 تاریخ اعزام مبلغان به مدارس سراسر کشور از روز شنبه ۱۲ بهمن به مدت ۵ روز همزمان با ایام الله دهه فجر برگزار می شود.

✅ استان های هدف :

  1. اردبیل
  2. ایلام
  3. بوشهر
  4. چهارمحال و بختیاری
  5.  خراسان رضوی
  6.  خراسان جنوبی
  7.  خوزستان
  8.  زنجان
  9.  سمنان
  10.  سیستان و بلوچستان
  11. فارس
  12.  کرمان
  13.  کرمانشاه
  14.  گلستان
  15.  گیلان
  16. لرستان
  17.  هرمزگان
  18.  یزد
  19.  مرکزی
  20.  آذربایجان غربی
  21.  قزوین(خواهران)

مبلغان گرامی در صورت تمایل جهت حضور در این طرح موارد زیر را به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۲۵۳۳۰۲ تا ۲۴ دی پیامک بزنند.
نام و نام خانوادگی
کد ملی
استان و شهرستان اعزامی

🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆

🆔 کانال مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان👇👇👇
https://sapp.ir/afaagh313

وبسایت مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان⏬⏬⏬
www.afaagh.com

نگاه تمدنی به تربیت نخبگان!

باسمه‌تعالی

 (تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت)

معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز یکشنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۱، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب دکتر سید محسن موتورچی زید عزه، معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی، میزگرد تخصصی «تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت» را برگزار نمود.

دکتر سید محسن موتورچی در آغاز این نشست، با اشاره به این مطلب که افکار رهبری گران‌قدر، تفسیرکننده مکتب امام خمینی (ره) است و در امتداد آن قرار دارد و امام (ره) هم نماینده اسلام ناب است، بر وجود یک خط اصیل از اسلام در همه تاریخ تأکید کردند و امام و رهبری را در عصر حاضر نمایندگان آن خط دانستند.

معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی در ادامه مطالبشان افزودند، در این شرایط که حکومت در دست ولی‌فقیه است، مسئله تربیت را باید از نطفه و لقمه شروع کنیم. اگر عینیت سیاست و دیانت در جایی مطرح شد و پس‌ازاینکه همه شئون یک جامعه را اسلام به دست گرفت، اگر مثلاً «ربا» نهادینه شد و لقمه مردم حرام گردید، دیگر نمی‌شود تربیت صحیحی بر جامعه حاکم باشد. ایشان در ادامه در پاسخ به این سؤال که ما الآن کجا هستیم و چه وظیفه­ای بر عهده‌داریم؟ مسئله عمده را توجه به نگاه راهبردی امام و رهبری دانستند و با استناد به بیانیه گام دوم انقلاب بیان داشتند: تلاش بشر غیر معصوم برای دعوت حضرت حجت علیه­السلام، کلیت همین پنج مرحله­ای است که در این بیانیه آمده است. انتظار را ما از جنس عمل و پویا می­بینیم و چیستی این عمل همین مراحل پنج‌گانه است. این مراحل عبارت‌اند از انقلاب اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، ایجاد جامعه و کشور اسلامی و درنهایت رسیدن به امت و تمدن اسلامی. در حقیقت تمدن اسلامی، اعلام بشر است به خداوند تبارک‌وتعالی که ما هرچه به دستمان آمد عمل کردیم و الآن نوبت مرحله عالی است که آن آمدن حضرت حجت است. با این وصف، تمدن پیشرو خودش اعلام می­کند که من نسخه اصلی نیستم و حجت خدا قرار است بیاید.

دکتر موتورچی در ادامه این بخش از سخنانشان به دولت اسلامی اشاره و بیان داشتند: تاکنون ما از مرحله انقلاب اسلامی عبور کرده‌ایم و توانسته‌ایم نظامی بر اساس هندسه الهی یعنی نظم امامت و امت تشکیل دهیم و آن را در قانون اساسی بر کشور حاکم کنیم؛ بنابراین هم‌اینک ما در گام دوم به سومین مرحله یعنی دولت اسلامی ­رسیده‌ایم. دولت در ادبیات رایج علوم سیاسی، شامل مردم و سرزمین و نحوه اداره مملکت است؛ اما در ادبیات انقلاب، دولت تشکیلات اداره‌کننده کشور است. ما در این گام باید سیستم دولت موجود را که به فرموده مقام معظم رهبری میراثی از دوره پهلوی است، به نصاب‌های اسلامی برسانیم. اگر به این هدف جامعه تحقق پوشاندیم، خواهیم توانست جامعه‌ای بسازیم که اسلامی باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، نظام امام و امت با دولت اسلامی است که جامعه اسلامی را می­سازد. در فکر و اندیشه امام و رهبری، جامعه اسلامی محصول دولت اسلامی است. مشکل اما این است که بفرموده رهبری حالا ما در دولت مانده‌ایم و گیرکرده‌ایم و اسلام در این مرحله جلو نمی‌رود. دولت عبارت است از ایده‌ها و کارگزاران و ما در هر دو با مشکل روبه‌رو هستیم. در ایده‌ها نتوانستیم کارکنیم چراکه می‌بینیم در علوم انسانی اسلامی یا در الگوی پیشرفت اسلامی و غیره که می‌خواهند ایده‌ها را درست کنند، غوغایی برپاست. فکر در اینجا قرار است بخشی از اداره دولت باشد. در نگاه رهبری کارگزاران هم ویژگی­های خاصی دارند، نحوه ساخته‌شدن آن‌ها و نظارت بر آن‌ها و مسائلی ازاین‌دست را حضرت آقا در ایده پردازی خود آورده‌اند. در نگاه ایشان، کارگزاران باید علاوه بر روش مختص خود، از منشی اسلامی برخوردار باشند. باید از ملکات نفسانی، اعتقادات، رفتارهای خاصی سرشار باشند. باید از رشوه گرفتن و تکبر به دور باشند و به گرفتاری مردم رسیدگی تام کنند و …؛ ولی در این جنبه نیز ما مشکل روشن و واضح داریم.

معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی، در ادامه به انجمن‌های اسلامی دبیرستان اشاره کردند و افزودند: در مورد دانش آموزان و انجمن‌های اسلامی دبیرستان‌ها نیز ما ایده‌ای داریم و کارگزارانی. انجمن‌ها باید دانش‌آموزی تحویل بدهند که آمادگی خدمت در جامعه‌ای که در آن «عینیت دیانت و سیاست» مطرح است را داشته باشد. باید سربازی تحویل بدهد که بداند هر کاری در جامعه انجام دهیم، بازگشت آن به خودمان است و با این دید پس از تربیت شدن، گرایش به سمت فردیت نداشته باشد.

دانش‌آموز باید بداند سرباز تمدنی است و اثر ویژه در اجتماع دارد و اوست که باید مرحله دولت را به سرانجام برساند. متربی دانش‌آموز ما همچنین باید نگاه متحجرانه به امام و رهبری نداشته باشد؛ بلکه هدایت‌های ایشان را بگیرد و امتداد دهد تا مشکلات حل گردند.

دکتر موتورچی در این نشست در پاسخ به سؤالی درباره اینکه فرایند تشکیل دولت اسلامی و متولی تشکیل آن کیست؟ آیا نخبگانند، خواصند، توده مردمند، امام و رهبر است، …؟ به این نکته اشاره کردند که رهبری رئیس دولت اسلامی است. ما در حال حاضر دولت مطلوب اسلامی نداریم. خود رهبری و مردم هستند که باید دولت را بسازند. مردم دارای طبقات هستند. در دولت اسلامی همه طبقات نقش دارند. البته به نظر می‌رسد مشکل ما به طبقه نخبگان و بخش‌های مستعد دولت برمی‌گردد. اگر این دو کار خود را انجام دهند دولت اسلامی سریعاً شکل می‌گیرد و به وجود می‌آید. الان توده مردم متوجه هدایت­های امام نیستند و این کار نخبگان را می­طلبد. مردم باید بفهمند، بشناسند و انتخاب کنند. در مورد بخش‌های مستعد دولت هم می‌توان همین اتحادیه را مثال بزنیم و خودش باید سراغ نخبگان برود و در جامعه‌ای که دارد اثر بکند. مشکل در توده مردم نیست. مردم در طیفی گسترده از قسمتی که با دشمن موافقت نمی­کند شروع می­شود تا خانواده شهدا و همه با جمهوری اسلامی موافقند. شکی هم در هدایت‌های امام نیست. منتها نخبگان همیشه عقب‌افتادگی‌ها و بدفهمی‌هایی دارند و بخش‌های مستعد دولت نیز می‌بینیم کم‌کاری‌هایی را به همراه می‌کشند.

دکتر سید محسن موتورچی در پایان سخنانشان در پاسخ به سایر سؤالات پژوهشگران مرکز آینده­سازان، همچنین به مطالب زیر اشاره کردند:

  • مردم‌سالاری دینی را برخی چنین توصیف می‌کنند: دارای دوران گذار است و نظریه اصیل اسلامی نیست. برخی دیگر، آن را پایه مقبولیت می‌دانند و می‌گویند مجبوریم بپذیریم. این هر دو غلط است. رهبری آن را به‌صورت طولی پایه مشروعیت می‌داند و قائل است مشروعیت دوپایه دارد: اراده خدا و خواست مردم. اراده خدا بر این است که اگر مردم خواستند برشان حکومت کنید. این در سیره نبوی و رفتار علوی توسط حضرت آقا توضیح داده می‌شود. نکته اصلی هم به کرامت ذاتی انسان مربوط است. به خاطر همین کرامت است که خداوند حق تعیین سرنوشت انسان را به خودش داده است.
  • کتاب تحول معنوی به دو مطلب اشاره دارد: یک- چیستی؟ یعنی حقیقتی فراتر از جسم هست و عالم غیبی وجود دارد. دو- چگونگی؟ آحاد افراد چگونه باشند؟ از اصلاح در اندیشه شروع می­شود به بیداری می‌رسد و حرکت در مسیر آغازشده، توبه و بازگشت صورت می‌گیرد. سپس بحث از جبران مافات است و بعد هم مراقبه، محاسبه و انتظام به امور زندگی. منتها به نظر می‌رسد این کتاب به معنویت اجتماعی و معنویت همگانی نپرداخته است حال‌آنکه امام و رهبری دراین‌باره حرف دارند.
  • روش‌شناسی مراجعه به سخنان امام و رهبری و روش فهم آن‌ها، همان روش اجتهاد حوزه است و نمی‌شود به واژگان پرتکرار مثلاً و یا مواردی ازاین‌دست در کلام آن‌ها تکیه کرد و استنباط نمود.

و من الله التوفیق و علیه التکلان

نخبه باید نخبه ساز و نخبه پرور باشد!

باسمه‌تعالی

(نگاهی به راهبرد تربیتی «درون‌زایی»)

معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۷، در راستای طرح تبیان، با دعوت مجدد از جناب حجت ­الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با راهبردهای تربیتی» را برگزار نمود.

حجت­ الاسلام رجبی در آغاز مطالبشان به خالی بودن جای تشکل‌ها در ایران اشاره کردند و اینکه چگونه یک مجموعه تربیتی به تشکیلات تربیتی تبدیل شود را سؤالی مهم برشمردند. ایشان با این مقدمه به این نکته پرداختند که اگر مجموعه تربیتی را بخواهیم «تشکیلات» در نظر بگیریم، باید این تشکیلات درون­زا باشد؛ یعنی مثلاً خود متربیِ نخبه ما، متربی ساز، متربی پرور، نخبه ساز و نخبه پرور شود. اگر چنین شد، این درون­زایی سبب می­شود دیگر مجموعه و تشکل ما دچار فرسایش نشود. در ابتدای یک کار تربیتی و تشکیلاتی، مقدمات و امکاناتی از قبیل ارتباطات، اعتمادسازی، نفوذ در مراکز مختلف، جذب و … لازم است که مدیر، متربی و نخبه ما با فعالیت و انرژی زیاد آن‌ها را پیگیری کند و پس از صرف زمان ۲۰ ساله مثلاً به آن‌ها می­رسد؛ اما از شور و حال جوانی دیگر در این تشکیلات خبری نیست. کار دست آدم‌هایی با متوسط سن ۵۰ سال قرار می­گیرد و در آن‌ها روحیه خلاقیت، ابتکار و ارتباط با جوان و نوجوان نیست. اگر درون‌زایی صورت بگیرد، هم پویایی تشکیلات را داریم و هم توسعه کمی و هم توسعه کیفی؛ یعنی هم آن موجودیتی که هست حفظ می­شود و اگر درون‌زایی بیشتر از نیاز بود یا عرصه‌های جدید به وجود می­‌آید و کار از جهت کیفی بالا می‌رود و یا کانون­های جدید و کار از جهت کمی زیاد می‌شود. با این دید، باید برای درون­زا شدن مجموعه هم برنامه داشت.

مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا در ادامه مطالبشان افزودند، ما در جلد دوم کتاب برنا به راهبرد «درون­زایی» اشاره‌کرده‌ایم و به لحاظ تجربه به نمودار پایین رسیده­ایم. به این طریق می‌توان به کسانی که دارند کار تربیتی می­کنند نگاه فرایندی داد. مرحله اول از این نمودار، مرحله مشترک بحث تربیت است. تا «انس و رفاقت» نباشد و استیحاش باشد کار تربیتی اصلاً شروع نمی­شود. در مجموعه و تشکیلات تربیتی برخی با بهره‌گیری از ابزار علمی و برخی با استفاده از ابزار ورزشی و … جذب را صورت می­دهند. پس‌ازاین مرحله باید متربی را به انس و رفاقت رساند. شروع سیر تربیتی به این است که متربی در فضای ما وارد شود و این ورود به انس و رفاقت است.

حجت‌الاسلام رجبی در ادامه این بخش از سخنانشان بیان داشتند: درون‌زایی را خیلی نمی‌شود در سنین پایین آغاز کرد، ازاین‌رو تا آغاز پایه هشت، دانش‌آموز برای درون‌زایی تنها انس و رفاقت را نیاز دارد.

در مرحله بعد، نوبت به هویت تشکیلاتی می­رسد؛ یعنی متربی باید کیف کند که من جزء این مجموعه هستم. کم‌کم پس از لذت بردن به‌جایی می‌رسد که مجموعه و تشکیلات را دوست می­دارد و به آن افتخار می­کند. برای هویت‌سازی، تشکیلات ما باید اسم داشته باشد. همچنین دوره‌های آن، لباس‌های آن و این اسامی در سرودهای هیئت­ها و غیره تکرار شود و مسائلی ازاین‌دست ادامه پیدا کند تا هویت را در متربی تقویت کنیم. باید متربی تشکیلات را از خود بداند و خود را از تشکیلات. خلاصه باید اردوها، حضور زیاد و مستمر در مجموعه، آداب مخصوص جهت همگونی و … تا آخر پایه «نه» هویت تشکیلاتی به متربی ما بدهد و نه بیشتر از این مدت.

سومین مرحله پس از علاقه، عشق و افتخار، احساس مسئولیت و دلسوزی است. مدیر و مسئول تشکیلات باید با ابزارهایی این احساس مسئولیت را تقویت کند؛ مثلاً خوب و دقیق مسئولیت بخشی صورت بگیرد. در این راستا ما می­توانیم فیلم شهید مهرداد عزیز اللهی که شهید رهبر، مصاحبه‌ای ازایشان گرفته است را به متربی نشان دهیم و حس مسئولیتش را تقویت کنیم. پس‌ازآن مسئولیت‌ها را تقسیم کنیم و با جدیت پیگیر انجام آن‌ها باشیم. در مدل ما سهیم کردن دانش­آموزان در تشکیلات در دوپایه صورت می­گیرد؛ مسئولیت‌های اجرایی در پایه «ده» که این اخلاص، قدرت مدیریت، روحیه کار برای دیگران، روحیه کار بی‌مزد و منت، ایثار، سختی کشیدن و همت زیاد و درنهایت احساس مسئولیت و دلسوزی را بیشتر می­کند. در پایه «یازده» نیز به متربی خود مسئولیت‌های فرهنگی می­دهیم. او مسئول بُرد، تابلو اعلانات، نماز جماعت و … می­‌شود.

عضو شورای سیاست‌گذاری کانون دانش‌پژوهان نخبه، در پایان سخنانشان در ادامه بیان مراحل درون‌زایی به هم­آرمانی پرداختند و قوی‌تر شدن دلسوزی و احساس مسئولیت را پس از یک سال و در پایه ۱۱، سبب جوانه زدن هم‌آرمانی در نوجوان دانستند. ایشان هم‌آرمانی را بدون بحث‌های اعتقادی نشدنی و پشتوانه معرفتی را لازم دانستند. هم‌آرمانی اجمالی نیز با مباحثات دانش‌آموز را به آرمان‌های تفصیلی‌تر و موردعلاقه او سوق می‌دهد. پس‌ازاین است که اگر متربی و دانش‌آموز ما به حوزه یا دانشگاه رفت، انگیزه پیدا می‌کند برای تربیت دوباره. پیش‌ازاین شاید به‌کارگیری شیوه تلقین و القاء درجاهای مناسبِ مراحلِ قبل لازم است. با سپری شدن این مراحل تداوم و پویایی مجموعه و تشکیلات تضمین می‌شود و این خود سبب توسعه و تکثیر تشکیلات می‌گردد.

در این جلسه دوستان پژوهشگر مرکز فرهنگی تبلیغی آینده‌سازان نیز پرسش‌هایی در ارتباط با این راهبرد تربیتی از حجت‌الاسلام رجبی پرسیدند.

و من الله التوفیق و علیه التکلان

از «بُرنا» بیشتر بدانیم!

باسمه‌تعالی

(نگاهی به روند نگارش سند بُرنا)

معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده ­سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۹/۱۶، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب حجت­ الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با روند نگارش منظومه تربیتی برنا» را برگزار نمود.

