خانه / تربیت / شیوه های تربیت اسلامی۶

شیوه های تربیت اسلامی۶

دانشمندان علوم تربيتى بر اتخاذ روش صحيح و علمى (۱) در امر تربيت تأكيد مي‌کنند. برخى از دانشمندان روش علمى را روش عقلانى يا روش حل مسأله دانسته‌اند. روش علمى به نظر بعضى از استادان فن، عبارت است از فعاليت هايى كه يك دانشمند يامحقق از ابتدا تا پايان تحقيق انجام مى‌دهد. (۲) در مورد روش‌هايى كه در روانشناسى تربيتى مطرح است، بحث‌هاى مفصلى صورت گرفته و هر كسى روشى را پيشنهاد كرده و روش علمى دانسته است.(۳) بديهى است اتخاذ روش صحيح و نتيجه بخش در هر كارى به ويژه در تعليم وتربيت، امرى ضروري است. در هر كارى از راه آن بايد وارد شد. قرآن كريم مى‌فرمايد«ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها و لکن البر من اتّقي و أتوا البيوت من أبوابها»(بقره/ ۱۸۹)نيكوكارى بدان نيست كه از پشت ديوار به خانه در آييد،(زيرا اين كار ناشايسته است) نيكويى آن است كه پارسا باشيد و به هركار از راه آن داخل شويد.امام باقر (عليه السلام) در تفسير «و اتوا البيوت من ابوابها» فرمودند: «يعنى أن يأتى الأمر من وجهه اي الأمور كان». (۴) يعنى در هر كارى از راه آن وارد شود.امام صادق (عليه السلام) فرمود: العامل علي غير بصيرة کالسائر علي غير طريق فلا تزيده سرعة السير الا ب (۵)عمل كننده بى‌بصيرت به رهنوردى ماند كه بيراهه رود، سرعت حركت، جز بر دوركردن او ازهدف نمى‌افزايد.دينداري كه بدون آگاهى از شيوه عبوديت به عبادت بپردازد، فقط به دور خود مى‌چرخد و قدمى به سوى قله‌ي كمال برنمى‌دارد. حضرت على (عليه السلام) مى‌فرمايد” المتعبد بغير علم کحمار الطاحونة يدور و لا يبرح من مکانة” (۶) كسى كه بدون دانش، قدم در مسير عبوديت نهد، چون الاغ آسياب است كه بر گرد خود مي‌گردد و از جاى خود دور نمى‌شود. اينك به نقش تربيتى برخى از روش‌هاى تربيتى از ديدگاه اسلام اشاره مى‌كنيم:

دعا و نيايش

يكى ديگر از روش هاي تربيتى اسلام اين است كه انسان به دعا و نيايش روي آورد.خود را در برابر بى‌نياز مطلق قرار دهد، عرض حاجت كند، مشكلات روحى و روانى،بيچارگى ها و گرفتاري هاي مختلف خود را با او در ميان گذارد، به منبع لايزال قدرت الهى متصل گردد، شخصيت الهى پيدا كند و عزيز درگاه حضرتش گردد، در برابر رذيلت‌ها، خواهش‌هاي نفسانى و هجوم شياطين به سرزمين جان خود با صلابت و شكست ناپذير باشد و تربيت صحيح و اخلاق متعالى را از ساحت منبع فضايل و كمالات بخواهد؛ چرا كه دعا و نيايش نياز فطري انسان است و او در هر حال به ويژه دستيابى به تربيت صحيح، نيازمند امداد الهى است و شايسته است كه به درگاه خداوند متعال روي آورد و نيازهايش را با او در ميان گذارد.دعا و نيايش انسان را از حضيض ذلت به اوج عزت مى‌رساند و مايه‌ي رشد و تربيت الهى او مي‌گردد. خداوند تعالى مى‌فرمايد«و اذا سألک عبادي عني فانّي قريب أجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون» (بقره / ۱۸۶)هنگامى كه بندگان من از تو درباره من سوال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعاكننده را، به هنگامى كه مرا مى خواند پاسخ مي گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياند،تا راه يابند (و به مقصد برسند)!تدبر و انديشه در تفسير اين آيه ي شريفه و لطايفى كه در آن نهفته، ميزان عنايت و اهتمام خداوند را نسبت به دعا روشن تر مي کند و از آثار تربيتى و سازندگى آن در ابعادگوناگون زندگى انسان پرده بر مى دارد.انسان تربيت شده ي دعا به درجه اي از رشد مى رسد كه لذت مناجات با محبوبش را با هيچ لذتى ديگر عوض نمي کند. انس با او را مايه ي راحتى و قرب حضرت را مايه ي شادمانى مى داند وبه بندگى آن ذات مقدس دل سپرده، به آن افتخار مي کند و از هرچه غير محبوب حقيقى اش باشد طلب آمرزش مي کند، چنان كه در فرازهايى از مناجات امام سجاد (عليه السلام) مى فرمايد:الهي استغفرک من کل لذة بغير ذکرک و من کل راحة بغير انسک و من کل سرور بغير قربک و من کل شغل بغير طاعتک (۷)خداوندا از هر لذتى غير از ياد تو، از هر آسايشى جز انس با تو، از هر شادمانى جز نزديكى وقرب تو و از هركارى غير طاعت تو طلب آمرزش مي کنم.در پهنه ي هستى جز خداوند و تجلى انوار او نمى بيند. از اين رو، سخن و سكوت، قهر ومهر، جذب و دفع و بالاخره تمام حركات و سكنات خود را با اين حضور همه گير تنظيم مي کند؛ صبغه و رنگ الهى مي گيرد. وجود او در هر جا مايه ي رحصت و مى شود.خلاق و رفتار او چراغ راه ديگران مي گردد و جهت گيري هاي او حكيمانه، توأم با بصيرت ودرس آموز خواهد بود و او همه ي اين ها را از بركت دعا و نيايش به دست خواهد آورد؛ چرا كه:

۱-دعا،رابطه ي عبد با مولا و رازگويى عاشق با معشوق است.

۲-كسى با محبوب حقيقى اش اين گونه رابطه داشته باشد، دچار لغزش وگناه نمى شود و چنانچه در مواردى بلغزد، با توبه و انابه جبران مي کند.

۳-دعا تكيه و اعتماد به قدرت لايزال و بى نهايت خداوند است وكسى كه به چنين قدرتى تكيه كند در موضوع تربيت صحيح نيز خواهد توانست ديو رذيلت ها و پليدي ها را از كشوروجود خويش بيرون كند و خانه ي دل را براى تابش انوار الهى و دريافت فضليت ها مهيا نمايد.

۴-در پرتو دعا و رسيدن به قرب الهى به درجه اي برسد كه وظايف خويش را درحوزه امور فردى و اجتماعى به بهترين شكل انجام دهد و در هر جايى به مناسبت ومفتضاى حال قدم بردارد و جهت گيرى كند. حدشناس باشد و از آن تجاوز نكند.

۵-او در اثر انس با اين روش تربيتى روز به روز بر سير تكاملى خود خواهد افزود ونمونه اى كامل و مثال زدنى از اخلاق و تربيت صحيح و اسلامى خواهد شد.

محاسبه

ارباب معرفت و بصيرت دريافته اند كه خداي سبحان مراقب بندگان است و در قيامت كه روزحساب است از آنان حساب خواهد كشيد و كم ترين عمل خير يا شر را پاداش و كيفر خواهدداد. قرآن كريم بر اين حسابرسى دقيق، تصريح كرده است؛ از جمله در آيه ي ذيل مى فرمايد:و نضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئا و ان کان مثقال حبة من خردل أتينا بها و کفي بنا حاسبين (انبياء / ۴۷)و ما ترازوهاي عدل را براى روز قيامت خواهيم نهاد و هيچ ستمى به هيچ كس نخواهد شد واگر عملى به قدر دانه ي خردلى باشد، آن رابه حساب خواهيم آورد و تنها علم ما از همه ي حسابگران كفايت خواهد كرد.بعضى از آيات قرآن تاكيد كرده كه انسان در اين دنيا بايد به محاسبه ي نفس وحسابرسى خود بپردازد:يا ايها الذين امنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد… (حشر / ۱۸)اى اهل ايمان، تقواى الهى پيشه كنيد و هر تفسى (دركار دنياى خود نيك) بنگرد تا چه عملى براى فردا (ى قيامت) خود پيش فرستد…در روايات اهل بيت عليهم السلام به صراحت بر محاسبه ي نفس تأكيد شده است. از پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است كه:حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل أن توزنوا (۸)و از امام کاظم ليه السلام) نقل شده است كه:ليس منا من لم يحاسب نفسه في کل يوم فان عمل حسنا استزاد الله تعالي و ان عمل سيئا استغفرالله منه و تاب اليه (۹)كسى كه هر روز محاسبه ي نفس نكند، از ما نيست. اگر كار خوبى كرد، افزون تر از آن را از خدابخواهد، و اگر بدى كرد، از آن استغفار كند و به سوى خدا باز گردد.

