خانه / تربیت / شیوه های تربيت اسلامى۴

شیوه های تربيت اسلامى۴

دانشمندان علوم تربيتى بر اتخاذ روش صحيح و علمى (۱) در امر تربيت تأكيد مي‌کنند. برخى از دانشمندان روش علمى را روش عقلانى يا روش حل مسأله دانسته‌اند. روش علمى به نظر بعضى از استادان فن، عبارت است از فعاليت هايى كه يك دانشمند يامحقق از ابتدا تا پايان تحقيق انجام مى‌دهد. (۲) در مورد روش‌هايى كه در روانشناسى تربيتى مطرح است، بحث‌هاى مفصلى صورت گرفته و هر كسى روشى را پيشنهاد كرده و روش علمى دانسته است.(۳) بديهى است اتخاذ روش صحيح و نتيجه بخش در هر كارى به ويژه در تعليم وتربيت، امرى ضروري است. در هر كارى از راه آن بايد وارد شد. قرآن كريم مى‌فرمايد«ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها و لکن البر من اتّقي و أتوا البيوت من أبوابها»(بقره/ ۱۸۹)نيكوكارى بدان نيست كه از پشت ديوار به خانه در آييد،(زيرا اين كار ناشايسته است) نيكويى آن است كه پارسا باشيد و به هركار از راه آن داخل شويد.امام باقر (عليه السلام) در تفسير «و اتوا البيوت من ابوابها» فرمودند: «يعنى أن يأتى الأمر من وجهه اي الأمور كان». (۴) يعنى در هر كارى از راه آن وارد شود.امام صادق (عليه السلام) فرمود: العامل علي غير بصيرة کالسائر علي غير طريق فلا تزيده سرعة السير الا ب (۵)عمل كننده بى‌بصيرت به رهنوردى ماند كه بيراهه رود، سرعت حركت، جز بر دوركردن او ازهدف نمى‌افزايد.دينداري كه بدون آگاهى از شيوه عبوديت به عبادت بپردازد، فقط به دور خود مى‌چرخد و قدمى به سوى قله‌ي كمال برنمى‌دارد. حضرت على (عليه السلام) مى‌فرمايد” المتعبد بغير علم کحمار الطاحونة يدور و لا يبرح من مکانة” (۶) كسى كه بدون دانش، قدم در مسير عبوديت نهد، چون الاغ آسياب است كه بر گرد خود مي‌گردد و از جاى خود دور نمى‌شود. اينك به نقش تربيتى برخى از روش‌هاى تربيتى از ديدگاه اسلام اشاره مى‌كنيم:

تنبيه

واژه‌ي تنبيه از گذشته‌هاي دور با واژه تشويق همراه بوده است؛ زيرا تنبيه به عنوان يك روش تربيتى تلقى مى‌شده است. معناي لغوى تنبيه، آگاه كردن، بيدار كردن و هوشيار ساختن است. و معناى اصطلاحى آن عبارت است از مجازات كسى كه كارناپسندي را مرتكب شده است، به منظور ترك آن كار و جلوگيرى از تكرار، تنبيه به طوركلى بر دو قسم است:

۱-تنبيه بدنى:يعنى كارهاي درد آوري كه به طور مستقيم بر بدن انسان اثر مى گذارد از قبيل كتك زدن و شكنجه‌هاي جسمانى.