حجت ­الاسلام رجبی در آغاز این نشست، نکته‌هایی پیرامون مجموعه کانون دانش­پژوهان نخبه مطرح کردند. ایشان بیان داشتند، در فضای تربیت نخبگان متدین انقلابی، اواخر سال ۱۳۷۲ در جنوب شهر تهران، کانون دانش ­پژوهان نخبه دایر شد. این کانون هم‌اکنون چهار شعبه دارد و از دانشجویان خوش­فکر و طلاب علوم دینی شکل گرفته است. این کانون با ظرفیت­هایی که دارد تاکنون توانسته است به‌صورت تجربی بسیاری از مسیرها را باز کند.

مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا در دنباله مطالبشان افزودند، هرچند ما در سند برنا، اسناد علمی مانند سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و کتاب مبانی نظری و اسناد پشتیبان آن، کتاب فلسفه تعلیم و تربیت آیت­الله مصباح، نظامنامه تربیتی جامعه المصطفی و کتاب­هایی ازاین‌دست را موردبررسی و مطالعه قراردادیم؛ اما بیشتر نگاهمان در این کار، تجربیاتی بود که به دست مجموعه­های مختلف فرهنگی – تربیتی انجام‌شده بود.

ما مجموعه یاران سبز موعود گیلان را دیدیم، مسجد صفا را کاملاً واکاوی کردیم، مسجد امام حسن مجتبی علیه­السلام و کانون کریم آل الله و هفت، هشت مجموعه ازاین‌دست را مهندسی معکوس کردیم. راهبردهای آن‌ها، تجربیاتشان، روش‌هایشان و … را به دست آوردیم. سپس تلاش کردیم آنچه به‌دست‌آمده است را به مبانی­ای که از اسناد علمی حاصل آمده بود، وصل کنیم. بعد اطلاعاتی که از فضاهای مختلف گردآمده بود را منظم کردیم و درنهایت، ذیل شش زیر نظام آوردیم؛ بنابراین در جلد اول برنا، نخست مبانی را چیدیم، اصول و اهداف مطلوب را پیدا کردیم و در آخر هم سیاست­های اصلی که باید در مجموعه­های نخبه پرور باشد را به دست آوردیم.

حجت‌الاسلام رجبی در ادامه این بخش از سخنانشان بیان داشتند: پس از کتابچه اول، به شش زیر نظام اصلی پرداختیم یعنی؛ دو زیر نظام محوری آموزش و تهذیب و معرفت افزایی و چهار زیر نظام جذب و گزینش، ارتباط و تعامل با خانواده، مدرسه و مسجد، مدیریت، تربیت کادر که در خدمت دو زیر نظام محوری قرار می­گیرند. سپس برای هریک از این زیر نظام‌ها سعی کردیم روش­هایی را ارائه کنیم و قالب­هایی که ما را به آن روش­ها می­رساند را پیدا بکنیم و توضیح بدهیم. ما کتاب اول را سعی کردیم خیلی مبنایی باشد؛ اما کتاب‌های بعد را ناظر به اجرا نوشتیم و توضیح دادیم که چطور این قالب­ها را می­توان به فعلیت رساند.

عضو شورای سیاست‌گذاری کانون دانش‌پژوهان نخبه، پس از بیان نظام کلی­ای که در کتاب برنا آمده است، برخی از خصوصیات آن را نیز برشمردند. ایشان در بیان اولین خصوصیت، روح کلی کتاب را «مخصوص تشکیلات نوشته شدن» دانستند نه اینکه برای مدرسه و آموزشگاه نوشته‌شده باشد. در بیان دومین خصوصیت، به جامع بودن آن اشاره کردند و گفتند، ما در این کتاب فقط به یک بُعد تربیت نمی­پردازیم. ما نگرش نظام­مند به تربیت را دنبال می­کنیم نه مسئله محور و موضوع محور بودن را. لذا با همه عرصه­های دانش­پژوهان مواجهیم. عرصه علمی، فکری و غیره که حدود ده، یازده­تا است و شش، هفت­تای آن مهم‌تر است را باید لحاظ کنیم و برای آن‌ها برنامه داشته باشیم. در بیان سومین خصوصیت، به این نکته توجه دادند که ما در این کتاب تنها به دنبال هوش ذهنی نخبه نیستیم؛ بلکه می­خواهیم نخبگان را تربیت کنیم. در بیان چهارمین خصوصیت، به کار تربیتی مستمر لاینقطع که ریشه در اصول دارد اشاره کردند و استمرار را دو معنا کردند. معنای اول اینکه همه روزهای سال، حتی نوروز را دربر بگیرد و انقطاعی نداشته باشد. معنای دوم هم اینکه افق داشته باشد و در طول سالیان مختلف انقطاع نداشته باشد. اگر فضایی ترسیم کنیم که انتها ندارد، دانش­پژوه هویتش را با آن گره می­زند و مدرسه و بعضاً خانواده می­شود هویت فردی. با این فضاست که متربی ما آماده برنامه­ها و کارهای خیلی زیاد می­شود. ما در کتاب برنا سعی کرده­ایم یک چنین تشکیلات و جامعه کوچکی را ترسیم کنیم.

حجت‌الاسلام رجبی در این نشست در پاسخ به سؤالی درباره جذب و گزینش افراد، به این نکته اشاره کردند که ما برای گزینش روش‌هایی داریم و به آن‌ها در کتاب چهارم برنا پرداخته­ایم؛ مثلاً IQ افراد را با تست هوش ریون می­سنجیم، با ایجاد یک بازی یا مسابقه، جسور بودن، بلندهمتی، قدرت مدیریت و رهبری در گروه و مواردی ازاین‌دست را مشخص می­کنیم و … . ایشان ضمناً اشاره داشتند که ما به اقتضای شرایط شهر تهران و برخی مسائل دیگر، نسبت به خانواده­های افراد، فقط این را در نظر می­گیریم که خیلی خراب نباشد و ازهم‌پاشیده نباشد. همچنین درباره سال ورود دانش­پژوهان به کانون دانش­پژوهان نخبه، چنین مطرح شد که اکثر شعبه­‌های این کانون از پایه هشتم افراد را جذب می­کنند و برخی هم از پایه ششم.

عضو شورای سیاست‌گذاری کانون دانش‌پژوهان نخبه، در ضمن پاسخ دادن به سؤالی دیگر، اشاره داشتند؛ مسیر درون­زایی تشکیلاتی مجموعه ما از دانش­‌آموزی شروع می­‌شود و بعد که شخص دانشجو شد اصرار دارد که باید در تشکیلات چه مسئولیتی را انجام بدهد؟! در مجموعه ما که به مسئولیت بخشی به افراد نگاه ویژه دارد، حتماً پس از یک سال و اندی از ورود اشخاص، یک مسئولیت اجرایی یا یک مسئولیت فرهنگی را به پایان رسانده‌­اند.

مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا در این میزگرد تخصصی یک مشکل سند برنا را نیز مطرح کردند و گفتند، نظام اهداف پر مؤلفه‌ای که ما در سال ۹۰ داشتیم و از ۵۰۰ مؤلفه به ۱۲۰ مؤلفه رسیدیم، قابل انجام برنامه­‌ریزی عملیاتی نیست. چرا که مجری طرح، عملاً إشراف به نظامی که دارد دنبال می­کند، پیدا نمی‌­کند؛ بنابراین ما اخیراً یک‌بار دیگر نظام اهداف را بررسی کردیم و مؤلفه­ها از ۱۲۰ به ۳۰ رسید. نظام اهداف مختصر به ذهن کسی که می­خواهد مسیر را برود، کمک می­‌کند و آن را نظم می­دهد. در حال حاضر ما ذیل چهار سرفصل اصلی گرایش‌­ها، عقاید و دانش­ها، رفتارها و اخلاق و مهارت‌ها، ۳۰ مؤلفه مذکور را جا داده‌ایم.

ایشان در پایان سخنانشان به دو مزیت و توان کانون دانش­ پژوهان نخبه نیز اشاره کردند و از کانال خود در بله به نام شبکه مربیان کانون­های امام رضا علیه ­السلام با ۵۰۰ مربی عضو نام بردند و اشاره داشتند به جهت راهبردهای رسیدن به اهداف و کلان شیوه ­های تربیتی، مجموعه ما به حمدالله قدرتمند است و حرف برای گفتن دارد.

و من الله التوفیق و علیه التکلان

برای سردار دلها

به گزارش روابط عمومی فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در این ایامی که نام سردار اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی بر سر زبان جهانیان است و تمام مردم آزادی خواه در غم نبود این بزرگ مرد تاربخ مجاهدت و ایستادگی سوگوارند، ما نیز به نوبه خود گوشه ای از شخصیت والای این شهید را در غالب متن سخنرانی آماده کرده ایم. باشد که مقبول درگاه الهی و این شهید واقع شود.

  1. خونِ جریان ساز
  2. کشتۀ أشقی الاشقیاء
  3. قدس را هدف داریم
  4. انتقام سخت

حقیقت گناه

بسم الله الرحمن الرحیم

#حقیقت_گناه
درک واقعی نسبت به حقیقت گناه خیلی می تواند در ترک گناه موثر باشد!
ما تا زمانی که درک واقعی نسبت به حقیقت گناه نداریم اگر هم گناه را ترک نماییم یک جورایی با رضایت قلبی نیست و یک کراهتی نسبت به این ترک داریم و گاهی در عالم درون نق می زنیم که حالا نمی شد این عمل حرام نباشه وتا من یک خرده خوش باشم.
🔸مثال ما اگر هم گناه را ترک کنیم بدون شناخت حقیقت گناه،مثل کودکی است که میخواهد به بخاری داغ دست بزند ولی مادر جلوی او را می گیرد و می گوید جیز است!اما اندرون احوال این کودک اعتراض است و جیغ می زند تو نمی گذاری من خوش باشم!درست است خدا ما را منع نموده وما پرهیز می کنیم اما این پرهیز با جیغ و اعتراض درونی همراه است چون حقیقت گناه را نفهمیدیم که جیز است مثل همان کودک!
🔸اینکه امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «لَوْ لَمْ یَنْهَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنْ مَحَارِمِهِ لَوَجَبَ أَنْ یَجْتَنِبَهَا الْعَاقِل‏» (غررالحکم/۷۵۹۵) اگر خدا از حرام نهی نکرده بود، عاقل باید خودش از حرام اجتناب می‌کرد یعنی عاقل به حقیقت گناه پی برده است.ضرر گناه برای جان خود را متوجه است تعفن گناه را استشمام نموده است.این عاقل به معنای کسی که از چشم یا شامّه برزخی برخوردار است نیست به معنای کسی است که فکر می کند اهل تفکر است اهل حساب و کتاب است .
#داستان
🔸شما ببینید گناه در نظر مقدس اردبیلی چگونه بوده است:
طلبه جوانی از مقدس اردبیلی (ره) پرسید: استاد! آیا شما گناه می‌کنید؟
استاد گفت: فرزندم؛ همه انسانها جایز الخطا هستند.
دوباره پرسید: عموم انسانها را که می‌دانم، منظورم خود شما هستید، آیا شما گناه می‌کنید؟
مقدس اردبیلی (ره) با تبسم پاسخ داد: الله اکبر، حالا که این‌قدر اصرار می‌کنی، باید بگویم نه! من گناه نمی‌کنم.
شاگرد پرسید: آیا فکر گناه هم نمی‌کنید؟
استاد فرمود: نه عزیزم، فکر گناه هم نمی‌کنم.
طلبه جوان که خیلی تعجب کرده بود پرسید: مگر امکان دارد استاد؟
مرحوم مقدس اردبیلی فرمود: آری، امکان دارد، اگر قبول ندارید من سؤالی از شما می‌پرسم، جواب صحیح آن را بدهید:
آیا شما نجاست می‌خورید؟
طلبه جوان که احساس می‌کرد مورد اهانت قرار گرفته، رنگ چهره‌اش تغییر کرد و گفت: نه استاد، این چه سؤالی است؟
مقدس اردبیلی (ره) دوباره فرمود: آیا فکر خوردن نجاست را هم نمی‌کنی؟
جواب داد: نه
استاد فرمود: گناه نزد من مثل نجاست است، حتی بدتر از آن است.
📚 عبرت‌ها در آينه داستان‌ها
🔸نگاه مانگاه ملکوتی به اعمال باشد حال یا خودمان ملکوت گناه را دیده باشیم و شناخته بایم یا به خبر اهل ملکوت در این باره باور کنیم.
🔸شما اگر به کسی بگویی آتش می سوزاند باور نکند تعجب میکنی که چرا حالیش نیست!
این ها مربوط به ظواهر و عالم ماده است که همه می بینیم و باور میکنیم.ولی همه عالم همین عالم ماده نیست ما عالم ملکوت هم داریم!خب!اگر خودمان نرسیدیم ونمی بینیم دلیل بر نبودن ملکوت نیست! انبیا آمدند تا دید انسان را بالا ببرند و اگر انسان حقیقت گناه را بفهمد دیگر نمی‌تواند گناه کند، و حتی فکر گناه را هم نمی‌کند.
🔸به ما خبر دادند این عملی که مشا انجام می دهید یک ظاهر دارد یک باطن به ما خبر داده اند این دروغی که می گویی یک اتفاقی در باطن عمل می افتد که به ضرر تو هست:
#روایت
🔸رسول خدا ص فرموده:اَلْمُؤْمِنُ إِذَا كَذَبَ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ حَتَّى يَبْلُغَ اَلْعَرْشَ فَيَلْعَنُهُ حَمَلَةُ اَلْعَرْشِ وَ كَتَبَ اَللَّهُ عَلَيْهِ بِتِلْكَ اَلْكَذِبَةِ سَبْعِينَ زَنْيَةً أَهْوَنُهَا كَمَنْ يَزْنِي مَعَ أُمِّهِ .،رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)كه مؤمن چون دروغ گويد بغير ضرورتى لعنت كند او را هفتاد هزار ملك و بيرون آيد از دل او بوى گنديده تا آنكه برسد بعرش حملۀ عرش لعنت كنند او را و بنويسد خدا بروى باين دروغ هفتاد زنا كه كمترين آن چنان باشد كه زنا كرده است با مادر خود(📚جامع الأخبار , جلد ۱ , صفحه ۱۴۸)
این بوی گند هم خودش را متعفن می نماید هم در عالم می پیچد و بر عالم اثر می گذارد.
📝 …. 📝
دوستان این سخنرانی می توانید همین جا تمام نمایید ولی ممکن است از شما بپرسند یا اینکه خودتان در ادامه طرح سوال نمایید وادامه دهید:⁉️
اگر گناه برای خودم ضرر دارد خداوند چه اصراری به توبه من دارد؟
ممکن است کسی بگوید گناه برای من ضرر دارد استغفار چه سودی دارد؟که خدا این همه اصرار دارد.؟
در پاسخ باید بگوییم اگر با چاقو یا ساتور، انگشت خودمان را قطع کنیم، این دیگر ربطی به دین و اعتقاد آدم ندارد و بالاخره انگشت ما جدا می‌شود و درد می‌کشیم.گناه هم اثر خودش را گذاشته و خدای بنده نواز خدای لطیف و مهربان نمی خواهد بنده با این ضرر گناه در دنیا و آخرت ادامه زندگی دهد اینکه اصرار می فرماید بر توبه نظر لطف خداست.
یک اثر و ضرر گناه این است که ما را متعفن می نماید خدا می فرماید تا رسوا نشدید بیایید خودتان را معطر نمایید.
#روایت
📚 پیامبر(ص) فرمود:🔸تعطروا بالاستغفارلاتفضحنکم روائح الذنوب؛ خودتان را با استغفار خوش‌بو و معطر گردانید تا بوی گناه شما را رسوا و مفتضح نگرداند.

حجاب فاطمی

موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار در حیطه ی حجاب و پوشش است. عفت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه ی شهوت باز دارد. قرآن به چند رفتار عفیفانه، از جمله رعایت عفت در گفتار، نگاه، شهوت، پوشش و عفت در کردار – به ویژه در زنان – اشاره می کند و تاکید می فرماید: صحبت کردن زنان با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و نازک کردن صدا باشد و از هرگونه سخنان غیرضروری و بیهوده پرهیز شود. در نگاه به نامحرم، زنان همانند مردان از چشم چرانی منع شده اند و باید از نگاه بد و هوس آلود چشم پوشی کنند؛ چرا که دیده به منزله ی دروازه ی دل است و اگر کنترل نشود، در کشاندن آن به سمت گناه نقش زیادی دارد. قرآن زنان را مکلف می کند جاذبه ها و زینت های ظاهری و باطنی خود را آشکار نکنند، مگر آن چه نمایان است. آن ها باید پوششی مناسب که تمام گردن و سینه و اندام ها و زینت های پنهان آن ها را مستور کند داشته باشند که موجب تهییج شهوت مردان و در نتیجه آزار و اذیت خود توسط افراد بیماردل نشود. کردار و راه رفتن آن ها نیز باید به دور از جلوه، خودنمایی و جلب توجه باشد. در نظام مقدس اسلام، این امور کاملاً حکیمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گردیده است.

با دقت در سیره ی حضرت زهرا(س)، آن اسوه ی به تمام معنا، در می یابیم که ایشان آیینه ی تمام نمای حجاب و عفاف اسلامی است. زنان با الگوگیری از آن حضرت در رعایت حجاب و عفاف و پوشش کامل و داشتن رفتاری به دور از خودآرایی و خودنمایی، می توانند آرامش و آسایش و امنیت خود، خانواده و جامعه را به ارمغان بیاورند و از گسیختگی بنیان خانواده جلوگیری کنند و مانع بسیاری از فتنه ها که ریشه در عدم رعایت و حفظ حریم عفاف دارد، گردند.