حقيقت محاسبه ي نفس

امام خمينى (رحمه الله) در مورد حقيقت محاسبه ي نفس مى فرمايد:محاسبه عبارت است از اين كه، در مورد شرطى که با خداي خود كردى، حساب بكشى و او را مورد باز خواست قرار دهى كه آيا به شرطى كه اول روز كردى، عمل كرد ووفا نمود يا به مولى خيانت كرد؟ اگر به شرط، وفادار و پايبند بودى، شكر خداى را به جاى آور كه يك گام فرا پيش نهادي و مورد لطف الهى قرار گرفتى و كار فردا آسانتر خواهد شد. چندى به اين عمل مواظبت كن. اميد است برايت ملكه شود به گونه اي كه ترك گناهان برايت آسان گردد و از اطاعت فرمان خداوند لذت برى.و اگر خداى ناكرده در وقت محاسبه دريافتى كه در انجام شرط، سستى كرده اي،استغفار كن و از خداي تعالى عذر بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به شرطى كه كرده اي عمل كنى. بر همين حال باش و بدين شيوه عمل كن تا خداى سبحان درهاى توفيق وسعادت را به رويت بگشايد و تو را به صراط مستقيم انسانيت رهنمون گردد. (۱۰)همان طوركه انسان در آغاز روز بايد، «مشارطه» داشته باشد يعنى با نفس خود شرط كند كه از طريق حق و عبوديت، عدول نكند، و در طول روز مراقبه داشته باشد و «كشيك نفس» بكشد،شايسته است درپايان روز، محاسبه نفس داشته باشد و او را بر تمام حركات و ناتش بازخواست كند؛ چنان كه تجار با شركاى خود در پايان سال يا ماه يا روز، عمل مى كنند. انسان عاقل در اموري كه شقاوت يا سعادت ابدى او در گرو آن است بايد حسابرسى دقيق داشته باشد. سرمايه ي دينى انسان، واجبات، و سود او نوافل و فضايل و ارزش ها و خسارت و زيان او،معاصى است و موسم آن، تمام روز و شب، و طرف معامله ي او، نفس اماره مى باشد. (۱۱)

تكرار و تلقين

يكى از روش هاى تربيتى، تكرار و تلقين است و در روان شناسى تربيتى، يكى ازعوامل موثر در دقت، تكرار به شمار آمده است. به نظر دانشمندان علوم تربيتى، تكرارمحرك، موجب جلب توجه مى شود. به تجربه ثابت شده است كه وقتى انسان شىءمعين را چند مرتبه مشاهده كند، دقت او نسبت به آن زودتر جلب مى شود تا اين كه فقط يك بار آن را ببيند. از اين رو در آگهى هاي تبليغاتى، هنگامى كه شىء به طور مكرر دربرابر انسان قرار گيرد، نظر او را جلب مى كند، مشروط به اين كه اين تكرار، با رعايت فواصل معين باشد. و يك نواخت صورت نگيرد وگرنه بى اثر مى شود.همچنين تلقين نيز از عوامل موثر در دقت، محسوب گرديده است؛ انسان بر اثرارتباط با ديگران، تحت تأثير تلقينات و تبليغات آنان قرار مى گيرد و توجه او به موضوع ياامر خاصى جلب مى شود. (۱۲)مرحوم خواجه نصير طوسى در آداب المتعلمين بر تكرار درس تأكيد مي کند و مى فرمايد:براى طالب علم، شايسته است كه خود را آماده كند و اندازه معينى در تكرار درس تعيين كند؛زيرا تا به آن ميزان نرسد، دلش آرام نگيرد و شايسته است كه درس ديروز را پنج مرتبه تكراركند، و درس روز قبل از آن را چهار مرتبه، و درس پيش از آن را سه مرتبه، دروس روز پيش را دو مرتبه، و روز قبل از آن را يك مرتبه. اين شيوه بيشتر به حفظ و تكرار فرا مى‌خواند وبه آن نزديك تر است.(۱۳)

