فرمول موفقیت

طرح درس دوم؛ فرمول موفقیت؛ تغدیه از ایمان

 

مقدمه: ایجاد انگیزه (شرح با ابهام، داستان، سوال و …)

سرانگشت ایمان

دو سه قرن گذشته را می‌توان دوره پرستش علم و گریز از ایمان دانست. دانشمندان بسیاری معتقد شدند که همه مشکلات بشر با سرانگشت علم گشوده خواهد شد، ولی تجربه خلاف آن را ثابت کرد. امروز دیگر اندیشمندی یافت نمی‌شود که نیاز انسان به نوعی ایمان و لو ایمان غیر مذهبی که به هر حال امری ماورای علم است، ‌انکار کند.

برتراندراسل با آن که گرایش‌های مادی دارد، اعتراف می‌کند: «کاری که منظور آن فقط درآمد باشد، نتیجه مفیدی بار نخواهد آورد؛‌ برای آن‌که نتیجه‌ای مفید در کار به دست آید، باید کاری پیشه کرد که در آن «ایمان» به یک فرد، به یک مرام، ‌به یک غایت نهفته باشد[۱].

طرح مسأله و تبیین آن

حقیقت ایمان

«ایمان» به معنای باور و تصدیق قلبی می‌باشد. حقیقت ایمان تصدیق به دل است، چرا که در قرآن دل متعلّق ایمان قرار گرفته است؛ «مِنَ الَّذينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُم[۲]».

ایمان حد فاصل و مرز میان شناخت و عمل صالح (تقوا) است. شناخت چگونگی انسان و جهان و نسبت آنها با خدا، در او احساس و تعلّقی را شکل می‌دهد و این تعلّق و باور به خدا انسان را به عمل صالح می‌کشاند؛‌ عمل به دستورات دین از ایمان مایه می‌گیرد؛ امام صادق۷: «المَعرِفَةُ أصلٌ فَرعُهُ الإیمَان[۳]».

مراد از ایمانی که مرحله اولِ رویش و فلاح انسان است، ایمان به غیب،‌ خدا،‌ قیامت،‌ ملائکه، پیامبران و رسول اکرم۶، کتب آسمانی و قرآن است. ایمان به غیب و خدا ریشه بقیه ایمان‌هاست.

ایمان قلبی

امیرالمؤمنین۷ می‌فرماید، رسول اکرم۶ به من فرمودند: «ای علی! بنویس؛ گفتم: چه بنویسم! ایشان فرمودند: بنویس بسم الله الرحمن الرحیم؛ ایمان آن چیزی است که در قلب ثابت می‌شود و اعمال آن را تصدیق می‌کند و اسلام همان است که بر زبان جاری می‌گردد …»[۴]

گر چه ایمان را به اطمینان، تسلیم، تصدیق و آرامش قلبی معنی نموده‌اند، امّا باید مفهوم حقیقی ایمان در فرهنگ دین را از قرآن و مفسّران قرآن پی‌جویی نمود؛ در غیر این صورت گوهر ایمان به‌جای رشد و بالندگی، موجب رکود و خمودگی می‌گردد.

قرآن کریم در تبیین سوء برداشت از ایمان می‌فرماید:

اعراب بادیه‌نشین گفتند: ما ایمان آوردیم. [ای پیامبر] بگو: شما ایمان نیاوردید، ولی بگویید: اسلام آوردیم، زیرا ایمان در قلب شما داخل نشده است [و ادعای شما زبانی است][۵].

یا ایها الذین آمنوا

اهل ایمان چه کسانی هستند؟

ملاصدرا می‌گوید:

«خداوند متعال برای روشن‌ شدن تفاوت درجات مردم، در قرآن عموم مردم را به «یا ایها الناس» و اهل معرفت و ایمان را به «یا ایها الذین آمنوا» و اهل قرب و بندگان خاص را به «یا عبادی» خطاب می‌کند».

نقل بعضی از مفسرین نیز مؤید این مطلب است که گفته‌اند:

«در قرآن هر چه «یا ایها الناس» است در مکه نازل شده است و هر چه در قرآن «یا ایها الذین آمنوا» است در مدینه نازل شده است».[۶]

پس خطاب آیه، اهل ایمان هستند که مرتبة آنان بین مرتبة عموم مردم و مرتبة اولیای الهی و خواص قرار دارد.

 

علامه طباطبایی می‌گوید: «ایمان از «امن» به معنای جای گرفتن اعتقاد در قلب است. گویا مؤمن آنچه را بدان ایمان دارد از شک و تردید در امان قرار می‌دهد».[۷]

ایمان مربوط به امری است که از نوع اندیشه و اعتقادات است، انسان آن را پذیرفته است، به آن باور دارد و آن را به عنوان امری قطعی قبول دارد؛ یعنی اندیشه‌ای که انسان به آن اعتقاد دارد و شک و تردید در آن راه ندارد، ایمان است. اما شک و تردید آفتِ اعتقاد است و باعث می‌شود اندیشة پذیرفته شده، جای امن خود را در باور انسان از دست داده و در مرحله‌‌ای قرار گیرد که هر لحظه ممکن است از انسان جدا شود.