عفاف و حجاب در سیره ی حضرت زهرا(س)
دین مبین اسلام، به عنوان آیین جامع و کامل خداوند متعال، در حمایت از شخصیت انسانی و معنوی زن در جهت حفظ عفّت عمومی، دستورهای حکیمانه ای مبتنی بر لزوم رعایت عفّت و حیا در ابعاد گوناگون صادر نموده است. «البته عفاف مخصوص زنان نیست و مردان نیز باید عفیف باشند ولیکن چون مردان به دلیل داشتن قدرت جسمانی و برتری جسمانی این توانایی را دارند که به زن ظلم کنند و برخلاف میل او رفتار نمایند، از این رو اسلام بر روی عفّت زن تاکید بیشتری نموده است».۱

قرآن یکی از ویژگی های مؤمنان راستین را، عفاف و پاک دامنی می داند و می فرماید: «وَالّذینَ هُم لِفُروجِهِم حافِظونَ؛ آنان [مومنان] کسانی هستند که دامان خویش را از بی عفتی حفظ می کنند».۲

در فضیلت عفاف روایات بسیاری آمده از جمله:

«افضل العباده العفاف؛ برترین عبادت، عفت است.»۳

«العفّه رأس کلّ خیر؛ عفت در رأس همه ی خوبی ها است.»۴

«العفّه افضل الفتوّه؛ عفت برترین جوان مردی است.»۵

«العفّه افضل شیمه؛ عفّت برترین خصلت است.»۶

«العفاف یصون النفس و ینزّهها عن الدنایا؛ عفت، نفس را مصون و آن را از پستی دور نگه می دارد.۷

«العفاف زهاده؛ عفت پارسایی است».۸

با دقت در آیات و روایات درمی یابیم عفّت به معنی مناعت و آن حالت نفسانی است که [انسان را] از غلبه ی شهوت باز دارد؛۹ و همچنین به معنی پارسایی و پرهیزکاری و بازداشتن از حرام است.۱۰

به طور کلی، عفت را می توان یک صفت انسانی و ملکه ی نفسانی و زینت باطنی دانست که موجب می شود تمام اعمال و حرکات و گفتار و پوشش انسان، عفیفانه و فاقد رذیلت های شهوانی و هوس مآبانه باشد.۱۱

عفاف از یک سو به عنوان یک مسئله ی اصلی و بنیادین و فراتر از حجاب و پوشش مطرح است و از سوی دیگر، رابطه ی تنگاتنگی با آن دارد؛ چرا که به عنوان یک خصلت و ارزش اختیاری، پوشش را به ارمغان می آورد و به طور کلی، می توان حجاب را میوه و ثمره ی عفاف دانست.

گفتنی است شرم، حیا و اشتیاق به عفاف و پاک دامنی، یک تدبیر نهفته در خلقت و فطرت زن است که او را وادار می سازد به طور ناخودآگاه، خود را از چشم نامحرم بپوشاند. به عبارت دیگر، گرایش زن به حفظ عفّت خویش، از احساس فطری و الهام غریزی وی نشأت می گیرد.

حضرت زهرای اطهر(س) بانوی بزرگواری که مظهر کمالات الهی و برترین اسوه ی انسان ها به ویژه زنان هستند، از نظر عفاف و حجاب الگوی بی نظیری هستند. با دقت در سیره و زندگانی آن حضرت به اوج عظمت ایشان می توان پی برد.

در این راستا، به طور کلی جلوه های عفاف و حجاب در سیره ی حضرت زهرا(س) را در چند محور مورد بررسی قرار می دهیم:

۱٫ حضرت زهرا(س) و عفاف در گفتار
در آیه ی ۳۲ سوره ی احزاب، درباره ی وظایف زنان در لزوم رعایت عفاف در سخن گفتن با مردان نامحرم آمده است: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَیطمَعَ الذی فی قَلبِه مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.»

خضوع در این جا به معنای این است که زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف نکنند تا مردان بیماردل را دچار ریبه و خیال های شیطانی کنند و شهوت آن ها را برانگیزانند. منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوت باز می دارد.

و «قولاً معروفا» یعنی سخن معمولی و مستقیمی بگویند که به دور از کرشمه و ناز باشد و شرع و عرف اسلامی آن را پسندیده دارد.۱۲

این آیه اشاره به کیفیت و محتوای۱۳ سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه دارد و صحبت کردن با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و خضوع و خودنمایی باشد. همچنین بر اجتناب از هرگونه سخنان بیهوده و غیرضروری و شهوت انگیز تأکید دارد و متذکر می گردد در صورت عدم رعایت این امر ممکن است در اثر نمایش جاذبه های زنانه و سخنان هوس آلود، افرادی که از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی – که در اثر ضعف یا فقدان ایمان است – برخوردار نباشند به فکر گناه و فحشا بیفتند و امنیت جامعه را به خطر بیندازند. نقل است که هرگاه کسی به در خانه ی حضرت زهرا(س) می آمدند حضرت برای پاسخ به فرد پشت در، دستان مبارک خود را در دهان قرار می دادند تا با تغیر لحن صدای خویش فرد را از لغزش گناه دور کنند. همچنین روایت شده حضرت در هنگام سخن رانی کوبنده ی خویش در مسجد، لحن صدای خویش را به حالت بم تغییر داده بودند و این گونه در گفتار عفت پیشه می کردند.

۲٫ حضرت زهرا(س) و عفاف در نگاه
در آیه ی ۳۱ سوره ی نور که به سوره ی عفت و پاک دامنی و حجاب معروف است۱۴، به چندین رفتار عفیفانه اشاره می شود که یکی از آن ها وجوب حفظ و کنترل دیده و نگاه است: «وَ قُل لِلمؤمناتِ یغضُضنَ مِن أبصارِهِنَّ؛ به زنان مؤمن بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند.»۱۵ همچنین در آیه ی دیگری می فرماید: «قُل لِلمؤمنینَ یغُضّوا مِن أبصارِهِم؛ به مردان مؤمن بگو از بعضی نگاه های خود (نگاه های غیرمجاز) چشم پوشی کنند».۱۶ در شأن نزول این آیات آمده: جوانی در بین راه، زنی را می بیند و به او چشم می دوزد و به دنبال او به راه می افتد. طوری غرق نگاه بوده که صورتش به دیوار برخورد می کند و مجروح می شود، نزد رسول خدا(ص) می رود و ماجرای خود را نقل می کند و این آیه نازل می گردد.۱۷

«یغضض» از ماده ی «غضّ» به معنای کاهش و کم کردن نگاه است۱۸ و منظور، چشم پوشی از نگاه حرام و غیرضروری و شهوت آلود است. در لزوم عفّت و پاک دامنی و ترک نگاه حرام، بین زن و مرد، فرقی نیست.۱۹ بدین ترتیب همان گونه که چشم چرانی بر مردان حرام است، بر زنان نیز حرام است.۲۰ حضرت رسول(ص) می فرماید: «از نگاه های زیادی بپرهیزید؛ زیرا تخم هوس می پراکند و غفلت می زاید».۲۱

همچنین حضرت عیسی(ع) می فرماید:
«از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت را بر دل می نشاند و همین برای دچار شدن انسان به فتنه کافی است».۲۲

از این رو، کنترل چشم می تواند از مهم ترین و اساسی ترین اصول عفاف باشد که باید در مرتبه ی اولی رعایت گردد؛ چرا که چشم دروازه ی قلب و روح است و «هر چه دیده بیند دل کند یاد.»

امام علی(ع) می فرماید: «العین رائد القلب؛ چشم، دل را به دنبال خود می کشد».۲۳

بدین ترتیب، کمترین کوتاهی در چشم پوشی از نگاه به نامحرم، تیری مسموم از سوی شیطان است.۲۴ قلب، عقل انسان را نشانه گرفته و دل و فکر را مشغول و به دنبال آن، غریزه را مشتعل می کند و از آن پس فتنه ها به دنبال می آورد که گاه جبران ناپذیر است.

به گفته ی شاعر:
این نظر از دور چون تیر است و سم

عشقت افزون می شود صبر تو کم

کسی که عفّت چشم پیشه کند و نگاه حرام را دنبال نکند، فکرش فراغت و دلش آرامش می یابد۲۵ و اوصافش نیکو گشته۲۶، در نتیجه، خداوند، شیرینی ایمان و عبادت را به او می چشاند۲۷ و به ازای فروبستن چشم از حرام، قدرت مشاهده ی شگفتی های عالم و عظمت الهی را می یابد.۲۸

حضرت زهرا(س) همان کسی است که زن نیکو و شایسته را زنی می داند که مردی را نبیند و مردی او را نبیند.۲۹

خشنودی حضرت فاطمه(س) از محول شدن انجام کارهای خانه و معاف شدن از کار در بیرون منزل (در تقسیم کار توسط حضرت رسول(ص) ۳۰) به اوج عفت و حیای ایشان در خودداری از اختلاط با مردان و محفوظ ماندن از نامحرمان اشاره دارد.

روایت است که رسول خدا(ص) در زمینه ی تقسیم کار این گونه داوری کردند: فاطمه(س) را مأمور به انجام امور داخل خانه نمود و علی(ع) را نیز به امور خارج از خانه مامور ساخت. دختر پیامبر از این تقسیم کار فوق العاده خوش حال شد و چنین اظهار داشت: «جز خداوند نمی داند که من از چنین تقسیمی چه قدر خوش حال شدم زیرا پدرم رسول خدا مرا از گریبان گیر شدن با مردان معاف داشته است.»۳۱

۳٫ حضرت زهرا(س) و عفت در پوشش
مسئله ی حجاب و پوشش زن و مستور نمودن زینت های ظاهری و باطنی وی، اهمیت بسیاری دارد. خداوند حکیم به دنبال آیه ی مذکور و در چند جای دیگر قرآن، به این موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بدحجابی و بی حجابی و خودآرایی و خودنمایی در برابر نامحرم نهی فرموده است.

در «وَ لایبدینَ زینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها»۳۲ زنان را مکلف می کند که نباید جاذبه ها و زینت های ـ ظاهری و باطنی ـ خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتاً نمایان است.

کلمه ی «ابداء» به معنای اظهار و آشکار کردن است. اما آن چه از زینت های ظاهری، پوشاندنش استثناء شده، صورت و دو دست است.۳۳ بنابراین، مقتضای آیه، نهی از خودنمایی و آشکار نمودن زینت های شهوت انگیز و جلوه نمایی اندام های نهان زنان است. در «وَ لیضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ» توصیه می فرماید: «زنان باید سرپوش ها و روسری های خود را بر گردن انداخته و حایل قرار دهند (تا علاوه بر سر، گردن و سینه ی آن ها نیز پوشیده شود).»۳۴

«خُمُر» جمع خمار، به معنای جامه و پوششی است که زنان سر و موی خود را با آن می پوشانند. و «جیوب» جمع جیب، به معنای گریبان و سینه است.۳۵

بنابر نقل تواریخ، رسم بر این بود که زنان عرب معمولاً لباس هایی می پوشیدند که یقه ی پیراهن و گریبان های شان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشانید. روسری را هم از پشت سر می انداختند (همان طوری که هم اکنون بین مردان عرب متداول است) به طوری که گوش ، بناگوش ، گوشواره و جلوی سینه و گردن آن ها نمایان می گشت.

لذا این آیه نازل شد که باید پوشش ها و روسری ها، از دو طرف، روی سینه و گریبان افکنده شود تا قسمت های یاد شده، پوشیده گردد. به تعبیر «ابن عباس»، صحابی پیامبر اکرم(ص)، تفسیر آیه این گونه است: «تغطی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها؛ یعنی زن باید مو و سینه و دور گردن و زیرگلوی خود را بپوشاند».۳۶ این آیه، با اشاره به کیفیت پوشش و حجاب زنان، روشن می سازد که آنان باید تمام اندام و سر و سینه و گردن و موهای خود را در برابر نامحرم بپوشانند و در پوشاندن خویش نهایت عفاف را رعایت کنند.

از آن چه گفته شد، روشن می گردد که منظور از «جلباب»، پوششی وسیع تر از خمار است که همان چادر و حداقل ، شبیه چادر ـ مقنعه ی بلند و چادر کوتاه ـ است.

بنابراین، حجاب برتر، حجابی است که تمام اندام زن و جاذبه های بدن وی، به جز گردی صورت و دو دست را مستور سازد. شاید بتوان چادر را کامل ترین پوشش – که تمام این خصوصیات را شامل شود – در این زمینه دانست. این پوشش در نظر اسلام به دلیل مصلحت هایی در نظر گرفته شده که به سود زنان است. بر این اساس، عفاف و پوشش کامل و حجاب عفیفانه ی زن مؤمن، تجسم حرمت و احترام و بهترین سلاح اوست تا افراد بوالهوس و مریض به فکر تعرض و اذیت نیفتند و هرگز کسی به خود اجازه ی فکر باطل ندهد. پس حجاب و پوشش دینی محدودیت و بند و حصار نیست، بلکه موجب مصونیت و حرمت زن است.

شرم و حیا و عفت حضرت زهرا(س) نیز به قدری بوده که حتی در حضور مرد نابینا خود را محفوظ داشت.۳۷

امیرالمومنین علی(ع) می فرماید: «روزی حضرت زهرا(س) در محضر رسول خدا نشسته بود که مرد نابینایی اجازه ی ورود خواست. پیامبر مشاهده فرمود که حضرت زهرا(س) برخاست فرمود: «دخترم این مرد نابیناست.» پاسخ داد: «ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح؛ اگر او من را نمی بیند، من او را می نگرم [اگر چه او نمی بیند اما] بوی [عطر] مرا استشمام می کند!» رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت می دهم که تو پاره ی تن من هستی».۳۸

آن تجسم حیا و عفت، تا ضرورتی نبود، به میان جامعه نمی آمدند اما در مواقع حساس و ضروری، در اجتماع حضور می یافتند و در مسائل سیاسی و اجتماعی شرکت می کردند؛ به ویژه در مسئله ی ولایت امیرالمؤمنین(ع) و به یغما رفتن فدک، در مجامع عمومی به مناظره می نشستند و از حق خویش دفاع می کردند و در عین حال هرگز از پرده ی عفاف و حجاب بیرون نمی رفتند.

در این رابطه نقل می کنند هنگامی که برای حضرت ثابت شد فدک غصب گردیده، با لباس های بلندی که تمام بدن ایشان را پوشانده بود، وارد مسجد شدند و در جایگاهی قرار گرفتند که پرده ای بین زنان و مردان حایل بود و مردان، حضرت را نمی دیدند.۳۹

این نشان می دهد حضرت حتی در میدان مبارزه نیز به عفاف و حجاب اسلامی بسیار مقید بوده اند. آن حضرت، به حدی به امر حجاب و عفت اهمیت می دادند که حتی در بستر مرگ از کیفیت حمل جنازه ی خود نگران بودند و به پوشیده بودن و محفوظ بودن بدن خویش از دید نامحرم در هنگام حمل جنازه سفارش کردند.۴۰

روزی حضرت زهرا(س) در بستر بیماری به «أسماء بنت عمیس» فرمود: «من بسیار زشت می دانم که جنازه ی زن را پس از مرگ، بر روی تابوت سر باز گذاشته، بر روی آن پارچه ای می افکنند، [طوری] که حجم بدن مشخص می گردد. مرا بر روی تابوت آن چنانی مگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنم بازدارد».۴۱

چنین بانوی باعظمت و بی نظیری را به حق می توان باشخصیت ترین، اجتماعی ترین و در عین حال عفیف ترین انسانی بدانیم که باید سرمشق خویش در تمام راه و رسم زندگی قرار دهیم.

۴٫حضرت زهرا(س) و عفت درکردار
حضرت زهرا(س) در طول مدت شوهرداری خود، هیچ گاه حریم حضرت علی(ع) را نادیده نگرفت و در مورد شخصیت آن بزرگوار کوتاهی نکرد۴۲ تا جایی که امیرالمؤمنین(ع) در این باره می فرمایند: «سوگند به خدا زندگی با صفای من و فاطمه، طوری بود که نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانی کرد، حتی غصه های دیگرم با حضور او و تماشای جمالش برطرف می گردید.»۴۳

همچنین قرآن در مورد کسانی که امکان برای ازدواج نمی یابند می فرماید: «وَ لَیستَعفِف الّذینَ لایجِدونَ نِکاحاً حَتّی یغنیهُمَ اللهُ مَن فَضلِهِ؛۴۴و کسانی که وسیله ی نکاح ندارند، به عفت سر کنند تا خدا از کرم خویش از این بابت بی نیازشان کند».۴۵ دراین باره حضرت رسول(ص) می فرماید: «هرکه پاک دامنی و مناعت جوید، خداوند او را پاک دامن و بامناعت گرداند و هرکه بی نیازی طلبد، خداوند بی نیازش گرداند».۴۶ بنابراین، قدرت نیافتن برای ازدواج و دست رسی نداشتن به همسر، مجوزی برای گناه کردن و فراهم کردن آن از راه نامشروع نیست بلکه صبر و عفت لازم است تا خداوند نیز از فضل خود بی نیازشان گرداند».۴۷

وظیفه ی دیگر زنان، پرهیز از اعمال و رفتارهای جلب توجه کننده و غیرعفیفانه است:
«و لا یضرِبنَ بِأرجُلِهِنَّ لیعلَمَ ما یخفینَ مِن زینَتِهِنَّ؛ هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت های پنهان شان دانسته شود۴۸ و صدای زیورآلات شان از قبیل خلخال و دست بند و گوشواره به صدا در نیاید».۴۹

پس هرگونه راه رفتنی که موجب آشکارشدن زیورهای مخفی زن شود از نظر اسلام ممنوع است.۵۰ زنان باید در رعایت عفاف و پرهیز از امور جلب توجه کننده دقت لازم را بنمایند. نباید اعمال و رفتار بانوان در استفاده از وسایل زینتی و استعمال عطر و بوی خوش به گونه ای باشد که باعث جلب توجه نامحرم و عامل انحراف فکرها و تباهی دل ها گردد.

خداوند در آیه ی دیگری که مربوط به حرمت خودآرایی و خودنمایی است و این عمل زشت را جاهلانه و همچون جاهلیت قدیم قبل از اسلام می شمارد، می فرماید: «و قَرنَ فی بُیوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرٌجَ الجاهلیهِ الأُولی؛ و…[ای همسران پیامبر] در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین [در میان مردم] ظاهر نشوید و…».۵۱

«تبرّج» به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است؛ همان طور که برج قلعه در برابر دیدگان مردم ظاهر است. مقصود از «جاهلیت اولی» جاهلیت قبل از پیامبر اکرم(ص) است که در آن عصر، وضعیت پوشش زنان، عفیفانه نبوده است.