كار

يكى از راه هاي تربيت اسلامى، كار است. بيكاري به ويژه براي جوانان، منشأ فساد و تباهى است و خداوند جوان بى كار را دشمن مى دارد. در روايتى از امام كاظم (عليه السلام) آمده است:ان الله تعالي ليبغض العبد النوام، ان الله تعالي ليبغض العبد الفارغ (۱۴)به راستى خداى متعال بنده ي پر خواب را دشمن مى دارد، به راستى خدا بنده ي بيكار را دشمن مى دارد.استاد شهيد مرتضى مطهرى كار را در شمار عوامل تربيت ذكر كرده و نقش آن راكمتر از ساير عوامل ندانسته است. به نظر ايشان، اين تصور را كه چون كار، معلول و اثرانسان است، پس انسان بر آن مقدم است و بنابراين تربيت بر كار مقدم است، مردودمى شمارد و مي گويد هم تربيت بر كار مقدم است و هم كار بر تربيت مقدم است؛ يعنى ايندو هم علت يكديگر هستند و هم معلول يكديگر، هم انسان، سازنده و خالق و آفريننده كارخودش است و هم كار و نوع كار، خالق و آفريننده روح و چگونگى انسان است.از نظر اسلام، كار امرى است مقدس، و بيكارى امرى است مردود و مطرود.در حديث آمده است:ان الله يحب المومن المحترف الأمين (۱۵)خداوند، مومن صاحب حرفه ي امين را دوست دارد.امام صادق (عليه السلام) فرمود:محمد بن منكدر مي گفت: گمان نمي کردم كه بر از على بن الحسين (عليه السلام) كسى وجود داشته باشد تا آن كه فرزندش محمد بن على را ديدم. خواستم او را نصيحت كنم ولى او مرا موعظه كرد.ياران محمد بن منكدر گفتند: موعظه او چه بود؟ گفت: در ساعتى كه هوا خيلى گرم بود به بعضى از نواحى مدينه رفتم. ابوجعفر محمد بن على را ملاقات كردم… با خود گفتم: سبحان الله بز گى از بزرگان قريش در چنين ساعتى و با چنين حالتى در طلب دنيا است. من بايد او راموعظه كنم. به او نزديك شدم و سلام كردم. جواب سلامم را داد؛ در حالى كه از سر و رويش عرق مى ريخت. گفتم: اصلحك الله، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت و با اين حالت درطلب دنياست؟! اگر اجلت در چنين حالتى رسد، چه مي کنى؟ امام (عليه السلام) فرمود: اگر مرگ من درچنين حالتى فرا رسد، من در حال يك نوع اطاعت از خدا هستم تا خود و خانواده ام محتاج تو وامثال تو نباشيم. من از آن بيم داشتم كه مرگ من در حال معصيتى از معاصى خدا فرا رسد.گفتم: راست گفتى- خدايت رحمت كند- مى خواستم من تو را پند دهم، اما تو مرا پند دادى. (۱۶)كار، نه تنها موجب صحت و سلامت و تقويت جسم انسان است، بلكه براي جلوگيرى از هجوم خيال ها و افكار شيطانى نيز مفيد است.نفس آدمى بايد همواره اريا انديشه اي درست، مشغول باشد و گرنه آدمى را مشغول مى كند. بسياري ازبزهكاري ها و فسادها به ويژه در ميان نسل جوان، ناشى از عدم اشتغال به عمل يا انديشه ي صحيح است.

