برادری ایمانی

طرح درس ششم؛ برادری ایمانی

 

مقدمه؛ ایجاد انگیزه (شروع با ابهام، داستان، سوال و …)

اندک اندک جمع گردد …

نم نم باران لذّت‌بخش و مفید است؛ ‌امّا این قطره‌ها آن‌گاه که پشت سدّ جمع می‌شوند و دست به دست هم بدهند، می‌توانند محور یک آسیاب را بچرخانند و یا یک نیروگاه را برای تولید برق راه بیاندازد.

وقتی مؤمنان در انجام کارها و حرکت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند، این کار باعث پیشرفت فرد و جامعه اسلامی شده و از دو دستگی پیشگیری می‌شود؛ راه نفوذ بیگانگان و دشمنان دین مسدود می‌شود و موجب چیرگی بر آنها می‌گردد؛ از همه مهم‌تر آن که رضایت رسول اکرم۶ و امامان معصوم: تأمین شده و در نتیجه رحمت خداوندی بر این جمع نازل می‌شود، چرا که «إنّ یَدَ اللهِ مَعَ الجَمَاعَة[۱]».

قطره‌ها جریان اندکی دارند و جریان‌ساز نیستند، امّا رودها، رودخانه‌ها، اقیانوس‌ها و آب‌های پشت سدّ هم جریان دارند و هم جریان‌سازند؛ پس باید رود شد و چون قطره به‌هم پیوست.

طرح مسأله و تبیین آن

حاصل‌ضرب ایمان

همکاری و همیاری مؤمنین در کارهای خیر، باعث بالا رفتن قدرت و کارآیی فرد و جامعه اسلامی است؛ هنگامی که افراد مؤمن در کنار همدیگر قرار گیرند، نیروهای آنها با هم جمع نمی‌شود، بلکه در همدیگر ضرب می‌گردد و به‌جای آن که در کنار هم قرار گرفتن بیست مؤمن، به قدرتی معادل بیست برابر یک مؤمن را محصول ‌دهد، به قدرتی معادل با دویست نفر تبدیل می‌شود و این یعنی قدرت هر مؤمن در جمع،‌ ده برابر خواهد شد. «اگر شما بیست نفر و اهل صبر باشید، بر دویست نفر غیر مؤمن غلبه می‌کنید[۲]».

علامه طباطبایی «رابطوا» را به معنای تشکیل جامعة دینی و ارتباط نیروها و کارها در همة شئون دینی آن می‌داند و می‌گوید: مراد این است که با استحکام پیوندهای دینی است که حقیقت سعادت دنیایی و آخرتی به‌دست می‌آید؛ سعادت دنیایی ره‌آورد تلاش بشر است و سعادت جامع و حقیقی نیست.[۳]

در برخی تفاسیر، «رابطوا» را خصوص مراقبت از مرزها دانسته‌‌اند که مرزبانان اسب‌هایشان را آماده و بسته باشند و مراقب باشند تا هر لحظه که احساس خطر کردند، بتوانند به سرعت به‌سوی دشمن بتازند.[۴]

برخی نیز گفته‌اند: «‌رابطوا» در این آیه، به معنای پاس داشتن در مرزها و مرزبانی نیست؛ زیرا آیات قبل و بعد از این آیه، هیچ کدام در مورد جنگ نیست و آیه در صدد بیان آن نمی‌باشد و مراد ایجاد پیوند و ارتباط میان مردم در جامعه است.[۵]

روایات متعددی نیز مراد از «رابطوا» را ارتباط و پیوند با امامان معصوم دانسته است:

امام صادق ۷ در بیان این سخن خدای متعال که فرمود: «اصبرو و صابروا و رابطو قال: …. وَ رابِطُوا

 عَلَى الْأَئِمَّة؛[۶] فرمود:… و پیوند و ارتباط با امامان داشته باشید».

در روایت دیگر که امام صادق۷فرمود: «… و رابطوا امامکم؛[۷] مراد از «رابطوا» این است که با اما‌م‌تان ارتباط داشته باشید».