آیه خطاب به زنان پیامبر اکرم(ص) است، اما طبق نظر مفسرین عمومیت دارد و شامل همه ی زنان می شود.

براساس این آیه، خودآرایی و خودنمایی زنان ـ که ویژگی فطری و مشترک میان زنان است ـ در برابر نامحرم، عمل جاهلانه ای است که زنان عصر جاهلیت به آن گرفتار بودند و زنان مسلمان نباید زیر بار چنین ننگی بروند، بلکه باید این غریزه ی طبیعی را در پرتو ایمان و عفت، کنترل و تعدیل و در جهت مثبت آن (در برابر شوهر) به کار گیرند. آن چه از مفاد آیه در مورد جاهلیت نخستین آمده، نشان از آن دارد که جاهلیت دیگری همانند جاهلیت قبل از اسلام در پیش است که شاید بتوان آن را با عصر و زمان حاضر منطبق دانست. در تفسیر «قمی» روایتی از امام صادق(ع) آمده که بعد از جاهلیت اول، جاهلیت دیگری نیز خواهد آمد۵۲ که حاکی از همین جاهلیت مدرن عصر جدید است که مع ألاسف مظاهر آن را در جوامع اسلامی نیز می توان دید. از این رو، زنان باید از هرگونه رفتار جلوه گرانه و تحریک کننده پرهیز کنند و با تأسی از آیه ی «تَمشی عَلَی استِحیاءٍ»۵۳ که شیوه ی راه رفتن زنان اسلام را ترسیم می کند و با اقتدا کردن به بانوی دو عالم فاطمه ی زهرا(س)، به شیوه ی آن حضرت عمل نمایند.

به طور یقین، با رعایت عفاف و حجاب، آثار و برکاتی از جمله بالا رفتن ارزش و احترام زن، آرامش روانی، پای بندی به خانواده و استحکام اجتماع به بار می نشیند.

در این راستا، باید با نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه، در جهت اعتلای آن تلاش نمود و کوشش کرد کسانی که از این امر غافل گشته اند، گم شده ی فطرت خویش را به دست آورند و جان خموش و شخصیت منکوب خویش را بیدار و زنده گردانند و هویت و اصل خویش را باز یابند.

پی نوشت ها
۱٫ بانکی پورفرد، امیرحسین، تدوین آیینه ی زن، مجموعه موضوعی سخنان مقام معظم رهبری، ص۲۲۳

۲٫ مومنون /۵٫

۳ . محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۸، ح۱۳۱۱۶٫

۴٫ همان، ح۱۳۱۲۰٫

۵٫ همان، ح۱۳۱۲۱٫

۶٫ همان، ح۱۳۱۲۲٫

۷٫ همان، ح۱۳۱۲۳٫

۸٫ همان، ح۱۳۱۲۴٫

۹٫ قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۱۹٫

۱۰٫ سیاح، احمد، مترجم فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد)، ج۲، ص۱۳۰۵٫

۱۱٫ کوهی، محمدرضا، آسیب شناسی شخصیت زن، ص۲۹۳٫

۱۲٫ طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۴۶۱٫

۱۳٫ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه ی جلال و جمال، ص۴۳۶٫

۱۴٫ مکارم شیرازی، ناصر، برگزیده ی تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۸۹٫

۱۵٫ نور، آیه ی۳۱٫

۱۶٫ نور، آیه ی ۳۰٫

۱۷٫ قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۸، ص۱۷۳٫

۱۸٫ قاموس قرآن، همان، ج۵، ص۱۰۵٫

۱۹٫ تفسیر نور، همان، ص۱۷۶٫

۲۰٫ تفسیر نمونه، همان

۲۱٫ میزان الحکمه همان، ج۱۳، ح۲۰۲۴۵٫

۲۲٫ تفسیر نور، همان، ص۱۷۴٫

۲۳٫ تفسیر نور، همان، ص۱۷۴

۲۴٫ «انظره سهم مسموم من سهام ابلیس» [میزان الحکمه، همان، ج۱۳، ح۲۰۲۸۵]

۲۵٫ امام علی(ع) «من غضّ طرفه أرواح قلبه» کسی که چشم خود را پایین اندازد دلش را آسوده گرداند [میزان الحکمه، همان، ح۲۰۲۶۱]

۲۶٫ امام علی(ع) «من عفت أطرافه حسن أوصافه» هر که نگاه هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود. [میزان الحکمه، همان، ح۲۰۲۶۱

۲۷٫ رسول اکرم(ص): «النّظر سهم مسموم من سهام ابلیس، فمن ترکها خوفاً من الله أعطاء الله ایماناً یجد حلاوته فی قلبه؛ نگاه کردن یکی از تیرهای زهرآلود ابلیس است. پس هر که از ترس خدا چشم خود را (از نامحرم) فرو بندد خداوند به او ایمانی عطا فرماید که حلاوت آن را در دلش بیابد. [میزان الحکمه، همان، ح۶۳۲۳]

۲۸٫ رسول اکرم(ص): «غضّوا اَبصارکم ترون العجائب؛ چشمان خود را (از حرام) فرو بندید تا شگفتی ها ببینید [میزان الحکمه، ح ۲۰۲۶۲]

۲۹٫ أن لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال [بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۸]

۳۰٫ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۳٫

۳۱٫ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۳٫

۳۲٫ نور /۳۱

۳۳٫ تفسیر المیزان، همان، ج۱۵، ص۱۵۶

۳۴٫ نور/۳۱

۳۵٫ قاموس قرآن، همان، ج۱ و ۲، ص ۲۹۹٫

۳۶٫ مطهری مرتضی، مسئله ی حجاب، ص۱۳۹٫

۳۷٫ بحار الانوار، ج۴۳، ص۹۱٫

۳۸٫ بحار الانوار، ج۴۳، ص۹۱٫

۳۹٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱ و ۲۴۹

۴۰٫ کشف الغمه، ج۲، ص۶۷

۴۱٫ کشف الغمه، ج۲، ص۶۷

۴۲٫ بابازاده، علی اکبر، تحلیل سیره ی فاطمه الزهرا، ص۱۵۱

۴۳٫ بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۳۴٫

۴۴٫ نور، آیه ی۳۳٫

۴۵٫ تفسیر المیزان، همان، ص۱۵۲٫

۴۶٫ «و من یستعفف یعفه الله، و من یستغن یغنه الله؛ هر که پاک دامنی و مناعت جوید، خداوند او را پاک دامن و با مناعت گرداند و هر که بی نیازی طلبد خداوند بی نیازش گرداند.»[میزان الحکمه، ج۸، ح۱۳۱۳۹]

۴۷٫ تفسیر نور، همان، ج۸، ص۱۸۱، با اندکی تغییر در عبارت

۴۸٫ نور /۳۱٫

۴۹٫ تفسیر المیزان، ص۱۸۷، ذیل آیه

۵۰٫ نور /۱۷۷٫

۵۱٫ احزاب /۳۳٫

۵۲٫ تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۴۳۷، به نقل: تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۳٫

۵۳٫ قصص /۲۵٫

سیره رفتاری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیهاالسلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات و آیاتی پناه می برند که گویای شأن والای اوست.

در شأن فاطمه علیهاالسلام آیات بسیاری نازل گشته و روایات نیز همچون دریایی موّاج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است. امّا در این میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای کمالات و جلوه فضیلت های این بانو آشنا می سازد، آن هم نگریستن به سیره عملی و شیوه رفتاری آن بزرگوار است.

در واقع، زندگینامه زیبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گونه گون، آینه ای است که نوری از بزرگی ها و فضیلت های او را بر رواق دلمان می تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می سازد.

نگارنده در این نوشته مروری دارد بر چند فراز برجسته از زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام که بیشتر کاربردی و عملی است؛ چرا که فاطمه علیهاالسلام «اسوه» و «الگو» است.

پس شایسته است که در بند بند این بخش های نورانی از حیات فاطمه علیهاالسلام ، به دقت بنگریم و با نگرشی جامع درس هایی را که از این نمونه ها می آموزیم، در کلاس زندگی به کار بندیم.

۱٫ معنویت در خانه فاطمه علیهاالسلام
زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام سراسر نور و پر از معنویت بود. او توانست در خانه کوچک خود، با تمام مشکلات، به عرفان کامل برسد. وی به جایی رسید که جبرئیل امین بر او نازل می شد.

فاطمه علیهاالسلام عاشق عبادت بود. او در تسلیم و اطاعت و در استقبال از عبادت، چنان به پیش رفت که حتی سلامت خویش را از یاد بُرد.

امام باقر علیه السلام در شأن عبادت او فرمود: «کانت تَقُومُ حَتّی تَورَّمَ قدماها»
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به او فرمود: «دخترم از خدا چیزی بخواه که جبرئیل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»، فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: «حاجتی جز توفیق در بندگی خدا ندارم. آرزویم این است ناظر جمال او باشم و به وجه کریمش نظاره کنم» و خود در مناجاتش می فرمود: «أسالک لذّة النّظر الی وجهک».

همسر و فرزندان او، عاشق معبود یگانه بودند. خانه ای که پر از نور و نماز و قرآن و عبادت است، ارزشمند است.

حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام هر دو عاشقانه و خالصانه عبادت می کردند. این طور نبود که فقط علی علیه السلام در نماز غرق شود؛ بلکه فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز چنان در محراب به عبادت می ایستاد که از شدّت ترس، نَفَسش به شماره می افتاد.

امروز باید زن و مرد به این زوج ملکوتی اقتدا کنند و هر دو به معراج عرفان، معنویّت و سیر و سلوک برسند.

علاّمه مجلسی قدس سره در مورد خانه علی و فاطمه علیهماالسلام از انس بن مالک، و بُریره نقل می کند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم این آیه شریفه را خواند: «فی بیوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَن تُرْفَعَ و یُذْکَرَ فیها اسمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بالْغُدُوِّ والآصالِ»۱؛ در خانه هایی (مانند معابد، مساجد و منازل انبیا و اولیا) خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آن، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.
مردی برخاست و سؤال کرد: ای رسول خدا! این خانه ها کدامند؟
حضرت فرمود: خانه های انبیا. سپس ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا! آیا این خانه (اشاره به خانه علی و فاطمه) نیز از همان خانه هاست؟ حضرت فرمود: آری و از برترین آنان است.

ابن عباس می گوید: در مسجد پیامبر بودیم که یکی از قاریان قرآن آیه «فی بیوتٍ اذِنَ اللّهُ…» را تلاوت کرد. پرسیدم: ای رسول خدا! این خانه ها کدام خانه ها هستند؟
حضرت فرمود: خانه های انبیا. و سپس با دست خویش به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام اشاره کرد.۲

۲٫ ایمان فاطمه علیهاالسلام
امام باقر علیه السلام می فرماید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سلمان را برای رساندن پیامی به خانه فاطمه علیهاالسلام فرستاد. سلمان می گوید: سپس از درنگ کوتاهی در پشت درخانه آن حضرت، سلام گفتم، صدای فاطمه علیهاالسلام را از داخل خانه شنیدم که قرآن می خواند و در بیرون اتاق، دستاس در حال چرخیدن بود. ماجرا را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خبر دادم. آن حضرت تبسّمی کرده و فرمود: «یا سلمانُ اِنَّ ابنَتی فاطمةَ مَلاءَ اللّهُ قَلْبَها و جَوارِحَها الی مشاشِها…؛ ای سلمان! خداوند قلب، اعضا و جوارح دخترم فاطمه را تا فرق سرش مملوّ از ایمان کرده است. دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده. پس خداوند فرشته ای را به نام زوقابیل (جبرئیل) فرستاده تا به جای او دستاس را بگرداند.»۳

۳٫ در محراب عبادت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم فاطمه، سرور زنان جهان از اوّلین و آخرین است. هنگامی که او در محراب عبادت می ایستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّبین بر او سلام گفته و همان ندایی را که به مریم می گفتند، به فاطمه علیهاالسلام می گویند که: «اِنَّ اللّهَ اصطَفاکِ و طَهَّرَکِ واصْطفاکِ علی نِساءالعالمینَ»۴
حَسن بَصری (زاهد معروف) می گوید: «لم یَکُنْ فی الاُمّةِ اَزْهَدَ و لا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ…؛ در امت اسلام عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نبود. وی آنقدر نماز می خواند و عبادت می کرد که دو پای مبارکش ورم می نمود.»۵

۴٫ فاطمه علیهاالسلام و مائده آسمانی
حضرت فاطمه علیهاالسلام به نماز، علاقه فراوانی داشت و هرگاه حاجتی داشت، به نماز متوسّل می شد. سه روز بود که در خانه علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذا یافت نمی شد و آنان این مدت را بدون غذا سپری کردند. علی علیه السلام وارد منزل شد در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نشسته و فاطمه علیهاالسلام نماز می خواند و بین این دو نفر ظرفی سرپوشیده بود.

وقتی فاطمه علیهاالسلام از نماز فارغ شد، سرپوش را از آن ظرف برداشت اما ظرف مملوّ از نان و گوشت بود. علی علیه السلام فرمود: ای فاطمه! این از کجا برایت رسیده؟ گفت: از جانب خدا نازل شده است. خداوند به هر که بخواهد، روزی می دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: آیا می خواهید نظیر این را برای شما نقل کنم؟ گفتند: بله، ای رسول خدا! فرمود: ای علی! مَثَل شما مثل زکریاست که هر وقت بر حضرت مریم علیهاالسلام وارد می شد، می دید که در محراب عبادت است و در نزد وی خوراک نهاده شده است.

زکریا می فرمود: ای مریم! این از کجا آمده است؟ مریم در جواب می گفت: از جانب خدا! خدا هرکس را که بخواهد، روزی می دهد. آن گاه آن غذا را یک ماه خوردند و آن کاسه همان ظرفی است که حضرت مهدی «قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم » در آن غذا می خورد.۶

۵٫ حضرت زهرا علیهاالسلام و ترس از قیامت
حضرت زهرا علیهاالسلام به شدّت از روز قیامت و سختی آن نگران بود. او از پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره چگونگی زنده شدن و احوال قیامت سؤالات بسیاری می نمود.

علاّمه مجلسی قدس سره می نویسد:
هنگامی که آیه «و اِنَّ جَهَنَّم لَمَوعِدُهُم اجمعین لها سبعةُ ابوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُمْ جُزءٌ مَقْسومٌ»۷ بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد، آن حضرت به شدّت گریست و یارانش نیز با گریه آن حضرت، گریه کردند؛ اما کسی نمی دانست که پیامبر چرا می گرید و جبرئیل چه چیزی را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر شده است. از طرفی، هیچ کس یارای سخن گفتن با آن حضرت را نداشت.

اصحاب چون می دانستند وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگاهش به فاطمه علیهاالسلام می افتد، شاد می گردد، فردی را به خانه فاطمه علیهاالسلام فرستادند تا وی را از این ماجرا و گریه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باخبر سازد. دختر رسول خدا با شنیدن این خبر برآشفت و خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ترک گفت.

هنگامی که فاطمه علیهاالسلام نزد پیامبر آمد، فرمود: «پدرجان! جانم فدایت باد! چه چیز تو را به گریه درآورده است؟!». پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آنچه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود، بر دخترش تلاوت کرد. فاطمه علیهاالسلام از شدّت ترس و وحشت، با صورت بر زمین افتاد، در حالی که می فرمود: «اَلوَیْلُ وِ ثُمَّ الوَیْلُ لِمَنْ دَخَلَ فِی النّار؛ وای، پس وای بر کسی که وارد دوزخ شود!»

علی علیه السلام دست بر سر می گذاشت و فریاد می زد: «وا بُعْدَ سَفَراه وا قِلّة زاداهُ فی سَفَرِالقیامة؛ وای از دوری سفر، وای از کمی توشه راه سفر قیامت!»

۶٫ اُنس با قرآن کریم
توجّه ویژه حضرت زهرا علیهاالسلام به قرآن کریم، درس دیگری به شیفتگان این کتاب آسمانی می دهد. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: «حُبِّبَ اِلیَّ مِنْ دنیاکُمْ ثلاث، تِلاوَتُ کتاب اللّهِ، والنَّظَرُ فی وجه رسول اللّهِ وَالإِنفاقُ فی سبیل اللّه؛ سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛ انفاق در راه خدا.»۸

فاطمه زهرا علیهاالسلام ، با قرآن مأنوس بود و پیوسته از خانه کوچکش آوای خوش قرآن به گوش می رسید. گفته های یاران و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مؤیّد این سیره و شیوه آن بانوی باعظمت است.

حضرت فاطمه علیهاالسلام به قرآن اهمیت می داد به گونه‌ای که وصیّت کرد در شب اوّل قبر، علی علیه السلام بر مزارش بسیار قرآن بخواند. حتّی خادمه اش فضّه نیز تا بیست سال به غیر قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد.

۷٫ دعا برای دیگران
فاطمه علیهاالسلام چگونه سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آیندگان آموخت. او در دعا نیز همه را بر خود مقدّم می داشت.

امام حسن علیه السلام می فرماید:
مادرم فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می بُرد و بسیار برای آنان دعا می کرد؛ اما ندیدم حتّی یک بار برای خود دعا کند. از روی تعجّب گفتم: مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی ؛ همان گونه که برای دیگران دعا می کنی؟ مادرم در پاسخ فرمود: «یا بُنیَّ! اَلْجار ثُمّ الدّار؛ فرزندم! اوّل همسایه سپس اهل خانه.»۹

۸٫ احترام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم
هنگامی که آیه «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً»۱۰ بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشت؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام پدر را «رسول اللّه» خطاب کرد.

