خانه / مجموعه محتوارسانی محرم / تقوا، کلید نهایی

تقوا، کلید نهایی

طرح درس هشتم؛ تقوا، کلید نهایی

 

مقدمه؛ ایجاد انگیزه (شروع با ابهام، داستان، سوال و …)

پرستاری ایمان

محمد بن مسلم می‌گوید: «از امام باقر یا امام صادق۷ شنیدم: همانا خدا، خلقی را برای ایمان ثابت آفرید که ایمانشان زوال ندارد و کسانی را میانه این دو آفریده و به برخی از ایشان ایمان را عاریت داده که اگر بخواهد برای آنها تکمیل کند و اگر بخواهد از ایشان بگیرد[۱]».

ایمان برخی همچون کاهی است که با وزش بادی به تلاطم، می‌افتد و هر عملی چه صالح و چه غیر صالح را به همراه دارد.

طرح مسأله و تبیین آن

عملی که نتیجه ایمان و تضمین کننده آن است، باید صالح باشد؛ صلاحیت عمل در سه جهت است و مراقبت از عمل، در این سه جهت، تقوا را شکل می‌دهد: ۱) صلاحیت در زمینه شکل عمل ۲) ارزشمندی از جهت انگیزه و محرک عمل ۳) خوبی عمل از جهت زمان و مکان.

زندگی با طعم ایمان و عمل

همراهی ایمان و تقوا (عمل صالح)، یعنی اکتفا نکردن به باور ذهنی به خداوند، یعنی حضور ایمان در میدان زندگی، یعنی جاری شدن ایمان در زندگی و قبل از آن جاری ساختن آن در اعضاء و جوارح (چشم و گوش و قلب و زبان).

همراهی ایمان و تقوا، یعنی پاسداشت حریم خداوند و ملاحظه رضایت الهی و قدم برداشتن روی مرزهایی که پروردگار متعال تعریف کرده است.

این همراهی یعنی همت بلند داشتن و یه یک مرحله از رشد اکتفا نکردن و پله‌های رشد را یکی یکی پیمودن؛ خوبی‌ها را به خوبی پذیرفتن، با نیت خدایی و به خوبی عمل کردن و در زمان و مکان مناسب عمل نمودن.

دو رکن حیات مؤمنانه

پیامبر۶ فرمودند: «هرکه از جماعت مسلمین دوری گزیند، بند اسلام را از گردن برداشته است. گفتند: ای رسول خدا۶! جماعت مسلمانان کدام است؟ فرمودند: جماعت پیروان حق (اهل ایمان و عمل صالح) هر چند اندک باشند[۲]».

در آیه ۲۰۰ آل‌عمران به دو رکن حیات مؤمنانه اشاره شده؛ یک رکن مربوط به قلب آدمی است (ایمان) و رکن دوم مربوط به اعضاء انسان است (عمل صالح)؛ زنده شدن انسانیت به برکت این دو رکن است؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة[۳]؛ هر مرد و زنی که عمل صالح انجام دهد، در حالی که اهل ایمان است، با زندگی پاک او را زنده می‌کنیم».

جامعه‌ای که بر محور ایمان به خدا و عمل صالح شکل بگیرد، اجتماعی زنده می‌باشد؛ ولی اگر اجتماع بر اساس این دو شکل نگیرد، اجتماع حیوانی است.

ایمان فراگیر

ایمان به خدا، تا تمامی دل انسان را نگیرد، در تمامی وجود و اعمال او خیمه نزند، تمامی شرک‌ها و بت‌ها را از بین نبرد، به توحید نمی‌رسد.

توحید، عشق تمام به خدای متعال و رهایی تمام از غیر اوست.

ایمان، شناخت ناتمامی است که با احساسی ناتمام، ترکیب شده و گره خورده است. با این نگاه ایمان با شرک جمع می‌شود، قرآن می‌گوید: «وَمٰايُؤْمِنُأَكْثَرُهُمْبِاللّٰهِإِلاّٰوَهُمْمُشْرِكُونَ؛ بیشتر مردم به خدا ایمان نیاوردند به جز اینکه مشرک هستند»[۴]، ولی توحید، در شناخت، احساس و عمل نسبت به خداوند، کامل است. توحید ایمان کامل است و آن است که باعث فلاح و رستگاری آدمی است.

پاسداری ایمان

وقتی انسانی مؤمن و اجتماع مؤمنانه مورد خطاب قرار می‌گیرد و توصیه و فرمان به تقوا برای او صادر می‌شود، در واقع به او هشدار داده می‌شود که مراقب ایمانت باش؛ ایمان از دست رفتنی است؛ پس باید از او مراقبت نمود. مراقبت از ایمان همان تقوا است. معنای فرمان دادن مؤمنان به رعایت ایمان،[۵] این است که:‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از ایمان خود مراقبت کنید، روح ایمان را در دل و جان مستقر سازید و نگذارید به اندک نسیمی و حادثه‌ای از دلتان رخت بربندد. یکی از راز‌های توصیه مؤمنان به تقوا، تاکید بر ثبات بخشیدن به ایمان با انجام عمل صالح و جاری کردن ایمان در مناسبات زندگی باشد؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا…. وَ اتَّقُوا الله‏».