در روایتی از امام باقر۷، مراد از «رابطوا» ارتباط و پیوستگی با امام منتظر تفسیر شده است؛ «… و رابِطوا إمَامکُم المُنتَظَر».[۸]

از مجموع روایات،‌ قول مفسرین و نظر لغت شناسان می‌شود استفاده کرد که اصل این واژه، به معنای پیوند و ارتباط محکم است. و همة موارد گفته شده نیز از مصادیق آن هستند. ارتباط محکم در مرزها، به در کنار هم بودن مرزبانان و آماده بودن و پا به رکاب بودن آن‌هاست. و ارتباط مؤمنان با یکدیگر، به دوری از اختلاف، تفرقه، شایعه، بدگویی و بدرفتاری است؛ به ایجاد زمینه‌های پیوند محکم مانند: محبت، برادری، نیکوکاری و یاری است. و ارتباط با امام و حاکمیت الهی، به معرفت، رفت و آمد، و پیروی از دستورات اوست.

به بیان دیگر، ایجاد ارتباط و پیوستگی میان اهل ایمان، یا برای مراقبت در مقابل دشمنان بیرونی است که با مرزبانی، آمادگی جسمی و ابزار جنگی انجام می‌‌شود، یا برای محافظت از خود در برابر دشمنان داخلی است و این مراقبت یا میان نیروها و افراد با یکدیگر است، که آن هم با دور کردن دشمنانی مانند: اختلاف، کینه و … از دل‌های‌ مؤمنین و برقراری رابطة دوستانه و حاکمیت برادری و محبت، به‌دست می‌آید و به استحکام پیوند ایمانی در جامعه منجر می‌شود، و یا این مراقبت میان مردم و حاکمیت است که با معرفت و لزوم اطاعت از امام معصوم در عصر حضور و آماده سازی ظهور امام۷ در زمان غیبت، تحقق پیدا می‌کند.

استحکام پیوندهای اجتماعی

اسلام اهتمام خاصی به امر جامعه دارد. هیچ یک از ادیان دیگر مانند اسلام، اصرار به حضور در اجتماع و توجه به فعالیت‌های اجتماعی ندارند. اسلام حتی برخی احکام عبادی خود را به‌صورت جمعی قرار داده است؛ مانند نماز جمعه و عید فطر و قربان، نماز جماعت (هر چند واجب نیست اما با تأکید فراوان)، امر به معروف و نهی از منکر، اعلام حمایت از حکومت اسلامی و برائت از دشمنان دین، این‌ها نشانه توجه خاص اسلام به برقراری پیوند مستحکم میان اهل ایمان است. برقراری این رابطة انسانی و پایدار، یک اصل و چند فرع دارد که با این اصل و فرع‌ها، هدف و ثمرة خاص آن نیز قابل دسترسی است؛ اصل این پیوند ریشه‌هایش در عمق زمین فرو رفته است و شاخه‌های متعدد و زیبایی دارد و ثمرة این اصل، میوه‌های شیرین و شاداب و چشم‌نواز است. اصل و تنة درخت رابطة جامعه اسلامی، اصل برادری است، اگر روح برادری در کالبد جامعة اسلامی دمیده شود و اصل برادری، اصل حاکم بر هر عنوان و پسوند و پیشوندی قرار گیرد، شاخه‌های بارور و پرثمری مانند مهربانی، احترام، خوش‌رویی، دوستی و یاری شکل می‌گیرد و روز به روز محکمتر و گسترده‌تر می‌شود. و سایه و میوة این درخت با برکت، امنیت و تعالی و پیشرفت است؛ آرامش و محبت در درون و سرکشیدن به آسمان تعالی و دست‌یابی به اوج کمال انسانی در بیرون است. البته آرامش و تعالی همگانی، مخصوص عده و طبقه خاصی نیست؛ این همان حقیقتی است که در قرآن کریم از آن به شجره طبیه ایمان تعبیر شده است:

«أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛[۹] آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده است، سخنی پاک را که مانند درختی پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است.را هر دم به اذن پروردگارش می‌دهد. و خدا مَثَل‌ها را برای مردم می‌زند، شاید که آنان پند گیرند».