متعلّق ایمان

در قرآن، ضرورت تعلّق ایمان به امور متعددی بیان شده است که عنوان جامع همه آن موارد، ایمان به غیب است.

«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ …؛[۸] (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند».

مراد از ایمان به غیب، باور به هر چیزی است که از حواس ظاهری بشر پنهان باشد و انسان از راه استدلال عقلی یا خبر دادن پیامبران راستین، به آن رسیده است؛ ایمان به غیب شامل ایمان به خدا، فرشتگان، پیامبران الهی، قیامت، بهشت و جهنم می‌شود.

در برخی آیات، به تعدادی از مصادیق غیب که ایمان به آن‌ها ضروری است، تصریح شده است:

۱٫ ایمان به خدای متعال

در قرآن، خداوند مهم‌ترین امری است که ایمان بدان تعلق گرفته است و حتی از مؤمنان نیز خواسته شده به خدا ایمان بیاورند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ …؛[۹] ای اهل ایمان به خدا ایمان بیاورید».

در این آیه، علامه طباطبایی ایمان نخست را ایمان اجمالی و ایمان دوم را ایمان تفصیلی معنا کرده‌اند[۱۰]؛ هر چند ایمان دوم می‌تواند از باب سفارش به تداوم ایمان و یا ایمان حقیقی و یقین در برابر ایمان ظاهری باشد.

۲٫ ایمان به فرشتگان

ایمان به فرشتگان، از دیگر اصول ایمانی است که در قرآن در کنار ایمان به خدا لازم شمرده شده است:

«وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ؛[۱۱] و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند».

۳٫ ایمان به پیامبران و کتاب‌های آسمانی

ایمان به پیامبران به عنوان ایمان به افرادی که پیام‌آور وحی الهی و راهنمای سعادت بشریت‌اند در آیات متعددی پس از ایمان به خدا ذکر شده‌اند:

«فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ…؛[۱۲] پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید».

اصل نبوت – به عنوان لطف الهی – از ابتدای خلقت بشریت وجود داشته است و همواره افرادی پاک و شایسته عهده‌دار رسالت هدایت انسان‌ها به خوبی‌ها و کمال بوده‌اند؛ همة آنان مناسب با شرایط زمان خود، به بهترین صورت ممکن ایفای نقش کردند؛ باید به همة آنان ایمان داشت و از آنان به عنوان واسطه‌های بشری میان خدا و خلق او یاد کرد که جز دستور خدا را اطاعت نکردند و هرگز مسئولیت خود را با هوس‌ها و گناهان آلوده نساختند:

«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَیكَ الْمَصِیرُ؛[۱۳] پیامبر خدا به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند و گفتند: میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی‌گذاریم. و گفتند: شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را خواستاریم و فرجام به‌سوی توست».

ایمان به امامان راستین و ادامه دهندگان راه انبیا هستند، در رتبة بعد از ایمان به پیامبران قرار دارد.

۴٫ ایمان به جهان آخرت

ثمرة ایمان به توحید و نبوت، ایمان به جهان آخرت است؛ زیرا لازمة صفاتی مانند علم، حکمت و عدالت برای خدای تعالی و نتیجه پیروی و اطاعت از دستورات الهی، زندگی در جهانی است که نیکان به پاداش خوبی‌هایشان و ناپاکان به مجازات اعمال خود می‌رسند.

بر اساس آیات قرآن کریم، همه قیامت را باور دارند جز کافرآنکه برای رهایی از قید ایمان و پرداختن به فساد و گناه، قیامت را انکار می‌کنند.

 

فواید ایمان

قرآن کریم برای ایمان به خدا، ایمان به پیامبران و ایمان به قیامت، فواید فراوانی بر شمرده است که به برخی از آن‌ها با استناد به آیه‌ای از قرآن کریم، اشاره می‌شود.

۱٫ رستگاری

خداوند ایمان به خود و فرستاده‌اش را در کنار جهاد در راه خدا، سرمایة سعادت، سبب آمرزش گناهان، رهایی از عذاب دردناک دوزخ و موجب راه‌یابی به بهشت دانسته است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ* تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ* يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛[۱۴] ای اهل ایمان،‌ آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات می‌دهد؟ به خدا و فرستادة او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید، که این برای شما اگر بدانید بهتر است. تا گناهان شما را بر شما ببخشید، شما را در باغ‌هایی که از زیر درختان آن جویبارها روان است و در سراهایی خوش، در بهشت‌هایی همیشگی جای دهد. این خود کامیابی بزرگ است».