امام حسین علیه السلام از مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل می کند:
از آن روزی که این آیه بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد، هیبت آن حضرت، مانع شد که او را «پدر» خطاب کنم، از این رو می گفتم: یا رسول اللّه. چون پیامبر چنین دید، فرمود: «دخترم! این آیه درباره تو و اهل بیت تو نازل نشده است؛ زیرا تو از من هستی و من از تو. تو مرا پدر خطاب کن. دخترم! این آیه درباره مُستکبران نازل گشته که احترام مرا نگه نمی دارند. پدر گفتن تو برای آرامش قلب من بهتر و به خشنودی خداوند نزدیک تر است.»

سپس پیشانی مرا بوسید و مقداری از آب دهان خود را به [صورت] من کشید که از آن پس هرگز نیاز به عطر پیدا نکردم.۱۱

«ادب» نمودار شخصیت انسان و بزرگ ترین سرمایه است. علی علیه السلام فرمود: «لامیراث کَالأَدَب؛ هیچ ارثی گران بهاتر از ادب نیست.»

ادب، سیره رایج بین این دختر و پدر بزرگوارش بود. هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نزد فاطمه علیهاالسلام می رفت، او بر می خاست و پدر را می بوسید و او را در جای خود می نشانید. البته رسول خدا هم به فاطمه اش عنایت ویژه داشت؛ چرا که وی کوثر الهی بود که به او کرامت شده است.

۹٫ سبقت گرفتن در سلام
آن حضرت به پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به سلام کردن بسیار اهمیت می داد. در روایت آمده است که شخصی گفت: نزد حضرت فاطمه علیه السلام آمدم، تا مرا دید، سلام کرد و در این امرِ نیکو بر من پیشی گرفت. سپس فرمود: چه چیز تو را به اینجا آورده است؟ عرض کردم: به جهت به دست آوردن خیر و برکت. فاطمه علیهاالسلام فرمود: پدرم مرا خبر داد که هرکس سه روز نزد من و یا پدرم آید و سلام کند، خداوند بهشت را بر وی واجب می گرداند.۱۲

۱۰٫ تحمّل سختی ها
در روزهای نخست شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، مسلمانان با مشکلات بسیاری مواجه بودند. بسیاری از مهاجران و انصار، با تنگدستی روزگار می گذراندند. در این حال علی علیه السلام نیز همانند سایر مسلمانان زندگی می کرد و هنگام توانمندی، دیگران را برخود مقدّم می داشت.

تا چند سال، وضع به همین منوال سپری شد. علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام در خانه زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداشتند. فاطمه علیهاالسلام صبر کرد و سختی های زندگی را به خاطر رضای خدا و خشنودی پدر و شوهر خویش تحمّل نمود.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ضمن باخبر بودن از وضع زندگی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، پیوسته دختر خود را به صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی فرامی خواند.

اَنَس می گوید: روزی فاطمه علیهاالسلام خدمت پدر آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه! من و پسر عمویم زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداریم. شب ها خودمان از آن استفاده می کنیم و روزها علف شترمان را روی آن پهن می نماییم. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم! صبر کن؛ زیرا موسی بن عمران تا ده سال از روزهای زندگی خود را سپری کرد، در حالی که چیزی جز یک عبای قطوانیه نداشت.۱۳

فاطمه علیهاالسلام هنگام سختی ها می فرمود: «یا رسول اللّه! خداوند را در برابر نعمت هایش ستایش می کنم و بر نعمت های ظاهری اش شکر گزارم.»۱۴ او ساده زندگی می کرد و از تحمّل مشکلات زندگی پرهیز نداشت تا به شیرینی های آخرت برسد. وسایل زندگی حضرت ساده و مهریه اش اندک بود. او آیین خانه داری و همسر داری را به خوبی مراعات می کرد و در زندگی، واقعاً شریک همسرش بود.

گاهی که در خانه غذایی نبود و کودکان گرسنه بودند، فاطمه علیهاالسلام به علی علیه السلام چیزی نمی گفت و چیزی از او درخواست نمی کرد. او بیم داشت از این که همسرش نتواند خواسته او را برآورده کند و شرمنده شود. فاطمه علیهاالسلام در جواب علی علیه السلام که می فرمود: چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟ می گفت: ای ابوالحسن! من از خدایم شرم می کنم که تو را به چیزی که بر آن قدرت نداری، تکلیف کنم!

آری، فاطمه علیهاالسلام در تمام عرصه ها نمونه و الگوست. در خانواده، همدم رنج ها و غصّه های شوهر بود و پناه او.

علی علیه السلام می فرمود: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می شد. هرگز کاری نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناک نساخت.

۱۱٫ حجاب و عفاف
حضرت زهرا علیهاالسلام هم در سخن، معلّم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. وی عقیده داشت: «بهترین چیز برای زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند و نه او مردان نامحرم را.» علی علیه السلام می فرماید: روزی با گروهی از اصحاب، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بودیم.

آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ کس نتوانست پاسخ صحیحی بدهد، وقتی که اصحاب متفرّق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را به فاطمه علیهاالسلام گفتم. فرمود: من جوابش را می دانم:
«صلاح زن در آن است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند.»
من هنگامی که خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رسیدم، عرض کردم: فاطمه علیهاالسلام در پاسخ سؤال شما چنین فرموده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سخنِ پخته و منطقی زهرا علیهاالسلام را پسندید و فرمود: «فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است.»۱۵

البته در توضیح فرموده حضرت زهرا علیهاالسلام می توان گفت که عدم رعایت پوشش از طرف زنان در جامعه، می تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد که سرانجام این بی مبالاتی، به سستی بنیان خانواده و اجتماع خواهد انجامید. پس بهترین، زیباترین و با صفاترین زندگی برای زنان در پرتو سخن پرمغز زهرا علیهاالسلام خلاصه می شود که: «صلاح زن در آن است که نه او مرد بیگانه را ببیند و نه مرد بیگانه او را.»

حضرت زهرا علیهاالسلام همان گونه که فرمود، طبق آن نیز رفتار کرد. تا آنجا حجاب را رعایت می کرد که روزی یکی از مسلمانان به نام «ابن مکتوم» که نابینا بود، به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد. فاطمه از آن اتاق به اتاق دیگری رفت، به او گفتند: ابن مکتوم نابیناست. حضرت فرمود: او نابیناست؛ اما من که نابینا نیستم…!

از وصیّت های فاطمه علیهاالسلام این بود که: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتی بگذارید، تا حجم بدنم پیدا نشود.» این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود و این وصیّت، درسی از عفاف و حجاب و حیا بود که بانوان باید آن را مورد توجّه قرار دهند.۴

۱۲٫ انفاق و ایثار
نمونه بارز انفاق و ایثار آن بزرگوار، بخشش «لباس عروسی» به زن فقیر، آن هم در شب عروسی است.

هنگامی که موکب عروس رهسپار خانه علی علیه السلام بود، زن سائلی پیش آمد، و در برابر عروس اظهار احتیاج به لباس نمود. فاطمه علیهاالسلام مظهر تقوا و ایثار، همراهان را به دور خود جمع کرد، و بی درنگ «لباس عروسی» را از تن در آورد و به آن زن فقیر بخشید. حضرت با این عمل، دیگری را برخود مقدّم داشت. این عمل وی به قدری جالب و این فداکاری، به اندازه ای بزرگ است که تاکنون تاریخ نتوانسته نمونه ای از آن را در خاطره خود ثبت نماید. آری، زهرای اطهر با همان لباس معمولی به خانه شوهر رفت و سند ایثار در چهره درخشان زندگی اش ثبت گردید.۱۶

فاطمه علیهاالسلام و خانواده اش، مأوای بیچارگان و نیازمندان بودند. علی علیه السلام و زهرا سه روز روزه نذر گرفتند و هر سه روز، غذای افطار خود را به یتیم، مسکین و اسیر دادند. خدای متعال در تقدیر از این ایثار خالصانه، که جز به خاطر خدا انگیزه دیگری نداشت، سوره «هل أتی» را نازل فرمود.

۱۳٫ فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی
فاطمه علیهاالسلام در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی، بی تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یاری می کرد. در صحنه های اجتماعی و دفاع از دین و رهبر، حاضر بود.

حضرت در جنگ اُحُد شرکت داشت و به امدادگری و مداوای زخم های رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که خلافت غصب شد و «فدک» را از او گرفتند، همراه زنان بنی هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه ای غرّا که پشت پرده خواند، از بدعت ها، ستم ها، حق کشی ها، فراموش کردن وصیّت پیامبر و احیای سنّت های جاهلی انتقاد کرد.
فاطمه علیهاالسلام در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود دانست.

گاهی شب ها همراه علی علیه السلام به در خانه مهاجرین و انصار می رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده می کرد و آنان را به دفاع از حقّ شوهرش در مسئله خلافت و حقّ خودش فرا می خواند، اگرچه جز کلامی سرد و بی مهر نمی شنید!

فاطمه علیهاالسلام عنایت ویژه ای به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام علی علیه السلام داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعی در قالب های مختلف، روی آن اهتمام و جدّیت می ورزید. در مسئله «فدک» آن چیزی که جوهر اصلی کارها و پیگیری های حضرت فاطمه علیهاالسلام بود، همان دفاع از «حقّ ولایت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام » بود.

حتّی آخرین وصیّت او یعنی تشییع، به خاک سپاری و مخفی نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا علیهاالسلام بود. این وصیّت، میزان هدفداری و بزرگواری ایشان را نشان می دهد. تا حضرت زنده بود، علی علیه السلام حامی نیرومندی داشت.

به تعبیر بعضی از بزرگان: «به خاطر فاطمه علیهاالسلام ، حُرمت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را تا حدّی پاس می داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، علی علیه السلام تنها و بی پناه و مظلوم تر شد.» در یک جمله، فاطمه، فدایی امامت و رهبریت شد.

اینها و نمونه هایی دیگر از سیره رفتاری آن بانوی بی همتا، جلوه های الگو بودن او برای همه فضیلت خواهان و حق جویان است که در پی «اُسوه» و سر مشق «چگونه زیستن»اند.

امید است این خصلت ها و رفتارها، چون تابلویی، پیوسته در برابر دیدگان مان باشد. و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه می دانیم و معرّفی می کنیم، «ابعاد الگویی» او را نیز در قالب سیره عملی و رفتاری حضرتش بشناسیم و بشناسانیم. زیرا این گونه، بهتر می توان مَشی و مرام فاطمی را در بستر زندگی و اخلاق عینی پیاده کرد.

نکته ها
الف) ناگفته نماند آنچه فاطمه علیهاالسلام را اسوه و نمونه ساخته، کمال انسانی اوست و بدین خاطر، متعلّق به عالم انسانیت است.
ارزش های انسانی، اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن، اسوه های انسانی نیز همین گونه اند.

در یک جمله، فاطمه علیهاالسلام چنان که اسوه زنان است، اسوه مردان نیز هست. همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامان علیهم السلام این چنین اند.

ب) باید توجّه داشت که سنّت های الهی و قوانین هستی، که قواعد حاکم بر زندگی انسان بخشی از آن است، همه ثابت و غیر قابل تغییرند. رابطه انسان با خدا و با جامعه و طبیعت، رابطه ای است که در جوهر خود از اصول ثابتی تبعیت می کند و قابل تغییر نیست و حضرت زهرا علیهاالسلام به عنوان زنی که عالِم به این ارزش ها بوده و بر طبق موازین الهی و انسانی زندگی می کرده، می تواند الگوی همه انسان ها تا «انتهای تاریخ» باشد.

به عبارت دیگر، همان طور که «دین» امر ثابتی است، «الگو»هم می تواند ثابت و جاودانه باشد؛ لذا زندگی و سلوک آن حضرت همواره برای انسان ها «چه در حال و چه در آینده» اسوه و الگوست.

ج) از خصوصیات اسوه های الهی این است که همواره از سایر افراد بشر در مراتب کمال انسانی پیشقدم هستند و این تقدّم به صورتی است که بشر هرچه در ابعاد مختلف رشد کند، بازهم نمی تواند بی نیاز از آنان باشد. ما انسان ها هرچه سعی و تلاش کنیم، به افق فضائل آنان نمی رسیم و نمی توانیم در حدود آنان و مانند آنها عمل کنیم، ولی باید در محدوده توان و استعداد خود در مسیر آنان حرکت نماییم.

این که می گوییم فاطمه علیهاالسلام یا سایر حضرات معصومان علیهم السلام الگوی همگانند، بدان معنا نیست که باید فاطمه علیهاالسلام یا علی علیه السلام شد، بلکه مقصود «فاطمه وار بودن و فاطمه گونه زیستن» است… .

در سخنی از صادق آل محمّد علیه السلام آمده است: به خدا سوگند! من شما و روح های تان و بوی خوش تان را دوست می دارم. ما را در این جهت با پرهیزکاری و تلاش خود یاری کنید. هرگز به ولایت ما نمی رسید جز با کوشش و تقوا. و کسی که دیگری را به عنوان «امام» و «اسوه» برگزیده است، باید عملش مطابق با عمل او باشد.۱۷

پی نوشت ها:
۱٫ نور / ۳۵٫
۲٫ فاطمه در کلام اهل سنّت، ص ۳۴۳٫
۳٫ مناقب آل ابی طالب، ج ۳، ص ۳۳۸٫
۴٫ آل عمران / ۴۲؛ اَمالی، صدوق، ص ۴۳۷٫
۵٫ ربیع الابرار، ج ۲، ص ۱۰۴٫
۶٫ بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۳۱٫
۷٫ حجر / ۴۴٫
۸٫ اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص ۱۷٫
۹٫ علل الشرایع، ص ۲۱۵٫
۱۰٫ نور، / ۶۳٫
۱۱٫ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۹۳٫
۱۲٫ اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص ۶۳٫
۱۳٫ احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۴۰۰٫
۱۴٫ سفینة البحار، ج ۱، ص ۵۷۱٫
۱۵٫ کشف الغمّه، ج ۲، ص ۹۲٫ البته در بعضی از روایات آمده امام حسن(ع) سؤال رسول خدا(ص) را از مادرش پرسید و زهرا(س) جواب فوق را داد. ر.ک: وسایل الشیعه، ج ۲، ص ۹٫
۱۶٫بااقتباس ازالوقایع والحوادث،ملبوبی،ج۴،ص۱۸۶٫
۱۷٫ ارشاد القلوب، دیلمی، ص ۱۰۱، چ بیروت.

شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرونده تبلیغی به نام بانوی بی نشان که شامل برنامه های از زندگی این بانوی بزرگوار، منبر در فضائل، اینفوگرافی شخصیت ممتاز حضرت زهرا، درس ها و نکات تربیتی از زندگی ایشان است را در قسمت گنجینه سایت بارگذاری شده است که علاقمندان می توانند برای استفاده از مطالب مفید این بخش به آدرس ذیل مراجعه کنند.

گنجینه>پرونده ویژه>بانوی بی نشان

سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی باشد. خبرگزاری ایمنا در این اینفوگرافیک به سبک زندگی آن حضرت پرداخته است.

برای دیدن اینفوگرافیک در سایز اصلی ایــــنـــــجا را کلیک کنید.

 

گفتاری درباره نه دی روز بصیرت

(ورود به بحث)بصیرت به چه معناست و راه دست یابی و حفظ آن کدام است؟
بصیرت یا بینش، نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری، متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام های ظاهری بدن، قابل دریافت نیست. بصیرت، قوّه و نیرویی قلبی است که به مدد نور الهی، پدید آمده، حقیقت و باطن امور را – چنان که هست – در می یابد. با دید بصیرت، انسان، درست را از نادرست و حق را از باطل، به آسانی تشخیص می دهد.

اهل بصیرت با امداد نیروی قدسی که به آنها عطا شده، می شنوند؛ می اندیشند؛ نگاه می کنند؛ می بینند و از عبرت ها، بهره می گیرند و آن گاه راه های روشنی را می پیمایند و بدین ترتیب، از افتادن در پرتگاه ها و لغزش گاه ها در امان می مانند.۱ در واقع، بصیرت و بینش، نوری درونی است که شخص با آن نور، در میان مردم، زندگی می کند؛ چنان که قرآن کریم فرموده است: «وجَعَلنا لَهُ نُوراً یمشِی بِهِ فِی النّاسِ».۲ انسان به سیر بصیرت، راه را از بی راهه و حقیقت را از امر غیرحقیقی، باز می شناسد و نیز درگرفتن اطلاعات و داده ها، درست گزینی می کند و نیز در ارائة نظر و رأی، درست گویی می کند و به فرمودة امام علی علیه السلام، آن که بصیرت و بینش نداشته باشد، رأی او، نادرست و بی ارزش است.۳

بصیرت، نوعی به کارگیری عقل در مسیر هدایت انسان و استفاده از روشن گری آن است. قرآن کریم با ترغیب به بینا کردن دل ها با نور عقل، آنهایی را که از این نیرو استفاده نمی کنند، کوران واقعی معرفی می کند. خداوند می فرماید: آیا در زمین سیر نمی کنند؛ تا صاحب دل هایی گردند که بدان تعقل کنند و گوش هایی که بدان بشنوند؟ پس همانا چشم ها کور نمی شوند؛ بلکه دل هایی که در سینه ها جای دارند، کور می شوند.۴

چه بی فایده است دیدة سر، هنگامی که دیدة دل، نابینا باشد. امام علی علیه السلام در این باره فرموده است: «هرگاه دیدة بصیرت، کور باشد، نگاه چشم، سودی ندهد».۵

آن کس که دیدة بصیرت دارد، نگاه هایش به سوی خوبی ها کشانده شده، از بدی ها دور داشته می شود. دارندة بصیرت و بینش درونی، پیش از آن که در پی عیب های دیگران باشد، عیب های خود را می جوید و می بیند و از گناهان و خطاهای خود، دست می شوید. او می داند که دیدة کور داشتن، بهتر از دل کور داشتن است، بنابراین، دیده بر نارواها بسته، گوش را از شنیدنی های ناروا و پا را از رفتن به جایگاه های ناپسند و دست را از انجام کارهای ناشایسته و دل را از خطور گناه و اندیشه را از هر چه غیر خداست، پاک می کند.