در روایات، «کلمة طیبه» به کلمة توحید و شهادت «لا اله الا الله» و شجرة طیبه به پیامبر اکرم۶ و اهل‌بیت: تفسیر شده است.[۱۰]

پیوند برادری

در بحث پیوند جامعه با حاکمیت، خواهیم گفت که یکی از وظایف شیعیان در عصر غیبت، زمینه‌سازی و فراهم‌سازی مقدمات ظهور است؛ یکی از موارد زمینه‌سازی تغییر نگرش‌هاست.

از وظیفه‌های منتظران و جامعة منتظر است که دید‌ها و نگرش‌های فرد،‌ قومی و سلیقه‌ای خود را رها کرده و نگرش خود را با نظر اسلام همراه و همسو کنند. تا وقتی نگرش حاکم بر روابط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ما، نگرش‌های تنگ‌نظرانة فردی،‌ قومی و ملیتی است و روح حاکم بر آن‌ها امری برگرفته از سلیقه‌های نفسانی است، نمی‌توان انتظار تحقق آرمان‌های الهی و تحقق حاکمیت عقلانیت را داشت و خواهان پیاده شدن و اجرای عدالت بود. رسیدن به عقلانیت و تحقق عدالت، با عبور از نفس‌محوری، خودخواهی و خودبینی میّسر است. اسلام در زمانی که می‌توان آن را دوران حاکمیت خشونت دانست – که به درستی عصر جاهلیت نام گرفت – اصلی به نام «برادری» را برای جهانیان به ارمغان آورد تا مردم به جای رفتارهای خشن و نامهربانانه، برادری و مهربانی را اصل و ملاک همة برخوردهای خود با دیگران قرار دهند.

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛[۱۱] مؤمنان برادر یکدیگرند».

قرآن با این پیام جاودان، اهل ایمان را مانند فرزندان یک پدر، برادرمی‌داند. اسلام با هدف گسترش دایرة برادری، در نظر دارد که اهل ایمان، اجتماع خود را مانند یک خانواده به‌هم پیوسته، مرتبط و دارای عواطف و احساسات گرم و مثبت قرار دهند. هر عضو جامعة اسلامی – به بیان صریح قرآن – برادر دینی شما است  و همانند برادر تنی شما، باید برخوردار از احساسات و محبت شما شود و هر چه را که در حق برادر خود روا می‌دارید، در حق او نیز روا بدارید و هر چه را در حق برادر خود ناروا می‌دانید، برای برادر دینی خود نیز انجام ندهید.

به هر حال اسلام ما را دعوت به جامعه‌ای همراه، همدل و رفتاری برخواسته از نگاه مثبت و دوستانه کرده است. پیکر واحدی که همة اعضا سعی می‌کنند زیبنده‌ترین تعامل را با یکدیگر داشته باشند.

مؤمنان معدود لیک ایمان یکی                                 جسمشان معدود لیکن جان یکی

جان گرگان و سگان هر یک جداست                                     متحد جان‌های شیران خداست[۱۲]

 

برادری، نشانة ایمان واقعی

رسول خدا۶فرمود:

«الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ، يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ وَ هُمْ يَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُم؛[۱۳] مؤمنان برادرند، خون‌شان برابر است، در برابر دیگران یک‌دست هستند و کمترین آن‌ها می‌تواند کسی را به امان درآورد».

همچنین می‌فرمایند:

«أَلَا وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَيْنِ إِذَا تَحَابَّا فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصَافَيَا فِي اللَّهِ كَانَا كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِذَا اشْتَكَى أَحَدُهُمَا مِنْ جَسَدِهِ مَوْضِعاً وَجَدَ الْآخَرُ أَلَمَ ذَلِكَ الْمَوْضِع‏؛[۱۴] بدانید اگر اهل ایمان به خاطر خدای بزرگ به یکدیگر مهر بورزند و برای خدا صادقانه دوستی کنند، چون یک پیکرند که هر گاه موضعی از پیکر یکی به درد آید، دیگری در همان موضع از پیکر خود احساس درد می‌کند».

امام صادق۷ فرمودند:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ بَنُو أَبٍ وَ أُمٍّ وَ إِذَا ضَرَبَ عَلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ عِرْقٌ سَهِرَ لَهُ الْآخَرُون؛[۱۵] مؤمنان برادر یکدیگرند، و فرزندان یک پدر و مادر هستند. اگر رگی از یکی بجنبد و ناراحت باشد، دیگران به خاطر او شب را نمی‌خوابند».

