صبر (۲)

طرح درس چهارم؛ صبر (۲)

مقدمه؛ ایجاد انگیزه (شروع با ابهام، داستان، سوال و …)

آغوش سختی

امروزه انسان‌ها بهترین و ساده‌ترین راهی که برای کم کردن فشار مشکلات در زندگی استفاده می‌کنند فریب دادن خویش است. مثل اینکه به خود تلقین می‌کنند: مشکلات زودگذر است، همه‌گیر است، تمام شدنی است و یا اینکه خود را به فراموشی و غفلت می‌زنند.

این راه‌ها مانند خوردن مُسکنی است که برای مدتی کوتاه ما را از فشار و ناراحتی دور می‌کند، با اینکه می‌دانیم اثر آن موقتی و زودگذر است.

هر چند که سختی‌ها و فشارهای انسان کم نیستند، اما راه‌کار ما این است که مصیبت‌ها را کم جلوه دهیم و خوشی‌ها را زیاد ببینیم. هر چه قدر انسان ایمانش بیشتر شود و رابطه‌ها را بیشتر درک کند. مسئولیتش را زیادتر می‌بیند و درد و غمش بیشتر می‌شود.

مؤمن نیاز بیشتری به «صبر» دارد، اما نه از جنس تحمّل سختی‌ها و کنار آمدن با آن‌ها، بلکه از جنس به آغوش کشیدن سختی‌ها و لذّت بردن از آن‌ها.

طرح مسأله و تبیین آن

صبر جمیل

دنیای مؤمن، دنیای دیگری است. او با خیال‌بافی زندگی نمی‌کند و به توهم خوشی و زندگی بی غم و سختی عمر تلف نمی‌کند. او می‌داند که غم‌ها و سختی‌ها را نمی‌توان کم کرد؛ سختی جزء ذات دنیا و انسان است. «لَقَدْخَلَقْنَااَلْإِنْسانَفِيكَبَدٍ؛ به راستی که انسان را در رنج آفریده‌ایم.»[۱]

«ایمان» به مؤمن فرمان می‌دهد که باید خودت را زیاد کنی، باید سینه‌ات را گسترده کنی و دریا شوی. آن وقت غم‌ها، رنج‌ها و بلاهای بزرگ در این سینة بزرگ‌تر از هستی و عظیم‌تر از دریا، نمی‌توانند هیچ طوفان و بحرانی را ایجاد کنند.

تو باید در برابر بلا، رنج و بارهای سنگین، جزع نکنی؛ بلکه تحمل و صبر منفعلانه نیز نداشته باشی و صبر جمیل بیافرینی و به شکر و بهره‌برداری از رنج برسی!

بلای مؤمنانه

خدمت امام صادق۷، نشسته بودیم؛ سخن از بلا و سختی‌هایی شد که خداوند به‌صورت ویژه نصیب «اهل ایمان» می‌کند.

امام صادق۷ حکایتی را برایمان نقل کرد که روزی از رسول خدا۶ سؤال شد؛ در دنیا چه کسی از مردم دچار بلا و سختی بیشتر و شدیدتری می‌شود؟

رسول خدا۶ فرمودند: بهرة پیامبران الهی از بلاء و سختی بیش از بقیه است؛ سپس کسانی که به پیامبران شبیه‌تر هستند و در رتبة بعد قرار دارند. «مؤمن» به اندازة ایمان و عمل‌های نیکویش با بلاء و ناگواری‌ها امتحان می‌شود؛ پس مؤمنی که ایمانش راست و عملش نیکو، بلایش بیشتر و مؤمنی که ایمانش سبک و عملش ضعیف باشد، ناگواری و بلایش کمتر است.[۲]

بهرة مؤمنانه

کارگری که باری را بر دوش نهاده و زیر سختی آن کمر خم کرده، همراه سختی و مشقت منفعت و بهره‌هایی دارد؛ از بی کاری و رکود و پوسیدگی تن و جان رهیده، ورزیده‌تر و نیرومندتر شده و در پایان کارش نیز مزد و پاداش نصیب او می‌شود.

مؤمن نیز در برابر هر رنجی سه آسانی و راحتی دارد؛ دو تا همراه و یکی در پایان؛ همراه رنج و سختی جریان و نشاط و قدرت است. «فَإِنَّمَعَاَلْعُسْرِيُسْراًإِنَّمَعَاَلْعُسْرِيُسْراً؛ همانا همراه هر سختی آسانی است[۳]، دوباره با آن سختی آسانی دیگری است» و در پایان هم بهره و پاداش است که «سَيَجْعَلُاَللّهُبَعْدَعُسْرٍيُسْراً؛ خدا بعد از هر سختی آسانی قرار داده است.»[۴]

در برابر فرمان خدا شکیبا باش

امام علی۷ می‌فرمایند: «الصَّبْرُ صَبْرَانِ: صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِب‏؛[۵] شکیبایی دو نوع است! شکیبایی در برابر آنچه ناخوشایند توست و خویشتن داری از آنچه دوست داری».