۲-تنبيه غير بدنى:يعنى اعمالى كه به عنوان مجازات انجام مى‌گيرد و موجب ناراحتى انسان مى‌شود ولى بر بدن اثري ندارند؛ مانند: قهر و بايكوت، تندى و خشونت،توبيخ و نكوهش و…برخى از دانشمندان علوم تربيتى و اخلاقى، استفاده از شيوه تنبيه را مجاز و بعضى غير مجاز مى‌دانند.كسانى از قبيل ارسطو، ابن مسكويه، خواجه نصير طوسى، پاولسون، هربرت و…تنبيه را به عنوان عامل تربيتى پذيرفته‌اند، ولى عده‌اي از دانشمندان از قبيل ژان ژاك روسو، راسل، گريگور وا، ژان شاتو، جان لاك و… نقش تنبيه را در تعليم و تربيت منكرند و به طوركلى با آن مخالفند. (۷) موافقان با شيوه تنبيه در توجيه نظر خود به فراوانى اعمال زشت، شرارت، حسادت،دروغگويى، دزدي و لجاجت كودكان استناد مى‌كنند و براي تربيت و اصلاح و مهار كردن تمايلات سركش آنان چاره‌اى جز توسل به تنبيه نمى‌بينند.(۸) هر چند نمى توان تنبيه و مجازات را به كلى از برنامه‌هاى تربيتى حذف كرد، ولى نمى‌توان از آن به عنوان يك عامل تربيتى و رشد دهنده و وسيله‌ي منحصر به فرد تربيتى استفاده كرد. استاد مطهرى- اعلى الله مقامه- در اين باره مي‌گويد:ترس و ارعاب و تهديد در انسان‌ها عامل تربيت نيستند، تربيت به همان معناى پرش؛يعنى هيچ انسانى را از راه ترساندن، از راه زدن، از راه ارعاب، از راه تهديد، نمى‌شود استعدادهايش را پرورش داد. همين جور كه يك غنچه‌ي گل را نمى‌شود به زور به صورت گل درآورد؛ زيرا اصلا اينجا عامل زور حكمفرما نيست. نقش ترس اين نيست كه عامل رشد دهنده باشد… بله از عامل ترس بايد استفاده كرد، ولى نه براى رشد دادن و پرورش بلكه براى بازداشتن روح كودك يا روح بزرگ در اجتماع از برخى طغيان ها. يعنى عامل ترس، عامل رشد دادن و پرورش دادن استعدادهاي عالى نيست، بلكه عامل فرونشاندن و جلوگيرى [از] استعدادهاي پست و پايين، و عامل جلوگيري از طغيان‌ها است. مخصوصا در مورد كودك اين نكته بايد كاملا مورد توجه قرار گيرد. كودك بايد آگاه باشد كه آن تشويق يا تهديدي كه مى‌شود براي چيست… بچه هر وقت به اين حد رسيد كه… روى فرش ادرار كردن خوب نيست… مع ذلك بيايد ادرار كند، يك حالت طغيانى است… در يك چنين جايى مثلا خشونت كردن، ممكن است مفيد واقع شود، ولى تا به اين مرحله نرسيده است مسلم خشونت، عامل خوب و مفيدى نيست. در اجتماع بزرگ البته مطلب روشن است در آنجاها عامل خشونت لازم است و اين براى مواردى است كه آدم بزرگ مى‌داند كه فلان كار را نبايد بكند ولى طغيان مي‌کند عليه مقررات و قوانين. (۹)

امر به معروف و نهى از منكر

يكى از روش‌هاى بسيار موثر تربيتى، امر به معروف و نهى از منكر است؛ البته مشروط به اين كه درست صورت گيرد. امر به معروف و نهى از منكر از ضروريات دين و از عالى‌ترين و شريف‌ترين واجبات الهى هستند. ديگر واجبات در پرتو اين دو، اقامه مى‌شوند. انجام اين دو فريضه‌ي بزرگ الهى، مورد ترغيب و تشويق آيات قرآن كريم و روايات معصومان (عليهم السلام) است. امر به معروف و نهى از منكر در حقيقت يك نوع نظارت همگانى بر عملكرد افراد اجتماع است. مسلمانان كه در شاهراه هدايت به سوى قله‌ي قرب در حركتند بايد مراقبت كنند كه برادران و خواهران ايمانى آنان از خط هدايت منحرف نشوند. اين وظيفه‌ي متقابل همه‌ي مسلمانان است كه هرگاه نقطه‌ي ضعفى در عملكرد يكديگر مشاهده كردند، مشفقانه به آنان هشدار دهند و از انحراف برحذر دارند. قرآن كريم مى‌فرمايد«ولتکن منکم أمة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون»(آل عمران / ۱۰۴)و بايد از ميان شما گروهى باشند كه به خير دعوت، و امر به معروف و نهى از منكر كنند، آنان همان رستگارانند. و در آيه‌ي ديگرى مى‌فرمايد«کنتم خير امة أخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله»(آل عمران / ۱۱۰)شما بهترين امتى هستيد كه براي مردم پديدار شده‌ايد: به كار پسنديده فرمان مى‌دهيد، و ازكار ناپسند باز مى‌داريد، و به خدا ايمان داريد… كسى كه به ارزش‌ها فرا نخواند و وظيفه‌ي امر به معروف و نهى از منكر را ترك كند، از امت واقعى پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيست. در تفسير عياشى در ذيل آيه ۱۰۴ سوره آل عمران ازامام صادق (عليه السلام) نقل مي کند كه :كسى كه به خوبى‌ها فرا نخواند و ميان مسلمانان، امر به معروف و نهى از منكر نكند، از امتى كه خداوند، آنها را در اين آيه توصيف فرموده است، نمى‌باشد. زيرا شما گمان مي‌کنيد تمام مسلمانان از امت محمدند در صورتى كه در اين آيه به روشنى، ويژگى امت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) رادعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر دانسته و آنان را به اين صفت، ستوده است. كسى كه داراى اين صفتى كه به آن توصيف شده‌ايد، نباشد، چگونه در شمار اين امت است؛ در حالى‌كه او برخلاف شرطى است كه خدا شرط كرده، و توصيفى است كه امت را به آن وصف كرده است؟!. (۱۰)مرحوم علامه طباطبائى در ذيل آيه ۱۰۴ سوره آل عمران بحث جالبى مطرح كرده است. ايشان مى‌فرمايد:تجربه‌ي قطعى بر اين دلالت مي کند معلوماتى كه انسان در زندگانيش براى خود مهيا مى‌سازد- و براي خود آماده و ذخيره نمي کند مگر آنچه از آن بهره مي‌گيرد- از هر راهى كه آن‌ها را فراهم ساخته و به هر گونه اى كه آن ها را اندوخته باشد، در صورتى كه آن ها را به ياد نياورد و با عمل، تكرار آن ها را ادامه ندهد، از او زايل مى شوند. (۱۱)