۲٫ بهره‌مندی از رحمت الهی

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ یرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛[۱۵] آنان که ایمان آورده‌اند و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است».

۳٫ هدایت به راه مستقیم

« فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛[۱۶] پس اگر آنان هم به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورند، قطعاً هدایت شده‌اند، ولی اگر روی برتابند، جر این نیست که سر ستیز و جدایی دارندو به زودی خداوند شر آنان را از تو کفایت خواهد کرد، که او شنوای داناست».


 

۴٫ نورانیت در روز قیامت

پیش از این اشاره شد که در برابر واژة ایمان، واژة نفاق قرار دارد؛ در آیات زیر، مردان و زنان مؤمن در برابر مردان و زنان منافق قرار گرفته‌اند و مؤمنان بهره‌مند از نورانیت در قیامت توصیف شده و منافقان به عنوان محرومان در حسرت مانده برای اندکی از نور معرفی شده‌اند:

«یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَی نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْآن‌هارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛[۱۷] آن روز زنان و مردان مؤمن را می‌بینی که نورشان در برابر شان و به جانب راست‌شان روان است. (‌به آنان می‌گویند) امروز شما را مژده باد به باغ‌هایی که از زیر آن نهرها روان است، در آن باغ‌ها جاودانید و این همان کام‌یابی بزرگ است».

۵٫ بهشت و رضوان الهی

در آیات متعدد، خداوند به مؤمنان در برابر اعمال صالح، وعدة اجر و مزد داده است و گاهی از آن اجر به بهشت جاودان تعبیر کرده و گاهی آن را رضوان الهی نامیده است؛ رضوان الهی که رضایت و خشنودی خداوند از بندة مؤمن است، حتماً پاداشی بالاتر از وعدة بهشت است؛ زیرا کسب رضایت خداوند، فراتر از بندگی به خاطر طمع بهشت یا ترس از جهنم می‌باشد.

«والَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَـئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛[۱۸] کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، آنان اهل بهشت‌اند و در آن جا جاودان خواهند ماند».

«وعَدَ اللَّهُ الْمؤمنینَ وَ الْمؤمناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْآن‌هارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ اَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛[۱۹] خداوند به مردان و زنان با ایمان باغ‌هایی وعده داده است که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است. در آن جاودانه خواهند بود، و نیز به آنان خانه‌های پاکیزه در بهشت همیشگی به آنان وعده داده است و خشنودی خدا برزگ‌تر است، این همان کام‌یابی بزرگ است».

 

 


 

جمع بندی

بنی‌آدم اعضای …

امام باقر۷  فرمودند: «مؤمنان در نیکی و مهربانی و دلسوزی کردن نسبت به یکدیگر همچون یک بدن هستند که اگر جایی از آن به درد آید، سایر جاها (اعضاء) در بیداری و تب و سوز آن، هم‌دردی می‌کنند[۲۰]».

تمام خطاب‌های قرآن به مؤمنان به‌صورت جمع می‌باشد؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» و حتی یک بار خطاب به گونه‌ی «یا أَیُّهُا المُؤمِن» در این کتاب آسمانی مشاهده نمی‌شود. این خود شاهدی است که اسلام تأکید بر رابطه ایمانی افراد مؤمن برای تشکیل جامعه اسلامی دارد.

بنابراین با توجه به اینکه حیات انسان، قلب و روح آدمی است، فرمول موفقیت انسان تغذیه قلب و روح انسان است. «ایمان» در واقع غذای قلب و روح انسان است.

 



[۱]. مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ص۳۱٫

[۲]. مائده، ۴۱٫

[۳]. بحارالأنوار،‌ ج۳،‌ ص۱۴، ح۳۵٫

[۴]. بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۰۸٫

[۵]. حجرات، ۱۴٫

[۶]. تفسیر کبیر ملاصدرا . ص ۴۴۵٫

[۷]. تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۴۵٫

[۸] . بقره،‌ ۳٫

[۹]. نساء، ۱۳۶٫

[۱۰]. المیزان، ج ۵، ص ۱۱۱٫

[۱۱]. بقره، ‌۲۸۵٫

[۱۲]. نساء، ۱۷ ۱٫

[۱۳] . بقره، ۲۸۵٫

[۱۴] . صف، ۱۰ ۱۲٫

[۱۵] . بقره، ۲۱۸٫

[۱۶] . بقره، ۱۳۷ .

[۱۷]. حدید، ۱۲ ۱۵٫

[۱۸]. بقره، ۸۲٫

[۱۹]. توبه، ۷ ۲٫

[۲۰]. بحارالأنوار، ج۷ ۱، ص۲۳۴٫

همچنین ببینید

تولید نرم افزار چند رسانه ای “بیرق” ویژه هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج)

نشریه الکترونیکی بیرق، با تلاش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده‌سازان و همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن‌های …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 23 = 31