کسانی که با دیدة بصیرت به عالم و عالمیان می نگرند، از هر عاملی که موجب نابینایی دیدة بصیرت و کوری آن می گردد، پرهیز می کنند. اینان از غفلت ها و عوامل ایجاد غفلت، دوری می ورزند؛ زیرا امام علیعلیه السلام فرموده است: «دوام یافتن غفلت، موجب کوری بصیرت می گردد».۶

کسی که بصیرت الهی نصیبش شده است، محبت دنیا را از دلش خارج می سازد. امام علیعلیه السلام فرموده است: «به خاطر دنیادوستی، قلب ها از نور بصیرت، کور گشته اند».۷

● اهمیت و جایگاه بصیرت

در گذر تاریخ، جامعه های گوناگون بشری، با شرایطی روبه رو شده اند که حق و باطل درهم آمیخته بود و مردم دچار فتنه های بزرگ شده بود؛ فتنه هایی که پیامدش انحراف مردم از مسیر حق بود. جوامع اسلامی نیز از این حادثه مصون نماندند. دشمنان اسلام با آمیختن حق و باطل و ایجاد شک و شبهه در دل ها، در پی آن بودند که اهداف شوم خود را با دور

ساختن جوامع اسلامی از مسیر کمال و به تاراج بردن فکر و فرهنگ اصیل اسلامی، عملی کنند. فضای فتنه را فضای شبهه می گویند؛ چراکه فتنه گران در این فضا، باطل را شبیه به حق، جلوه می دهند.

  • خواص بی بصیرت دوران امام علی علیه السلام
    دوران خلافت و حکومت علی علیه السلام با آنکه بسیار کوتاه مدت بود، ولی عرصه امتحانی دشوار برای بسیاری از خواص شد. علی علیه السلام برخلاف خلفای سابق، در پی احیای حکومت حق بود، از این رو افرادی که گرفتار دنیاگرایی بودند و نمی توانستند حکومت عدل علوی را برتابند، شروع به فتنه افکنی نمودند و سه جنگ جمل،صفین و نهروان را پدید آوردند.

تمام کسانی که از علی علیه السلام – به عنوان معیار حق و حقیقت و امام زمان خویش- روی گرداندند، بصیرت و بینش صحیح نداشتند. بصیرت سلاحی است که همواره باید به آن مجهز بود. بصیرت مقطعی انسان را به سرمنزل نمی رساند. بایستی همواره در زندگی شاخص های اصلی جریان حق – ائمه معصومین علیهم السلام و جانشینان آنها – را دید و از آن دور نشد.

طلحه و زبیر
زبیر بن عَوام از برجسته ترین خواص صدر اسلام می باشد. وی از نخستین کسانی بود که به اسلام گروید و در دوران رسول الله صلی الله وعلیه وآله از نزدیک ترین یاران حضرت بود.(طبقات الکبری، محمد بن سعد، بیروت: دار صادر، بی تا، ج ۳، ص ۱۰۰ و ۱۰۵) او چنان در راه دین اسلام می جنگید که به »سیف الاسلام« ملقب گشت. زبیر(الاعلام، زرکلی، ج ۳، ص ۷۴)

همچنین از علاقمندان و شیفتگان علی علیه السلام بود که تا آغاز خلافت ایشان همراه و همگام حضرت بود. زبیر پس از جریان سقیفه وقتی دید امام علی علیه السلام را با اهانت به مسجد می برند، در حمایت از علی علیه السلام شمشیر برکشید. در شورای شش نفره(تاریخ اسلام، علی اکبر فیاض، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۹ ش، ص ۱۳۴)عمر، نیز زبیر از علی علیه السلام حمایت کرد. طلحه معروف به »طلحة الخیر« نیز از(اسدالغابة، ابن اثیر، ج ۲، ص ۱۹۸)

پیش قدمان اسلام بود که در عمده جنگهای صدر اسلام حضور فعال داشت. چهره هایی با این سوابق درخشان، سرانجام دنیا آنها را فریفت و به همراه عایشه جزء برپاکنندگان فتنه جمل گردیدند و در همین فتنه نیز از پای درآمدند.(ر. ک. اخبار الطوال، ابو حنیفه دینوری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران: نشر نی، ۱۳۶۴ ش، ص۱۸۰- ۱۹۲)

جنگ جمل یکی از صحنه های حساس تاریخ صدر اسلام می باشد که شناخت جبهه حق و باطل برای بسیاری از یاران علی علیه السلام مشکل بود. در یک سو، حضرت علی علیه السلام و شخصیت های نامداری چون عمار یاسر و مالک اشتر و… و در سویی دیگر، عایشه ام المؤمنین، طلحه و زبیر از پیشتازان اسلام حضور داشتند. در چنین شرایطی بود که یکی از یاران علی علیه السلام خدمت حضرت آمد و گفت: »آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند؟« علی علیه السلام در جواب فرمود: »حقیقت بر تو اشتباه شده است. حق و باطل با میزان قدر و شخصیت افراد شناخته نمی شود. حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را بشناس تا اهل آن را بشناسی.«(ر. ک. آسیب شناسی خواص، ص ۱۴۶ و ۱۴۷٫ دکتر طه حسین، نویسنده معروف مصری می گوید: بعد از آنکه وحی خاموش گشت و ندای آسمانی قطع شد، سخنی به این بزرگی شنیده نشده است. (علی و بنوه، طه حسین، ص ۴۰) )

انگیزه اساسی طلحه و سایر جنگ افروزان جمل، چیزی جز دنیاپرستی نبود. برکنار ماندن آنها – به ویژه طلحه و زبیر – از مناصب مهم سیاسی و کاهش مقرری و سهمیه دولتی آنان باعث شد هنوز مدتی از بیعت خود با علی علیه السلام نگذشته، در برابر حضرت صف آرایی نمایند.

مسئولیت های اجتماعی در هر سطح، عرصه وسیعی است که می تواند خواص را در دام خود گرفتار کند و آنها را به سقوط و انحطاط بکشاند. علی علیه السلام درخصوص طلحه و زبیر و عایشه که برپا کنندگان اصلی جنگ جمل بودند به این موضوع اشاره می کند. ابن ابی الحدید می گوید: »طلحه و زبیر به هوس ریاست کوفه و بصره با(نهج البلاغه، خطبه ۱۶۹)

علی علیه السلام بیعت کردند، ولی آنگاه که پایداری علی علیه السلام را در دین و تصمیم محکم و سازش ناپذیری وی را دیدند و مشاهده کردند که علی علیه السلام مصمم است تا خط اصلی حکومتی اش را برمبنای کتاب و سنت پیامبر اسلام قرار دهد، سر به شورش گذاشتند.«(شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیاء التراث العربی، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۷ ق)

عبدالرحمان بن عوف
یکی از چهره های سرشناس تاریخ صدر اسلام که نقش تأثیرگذاری در انحرافات مسلمین، پس از رحلت رسول الله صلی الله وعلیه وآله داشت، عبدالرحمن بن عوف بود. وی علاوه بر این که در جریان سقیفه، آتش افروز فتنه بود، در شورای شش نفره عمر نیز با طرفداری از عثمان بن عفان، کفه خلافت را به نفع او سنگین کرد؛ چراکه عمر(البته عثمان نیز پاداش این طرفداری عبدالرحمن را به او عطا کرد؛ به نقل علامه امینی بیشترین بخشش عثمان از بیت المال به عبدالرحمن عوف و به میزان ۲,۵۶۰,۰۰۰ دینار بوده است. (ر. ک. الغدیر، علامه امینی، بیروت: دارالکتاب العربی، الطبعه الرابعه، ۱۳۹۷ ق / ۱۹۷۷ م، ج ۸، ص ۲۸۶) ) اولویت را به گروهی داده بود که عبدالرحمن بن عوف در میان آنها باشد.(خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۱، ص ۶٫ همچنین ر. ک. تاریخ اسلام، فیاض، ص ۱۵۵)

عبدالرحمن بن عوف از جمله خواص منحرفی بود که به انگیزه های باطلی چون مال پرستی اقدام به مقابله با امیرالمؤمنین علی علیه السلام کرد؛ چراکه خوب می دانست در حکومت حق علی علیه السلام نمی تواند به مال اندوزی و دنیاپرستی خویش ادامه دهد. وی با داشتن سابقه و شهرت فراوان میان مسلمانان، گرفتار(وی همراه عثمان، زبیر و سعد بن ابی وقاص جزء »سابقین« در اسلام شمرده می شود. ر. ک. تاریخ اسلام، ص ۷۰)

دنیاپرستی و رفاه طلبی شد و سرگرم شدن به امور دنیوی، چشم بصیرت او را نابینا ساخت. او چنان به دنیا گرایش یافته بود که به نقل منابع تاریخی به هنگام مرگ صد اسب، هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت و ارث بسیاری برای وارثان باقی گذاشت؛ اما خود جز گناه و عصیان، توشه ای برای آخرت نبرد.(مروج الذهب، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، ۲۵۳۶، ج ۱، ص ۶۹۰)

خواص بایستی همواره از رفاه زدگی و فرو رفتن در تجملات دنیوی بپرهیزند؛ چرا که اگر گرفتار آن شوند از مسئولیت های بزرگ اجتماعی، الهی و دینی و دنیوی خویش غافل می مانند. همان گونه که تقوا و دوری گزیدن از دنیا ا نسان را به بصیرت رهنمون و نزدیک می سازد، دلبستگی به دنیا و گناه و معصیت از عوامل کوردلی محسوب می شود. علی علیه السلام می فرماید: . .. وَ مَن اَبصَرَ بِها بَصَّرتَه، و مَن اَبصَرَ اِلَیها اَعمَته…. (نهج البلاغه، خطبه ۸۲)

کسی که دنیا را وسیله ببیند (و به آن دل نبندد) این مایه بصیرت اوست، و آن کس که دنیا برایش هدف باشد، نابینایش (کوردل) خواهد کرد. اسلام، مسلمانان را از ابتلا به تجمل پرستی و رفاه زدگی برحذر می دارد؛ چرا(تحف العقول، ص ۳۸)

که آن آفتی بزرگ برای جامعه اسلامی است که اگر خواص جامعه به آن دچار گردند، به راحتی به عوام منتقل می شود و این چنین روح معنویت و ساده زیستی در جامعه رو به فراموشی می رود.(آسیب شناسی خواص، ص ۲۳۹ و ۲۵۵)

سعد ابن ابی وقاص
سعد ابن ابی وقاص از صحابه برجسته و از شخصیت های شجاع صدر اسلام بود که در جنگ بدر و احد حضور فعال داشت. با آغاز فتوحات مسلمانان، لشکر اسلام(ر. ک. اخبار الطوال، ص ۱۵۱ – ۱۶۱)به فرماندهی او قادسیه و مدائن را فتح کرد، امّا وی در دوران حساس پس از(طبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۳۹ – ۱۴۱)

رحلت پیامبرصلی الله وعلیه وآله نتوانست در مسیر حق باقی بماند و دنیاگرایی و رفاه زدگی و عافیت طلبی او را فریفته ساخت. رهبر معظم انقلاب به دنیاگرایی سعد بن ابی وقاص چنین اشاره می کند:»سعد بن ابی وقاص« حاکم کوفه شد و از بیت المال قرضی کرد. رئیس بیت المال »عبدالله بن مسعود« بود که از صحابی خیلی بزرگ و عالی مقام بود. آمد و قرض را مطالبه کرد. سعد ابن ابی وقاص گفت که ندارم. بینشان حرف شد. عبدالله بن مسعود عده ای از مردم را گفت بروید اموال را از داخل خانه اش بیرون بکشید. به سعد خبر دادند؛ او هم عده ای دیگر را فرستاد و گفت بروید و نگذارید. به خاطر این که سعد ابن وقاص، قرض خودش به بیت المال را نمی داد، جنجال بزرگی به وجود آمد. حالا سعد ابن ابی وقاص از اصحاب شوراست، در شورای شش نفره، یکی از آنهاست؛ بعد از چند سال کارش به این جا رسید. ابن اثیر می گوید: این اول حادثه ای بود که در آن بین مردم کوفه اختلاف شد؛ به خاطر این که یکی از(الکامل، ابن اثیر، بیروت، دار صادر، ۱۳۳۹ ق، ج ۳، ص ۸۲)

خواص، دردنیاطلبی این طور پیش رفته است و از خود بی اختیاری نشان می دهد.(در خطبه های نماز جمعه (۱۸ / ۱۲ / ۱۳۷۷) ر. ک. خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۲، ص ۲۵ و ۲۶ (با تلخیص)) از جلوه های بارز بی بصیرتی »مال پرستی« است که عامل بسیاری از لغزش ها می شود و امام علی علیه السلام آن را سبب فتنه ها و ریشة مشکلات خوانده است.(فهرست موضوعی غررالحکم، ص ۱۱۱) مال پرستی سبب شد کسانی چون سعد بن ابی وقاص، که می بایستی چشم بیدار اسلام و پاسدار ارزشهای اخلاقی باشند، به جمع آوری پول و ثروت پرداخته، تمام سوابق نیک خود را بر باد دهند.

سعد بن ابی وقاص در دوران خلافت علی علیه السلام نیز نتوانست از امتحان خود سربلند بیرون بیاید. او اگرچه در برابر امیر مؤمنان علیه السلام شمشیر نکشید، ولی از امام حق هم حمایت نکرد. جالب آنکه سعد از راویان حدیث شأن نزول آیه تطهیر(در تاریخ اسلام از این افراد به عنوان »قاعدین« یاد می کنند. امام علی علیه السلام درباره این گروه فرمود: »… خَذَلوا الحَقَّ و لم ینصُروا الباطل؛ حق را خوار کردند و باطل را یاری نکردند.« (نهج البلاغه، حکمت ۱۸) )بود او به خوبی می دانست که علی علیه السلام خلیفه بر حق است؛ اما دنیاطلبی، بصیرت و(الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۵۷)شناخت دقیق را از او گرفته بود. حضرت فاطمه علیهاالسلام در خطبه فدکیه چنین(خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۱، ص ۸۷)اوضاعی را پیش بینی کرده بودند؛ ایشان در دفاع از مقام ولایت علی علیه السلام می فرمایند:. .. به هوش باشید من می بینم شما (که ساکت نشسته اید) به سوی تنبلی و تن آسایی و عافیت طلبی می روید.(بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۲۲۰)

سعد بن ابی وقاص در جریان دیدار معاویه از مدینه، پس از تصاحب خلافت، وقتی شاهد طعن معاویه در مورد حضرت علی علیه السلام شد، چنان از فضائل مولای خویش سخن گفت که معاویه، سعد را لعن و نفرین کرد و گفت: »اگر من به این اندازه از فضائل علی علیه السلام می دانستم، دست از یاری او نمی کشیدم« و با این سخن سعد را به یاد سکوت ناصوابش در زمان خلافت امام علی علیه السلام انداخت. سعد و دیگر قاعدین(همان، ص ۸۱)

با وجود یقین به حقانیت امام علی علیه السلام، آگاهانه از یاری حق دست کشیدند و آن روز که لازم بود در میدان نبرد با بیعت شکنان حاضر باشند، کنج عزلت گزیدند و با این عمل مردم را نیز از پیوستن به امام بازداشتند. درنتیجه با عدم حمایت از جریان حق، در واقع به جریان باطل کمک کردند و سبب تکیه زدن دودمان نالایقی مثل بنی امیه بر مسند امور مسلمانان شدند.

ابوموسی اشعری
عبدالله بن قیس بن سلیم معروف به »ابوموسی اشعری« از خواص برجسته صدر اسلام است که با بی بصیرتی و اعمال ناآگاهانه خود ضربات جبران ناپذیری بر اسلام و مسلمین وارد آورد. ابوموسی در زمان رسول خداصلی الله وعلیه وآله و خلفای راشدین جزء فقیهان زمان شمرده می شد. وی نخستین کسی است که در منبر به خلیفه دوم با عنوان(تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ترجمه: محمد بن ابراهیم آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ سوم، ۲۵۳۶، ج ۱، ص ۵۲۱ و ج ۲، ص ۷۳)»امیرالمؤمنین« سلام داد و به واسطه همین ابراز لطف، از سوی عمر به حکومت(مروج الذهب، مسعودی، ج ۱، ص ۶۶۲) بصره منصوب شد و امارتش تا اواسط خلافت عثمان طول کشید. در دوران عمر،(ر. ک: خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۲، ص ۲۴ و ۲۵) وی به عنوان یکی از فرماندهان نواحی شرقی جبهه اسلام، عازم ایران شد و نقشی مهم در فتوحات (به ویژه فتح شوشتر) داشت. ابوموسی در زمان خلافت امام(ر. ک. اخبار الطوال، ص ۱۵۰ – ۱۶۸)

علی علیه السلام حاکم کوفه بود و از مردم برای علی علیه السلام بیعت گرفت. علی علیه السلام نیز پس از به(مروج الذهب، مسعودی، ج ۱، ص ۶۶۲) خلافت رسیدن، به پیشنهاد مالک اشتر او را بر حکومت کوفه ابقا نمود.(تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۷۷)

تا این زمان ابوموسی اشعری – به عنوان یکی از خواص سرشناس – خوش درخشید و خدمات ارزشمندی هم به اسلام نمود. اما چند ماه پس از به خلافت رسیدن علی علیه السلام و آغاز پیمان شکنی »ناکثین« ابوموسی مورد آزمایش سختی قرار گرفت که در این مرحله و مراحل بعد نتوانست سربلند بیرون بیاید و بی بصیرتی و ناآگاهی وی سبب شد نام وی به عنوان یکی از سرشناس ترین خواص بی بصیرت تاریخ اسلام ثبت شود؛ داستان از این قرار است که وقتی پیمان شکنان، مدینه را به سمت بصره ترک کردند، حضرت در نامه ای به مردم کوفه از آنها یاری طلبید، اما ابوموسی – صحابی باسابقه و پرتجربه – در برابر خلیفه وقت – امام علی علیه السلام- ایستاد و چنان در جهت تضعیف امیرالمؤمنین پیش رفت که باعث تعجب همگان شد. والی کوفه برخلاف معمول، از حکم خلیفه سرپیچی کرد و از مردم به صورت اکید خواست به علی علیه السلام نپیوندند. دینوری سخنان ابوموسی خطاب به مردم کوفه را چنین آورده است: »در این هنگام ابوموسی اشعری در کوفه بود. در مسجد میان مردم می نشست و می گفت: ای مردم کوفه از من اطاعت کنید… این فتنه تفرقه انداز معلوم نیست از کجا سرچشمه گرفته و به کجا خواهد انجامید، شمشیرهای خود را غلاف کنید و سرنیزه های خود را بیرون کشید و زه کمان های خود را پاره کنید و در گوشه خانه های خود بنشینید.« تمرد و سرپیچی ابوموسی(اخبار الطوال، ص ۱۸۱)

از دستور خلیفه، تا آنجا پیش رفت که از مردم کوفه خواست هیچ کس از اهالی مدینه و قریش را به کوفه راه ندهند تا سرنوشت تعیین خلیفه و مسائلی که در بصره می گذرد، روشن شود. خیانت ابوموسی سرانجامی نداشت؛ علی علیه السلام او را از(خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۲، ص ۳۳) امارت کوفه عزل نمود و کوفیان در جریان جنگ جمل از علی علیه السلام حمایت کردند. ابوموسی بعد از آن که نتوانست مردم کوفه را از پیوستن به امام علی علیه السلام بازدارد، از کوفه خارج شد؛ در حالی که مورد نکوهش و سرزنش امام و مردم بود.