همچنین می‌فرمایند: «الصَّبرُ إمَّا صَبرٌ عَلی المُصیبَه أو عَلَی الطَّاعَه أو عَنِ المَعصیه وَ هَذا القِسمُ الثَّالث أعلَی دَرَجَه مِنَ القِسمَینِ الأوَّلَین؛[۶] شکیبایی یا بر مصیبت است یا بر انجام طاعت و یا ترک معصیت که این نوع سوم از آن دو گونة نخست برتر است».

برای انجام فرمان خداوند و اطاعت دستورات او، واژه شکیبایی و صبر استفاده شده است؛ زیرا مراد از فرمان خداوند، یا به‌صورت انجام عبادت است، یا به‌صورت انجام وظایف مالی و یا از نوع کسب فضایل و به‌دست آوردن صفات شایستة انسانی است، که هر سه، نیازمند تحمل مشقت و سختی است.

انجام عبادت دشوار است؛ زیرا طبع آدمی خواهان برتری و آزادی است و ذلّت و بندگی برای او دشوار است، همچنین روحیة کسالت و تنبلی، مانع از انجام وظایف عملی و عبادی است. خیلی از جوآنان تکلیف الهی مانند نماز را می‌دانند، حتی دوست دارند آن را انجام دهند، اما ترک لذت خواب و یا رها کردن کسب و کار و خواندن نماز برایشان دشوار است. برای همین چون غلبه بر این دشواری را تمرین نکرده‌اند، در مواجهه با کمترین سختی در انجام نماز یا عبادات دیگر، آن را ترک می‌کنند.

پرداخت وظایف مالی مانند زکات و خمس یا کمک به مستمندان و فقرا نیز خالی از مشقت نیست و گاهی برای بعضی دشواری آن بسیار بیشتر از انجام عبادات است؛ زیرا باید از آنچه با زحمت و رنج به‌دست آورده‌اند و خود را صاحب مطلق آن می‌دانند، بگذارند و به خاطر فرمان خدا به دیگران بدهند، حتی بعضی حاضرند از جان بگذرند اما گذشتن از مال برایشان ممکن نیست؛ مانند کسی که دید شخصی از گرسنگی می‌میرد، کنار او نشست و شروع به گریه کرد، از او سؤال کردند چرا گریه می‌کنی؟ گفت: نمی‌بینید حال و روز او را! از گرسنگی دارد می‌میرد. گفتند:‌ چرا به او کمک نمی‌کنی،‌ نانی و یا پول به او نمی‌دهی تا نمیرد؟ جواب داد: گریه کردن را می‌توانم اما پول دادن را نمی‌توانم انجام دهم.

اطاعت که پذیرش فرمان الهی در صفات نیکو و شایسته است، از این جهت دشوار است که به‌دست آوردن این خصلت‌ها و وادار کردن خود به آن‌ها، بر خلاف میل و خواسته‌های نفسانی است.

خویشتن‌داری بر معصیت و تمام چیزهایی که نفس انسان به آن رغبت دارد نیز همین‌گونه است. خصوصاً اگر انسان به انجام آن عادت کرده باشد و با آن‌ها انس گرفته باشد. از این جهت است که ترک معصیت‌هایی مانند: دروغ، غیبت، بدگویی و… بسیار مشکل است؛ زیرا عادت و خواهش نفس همانند دو لشکر دست به‌دست هم داده‌اند که غلبه بر آن‌ها سخت و دشوار است؛ برای همین در روایت بالا این قسم از شکیبایی را برتر از دو قسم قبل دانسته است.

 

 



[۱]. بلد، ۴٫

[۲]. المیزان، ج۵، ص ۱۳٫

[۳]. شرح، ۵ و ۶٫

[۴]. طلاق، ۷٫

[۵]. منتخب میزان الحکمه، ص ۳۵۹٫

[۶]. همان، ص ۳۶۰٫

همچنین ببینید

تولید نرم افزار چند رسانه ای “بیرق” ویژه هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج)

نشریه الکترونیکی بیرق، با تلاش مرکز فرهنگی تبلیغی آینده‌سازان و همکاری دفتر مرکزی اتحادیه انجمن‌های …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 7 =