و ما شك نداريم كه عمل در تمام شئونش بر محور و مدار علم، دور مى‌زند و با نيروي آن تقويت مي‌گردد و با ضعف آن به ضعف مي‌گرايد و با صلاح آن سامان مى‌پذيرد و با فساد و تباهى آن تباه مي‌گردد و خداى سبحان، حال اين دو را در سخن خود چنين مثل زده است«والبلد الطيب يخزج نباته باذن ربه والذي خبث لا يخرج الا نکدا »(اعراف/ ۵۸)زمين پاك و نيكو، گياهش به اذن خدا نيكو بر آيد، و زمين ناپاك بيرون نياورد جز گياه اندك وكم ثمر…و شك نداريم كه علم و عمل در يكديگر تأثير و تأئر متقابل دارند. علم نيرومندترين برانگيزنده به عمل است و عمل انجام گرفته‌ي مشهود، نيرومندترين معلمى است كه انسان را تعليم مى‌دهد.آنچه ذكر شد، همان چيزي است كه جامعه صالح را كه از علم سودمند و عمل صالح برخوردار است، فرا مى خواند تا معرفت و فرهنگ خود را حفاظت و حراست كنند وكسى را كه از راه خير نزد آنان معروف است تخلف مى‌كند بازدارند و نگذارند كسى كه از طريق خير معروف، منحرف گرديده و در مهبط شر كه نزد آنان منكر است قرارگرفته، در مهلكه ي شر فرو غلطد، و او را از آن نهى كنند. اين همان دعوت به تعليم و امر به معروف و نهى از منكر است و اين همان مطلبى است كه در اين آيه ذكر شده است: «يدعون الى الخير و تأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر… » (۱۲)در آيه ديگر درباره فوايد و آثار امر به معروف و نهى از منكر چنين مى‌خوانيم«والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلاة و يوتون الزکاة و يطيعون الله و رسوله أولئک سيرحمهم الله ان الله عزيز حکيم» (توبه / ۷۱)مردان و زنان مومن همه ياور و دوستدار يكديگرند، خلق را به كار نيكو امر و از كار زشت نهى مي‌کنند، نماز بپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند و حكم خدا و رسول را اطاعت مي‌کنند. آنان را خداالبته مشمول رحمت خود خواهد گردانيد، که خدا، صاحب اقتدار و حكيم و درست كردار است(نيكان را البته به نعمت و رحمت ابدى مى رساند ).از اين آيه استفاده مى‌شود كه لازمه‌ي ايمان حقيقى و واقعى، رابطه‌ي و داد و علاقه‌ي به سرنوشت يكديگر است، و لازمه‌ي اين محبت و اراط ايمانى و عاطفى، امر به معروف ونهى از منكر است. امر به معروف و نهى از منكر نيز مستلزم اين است كه بندگان به وظيفه ي بندگى قيام كنند، نماز بگزارند و به دستگيري از مستمندان بپردازند و از خدا و رسول اواطاعت كنند. لازمه ي همه‌ي اين امور، اين است كه خداي عزيز و قادر و غالب و حكيم كه كارهايش را بر اساس سنت حكيمانه اجرا مي‌کند، آنان را مشمول رحمت خود قرار دهد. (۱۳)