پس از چند ماه، امام او را امان داد؛ اما باز هم در سال ۳۸ هجری – یعنی دو سال پس از عزلش از ولایت کوفه – وی عامل فتنه ای دیگر شد؛ زمانی که در پی جنگ صفین از سوی جناح خوارجی عراق برای حکمیت میان سپاه اسلام و سپاه شام انتخاب شد. ابوموسی علاوه بر سوابق تاریکش در یاری امام علی علیه السلام، مردی پرسخن و کوتاه عقل بود که اینک در مقابل عمرو عاص – مرد زیرکی که سراسر وجودش مکر و حیله و خدعه است – قرار گرفت. در نتیجه ابوموسی، این صحابی بی بصیرت، فریب نیرنگ عمرو عاص را خورد و علی علیه السلام را از خلافت مسلمین عزل نمود؛ در مقابل عمرو عاص، معاویه را بر خلافت مسلمین منصوب کرد. پس از این جریان ابوموسی بر عمرو عاص بانگ زد و گفت: »تو مثل سگی هستی که در هیچ حال از تو آسوده نتوان بود« عمرو عاص نیز در پاسخ گفت: »تو نیز مثل الاغی هستی که حمل اسفار کرده باشی و هیچ ندانی« پس از این ماجرا، ابوموسی(برگرفته از خطبه های رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران (۱۸ / ۲ / ۷۷)؛ برای آگاهی بیشتر از جریان حکمیت ر. ک. اخبار الطوال، ص ۲۳۷ – ۲۴۶) خجالت زده از روی علی علیه السلام و اهل عراق، راهی مکه شد و گفت تا زنده است به(اخبار الطوال، ص ۲۴۶)

چشمان علی علیه السلام نگاه نمی کند. اما آیا کار به همین سادگی است که ابوموسی فقط از دیدن علی شرمگین شود؟ یا آثار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حکمیتِ نادرست ابوموسی، تاریخ اسلام را وارد مرحله ای دیگر ساخت؟ شامیان پس از این جریان، به معاویه سلام خلافت دادند و »طلقاء« به طور رسمی خلافت جامعه اسلامی را(لقبی که پیامبر به بنی امیه داد)از آن خود کردند و با بهره گیری از جهل سیاسی مسلمانان، در سرزمین شام(ر. ک. عاشورا و عبرتها، تهران: مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، ج ۲، ص ۶۳)بنای حکومتی را نهادند که از اساس با اسلام تضاد داشت.

ابوموسی صحابی پیامبر، فرمانده پیروز و فاتح چندین شهر ایران در جریان فتوحات، و فرماندار بصره و کوفه، در حساس ترین برهه تاریخ نه تنها نتوانست در سپاه حق باقی بماند و از آن یاری کند، بلکه با مساعدت خود به سپاه باطل، سابقه خود را به باد فنا داد؛ و الان نیز پس از حدود چهارده قرن از مرگ وی (سال ۵۲ ق) مورد نفرت و نکوهش دوستداران حق و حقیقت است.به نظر می رسد ابوموسی تنها علم داشت نه بصیرت؛ او هیچ گاه مرز میان خلافت و امامت و جایگاه رفیع مقام ولایت را درک نکرد. او در دوران حکومت امام علی علیه السلام ایشان را خلیفه می دانست نه ولی خدا.

ذوالکلاع
در تاریخ اسلام برخی خواص بی بصیرت را مشاهده می کنیم که در اثر بی اطلاعی از ماهیت جریانهای موجود جامعه و پذیرفتن گزارش ها و اخبار نادرست و تحریف شده، به جریان باطل گرویدند.

ذوالکلاع یکی از شخصیت های بانفوذی بود که به دلیل فقدان بینش صحیح سیاسی و ساده اندیشی، در جنگ صفین به لشکر معاویه پیوست و از فرماندهان سپاه شام شد. وی اگر چه در جبهه باطل می جنگید، اما تصور می کرد در حال(اخبار الطوال، ص ۲۱۳) دفاع از حق و حقیقت است و در راه خدا می جنگد. ذوالکلاع وقتی عمار یاسر را در میان نیروهای علی علیه السلام دید به یاد سخن رسول گرامی اسلام صلی الله وعلیه وآله افتاد که فرمود: »عمار را گروه ستمکار خواهند کشت.« این امر روحیه او و بسیاری از نیروهای(اسدالغابة، ج ۴، ص ۱۳۵)

فریب خورده معاویه را متزلزل ساخت؛ چرا که عمار را در آن سوی میدان و در میان یاران علی علیه السلام می دیدند. وقتی معاویه با چنین شبهه ای در لشکرش مواجه شد، به ذوالکلاع پاسخ داد از کجا معلوم که عمار تا آخر در جبهه علی علیه السلام بماند و به ما ملحق نشود؟ ذوالکلاعِ بی بصیرت در برابر چنین پاسخ ساده و گمراه کننده ای به آسانی قانع شد و در کنار معاویه (پرچمدار باطل) علیه علی علیه السلام (پرچمدار حق) جنگید تا کشته شد.(الکامل، ج ۳، ص ۳۱)

مدتی بعد عمار یاسر در سپاه علی علیه السلام به شهادت رسید و صدق گفته رسول خداصلی الله وعلیه وآله و حقانیت راه حضرت علی علیه السلام و یارانش آشکار شد. کشته شدن ذوالکلاع پیش از شهادت عمار، سبب خوشحالی معاویه شد، زیرا به خوبی می دانست که اگر ذوالکلاع زنده می ماند و شهادت عمار را می دید، نیمی از سپاه معاویه به علی علیه السلام می پیوستند.(اخبار الطوال، ص ۲۲۱)

اشعث بن قیس
اشعث بن قیس کندی از چهره های ننگین تاریخ اسلام است که از آغاز مسلمانی، تا هنگام مرگ در بسیاری از حوادث مهم تاریخ صدر اسلام نقش اثرگذار البته منفی داشت. اشعث در زمان پیامبرصلی الله وعلیه وآله اسلام آورد، ولی پس از وفات حضرت مرتد شد.(اسدالغابة، ج ۱، ص ۱۱۸؛ تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۳۲۵)

در جریان جنگ های »رده« و سرکوب مرتدان، اسیر شد، ولی ابوبکر او را بخشید.(یکی از سه موردی که ابوبکر روز مرگ بر آن تأسف خورد، این بود که چرا گردن اشعث را، زمانی که او را به اسیری آوردند، نزد و می گفت: »تصور می کنم او هیچ شری نمی بیند، جز این که بدان یاری رساند« (مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۰۸) )

اشعث در روزگار عثمان، از سوی وی به ولایت آذربایجان منصوب شد و در آنجا اموالی را به ناحق تصاحب کرد. چون امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز خلافت یافت، اشعث بر ولایت آذربایجان باقی ماند.(اخبار الطوال، ص ۱۹۴)

در جریان جنگ جمل حضور نداشت، اما در جنگ صفین به دستور امام علی علیه السلام حضور یافت و به واسطه نفوذش در بین بنی کنده از فرماندهان سپاه حضرت گردید؛ هرچند که علی علیه السلام و پیروان راستین آن حضرت، به وی اعتماد(همان، ص ۲۱۲)کامل نداشتند.(ر. ک. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۹، »اشعث بن قیس کندی«، ص ۴۸) اشعث بن قیس را می توان سرآمد منافقان دوران علی علیه السلام دانست. او در جنگ(شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۹۷)

صفین نفاق خویش را آشکار کرد و درحالی که علی علیه السلام و یاران باوفایش مردانه با سپاه دشمن می جنگیدند، به همراه قبیله اش – که جمع کثیری از سپاه حضرت را تشکیل می دادند – ساز مخالف زد و با خروش علیه امام خویش، از او خواست که(اخبار الطوال، ص ۲۳۱) تسلیم خواسته معاویه و قرآن های نمادین او شود. به این ترتیب سیاست(همان، ص ۲۳۳)

شیطانی معاویه با تحریک اشعث و امثال او تحقق یافت و شکاف عمیقی در صفوف نیروهای امیر مؤمنان علی علیه السلام ایجاد شد. از همین روست که ابن ابی الحدید، اساس و پایه هر تباهی و تزلزلی که در خلافت علی علیه السلام پدید آمد را اشعث می داند و می نویسد: »اگر اشعث در معنا و مفهوم حکومت با علی علیه السلام به مناظره و مجادله نمی پرداخت، جنگ نهروان پدید نمی آمد و امیرالمؤمنین بی تردید نیروهایش را به سوی معاویه گسیل می داشت و شام را فتح می کرد.«(شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص ۲۷۹)

اشعث علاوه بر اینکه عامل شکست علی علیه السلام در جنگ صفین شد و گروه خوارج را پایه ریزی کرد، در تحریک ابن ملجم و شهادت امام علی علیه السلام نیز نقش اساسی داشت.(الفتوح، محمد بن اعثم کوفی، ترجمه: محمد بن احمد مستوفی هروی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲ ش، ص ۷۴۹)

در روزگار امام حسن علیه السلام نیز اشعث به واسطه اینکه دخترش (جَعده) همسر امام بود، می خواست با تقرّب دروغین به امام، جاه و مقامی کسب کند؛ اما وقتی به اهداف شومش نرسید و امیدش را نزد امام بر باد رفته دید و کاخ و دربار معاویه را قبله آمال خود یافت، دخترش را وادار نمود تا امام حسن علیه السلام را مسموم کند. به این ترتیب نام اشعث کندی به عنوان شریک در قتل دو امام، برای همیشه در تاریخ ثبت شد.

در شناخت چهره حقیقی شخصیت های سیاسی و اجتماعی باید دقت بسیار کرد و هرگز به انتساب آنها به خاندان های بزرگ و مشهور، و خویشاوندی آنها با افراد پرمنزلت جامعه اکتفا نکرد. افراد را باید تنها با عملکرد و سوابق واقعی آنها ملاحظه کرد و نقاط برجسته و لغزش های آنان را با دقت زیر نظر داشت و آنها را با معیارهای اصیل اسلامی – نه شعارها و تبلیغات دروغین – محک زد. اشعث بن قیس کندی هم، صرف نظر از آن همه لغزش سیاسی و دینی، از منزلت اجتماعی بسیار برجسته ای برخوردار بود؛ خواهرش به عقد پیامبر درآمده بود؛ خودش(شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۹۳)

داماد خلیفه اول و از فرماندهان ارشد علی علیه السلام در صفین و پدر زن امام حسن علیه السلام بود. از این رو در نگاه نخست، شاید اشعث وارسته تلقی گردد؛ اما وقتی عملکرد منافقانه او تحلیل و بررسی می شود، چهره پلید وی نمایان می گردد.(آسیب شناسی خواص، ص ۲۸۲ و ۲۸۳)

خواص بی بصیرت دوران امام حسین علیه السلام

جریان عاشورا یکی از فرازهای حساس تاریخ صدر اسلام است. در زمینه سازی وقوع حادثه کربلا نیز خواص بی بصیرتی نقش داشتند که با رفتار و کردار خویش، ذهن و ضمیر اجتماع را برای لغزش آماده کردند و سپس خود و پیروانشان در درّه هلاکت فروغلتیدند.

در واقعه عاشورا گروهی از نزدیکان حضرت و خواص جامعه به دلایل متعدد -از جمله عافیت طلبی و عدم خطرپذیری و به تعبیر دیگر نداشتن تفکر انقلابی – از(ر. ک. »محمد حنفیه و نهضت حسینی«، علی غلامی دهقی، نشریه تاریخ در آیینه پژوهش، ش ۲۴، زمستان ۱۳۸۸ ش، ص ۹۷)

همراهی با امام خویش غفلت کردند و نتوانستند حساسیت این مرحله از تاریخ و قیام امام حسین علیه السلام را درک کند. مقام معظم رهبری به این موضوع چنین اشاره می کنند: مشکل برخی از افراد و مجموعه ها این است: بی ایمان نیستند، بی شوق و محبت نیستند؛ اما لحظه شناس نیستند. لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست. فرض بفرمایید کسانی در کوفه دل هاشان پر از ایمان به امام حسین علیه السلام بود، به اهل بیت علیهم السلام هم محبت داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند؛ همه شان هم به شهادت رسیدند، پیش خدا هم مأجورند؛ اما کاری که باید بکنند، آن کاری نبود که آنها کردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند.(۲۹ / ۱۰ / ۸۸ – در دیدار با شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی)

مقام معظم رهبری خطاب به خواص نیز می فرماید: از هر طرف که شروع می کنید، می رسید به خواص، تصمیم گیری خواص در وقت لازم، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه لازم، اقدام خواص برای خدا در لحظه لازم، اینها هست که تاریخ را نجات می دهد، ارزشها را نجات می دهد، ارزشها را حفظ می کند. در لحظه لازم باید حرکت لازم را انجام داد. اگر گذاشتید وقت گذشت، دیگر فایده ندارد.(سخنرانی مقام معظم رهبری در حسینیه لشکر ۲۷ محمد رسول الله، ۲۰ / ۳ / ۷۵)

اگر خواص نتوانند مدیریتِ زمان بکنند و در زمان خود و بهنگام، به حمایت از جریان حق بپردازند، معلوم است که بصیرت کافی ندارند. حمایت دیرهنگام و یا عدم حمایتِ بهنگام از جریان حق، همانند حمایت نکردن است. بی شک اگر(رسالت خواص، ص ۵۰)

کاروان کربلا امثال محمد بن حنفیه، ابن عباس، عبدالله بن جعفر، عبدالله بن عمر و… را داشت، گروه های بیشتری را به طرف خود جذب می کرد؛ به اشاره مقام معظم رهبری »اینها که پس زدند، عوام مردم هم به آن طرف رو می کند.«(سخنرانی مقام معظم رهبری در حسینیه لشکر ۲۷ محمد رسول الله، ۲۰ / ۳ / ۷۵)

از خواص بی بصیرت دوران امام حسین علیه السلام، عمر بن سعد بن ابی وقاص است. وی برخلاف افرادی چون عبیدالله بن زیاد و یا شمر بن ذی الجوشن – که دشمن سرسخت علی علیه السلام و آل علی علیه السلام، و در پی ریشه کن کردن اهل بیت علیهم السلام بودند – در پی جنگ با امام حسین علیه السلام نبود و طبق شواهد تاریخی سعی داشت با امام حسین علیه السلام درگیر نشود؛ اما وقتی ابن زیاد پیشنهاد حکومت اسلامی ری را به او داد، در اثر طمع ریاست و دنیاطلبی به صف آرایی در مقابل امام حسین علیه السلام پرداخت.(اخبار الطوال، ص ۲۹۹)

عمر سعد به خوبی امام حسین علیه السلام را می شناخت و می دانست که حق با اوست، ولی ملک ری چشم بصیرت او را کور کرده بود. در تاریخ اسلام بسیارند کسانی که(رسالت خواص، ص ۸۶) می دانستند چه جریانی حق است و چه جریانی باطل؛ اما دنیاطلبی و عوامل دیگر مانع بصیرت و آگاهی آنها، و در نتیجه چرخش از جریان حق و قرار گرفتن در صف باطل شد.