همچنین می‌فرمایند:

«الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ عَيْنُهُ وَ دَلِيلُهُ، لَا يَخُونُهُ وَ لَا يَظْلِمُهُ وَ لَا يَغُشُّهُ وَ لَا يَعِدُهُ عِدَةً فَيُخْلِفَه‏؛[۱۶] مؤمن برادر مؤمن است. چشم و راهنمای اوست، به او خیانت و ظلم نمی‌کند و او را فریب نمی‌دهد و وعده‌ای نمی‌دهد که به آن عمل نکند».

 

پیمان پیوند برادری

بعد از نازل شدن آیة اخوت و اعلامِ برادریِ اهل ایمان، پیامبر اسلام۶ در اولین فرصت، اخوت را در جامعة ایمانی برقرار کرد؛ پس از ورود رسول خدا۶ به مدینه، علاوه بر اختلاف و دشمنی دیرینة دو قبیلة اوس و خزرج، حضرت شاهد دعوا و نزاعی دیگر میان دو گروه انصار و مهاجرین بود؛ اختلافی که به علت تعلق هر کدام از آن دو به منطقه‌ای متفاوت و آداب و سنت‌های جداگانه، به‌وجود آمده بود. افزون بر این، هر کدام خود را از دیگری برتر می‌دانست و خواهان احترام و جایگاه بالاتری بود؛ مهاجرین به سبب تقدم در اسلام و تحمل رنج‌های فراوان و انصار به علت پذیرایی از پیامبر و مهاجرین و جای دادن آنان در شهر و زندگی خود، خواهان برتری بودند.

رسول خدا قبل از شعله‌ور شدن منیت‌ها و ادعاهای برتری‌جویانه، در اولین مرحله – هشت ماه پس از هجرت – میان مهاجرین و انصار عقد اخوت برقرار کرد.

«آخَى النَّبِيُّ بَيْنَ أَصْحَابِهِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ أَخَوَيْنِ أَخَوَيْنِ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ قَالَ هَذَا أَخِي‏؛[۱۷] پیامبر۶ بین اصحابش از مهاجرین و انصار، پیوند برادری برقرار نمود و سپس دست علی بن ابی طالب۷ را گرفت و فرمود: این برادر من است».

ایجاد پیوند برادری، همچون آبی زلال و پاک، کینه‌های کهنه و تعصبات کورکورانه را از دل مؤمنان شست و آنان را پیکری واحد و غم‌خوار و دلسوز هم قرار داد. طوری که مال و جان خود را فدای دیگری می‌کردند و گاهی در اوج سختی و شرایط دشوار جنگی، تا دوست و برادر مجروح‌شان لب به آب نمی‌زد، ایشان آب نمی‌خوردند و در خوشی و غم‌ها، همراه یکدیگر بودند.

پیمان برادری بار دیگر در نُخَیله میان مسلمانان بسته شد. هنگامی که رسول خدا ۶با ۷۴۰ نفر از یاران خود در آن منطقه حضور داشت، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند میان فرشتگان پیمان برادری بسته است، مرا با میکائیل و اسرافیل را با عزرائیل برادر قرار داده است… حضرت نیز میان اصحاب خود پیوند برادری برقرار کرد و هر کس را با دیگری برادر قرار داد، مردان را با مردان و زنان را با زنان.[۱۸]

پیامبر اسلام۶ پیوند برادری را نه تنها در زمان حیات دنیایی، بلکه آن را امری پیوسته و دایمی – حتی بعد از مرگ – دانست و از این رو دستور داد عبدالله بن عمرو و عمر بن جموح را که در جنگ احد شهید شدند و قبل از شهادت پیمان برادری بین‌شان بود، در یک قبر دفن کنند.[۱۹]

 

شاخ و برگ پیوند برادری

گفتیم پیوند برادری مانند درخت تنومند، شکوفا و پرثمری است که شاخ و برگ‌های متعددی دارد، مانند: ادب و احترام، خوش‌رویی و خوش‌گویی، انس و الفت، مهربانی و دوستی، یاری و گره‌گشایی و شاخه‌های دیگری که به اختصار به آن‌ها پرداخته می‌شود. البته باید توجه داشت که همة آداب مربوط به روابط اجتماعی که در آیات و روایات و سیرة معصومین: آمده است، فرع اصل برادری است؛ زیرا بدون باور به برادری میان اهل ایمان، نمی‌توان محبت، الفت، خوش‌خلقی و دوستی واقعی را میان آنان شاهد بود.

