خانه / تربیت / شیوه های تربيت اسلامى۳

شیوه های تربيت اسلامى۳

دانشمندان علوم تربيتى بر اتخاذ روش صحيح و علمى (۱) در امر تربيت تأكيد مي‌کنند. برخى از دانشمندان روش علمى را روش عقلانى يا روش حل مسأله دانسته‌اند. روش علمى به نظر بعضى از استادان فن، عبارت است از فعاليت هايى كه يك دانشمند يامحقق از ابتدا تا پايان تحقيق انجام مى‌دهد. (۲) در مورد روش‌هايى كه در روانشناسى تربيتى مطرح است، بحث‌هاى مفصلى صورت گرفته و هر كسى روشى را پيشنهاد كرده و روش علمى دانسته است.(۳) بديهى است اتخاذ روش صحيح و نتيجه بخش در هر كارى به ويژه در تعليم وتربيت، امرى ضروري است. در هر كارى از راه آن بايد وارد شد. قرآن كريم مى‌فرمايد«ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها و لکن البر من اتّقي و أتوا البيوت من أبوابها»(بقره/ ۱۸۹)نيكوكارى بدان نيست كه از پشت ديوار به خانه در آييد،(زيرا اين كار ناشايسته است) نيكويى آن است كه پارسا باشيد و به هركار از راه آن داخل شويد.امام باقر (عليه السلام) در تفسير «و اتوا البيوت من ابوابها» فرمودند: «يعنى أن يأتى الأمر من وجهه اي الأمور كان». (۴) يعنى در هر كارى از راه آن وارد شود.امام صادق (عليه السلام) فرمود: العامل علي غير بصيرة کالسائر علي غير طريق فلا تزيده سرعة السير الا ب (۵)عمل كننده بى‌بصيرت به رهنوردى ماند كه بيراهه رود، سرعت حركت، جز بر دوركردن او ازهدف نمى‌افزايد.دينداري كه بدون آگاهى از شيوه عبوديت به عبادت بپردازد، فقط به دور خود مى‌چرخد و قدمى به سوى قله‌ي كمال برنمى‌دارد. حضرت على (عليه السلام) مى‌فرمايد” المتعبد بغير علم کحمار الطاحونة يدور و لا يبرح من مکانة” (۶) كسى كه بدون دانش، قدم در مسير عبوديت نهد، چون الاغ آسياب است كه بر گرد خود مي‌گردد و از جاى خود دور نمى‌شود. اينك به نقش تربيتى تشویق از روش‌هاى تربيتى از ديدگاه اسلام اشاره مى‌كنيم:

تشويق:

تشويق از ريشه‌ي شوق، عبارت از سخن يا عملى است كه بدان وسيله ازفعل فاعل قدردانى به عمل مى آيد و فاعل را براي تكرار آن عمل، مشتاق‌تر مى كند.تشويق، در ضمن، ديگران را نيز به انجام آن عمل برمى‌انگيزد و تحريض مى‌كند.در بسيارى از آيات قرآن كريم، سخن از بشارت و وعده‌هاى الهى به نيكوكاران وپارسايان است. تشويق، باعث نشاط و دلگرمى و تحرك و جديت مى‌شود و آرامش و رضايت خاطر و اعتماد به نفس را در انسان پديد مى‌آورد و نكوهش و ناسپاسى،شخصيت انسان را تحقير مى‌كند.در بعضى از آيات، خود قرآن كريم به عنوان مايه‌ي بشارت و پيامبر به عنوان مبشر،معرفى شده‌اند«فانّما يسّرناه بلسانک لتبشّر به المتّقين و تنذر به قوما لدّا» (مريم / ۹۷)ما قرآن را به زبان تو آسان كرديم تا پارسايان را به آن بشارت و مردمان لجوج را به آن بيم دهى.«و ما جعله الله الّا بشري و لتطمئنّ به قلوبکم» (انفال / ۱۰)خداوند قرآن را جز مايه‌ي بشارت و براى آن كه دل‌هايتان به آن آرام و اطمينان گيرد، قرار نداده است. در برخى از آيات قرآن كريم، خداوند، مومنان اهل عمل صالح را به بهشت و نعمت هاي آن بشارت داده است؛ به عنوان نمونه: «الّذين أمنوا و عملوا الصّالحات أنّ لهم جنّات تجري من تحتها الأنهار» (بقره / ۲۵)آنان را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند بشارت ده به باغستان‌هايى كه نهرها در آن جارى است. آياتى از قرآن کريم به مسارعه و رقابت سالم معنوى فرا مى‌خواند:«و سارعوا الي مغفرة من ربّکم» (آل عمران / ۱۳۳)و براي نيل به آمرزشى از پروردگار خود… بشتابيد.«ختامه مسک و في ذلک فليتنافس المتنافسون» (مطففين / ۲۶)[باده اى كه] مهر آن، مشك است، و در اين [نعمتها] مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند.خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله و سلم) فرمان داده است«خذ مِن أموالهم صدقة تطهّرهم و تزکّيهم بها و صلّ عليهم انّ صلاتک سکن لهم و اللهسميع عليم»(توبه / ۱۰۳)از اموالشان زكات بگير (با اين عمل) آنان را پاك مي‌گردانى و (نفوس آنان را) تزكيه مي‌کنى، انان را دعا كن (و درود بفرست) كه دعا و درود تو مايه‌ي آرامش آن‌ها است و خداوند شنوا و دانا است. امام باقر (عليه السلام) فرمود”پدرم زين العابدين، وقتى به جوانانى مى‌نگريست كه در طلب علم بودند، آنان را نزد خويش فرا مى‌خواند و مي‌گفت: آفرين به شما. شما امانت‌هاي علم و دانشيد. نزديك است شما كه امروز خردسالان يك جامعه هستيد، بزرگان قومى ديگر باشيد”. (۷) امام صادق (عليه السلام) هشام بن حكم را كه داراى استعدادى درخشان در علم كلام و مناظره بود و در عنفوان شباب قرار داشت، در ميان عده‌اى از شخصيت‌هاى برجسته و معمّرين، مورد توجه و تشويق ويژه قرار مى‌دهد و او را بر ديگران مقدم مى‌دارد و هنگامى كه مى‌بيند اين كار، گويا بر آنان گران آمده است، مى‌فرمايد”تكريم من نسبت به اين جوان، بدان جهت است كه او، ما را با علم و دانش و قلب و زبان و دستش يارى مي‌کند.(۸) مرحوم فيض كاشانى در ضمن بحث تربيت كودكان مى‌فرمايد”هر گاه خلقى نيك و كارى پسنديده از كودك آشكار شد، شايسته است كه براي آن، مورد اكرام و احترام قرارگيرد و به خاطر آن، پاداشى به او داده شود كه شادمان گردد و در ميان جمع، مورد ستايش و مدح قرارگيرد. و اگر در بعضى از حالات، يكبار بر خلاف آن رفتار كرد، شايسته است كه مربى او تغافل كند و نديده بگيرد و پرده درى نكند و آن را برملا نسازد.(۹) مسئولان نظام اسلامى مى‌توانند با تشويق و تكريم نيكوكاران و تنبيه بدكاران، عملاً نقش تربيتى مهمى را ايفا كنند. از اين رو، امام على (عليه السلام) در فرمان معروف خود به مالک اشترمى‌فرمايد”و لا يکونن المحسن و المسيء عندک بمنزلة سواء فان في ذلک تزهيدا لأهل الاحسان في الاحسان و تدريبا لأهل الاسائة علي الاسائة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه” مبادا نيكوکار و بدكردار در ديده ات برابر باشد كه آن رغبت نيكوكار را در نيكى كم كند و بدكردار را به بدى وادار نمايد، درباره هر يك از آنان آن را عهده‌دار باش که او بر عهده‌ي خود گرفت. (۱۰) در تربيت اسلامى نبايد نيكوكار و بدكار يکسان به شمار آيند؛ زيرا در متون ديني ازنيکوکاران تعريف و تمجيد شده و از بدكاران مذمت و نكوهش به عمل آمده است، به نيكوكاران وعده پاداش‌هاي بسيار خوب داده شده و براي بدکاران ، عذاب و کيفرهاي بسيار سخت در نظر گرفته شده است.براى آن كه تشويق موجب تحرك و تلاش و دلگرمي بيشتر شود و بدآموزي و زيان نداشته باشد بايد نكاتى مورد توجه مربيان و والدين قرار گيرد:

۱-متربى بايد بفهمد كه اين تشويق در قبال كار خوب اوست نه آن كه تصور كند كه شخص او به طور کلي مورد ستايش قرار گرفته است.

۲-تشويق بايد به صورت جزئى و منطبق بر واقعيت باشد نه كلى و دور از واقعيت.

۳-تشويق بايد در موارد خاص و در برابر کارهاي ممتاز صورت گيرد نه به صورت دائم و براي هر کار ، و گرنه ارزش تربيتي خود را از دست مى دهد.

۴-به هنگام تشويق، نبايد او را با ديگران مقايسه کنيم و آنان را آشکارا يا تلويحاً مورد مذمت و نکوهش قرار دهيم.

۵-بايد در ستايش نيکوکار اندازه نگه داريم و گرنه موجب غرور و خودبزرگ بيني مي‌گردد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود:«اذا مدحت فاختصر» (۱۱)وقتي کسي را مي‌ستايي، مختصر کن.

۶-تشويق بايد به گونه‌اي باشد که مورد تأييد دروني خود فرد تشويق شده باشد و خود را شايسته و مستحق آن بداند و گرنه نظام فکري و ارزشي او به هم مي‌خورد.

۷-تشويق نبايد به صورت رشوه جلوه‌گر شود به گونه‌اي که فرد نسبت به کار خوب،احساس تكليف و مسئوليت ننمايد.

۸-علت تشويق بايد بيان شود تا فرد دريابد كه به چه منظور مورد تشويق قرار گرفته است. تشويق‌هاى كلى كه به صورت دقيق مشخص نيست كه چرا فرد را تشويق كرده‌اند از ارزش تربيتى چندانى برخوردار نيست.

۹-تشويق وسيله است نبايد به صورت غايت و هدف قرار گيرد. (۱۲)

پي نوشت ها:

۱-Scientific Method

۲-روانشناسى تربيتى، على شريعتمدارى، ص ۱۶٫

۳-ر.ك: همان، ص ۱۶ تا ۳۱٫

۴-الميزان فى تفسير القرآن، ج ۲، ص ۵۹٫

۵-تحف العقول، ص ۳۷۹ به نقل «مبانى تربيت و اخلاق اسلامى» ص ۲۳۷٫

۶-غررالحكم، ترجمه ي انصارى، ج ۱، ص ۹۳٫

۷-پژوهشى در تعليم و تربيت اسلامى، ص ۲۲۹٫ به نقل از انوار البهية، محدث قمى، ص ۵۳٫

۸-همان به نقل از:سفينة البحار، ماده ي هشتم.

۹-المحجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۲۵٫

۱۰-نهج البلاغه ، ترجمه ي دکتر شهيدي، نامه ي ۵۳، ص ۳۲۸٫

۱۱-شرح غررالحکم ، ج ۳، ص ۱۱۶٫

۱۲-ر.ك:اسلام تعليم و تربيت. ج ۲، ص ۱۳۸ و مباني تربيت و اخلاق اسلامى، ص ۳۵۸

همچنین ببینید

حماسه‌درمانی

محمدعلی امین‌زاده روان­شناسان غربی از چند نفر آزمون خودکنترلی و اراده گرفتند. بعد به آنها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
17 + 16 =