پایداری بر حق بزرگتر از یافتن و انتخاب حق است و این گردنه صعب و دشوار پیش روی تمامی خواص قرار دارد؛ آنان که از این گردنه به سلامت می گذرند، اجر عظیمی دارند و آنها که به دره باطل سقوط می کنند، عذابی سخت در انتظار آنهاست و این به خاطر نقشی است که در سعادت یا شقاوت و هدایت یا ظلالت عوام دارند.(خواص و لحظه های تاریخ ساز، ج ۲، ص ۴)

عمر سعد نتوانست در برابر وسوسه های دنیوی دوام آورد و مقام و منزلت دنیا وی را چنان غافل ساخت که فرمانده جنگ با حسین علیه السلام شد و اولین تیر را روز عاشورا به سوی لشگر اباعبدالله علیه السلام روانه کرد.(ر. ک. نفس المهموم، شیخ عباس قمی، بیروت: دار المحجة البیضا، ۱۴۱۲ ق، ص ۱۹۰)

علاوه بر عمر بن سعد، بیشتر خواص روزگار امام حسین علیه السلام گرفتار دنیاپرستی و رفاه طلبی شده بودند و همین مسئله زیربنای پدید آمدن جریان دلخراش عاشورا و دیگر حوادث ناگوار برای جهان اسلام شد. مقام معظم رهبری در تحلیل خود در خصوص واقعه عاشورا به این مسئله چنین اشاره می کند:

وقتی خواص طرفدار حق در یک جامعه آن چنان می شوند که دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می کند، از ترس جان، از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست، از ترس منفور شدن و تنها شدن، حاضر می شوند حاکمیت باطل را قبول کنند و یا در مقابل باطل نمی ایستند و از حق طرفداری نمی کنند و جانشان را به خطر نمی اندازند – وقتی این طور شد – اولش با شهادت حسین بن علی علیه السلام با آن وضع آغاز می شود، آخرش هم به بنی امیه و شاخه مروانی و بنی عباس.(بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول الله، ۲۰ / ۳ / ۷۵)

شَبث بن ربعی
شبث بن ربعی قبل از قبول اسلام، موذن سجّاح – مدعی دروغین نبوت – بود. پس از پذیرش اسلام نقش مهمی در شورش های دوران عثمان علیه خلیفه داشت. وی در دوران خلافت علی علیه السلام از یاران برجسته علی علیه السلام بود، چنان که در جنگ صفین از جانب علی علیه السلام برای مذاکره با معاویه انتخاب شد، اما وقتی جریان حکمیت پدید(برای اطلاع از مشروح مذاکرات وی با معاویه ر. ک. الکامل، ج ۳، ص ۲۸۶)

آمد، شبث بن ربعی نشان داد با وجود نفوذ و شهرتش در میان یاران علی علیه السلام، بصیرت و شناخت کافی نسبت به قضایا ندارد؛ از همین رو پس از جریان حکمیت به صف خوارج پیوست و رویاروی علی علیه السلام قرار گرفت. اما در اثر ارشادهای علی علیه السلام از دسته خوارج جدا شد و از پیوند با آنها توبه کرد و به نقلی علیه آنها به جهاد پرداخت.(اخبار الطوال، ص ۲۵۶)

شبث در روزگار امام حسین علیه السلام نیز نتوانست جبهه حق از باطل را تشخیص دهد. وی با آنکه به امام علیه السلام نامه نوشته بود و او را به کوفه فراخوانده بود، به زودی(همان، ص ۲۷۸)

رنگ عوض کرد و با تهدید و تطمیع ابن زیاد در برابر کاروان امام حسین علیه السلام صف آرایی نمود. شبث پس از شهادت امام حسین علیه السلام دوباره توبه کرد و به توابین(همان، ص ۳۰۰ – ۳۰۲)

پیوست. مقام معظم رهبری – در بیان درس های عاشورا – می فرماید:(تهذیب التهذیب، ج ۴، ص ۲۷۶)

عاشورا به ما درس می دهد که در ماجرای دفاع از دین، بصیرت بیش از چیزهای دیگر برای انسان لازم است. بی بصیرت ها بدون اینکه بدانند، فریب می خورند و در جبهه باطل قرار می گیرند، چنان که در جبهه ابن زیاد کسانی بودند که فسّاق و فجّار نبودند ولی از بی بصیرت ها بودند.(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نیروهای مقاومت بسیج، ۲۳ / ۴ / ۱۳۷۱)

در جریان قیام مختار هم شبث با او همراه شد، ولی پس از مدتی علیه مختار نیز توطئه کرد و در صف قاتلان مختار قرار گرفت تا نشان دهد دقتی در(اخبار الطوال، ص ۳۴۵)

تصمیم گیری های خود ندارد و تمام اعمالش عاری از بصیرت و آگاهی است. سرانجام شبث بن ربعی پس از عمری رذالت و خیانت به خاطر کسب مقام و منفعت، در سن هفتاد سالگی در کوفه از دنیا رفت، درحالی که پرونده ای سیاه و شوم همراه با خواری و ذلّت، برای آخرت خویش فراهم ساخته بود.

● راه های عملی کسب بصیرت :

– شناخت حقیقت ولایت و ولی امر زمانه خود

– داشتن فکر و اندیشه و تجزیه تحلیل مسائل

-دوراندیشی در امور

– پیروی از عالمان وارسته

_رعایت ایمان و تقوای الهی

-عبرت گرفتن از مسائل گوناگون

– ذکر و یاد الهی

-پیمودن مسیر اهل بصیرت

نتیجه
تاریخ اسلام همچون آینه ای است که با بررسی وقایع و تحولات آن و عملکرد افراد می توان عبرت های فراوانی از آن گرفت؛ عبرت ها و درس هایی که می تواند یک ملت را از ذلت به عزت یا برعکس از عزت به ذلت برساند. تاریخ صدر اسلام هم شاهد خواص با بصیرتی بود که تا پای جان از دین اسلام و پیامبر و امامشان دفاع کردند؛ و هم شاهد خواص بی بصیرتی که به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت دقیق جریان حق با تصمیمات غیرمنطقی و نسنجیده، نه تنها خودشان را گرفتار جریان باطل نمودند، بلکه بسیاری از عوام را نیز از مسیر حق منحرف ساختند.

مهمترین عامل انحراف خواص بی بصیرت در صدر اسلام، رفاه طلبی آنها و ترجیح دنیا بر آخرت بود. بسیاری از این خواص سابقه درخشانی در اسلام داشتند؛ اما گرفتار جاه و مقام و مال و دیگر زخارف دنیا شدند و برای رسیدن به خواسته های دنیایی خود به تمام سوابق نیکشان پشت پا زدند.

پی نوشت ها:
۱٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص ۱۵۸٫

۲٫ انعام، آیة ۱۲۲٫

۳٫ غررالحکم و دررالکلم، ح ۶۵۴۸٫

۴٫ حج، آیة ۴۶٫

۵٫ غررالحکم و دررالکلم، ح ۹۹۷۲٫

۶٫ همان، ح ۵۱۴۶٫

۷٫ همان، ح ۴۸۷۸٫

فرم ثبت نام دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

باسلام

فرم ثبت نام دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

دوره مقدماتی تربیت پژوهش‌گر نوجوان و جوان

آخرین نوشته ها

اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

به گزارش روابط عمومی مرکز آینده سازان، اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان بدین شرح است: مصطفی حاجی لری سعید خدابنده لو ابوالفضل عسکری حسینعلی حیدری فر مصطفی کریمی محمد آجرلو مهدی آجرلو احمد حق جو مصطفی کوهی علی قاسم لو دوستان توجه داشته باشند زمان …

ادامه نوشته »

شاه در رفت!!

۲۶ دی سالروز فرار تاریخی شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم شاه را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد. ۲۶ دی‌ماه ۵۷ محمدرضا پهلوی خاک ایران را در حالی ترک کرد که تا زمان فوتش در بین ۶ کشور …

ادامه نوشته »

اعزام مبلغ دانش آموزی دهه فجر

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، معاونت سرمایه انسانی مرکز آینده سازان با همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی برنامه تبلیغی دانش آموزی دهه فجر ۹۸ را همانند سال های گذشته برگزار می کند. 🔶 تاریخ اعزام مبلغان به مدارس سراسر کشور از روز شنبه ۱۲ …

ادامه نوشته »

نگاه تمدنی به تربیت نخبگان!

باسمه‌تعالی  (تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز یکشنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۱، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب دکتر سید محسن موتورچی زید عزه، معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی، میزگرد تخصصی «تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت» را برگزار نمود. …

ادامه نوشته »

نخبه باید نخبه ساز و نخبه پرور باشد!

باسمه‌تعالی (نگاهی به راهبرد تربیتی «درون‌زایی») معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۷، در راستای طرح تبیان، با دعوت مجدد از جناب حجت ­الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با راهبردهای تربیتی» را برگزار نمود. حجت­ الاسلام رجبی در …

ادامه نوشته »

از «بُرنا» بیشتر بدانیم!

باسمه‌تعالی (نگاهی به روند نگارش سند بُرنا) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده ­سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۹/۱۶، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب حجت­ الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با روند نگارش منظومه تربیتی برنا» را برگزار نمود. حجت …

ادامه نوشته »

برای سردار دلها

به گزارش روابط عمومی فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در این ایامی که نام سردار اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی بر سر زبان جهانیان است و تمام مردم آزادی خواه در غم نبود این بزرگ مرد تاربخ مجاهدت و ایستادگی سوگوارند، ما نیز به نوبه خود گوشه ای از شخصیت والای …

ادامه نوشته »

حقیقت گناه

بسم الله الرحمن الرحیم #حقیقت_گناه درک واقعی نسبت به حقیقت گناه خیلی می تواند در ترک گناه موثر باشد! ما تا زمانی که درک واقعی نسبت به حقیقت گناه نداریم اگر هم گناه را ترک نماییم یک جورایی با رضایت قلبی نیست و یک کراهتی نسبت به این ترک داریم …

ادامه نوشته »

حجاب فاطمی

موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار در حیطه ی حجاب و پوشش است. عفت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه ی شهوت باز دارد. قرآن به چند رفتار عفیفانه، از جمله رعایت عفت در گفتار، نگاه، شهوت، پوشش و عفت در کردار – …

ادامه نوشته »

سیره رفتاری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیهاالسلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات …

ادامه نوشته »

شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرونده تبلیغی به نام بانوی بی نشان که شامل برنامه های از زندگی این بانوی بزرگوار، منبر در فضائل، اینفوگرافی شخصیت ممتاز حضرت زهرا، درس ها و نکات تربیتی از زندگی ایشان …

ادامه نوشته »

سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی …

ادامه نوشته »

گفتاری درباره نه دی روز بصیرت

(ورود به بحث)بصیرت به چه معناست و راه دست یابی و حفظ آن کدام است؟ بصیرت یا بینش، نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری، متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام های ظاهری بدن، قابل دریافت نیست. بصیرت، قوّه و نیرویی قلبی است که به مدد …

ادامه نوشته »

آخرین نوشته ها

اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

به گزارش روابط عمومی مرکز آینده سازان، اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان بدین شرح است: مصطفی حاجی لری سعید خدابنده لو ابوالفضل عسکری حسینعلی حیدری فر مصطفی کریمی محمد آجرلو مهدی آجرلو احمد حق جو مصطفی کوهی علی قاسم لو دوستان توجه داشته باشند زمان …

ادامه نوشته »

شاه در رفت!!

۲۶ دی سالروز فرار تاریخی شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم شاه را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد. ۲۶ دی‌ماه ۵۷ محمدرضا پهلوی خاک ایران را در حالی ترک کرد که تا زمان فوتش در بین ۶ کشور …

ادامه نوشته »

اعزام مبلغ دانش آموزی دهه فجر

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، معاونت سرمایه انسانی مرکز آینده سازان با همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی برنامه تبلیغی دانش آموزی دهه فجر ۹۸ را همانند سال های گذشته برگزار می کند. 🔶 تاریخ اعزام مبلغان به مدارس سراسر کشور از روز شنبه ۱۲ …

ادامه نوشته »

نگاه تمدنی به تربیت نخبگان!

باسمه‌تعالی  (تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز یکشنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۱، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب دکتر سید محسن موتورچی زید عزه، معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی، میزگرد تخصصی «تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت» را برگزار نمود. …

ادامه نوشته »

نخبه باید نخبه ساز و نخبه پرور باشد!

باسمه‌تعالی (نگاهی به راهبرد تربیتی «درون‌زایی») معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۷، در راستای طرح تبیان، با دعوت مجدد از جناب حجت ­الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با راهبردهای تربیتی» را برگزار نمود. حجت­ الاسلام رجبی در …

ادامه نوشته »

از «بُرنا» بیشتر بدانیم!

باسمه‌تعالی (نگاهی به روند نگارش سند بُرنا) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده ­سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۹/۱۶، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب حجت­ الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با روند نگارش منظومه تربیتی برنا» را برگزار نمود. حجت …

ادامه نوشته »

برای سردار دلها

به گزارش روابط عمومی فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در این ایامی که نام سردار اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی بر سر زبان جهانیان است و تمام مردم آزادی خواه در غم نبود این بزرگ مرد تاربخ مجاهدت و ایستادگی سوگوارند، ما نیز به نوبه خود گوشه ای از شخصیت والای …

ادامه نوشته »

حقیقت گناه

بسم الله الرحمن الرحیم #حقیقت_گناه درک واقعی نسبت به حقیقت گناه خیلی می تواند در ترک گناه موثر باشد! ما تا زمانی که درک واقعی نسبت به حقیقت گناه نداریم اگر هم گناه را ترک نماییم یک جورایی با رضایت قلبی نیست و یک کراهتی نسبت به این ترک داریم …

ادامه نوشته »

حجاب فاطمی

موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار در حیطه ی حجاب و پوشش است. عفت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه ی شهوت باز دارد. قرآن به چند رفتار عفیفانه، از جمله رعایت عفت در گفتار، نگاه، شهوت، پوشش و عفت در کردار – …

ادامه نوشته »

سیره رفتاری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیهاالسلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات …

ادامه نوشته »

شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرونده تبلیغی به نام بانوی بی نشان که شامل برنامه های از زندگی این بانوی بزرگوار، منبر در فضائل، اینفوگرافی شخصیت ممتاز حضرت زهرا، درس ها و نکات تربیتی از زندگی ایشان …

ادامه نوشته »

سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی …

ادامه نوشته »

گفتاری درباره نه دی روز بصیرت

(ورود به بحث)بصیرت به چه معناست و راه دست یابی و حفظ آن کدام است؟ بصیرت یا بینش، نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری، متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام های ظاهری بدن، قابل دریافت نیست. بصیرت، قوّه و نیرویی قلبی است که به مدد …

ادامه نوشته »

آخرین نوشته ها

آخرین نوشته ها

ژانویه, 2020

  • 15 ژانویه

    ارسال مدارک پژوهشگران

    باسلام فرم ارسال مدارک پژوهشگران دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

    ادامه نوشته »
  • 13 ژانویه

    اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان

    به گزارش روابط عمومی مرکز آینده سازان، اسامی پذیرفته شدگان دوره مقدماتی تربیت پژوهشگر نوجوان و جوان بدین شرح است: مصطفی حاجی لری سعید خدابنده لو ابوالفضل عسکری حسینعلی حیدری فر مصطفی کریمی محمد آجرلو مهدی آجرلو احمد حق جو مصطفی کوهی علی قاسم لو دوستان توجه داشته باشند زمان …

    ادامه نوشته »
  • 13 ژانویه

    شاه در رفت!!

    ۲۶ دی سالروز فرار تاریخی شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم شاه را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد. ۲۶ دی‌ماه ۵۷ محمدرضا پهلوی خاک ایران را در حالی ترک کرد که تا زمان فوتش در بین ۶ کشور …

    ادامه نوشته »
  • 13 ژانویه

    اعزام مبلغ دانش آموزی دهه فجر

    به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، معاونت سرمایه انسانی مرکز آینده سازان با همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی برنامه تبلیغی دانش آموزی دهه فجر ۹۸ را همانند سال های گذشته برگزار می کند. 🔶 تاریخ اعزام مبلغان به مدارس سراسر کشور از روز شنبه ۱۲ …

    ادامه نوشته »
  • 7 ژانویه

    نگاه تمدنی به تربیت نخبگان!

    باسمه‌تعالی  (تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز یکشنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۱، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب دکتر سید محسن موتورچی زید عزه، معاون راهبردی بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی، میزگرد تخصصی «تبیین نگاه رهبری در حوزه تربیت» را برگزار نمود. …

    ادامه نوشته »
  • 7 ژانویه

    نخبه باید نخبه ساز و نخبه پرور باشد!

    باسمه‌تعالی (نگاهی به راهبرد تربیتی «درون‌زایی») معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده­ سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۱۰/۰۷، در راستای طرح تبیان، با دعوت مجدد از جناب حجت ­الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با راهبردهای تربیتی» را برگزار نمود. حجت­ الاسلام رجبی در …

    ادامه نوشته »
  • 7 ژانویه

    از «بُرنا» بیشتر بدانیم!

    باسمه‌تعالی (نگاهی به روند نگارش سند بُرنا) معاونت پژوهش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده ­سازان، روز شنبه؛ ۹۸/۹/۱۶، در راستای طرح تبیان، با دعوت از جناب حجت­ الاسلام روح‌الله رجبی زید عزه، مدیر پژوهش و تألیف مجموعه برنا، میزگرد تخصصی «آشنایی با روند نگارش منظومه تربیتی برنا» را برگزار نمود. حجت …

    ادامه نوشته »
  • 5 ژانویه

    برای سردار دلها

    به گزارش روابط عمومی فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در این ایامی که نام سردار اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی بر سر زبان جهانیان است و تمام مردم آزادی خواه در غم نبود این بزرگ مرد تاربخ مجاهدت و ایستادگی سوگوارند، ما نیز به نوبه خود گوشه ای از شخصیت والای …

    ادامه نوشته »
  • 5 ژانویه

    حقیقت گناه

    بسم الله الرحمن الرحیم #حقیقت_گناه درک واقعی نسبت به حقیقت گناه خیلی می تواند در ترک گناه موثر باشد! ما تا زمانی که درک واقعی نسبت به حقیقت گناه نداریم اگر هم گناه را ترک نماییم یک جورایی با رضایت قلبی نیست و یک کراهتی نسبت به این ترک داریم …

    ادامه نوشته »
  • 5 ژانویه

    حجاب فاطمی

    موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار در حیطه ی حجاب و پوشش است. عفت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه ی شهوت باز دارد. قرآن به چند رفتار عفیفانه، از جمله رعایت عفت در گفتار، نگاه، شهوت، پوشش و عفت در کردار – …

    ادامه نوشته »
  • 5 ژانویه

    سیره رفتاری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

    گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیهاالسلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات …

    ادامه نوشته »
  • 4 ژانویه

    شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

    به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرونده تبلیغی به نام بانوی بی نشان که شامل برنامه های از زندگی این بانوی بزرگوار، منبر در فضائل، اینفوگرافی شخصیت ممتاز حضرت زهرا، درس ها و نکات تربیتی از زندگی ایشان …

    ادامه نوشته »
  • 2 ژانویه

    سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

    به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی …

    ادامه نوشته »

دسامبر, 2019