البته این موارد که به عنوان فرعِ اصلِ برادری ذکر شدند، رابطة دو جانبه دارند و با پایبندی به این موارد، آن اصل تقویت و پررنگ می‌شود و از یک ادعای صرف به باوری عملی تبدیل می‌گردد.

 

احترام و ادب

اولین هدف پیوند برادری، این است که مؤمن هر چه را که خود برای خود دوست دارد، برای برادر خود نیز دوست داشته باشد و هر چه را که برای خود نمی‌پسندد، برای وی نیز نپسندد؛ زیرا اصل برابری، تفرقه را از بین می‌برد و اعضای جامعه را مانند اعضای یک پیکر، هماهنگ و همسو می‌نماید؛ بنابراین، معنا ندارد عضوی مانند دست، با عضوی دیگر مانند سر و گردن و … دشمنی داشته باشد، همة اعضا در کنار یکدیگر و در راستای سلامتی و توانمندی خود و صاحب‌شان کار می‌کنند.

همة انسان‌ها خواهان برخورد احترام‌آمیز هستند. پس لازم است در گام اول، شما با هر کس که روبرو می‌شوید، ادب را مراعات کنید و با کرامت انسانی با او رفتار نمایید و از هر برخوردهای آزار دهنده مانند: آزار، تحقیر، بدگویی و … اجتناب کنید.

رسول خدا۶ فرمود: «حُسْنُ الْأَدَبِ زِينَةُ الْعَقْل‏؛[۲۰] ادب نیکو، زینت خرد است».

امام علی۷ می‌فرماید:

«إِنَّ النَّاسَ إِلَى صَالِحِ الْأَدَبِ أَحْوَجُ مِنْهُمْ إِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَب‏؛[۲۱] مردم به ادب نیک نیازمندتر از سیم و زر هستند».

از خدا جوییم توفیق ادب                                  بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد                         بلكه آتش در همه آفاق زد

از ادب پر نور گشتست این فلك                       وز ادب معصوم و پاك آمد ملك[۲۲]

 

پیامبر۶ برای ادای احترام بیشتر به یاران خود، آنان را با کنیه صدا می‌زد،‌ اگر کسی کنیه نداشت برایش کنیه تعیین می‌کرد تا دیگران نیز با صدا زدن کنیة او، احترام او را پاس دارند، و هنگامی که حضرت برای کسی کنیه‌ای انتخاب می‌کرد، یاران از او پیروی می‌کردند و او را با همان کنیه صدا می‌زدند. حضرت برای زنان نیز چه فرزند داشتند و چه فرزند نداشتند،‌ کنیه انتخاب می‌کرد، همچنین برای بچه‌ها نیز کنیه تعیین می‌کرد تا با این کار دل‌هایشان را به‌دست آورد.[۲۳]

هر کس نزد حضرت می‌آمد، پیامبر خدا به احترام او برایش جا باز می‌کرد؛ اگر چه تنها نشسته بود؛ روزی رسول خدا۶تنها در مسجد نشسته بود که فردی داخل مسجد شد. حضرت برای او جا باز کرد تا کنار ایشان بنشیند. آن شخص از این رفتار محبت‌آمیز پیامبر تعجب کرد و عرض کرد: آقا جا زیاد است، شما به زحمت نیفتید. حضرت فرمود: همانا از حق مسلمان بر برادر مسلمان اوست که وقتی دید او می‌خواهد نزدش بیاید، به احترام او برایش جا باز کند.[۲۴]

پیامبر اکرم۶ علاوه بر رعایت ادب و کرامت دیگران از جانب خود، هر گاه کوچک‌ترین بی‌احترامی یا کوتاهی در ادب، در یاران نسبت به یکدیگر می‌دید،‌ به آنان هشدار می‌داد.