بنابراین معنای «اتَّقُوا» بعد از خطاب نمودن مؤمنین چیزی جز «عَمِلُوا الصَّالِحات» یعنی انجام تمام عمل‌های صالح نیست.

شادابی ایمان و عمل

ایمان عمل صالح را می‌زاید و عمل صالح ایمان را مراقبت و بارور می‌کند.

ایمان چیزی جز عشق و نفرت نیست: هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ‏ وَ البُغض[۶]. ایمان عشق در راه خدا و نفرت به خاطر اوست. ایمان به خدا به تدریج شکل می‌گیرد و با انجام عمل صالح به بار بنشیند. گیاه ایمان در وجود مؤمن آهسته سر بلند می‌کند تا از تمامی وجود او سرازیر می‌شود و از دست و پا و چشم و گوش و فکر و خیال او جوانه می‌دهد؛ «إنَّ الإیمَانَ مَثبُوثٌ عَلَی الجَوارِح[۷]؛ ایمان بر تمامی وجود تو پراکنده است».

کسانی که اهل عمل صالح نیستند،‌ گیاه ایمانشان را آبیاری نکرده‌اند و در انتظار رکود،‌ پوسیدگی و خشکی آن نشسته‌اند.

امیرالمؤمنین۷: «بِالْإِيمَانِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحَات‏[۸]؛‌ به وسیلة ایمان،‌ مؤمن بر کارهای شایسته راهنمایی می‌شود».

ارتباط تقوا با شکیبایی، پایداری و پیوند محکم ایمانی

تقوا و رعایت حق خدا، در همة ابعاد وجودی انسان معنا پیدا می‌کند، و در هر یک، راهکار و شیوة اجرایی خود را دارد. در این آیه، به تقوا در بُعد رفتارهای اجتماعی اشاره شده است و سه رکن مهم در رابطه با مسألة اجتماع را خداوند به اهل ایمان تذکر داده است. اگر اهل ایمان بخواهند جامعة ایمانی را بر اساس اندیشة باور به خدا و اسلام بنا کنند، باید این سه گام مهم را عملیاتی و اجرایی کنند: در قدم اول، افراد این جامعه بردبار و شکیبا باشند و قدرت تحمل خود را در سختی، مصیبت و کارهای دشوار، بالا ببرند. رسیدن به جامعة آرمانی در گام اول، نیازمند افراد استوار و شکیبا است؛ آنان که بتوانند پای فرمان الهی بایستند و در تندباد بلاها نابود نشوند و نسبت به برادران دینی خود مهربان و اهل گذشت باشند.

گام دوم بنای جامعة ایمانی، پایداری است؛ پایداری در برابر دشمنان داخلی و خارجی که هر لحظه با توطئه‌ای درصدد ضربه زدن به جمع اهل ایمان هستند. در گام سوم، اهل ایمان پیوندهای میان خود را محکم می‌کنند، با تقویت روحیة برادری پیوند با مدیران و رهبران نظام خود، سد محکمی در برابر دشمنان و بدخواهان شده و با یک‌دلی و همراهی، به سرعت دروازه‌های پیشرفت مادی و معنوی را فتح می‌کنند.

این سه گام، هر سه مراعات تقوا و تحقق عینی آن در راستای دستیابی به جامعة ایمانی هستند. اهل ایمان اگر بخواهند در بُعد سیاسی و اجتماعی، بنای رفیع و استواری از حاکمیت اسلامی را دنبال کنند باید با امثال این راهکارهای عملیاتی، دنبال خواسته‌های خود باشند.

 

تقوا، مراعات حق‌خدا

 گاهی شما سرسفره می‌نشیند و در اولین لقمه «بسم الله» می‌گویید، اما تمام لحظات پس از آن را تا وقتی سفره جمع می‌شود به بدگویی از نعمت‌های خدا، غذایی که می‌خورید و … می‌گذرانید. بر زبان ابتدا نام خدا را آورده‌اید اما در عمل هر چه از شما از صادر می‌شود ناشکری و ناسپاسی از او و نعمت‌هایش است. مراد از این مثال این است که نگذارید تقوای خدا برای شما یک ویترین شود. همان طور که ما قرآن را ویترین طاقچه‌های خانه خود کرده‌ایم. مبادا در هر اندیشه و طرحی، اسم از تقوای خدا ببریم اما در تمام مراحل اجرایی آن حق خدا را رعایت نکنیم، در ظاهر نام خدا را بیاوریم اما در باطن، اعتقادی به آن نداشته باشیم و در هنگام عمل، کارمان نه تنها برای خدا نباشد، بلکه برای نفس و شیطان باشد.