البته امر به معروف و نهى از منكر شرايطى دارد كه در كتب فقهى به تفصيل آمده است. اما آنچه نبايد مورد غفلت قرار گيرد، حسن نيت و اخلاص در اجراي امر به معروف است. ما فقط در مورد منكراتى كه علنى صورت مى‌گيرد، حق تعرض داريم. اماحق تجسس و مداخله در زندگى خصوصى مردم نداريم. نبايد مثل بعضى افراد نادان يا مغرض، اين امر مقدس را دستاويز قرار داده و به نام نهى از منكر، مرتكب منكرهاى بزرگ تر و شنيع تر كرديم. ما هرگز نبايد از نكات دقيق و روانشناسانه‌اي كه در تعاليم اسلامى در مورد مراحل امر به معروف و نهى از منكر داريم، غفلت كنيم. در روايات اسلامى آمده است كه اجراي اين اصل، داراى سه مرحله است: مرحله‌ي قلب،مرحله‌ي زبان، مرحله‌ي يد و عمل. چنان نباشد كه از مرحله‌ي قلب كه مستلزم اصل و حسن نيت و علاقه به سرنوشت مسلمانان است فقط عصبانيت و جوش و خروش غيرمنطقى را بفهميم. ما در اجراي امر به معروف و نهى از منکر، بايد منطق را دخالت دهيم و هر كاري هم منطق خاص خود را دارد كه كليد آن به شمار مى‌آيد. در اجراى اين فريضه بايد تدابير عملى انديشيد. به جاى موعظه‌ها و پندهاي تحکم آميز بايد با زبان عمل به اجراي اين اصل پرداخت. يكى از اموري كه بيانگر دخالت داشتن منطق در امر به معروف است، شرط احتمال تأثير است كه فقها عموما به استناد روايات به آن قائل شده‌اند. احتمال تأثير يعنى احتمال نتيجه زيرا احكام اسلامى به نظر شيعه تابع مصالح و مفاسد است. امر به معروف و نهى از منكر هم اين گونه است. اگر احتمال بدهى كه آن مصلحت بر سخن يا عمل تو مترتب است ، در اين صورت ، يکي از شرايط وجوب آن تحقق يافته است.

پي نوشتها:

۱-Scientific Method

۲-روانشناسى تربيتى، على شريعتمدارى، ص ۱۶٫

۳-ر.ك: همان، ص ۱۶ تا ۳۱٫

۴-الميزان فى تفسير القرآن، ج ۲، ص ۵۹٫

۵-تحف العقول، ص ۳۷۹ به نقل «مبانى تربيت و اخلاق اسلامى» ص ۲۳۷٫

۶-غررالحكم، ترجمه ي انصارى، ج ۱، ص ۹۳

۷-ر.ك:اسلام، تعليم و تربيت، ص ۱۴۱-۱۴۲

۸-ر.ك:اخلاق ناصرى، ص ۲۲۳- ۲۲۶ و روانشناسى تجربى كودك، ص ۲۶۲٫

۹-تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مرتضى مطهرى، ص ۳۲-۳۸٫

۱۰-مستدرك الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷

۱۱-عبارت مرحوم علامه چنين است:

التجربة القطعية تدل علي أن المعلومات التي يهيّئها الانسان لنفسه في حياته و لا يهييء و لا يدّخر لنفسه الا ما ينتفع به من اى طريق هيّأها و بأى وجه ادّخرها تزول عنه اذا لم يذكرها، لم يدم على تكرارها بالعمل…

۱۲-الميزان. ج ۳، ص ۳۷۲٫

۱۳-ر.ک:ده گفتار ، شهيد مرتضي مطهري، ص ۵۸٫

همچنین ببینید

حماسه‌درمانی

محمدعلی امین‌زاده روان­شناسان غربی از چند نفر آزمون خودکنترلی و اراده گرفتند. بعد به آنها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
23 + 14 =