روزی حضرت با اصحاب گرم صحبت بود که پیرمرد سالخورده‌ای بر آنان وارد شد. کسانی که در حضور حضرت نشسته بودند به وی احترام نکردند و در جا دادن به او سستی نمودند. رسول خدا۶از رفتار ناشایست حاضران ناراحت شد و فرمود: «لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یرْحَمْ صَغِیرَنَا ویوَقِّرْ كَبِیرَنَا؛[۲۵] از ما نیست کسی که به خردسالان ما مهربانی و دلسوزی نکند و احترام و تکریم بزرگسالان ما را بجا نیاورد».

برادرت را با خوش‌رویی استقبال کن

خوش‌رویی یکی از عوامل تأثیرگذار در انتقال عواطف مثبت است. برخورد با روی گشاده و شاداب، کم‌ هزینه‌ترین کاری است که شما با آن می‌توانید دیگران را در شادی خود شریک کنید. برای همین در دین سفارش شده است با دیگران با روی گشاده برخورد کنید و اندوه و ناراحتی خود را به دیگران نشان ندهید. تمرین و مداومت بر برخورد با دیگران با روی گشاده، سبب می‌شود انسان، حالتی خوشایند و مثبت در دیگران ایجاد کند.

رسول خدا۶به خویشان خود فرمود:

«يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْر؛[۲۶] ای فرزندان عبدالمطلب، شما نمی‌توانید با دارایی خود همة مردم را بهره‌مند سازید (و جذب کنید) پس با آن‌ها با گشاده‌رویی و خوش‌رویی، برخورد کنید».

امام علی۷ فرمود: «بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَيْ‏ءٍ نَفْساً؛[۲۷] شادی مؤمن در چهرة اوست و اندوه او در دلش پنهان است. سینه‌اش از هر چیزی فراخ‌تر و نفس او از هر چیز فرو افتاده‌تر است».

همچنین می‌فرماید:

«إِذَا لَقِيتُمْ إِخْوَانَكُمْ فَصَافِحُوا وَ أَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشَاشَةَ تَتَفَرَّقُوا وَ كُلُّ مَا عَلَيْكُمْ مِنَ الْأَوْزَارِ قَدْ ذَهَب؛[۲۸] هرگاه با برادران خود روبرو می‌شوید، به یکدیگر دست بدهید و خوش‌رویی و گشاده‌رویی خود را آشکار سازید، همانا با این کار هنگام جدا شدن گناهی برای شما نمانده است».

از امام صادق۷ سؤال شد:

«مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ؟ قَالَ: «تُلِينُ جَنَاحَكَ وَ تُطِيبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسنٍ؛[۲۹] حدّ خوش خلقی چیست؟ فرمود: با نرمش و فروتنی با دیگران برخورد کنی، سخن شیرین بگویی و برادرت را با گشاده‌‌رویی دیدار نمایی».

امام باقر۷ می‌فرماید:

«مردی در بصره نزد امام علی۷ آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین، ما را از حق پیوند برادران آگاه کن، حضرت فرمود: برادران دو دسته‌اند: برادران نزدیک و مورد اعتماد و برادران خوش باش گوی و احوال پرس. اما برادران مورد اعتماد، دست و بال، خانواده و دارایی انسان هستند، پس اگر به برادری در حد اطمینان اعتماد کردی، دارایی و یاری خود را نثارش کن و با دوستان او دوست و با دشمنانش، دشمن باش. رازش را پنهان دار و عیب‌اش را بپوش و نکویی‌اش را آشکار کن و بدان ای سؤال کننده که آنان از طلای سرخ کم‌یاب‌تر هستند. اما برادران احوال پرس، کسانی هستند که تو از دیدار آنان لذت می‌بری، پس لذت خود را قطع نکن و بیشتر از آن را هم از آنان توقع نداشته باش. همان اندازه که آنان خوش‌رویی و شیرین زبانی خود را به تو ارزانی می‌دارند، تو نیز نثارش کن».[۳۰]

 

خوش‌گویی کلید ارتباط با دیگران است

خوش‌گویی و شیرین‌سخنی، کلید آغاز همراهی و دوستی است. انتخاب کلمات برای شروع صحبت و کیفیت بیان آن، تأثیر زیادی در برانگیختن عواطف مثبت دیگران و جلب توجه‌شان دارد. اولین کلمه‌‌ای که انسان برای آغاز سخن انتخاب می‌کند، ادای با احساس آن می‌تواند مخاطب را به وجد و هیجان آورد و در مقابل، نا‌مناسب یا سرد و بی‌روح بودن آن نیز می‌تواند احساس توهین و نامهربانی را منتقل کند.