خیلی از کارها اسم و عنوان آن برای خدا و سود و منفعت آن برای شیطان است؛‌ به نام خدا، به کام رضایت نفس در رسیدن به خواسته‌های نفسانی. مانند دزدی که با یک یا علی گفتن، می‌خواست هست و نیست بیچاره‌ای را بلند کند و ببرد، خود علی۷ در تمام عمرش از مال حلال سیر نخورد، آن وقت تو می‌خواهی در یک ساعت همه جمع کرده عمر کسی را به حرام ببری و یا علی می‌گویی؟ حال حقیقت «بسم الله» و واقعیت تقوای الهی این است که در مرحلة فکر، طراحی،‌ اجرا و نتیجة نهایی، ذره‌ای اندیشه و کار تو از فرمان خدا تخطی نداشته باشد و در مسیر یاد و اطاعت فرمان او انجام گردد.

به هر حال، این مراحلی که به عنوان تقوا و تحقق عملی باور به خدا در آیة شریفه نام برده شد، باید با قصد و نیت خدایی انجام شود تا به نتیجة مطلوب، که تحقق آرمانها و تقرب الی الله است بینجامد وگرنه اگر شکیبایی شما برای هوای نفس و پایداری شما برای جلب رضایت شیطان و پیوند برادری‌تان برای اهداف شخصی و منافع جناحی و گروهی باشد، هرگز این نیت، شما را به مقصود نمی‌رساند؛ زیرا در درون آن یک تناقض نهفته است. برادری برای مقاصد شیطانی و پایداری برای اهداف نفسانی، برادری و پایداری نیست. آنکه برای نفس خود با کسی برادری می‌کند، به مجرد رسیدن به مقصود، دیگر آن برادری برایش معنا و مفهومی ندارد. برادری، شکیبایی، پایداری برای این افراد، مطلوبیت ذاتی ندارد و صرفاً ابزاری برای رسیدن به مقصود است و با رسیدن به مطلوب، نقش خود را از دست می‌دهد.

اما این عناوین در فرهنگ اسلامی، ارزشی ذاتی دارند. این عناوین چه به نتیجه و هدف برسند و چه نرسند،‌ از دیدگاه ما مطلوب هستند و باعث تقویت، آرامش و توان بیشتر می‌شوند و خداوند برای آن‌ها به انسان‌ اجر و ثواب می‌دهد.

در روایات پیمان برادری گذشت که اسلام این پیوند را حتی بعد از مرگ، ماندگار می‌داند. چنانچه پیامبر اسلام۶ شهدایی که پیمان اخوت بسته بودند و در یک جنگ شهید می‌شدند را با هم دفن می‌کردند.

خلاصه آنکه جملة «واتقوالله» در پایان این آیه، تذکر به این نکته مهم است که باید به این ارزش‌ها، با رنگ الهی تحقق بخشید. برای خدا و در راستای تحقق آرمان‌های الهی شکیبا و برادر باشید. باید یاد خدا و‌ انجام دستورات الهی، بر خواسته‌های نفسانی شما،‌ تعلقات قومی و جناحی شما، حب و بغض شما و هر چه که رنگ و بویی از شیطنت و خودخواهی دارد،‌ برتری داشته باشد.

امام علی۷فرمودند:

«طُوبى لِمَنْ أَخْلَصَ لِلّهِ عِلْمَهُ وَ عَمَلَهُ وَ حُبَّهُ وَ بُغْضَهُ وَ أَخْذَهُ وَ تَرْكَهُ وَ كَلامَهُ وَ صَمْتَهُ و فعله و قوله؛[۹] خوشا به حال آن کس که علم و عملش، دوستی و دشمنی‌اش، گرفتن و وانهادنش، سخن و سکوتش، ‌و کردار و گفتارش تنها برای خدا باشد».

 

 

 



[۱]. اصول کافی، ج۲، ص۴۱۶٫

[۲]. امالی صدوق، ص۳۳۳٫

[۳]. نحل، ۹۷٫

[۴]. یوسف، ۱۰۶٫

[۵]. یا ایها الذین آمنوا آمنوا بالله و رسوله؛ نساء ۱۳۶

[۶]. بحارالانوار، ج۶۵، ص۶۳٫

[۷]. اصول کافی، ج۱، ص۲۷۲٫

[۸]. نهج‌البلاغه، نامه ۱۵۵٫

[۹]. منتخب میزان الحکمه، ۲۱۲٫

همچنین ببینید

تولید نرم افزار چند رسانه ای “بیرق” ویژه هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج)

نشریه الکترونیکی بیرق، با تلاش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده‌سازان و همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن‌های …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + 2 =