خانه / یادداشت / این جنگ ادامه دارد…

این جنگ ادامه دارد…

 

ده سال و اندی از آن دیدار به یادماندنی می گذرد، هشـتم اسفند ماه ۱۳۷۹، دیدار محبوب دلها، اولین همایش بزرگ دانش آمــوزان انجمن های اســلامی درسال های نفس گیر اصــلاحات، حسینیه ی امام(ره). این بار، حال و هوای دیگری دارد. بچه ها می گریند و می خوانند:

 ساقی، به میکده پناهم ده!               در بزم عاشقانه راهم ده!

اشک است که مجال خواندن نمی دهد، و صداهای بغض آلود است که درهم گره می خورد، آنجا در همان دیدار ماندگار بود که آقا فرمودند: من قدر شما را می دانم و یقین دارم دل های شما مورد توجه امام زمان (عج) است .

و فرمودند : هر انجمن اسلامی یک سنگر فرهنگی است.

سنگر” نبرد را تداعی می کند، جبهه، خط مقدم، محور عملیات ، تک و پاتک ، عقبه و قرارگاه، فرمانده و رزمنده؛ آرایش جنگی، پشتیبانی جنگ و …..

به راستی ما چقدر این فراز از رهنمودهای حضرت آقا را جدی گرفته ایم؟ چقدر در اطراف آن اندیشیده ایم؟ چقدر در این باره با دانش آموزان و مربیان سخن گفته ایم و از آنها نظر خواهی کرده ایم؟ چقدر وجود جنگ، تهاجم ، شبیخون فرهنگی را باور کرده ایم؟

سنگر”؛ تکلیف رزمنده ی فرهنگی ما- دانش آموز- را معلوم کرده است و تکلیف ما را !

“سنگر” یعنی: او در خط مقدم است، او در مدرسه است؛ و در معرض انواع و اقسام القائات درست و نادرست ارزشی و فرهنگی که در قالب نمادها و نشانه ها ؛ ابزارها ؛ محصولات و پیام های گوناگون جبهه ی باطل قرار دارد.

سنگر”  جنگ را تداعی می کند، نبرد را به خاطرمان می آورد، آن هم چه جنگی ؟! جنگ خاموش فرهنگی ؛ یک نبرد نامتقارن همه جانبه

جبهه نبردی را تصور کنید! یک سوی جبهه، لشکر یا لشکرهایی با آخرین تجهیزات و ادوات پیشرفته نظامی و لجستیکی و مهندسی، همراه با نیروهای فراوان و آموزش دیده قرار داده اند. آن سوی جبهه نیز، لشکر یا لشکرهایی، درست شبیه همان مشخصات و امکانات و همان میزان نیروی آماده و آموزش دیده. طبیعتاً منطق نبرد و امکانات و تجهیزات ایشان، به شکل قابل توجهی تقارن و همگونی دارد. به نبرد این دو طرف، نبرد متقارن (نزدیک به هم، همانند) می گویند.

جبهه نبرد دیگری را در نظر بیاورید! یک سوی جبهه،  لشکری با امکانات و تجهیزات و ادوات و نیروها قرار دارد. اما یک سوی دیگر نبرد، تفاوت های اساسی با طرف متقابل دارد. نه امکانات او به اندازه ی امکانات طرف مقابل است و نه تجهیزات او به روز، و به قدرکافی پیشرفته است. و نه حتی نیروهای تحت فرمانش به اندازه ی کافی، به سختی و پیچیدگی جنگیدن با این ابزار و امکانات آشنایی دارند.
 طرفین از جهت تجهیزات، ادوات ، نیروها ، امکانات و از لحاظ منطق نبرد، با هم همگونی و تقارن ندارند و این گونه نبرد ، « نبرد نامتقارن» نام دارد. در این شرایط، راه چاره چیست ؟ باید گریخت و صحنه را ترک کرد؟!  باید در صحنه ماند و از ترس لرزید؟! باید به سوی دشمن رفت و زبونانه تسلیم شد؟! یا باید هجوم برد و دفاع کرد و دشمن را به عقب نشینی وادار کرد؟! طبیعی است راه چهارم ، راه منطقی و عاقلانه است. منتهی باید منطق نبرد را فهمید؛ نبرد نامتقارن، جنگ پارتیزانی را… .
از ویژگی های نبرد نامتقارن این است که ؛ دو طرف جنگ، به یک روش و با یک سیاق مبارزه نمی کنند. طبعاً یک سو، به علت برخورداری از امکانات و تجهیزات بیشتر و در نتیجه توان نظامی بیشتر، با استفاده از امکانات و تجهیزات افزونتر، با بهره گیری از هجمه ی آتش، و با تکیه بر ادوات و تسلیحات پیشرفته خود، زمین را در نوردیده و بر پیکره ی طرف مقابل خود، ضربات کوچک و بزرگ و گاه سهمگین وارد می آورد. یک سوی دیگر نبرد، به علت عدم برخورداری از آن تجهیزات و امکانات و عدم اتکا به ادوات پیشرفته ی جنگی فردی و جمعی ، با بهره گیری از عوارض طبیعی زمین و نیز سلاح های انفرادی خودکار و نیمه خودکار و حداکثر نیمه سنگین، اما با استفاده از دلیریِ دلاورانی با ایمان و آموزش دیده و قدرتمند، با بهره مندی از سرعت جابجایی بالا، به کارگیری اصل اختفا و غافلگیری و استفاده از پوشش شب در قالب عملیات ایذایی و دفاعی می تواند، پیشــروی دشمن را متوقف کرده و در پاره ای از نقاط، دشمن را وادار به عقب نشینی نماید. این عمل باعث می شودکه دشمن، دچار فرسایش در انگیزه و نیرو شده و آنان را در لاک دفاعی، فرو می برد.

همچنین ببینید

روش کلاسداری

بخش اوّل: ارکان کلاسداری ارکان و مراحل کلاسداری الف) شروع مناسب لازمه شروع مناسب درک …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 1 =