کمترین مرتبة خوش‌گویی این است که شما پاکیزه سخن بگویید و کلام خود را با تند‌خویی، بد‌گویی و یا بی‌اعتنایی همراه نکنید.

این سفارش قرآن است که می‌فرماید:

«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا؛[۳۱] با مردم به زبان خوش سخن بگویید».

خدای تعالی به حضرت عیسی۷ فرمود:

«يَا عِيسَى كُنْ مَعَ ذَلِكَ تُلِينُ الْكَلَامَ وَ تُفْشِي السَّلَام؛[۳۲] ای عیسی! نرم سخن بگو و بلند سلام کن».

رسول خدا۷ فرمودند:

«الْفُحْشُ وَ التَّفَحُّشُ لَيْسَا مِنَ الْإِسْلَامِ فِي شَيْ‏ءٍ وَ إِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ إِسْلَاماً أَحْسَنُهُمْ أَخْلَاقا؛[۳۳] ناسزاگویی و بد دهنی، از اسلام نیست، همانا بهترین مسلمان، خوش‌ خو‌ی‌ترین آن‌هاست».

امام علی۷فرمودند:

«أَجْمِلُوا فِي الْخِطَابِ تَسْمَعُوا جَمِيلَ الثَّوَاب‏؛[۳۴] زیبا سخن بگویید تا پاسخ زیبا بشنوید».

امام باقر۷فرمودند:

«قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن یقالَ لَكُم، فَاِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ یبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنین، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ؛[۳۵] بهترین سخن را که دوست دارید و مردم به شما بگویند، به آنان بگویید. زیرا خداوند اشخاص لعن کننده، دشنام دهنده، طعنه زننده به مؤمنان، ناسزا گو، بد دهن و گدای سمج را نفرت دارد».

با فروتنی، برادری‌ات را تداوم ببخش

فروتنی به معنای کوچک قراردادن خود است. اینکه خودت را به‌گونه‌ای قرار دهی که بالاتر و برتر از دیگران نبینی،‌ لازمة این نگاه، بزرگ داشتن احترام و تکریم دیگران است. کسانی که خود را برتر از دیگران می‌دانند، نمی‌توانند خوبی دیگران را ببینند و همواره دنبال عیب‌جویی و پیدا کردن نقاط منفی دیگران برای اثبات برتری خود هستند. با وجود ندیدن خوبی دیگران، راهی برای احترام و انس گرفتن با آنان باقی نمی‌ماند؛ زیرا مردم به کسی احترام می‌گذارند و او را دوست دارند که او نیز برای آنان احترام و ارزش قایل باشد. افرادی که خود را متمایز از دیگران می‌دانند و به بهانة حسب، نسب، دانش و موقعیت، خود را بهتر از دیگران می‌پندارند، هرگز قدرت ایجاد روابط دوستانه با دیگران را ندارند.

البته نباید فروتنی با فرومایگی اشتباه شود. فروتنی به معنای اظهار کوچکی نسبت به هم‌نوعان است، به این مقدار که انسان به راحتی دیگران را بپذیرد و آنان نیز او را بدون دشواری قبول کنند و راه حرف زدن و همنشینی برای دو طرف آسان و هموار باشد. اما فرومایگی به معنای پایین آوردن افراطی شخصیت خود است؛ طوری که به حقارت و پستی منجر شود. اسلام همان‌طور که تکبر و برتر بینی را حرام دانسته است، ذلت و خواری را نیز برای هر انسانی حرام شمرده است.