جهاد

از جمله روش ها و راهكارهاي تعليم و تربيت اسلامى، جهاد است. جهاد از آن جهت كه داراى مشكلات و مشقت ها و دشواري هايى است، سازنده است. جهاد، نقشى بى بديل درتربيت آدميان دارد. لذا درجه ي الهى و حتى روحيه ي دو انسان مومن كه يكى در راه خدا به جهاد پرداخته و ديگري در جهادى شركت نجسته است، يكسان نيست. اين شيوه به قدرى سازنده است كه اگر كسى نه عملاً به جهاد بپردازد و نه در انديشه ي جهاد باشد، به گونه اي از نفاق دچارگشته است.از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است كه:من لم يغز و لم يحدث نفسه بغزو مات علي شعبة من النفاق (۱۷)كسى كه جهاد نكند و در انديشه ي جهاد نباشد بر شعبه اى از نفاق بميرد.على (عليه السلام) درباره جهاد مى فرمايد:اما بعد، جهاد درى است از درهاى بهشت كه خدا به روى دوستان برگزيده خود گشوده است؛ وجامه ي تقوا است كه بر تن آنان پوشيده است. زره استوار الهى است كه آسيب نبيند، و سپرمحكم اوست- كه تير در آن ننشيند- هر كه جهاد را واگذارد و ناخوشايند داند، خدا جامه يخوارى بر تن او پوشاند، و فوج بلا بر سرش كشاند و در زبونى و فرومايگى بماند. دل او درپرده هاى گمراهى نهان و حق از او روى گردان. به خوارى محكوم و ا الت محروم.(۱۸)از مجموعه ي روايات باب جهاد بر مى آيد كه يكى از بهترين شيوه هاى تربيت اسلامى جهاد در راه خداست.(۱۹) و مسلمانى كه از اين شيوه تربيتى بى بهره باشد، در ساختارروحى او نقص و نارسايى و خلاء خواهد بود.(۲۰) برخى از مسلمانان تصور مي کردند كه براى تهذيب نفس بايد همانند راهبان مسيحى به كوه ها پناه برند و به عبادت بپردازند.اما پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از اين كار منع مي کرد و مى فرمود: به جهاد بروند؛ زيرا يك روزصبر و مقاومت مسلمان در بحبوبه ي جنگ، بهتر از چهل سال عبادت است.(۲۱)اثر تربيتى يك روز صبر و پايدارى در جبهه، بيش از اثر تربيتى چهل سال عبادت است.جماعتى از مرتاضان مسيحى در همه جا مي گشته اند و برخى از مسلمانان نيز با آنان در تماس بوده و از آنها تأثير مى پذيرفته اند. (۲۲) به اين مسيحيان سياح گفته مى شده است.پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود كه سياحت امتم جهاد در راه خدا است. (۲۳)

پي نوشت‌ها:

۱-Scientific Method

۲-روانشناسى تربيتى، على شريعتمدارى، ص ۱۶٫

۳-ر.ك: همان، ص ۱۶ تا ۳۱٫

۴-الميزان فى تفسير القرآن، ج ۲، ص ۵۹٫

۵-تحف العقول، ص ۳۷۹ به نقل «مبانى تربيت و اخلاق اسلامى» ص ۲۳۷٫

۶-غررالحكم، ترجمه ي انصارى، ج ۱، ص ۹۳٫

۷-مفاتيح الجنان. مناجات خمس عشر.

۸-المحجة البيضاء، ج ۸، ص ۱۶۵٫

۹-همان، ص ۱۶۶٫

۱۰-اقتباس از چهل حديث، امام خمينى، ص ۹- ۱۰٫

۱۱-ر.ك:المحجة البيضاء، ج ۸، ص ۱۴۹- ۱۹۱٫

۱۲-ر.ك:روان شناسى تربيتى، على شريعتمدارى. ص ۳۷۲- ۳۷۸٫

۱۳-جامع المقدمات، ص ۱۹۳٫

۱۴-من لايحضره الفقيه، ج ۳، ص ۱۶۹٫ باب ۲٫

۱۵-تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مرتضى مطهرى، ص ۲۵۸٫

۱۶-بحارالانوار، ج ۱۰؛ ص ۱۵۷٫

۱۷-تعليم و تربيت در اسلام، ص ۲۵۲- ۲۵۷٫

۱۸-نهج البلاغه، ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى، ص ۲۷٫

۱۹-الامام الصادق (عليه السلام) : «الجهاد افضل الأشياء بعد الفرائض» (ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۴۴۴)

۲۰-رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) : من تقي الله بغير اثر من جهاد لقي الله و فيه ثلمة. » (همان)

۲۱-همان.

۲۲-ر.ک :تاريخ تصوف در اسلام ، ص ۶۵-۷۵٫

۲۳-ميزان الحکمه ،ج ۱، ص ۴۴۴٫

همچنین ببینید

روش‌هاي تربيت اسلامي / قسمت اول

سید رسول بهشتی نژاد رابطه‌ی دين و حوزه‌هاي مختلف معرفت بشري ـ‌ نظير اقتصاد، حقوق، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
19 + 23 =