رسول خدا۶فرمودند:

«إِنَّ اللّهَ تَعالى أَوحى إِلَىَّ أَن تَواضَعوا حَتّى لایفخَرَ أَحَدٌ عَلى أَحَدٍ وَلایبغى أَحَدٌ عَلى أَحَدٍ؛[۳۶] خداوند به من وحی کرد: فروتن باشید تا هیچکس بر دیگری فخر نفروشد و هیچ کس بر دیگری زورگویی نکند».

ابن مهجم می‌گوید: از امام رضا۷پرسیدم: حد تواضع چیست که هر کسی آن را رعایت کند فروتن باشد؟ حضرت فرمود: فروتنی درجاتی دارد. یکی از آن‌ها این است که انسان اندازة خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد. برای مردم رفتاری را نپسندد مگر آنکه انتظار مثل آن را برای خود نیز دوست داشته باشد. اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد. خشم خود را فرو خورد و از اشتباه مردم در گذرد. همانا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.[۳۷]

امام صادق۷فرمودند:

«إِنَّ رُوحَ الْإِیمَانِ وَاحِدَةٌ خَرَجَتْ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ یتَفَرَّقُ فِی أَبْدَانٍ شَتَّى فَعَلَیهِ ائْتَلَفَتْ وَ بِهِ تَحَابَّتْ؛[۳۸] روح ایمان یکی است که از جانب خدای یگانه فرود آمد و در پیکرهای گوناگون جای گرفت، پس بر اساس روح ایمان، مؤمنان الفت می‌گیرند و دوستی می‌ورزند».

 

 



[۱]. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۷٫

[۲]. انفال، ۶۵٫

[۳]. المیزان، ج ۴، ص۹۲٫

[۴]. تفسیر کشاف، ج ۱، ص ۴۶۰٫

[۵]. قاموس قرآن، ج ۴، ص۴۷٫

[۶] . کافی، ج ۲، ص۸۲

[۷] . تفسیر عیاشی، ج ۱، ۲۱۳

[۸] . غیبت نعمانی،‌ ص۲۷

[۹]. ابراهیم، ۲۴ و ۲۵٫

[۱۰]. بحارالانوار، ج ۹، ص ۱۱۱؛ کافی، ج ۱، ص ۴۲۸٫

[۱۱] . حجرات،‌۱۰٫

[۱۲] . مثنوی معنوی، دفتر چهار.

[۱۳] . بحارالانوار، ص۷۱، ص۲۲۱٫

[۱۴]. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۱٫

[۱۵] . همان، ص ۲۶۴٫

[۱۶] . همان، ص ۲۶۸٫

[۱۷]. بحار الانوار، ج ۳۸، ص ۳۳۶٫

[۱۸] . بحارالانوار، ج۳۸، ص ۳۳۵٫

[۱۹]. همان، ج۲۰، ص ۱۲۱٫

[۲۰]. میزان الحکمه، ج۱، ص ۹۶، ج۳۶۰٫

[۲۱]. همان، ص۹۲، ح۳۶۰٫

[۲۲]. مثنوی معنوی، دفتر اول.

[۲۳]. احیاء العلوم، ج۲، ص۳۱۶٫

[۲۴]. بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۰٫

[۲۵]. مجموعه ورّام،‌ ج۱، ص۳۴٫

[۲۶]. وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۱٫

[۲۷]. نهج البلاغه، حکمت ۳۳۳٫

[۲۸]. همان، ص۴۹۸٫

[۲۹]. کافی، ج ۲، ص۱۱۱٫

[۳۰]. کافی،‌ج ۲، ص ۲۴۷٫

[۳۱]. بقره، ۸۳٫

[۳۲]. کافی، ج ۸، ص ۱۳۲٫

[۳۳]. همان.

[۳۴]. میزان الحکمه، ج۱۱، ص ۵۲۵۶٫

[۳۵]. همان، ص ۴۵۴۲٫

[۳۶]. میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۶۸۵۴٫

[۳۷]. همان.

[۳۸]. بحارالانوار، ج ۶۶، ص۱۹۳٫

همچنین ببینید

تولید نرم افزار چند رسانه ای “بیرق” ویژه هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج)

نشریه الکترونیکی بیرق، با تلاش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده‌سازان و همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن‌های …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 56 = 61