خانه / تشکل / از حق، فاصله نگیریم (نگاهي گذرا به حزب خدا و حزب شيطان در قرآن)۲

از حق، فاصله نگیریم (نگاهي گذرا به حزب خدا و حزب شيطان در قرآن)۲

اشاره:انسان موجودي اجتماعي است و به اين گونه زندگي كردن عادت نموده است. اين تمايل به حضور در جمع و زندگي در كنار ديگران و كمك گرفتن و ياري كردن هم نوعان در طول تاريخ به ايجاد گروه‌ها و دسته‌های همسو و داراي منافع مشترك انجاميده است به گونه اي كه افراد حاضر در يك محله، منطقه و يا روستا احساسي از تعلق به يكديگر دارند. اين وجوه جمع براي انسان‌ها كه تشكيل دهندة گروه‌هایی با اهداف متفاوت است، می‌تواند بسيار متنوع باشد؛ از اهداف و غرض‌های مادي گرفته تا اهداف معنوي، نژادي، ديني و … .

در یادداشت قبلی سعی شد از خلال آيات كريمة قرآن، نگاهي گذرا به احزاب در قرآن و تحزب و تفرقه داشتیم. اینک در این مجال کوتاه سعی خواهیم کرد مقصد احزاب و برخی ویژگی ها و مرز دو حزب را از نظر اسلام دریابیم.

 مقصد احزاب

کلمة حزب، گاهی به صورت مضاف به کار می‌رود. خداوند از حزب الله و حزب شیطان نام می‌برد و تنها از این دو حزب است که با اضافة حزب به نامی خاص یاد شده و این گونه به نظر می‌رسد که تنها این دو حزب در نظر خداوند اصالت دارند و بازگشت بقیة احزاب به این دو است. به همین دلیل است که در قرآن کریم، گروه‌های مشرک و کافر و مخالفان انبیا در یک صف قرار گرفته و از آنان به صورت یک جا نام برده می‌شود[۱]. «وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَ أُولئِكَ الْأَحْزاب = و (نيز) قوم ثمود و لوط و اصحاب الأيكه [قوم شعيب‏]، اين‌ها احزابى بودند (كه به تكذيب پيامبران برخاستند)‏»[۲] برخی از مفسران، این گروه‌ها را از احزاب شیطان دانسته اند.[۳] احزابي كه با اتكا به دلايلي كه گذشت از راه روشن الهي خارج شده و در مسير چند پاره شدن اعتقادات مردم حركت می‌كنند، اگر چه هريك با ديگري اختلافات متعددي دارد؛ اما در نهايت همه در يك گروه قرار می‌گيرند كه همان حزب شيطان است. البته اين همراهي آنان و اشتراكشان در قرار گرفتن در حزب شيطان هرگز موجب قوت آنان در برابر حزب الله نخواهد شد؛ چرا كه دل‌هاي آنان هرگز در مسير واحد قرار نگرفته است و بين آنان همدلي وجود ندارد. خداوند، حال اين عده را كه در برابر مؤمنان قرار می‌گيرند اين گونه بيان می‌كند كه « تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون‏ = آن‌ها را متّحد مى‏پندارى، در حالى كه دل‌هايشان پراكنده است اين به خاطر آن است. كه آن‌ها قومى هستند كه تعقّل نمى‏كنند!»(حشر/۵۹، ۱۴)

اما مؤمنان تنها در یک گروه دسته بندی می‌شوند که همان حزب خداوند است.« لَّا تجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتهَُمْ  أُوْلَئكَ كَتَبَ فىِ قُلُوبهِِمُ الْايمَانَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ  وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْت‌ها الْأَنْهَارُ خَلِدِينَ فِي‌ها  رَضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ  أُوْلَئكَ حِزْبُ اللَّهِ  أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ المُْفْلِحُون‏ = هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‌‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند. آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحة دل‌هايشان نوشته و با روحى از ناحية خودش آن‌ها را تقويت فرموده و آن‌ها را در باغ‌هايى از بهشت وارد مى‏كند كه نهر‌ها از زير (درختانش) جارى است. جاودانه در آن مى‏مانند. خدا از آن‌ها خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند. آن‌ها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند.»( مجادله / ۵۸؛ ۲۲)

 ویژگی‌های حزب خدا

در اين آية شريفه به برخي از مهم‌ترين خصوصيات حزب الله اشاره شده است. حزب الله در درجة اول، مؤمنان به خدا و روز قيامت هستند. كساني كه به خداوند ايمان نياورده اند و اعمال خود را براي روز جزا آماده نمي كنند جايي در حزب الله ندارند. اين ايمان به خداوند است كه مؤمنان را در كنار يكديگر قرار می‌دهد و بدون آن اشتراكي ميان مؤمنان وجود نخواهد داشت.

دوستي با دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا از ديگر ويژگي‌هاي حزب الله است. كساني كه دوستي و مودّت خود را با ديگران بر اساس ملاك‌های الهي قرار می‌دهند، در حزب خداوند قرار دارند. تنظيم ملاك دوستي‌ها بر اساس ملاك الهي از شاخصه‌های مهم حزب الله است. كساني كه در دوستي تنها ملاك‌های مادي و نژادي و غير الهي را به كار می‌برند، جايي در حزب خداوند ندارند. تنظيم دوستي و دشمني با ملاك‌های الهي از جمله موارد مهمي است كه اسلام بر آن تاكيد كرده است و اين مضمون در بسياري از ادعيه ما نيز وارد شده است. اين گونه دوستي و دشمني از شاخصه‌هایی بود كه در روزهاي آغازين اسلام موجب حفظ و حراست از اين نهال نو پا شد. دوستي با ملاك‌های الهي از منظر قرآن، برتر از تمامي ملاك‌های ديگر حتي خويشاوندي است؛ تا جايي كه در آية شريفه آمده است « هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند».

حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه اي از نهج البلاغه به اين نكته اشاره كرده و می‌فرمايند « ما- در ميدان كارزار- با رسول خدا بوديم. پدران، پسران، برادران و عموهاى خويش را مى‏كشتيم و در خون مى‏آلوديم. اين خويشاوندكشى- ما را ناخوش نمى‏نمود- بلكه بر ايمانمان مى‏افزود، كه در راه راست پا برجا بوديم، و در سختي‌ها شكيبا و در جهاد با دشمن كوشا…»[۴]

پاداش چنين سلحشوران و پايمردان در راه حق است آن چه كه خداوند به آنان عطا كرده و فرموده است: «آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحة دل‌هايشان نوشته و با روحى از ناحية خودش آن‌ها را تقويت فرموده…» اين گونه است كه حزب الله با نور ايمان الهي و قلبي مطمئن در مسير حق از هيچ خطرو مشكلي واهمه نداشته و هيچ سختي و شبهه اي نمي تواند ايمان آنان را متزلزل كند.

اهميت اين ملاك الهي براي دوستي و دشمني، هنگامي بيشتر مشخص می‌شود كه ما در روزگار خود می‌بينيم دوستي و دشمني بر اساس ملاك‌های غير الهي و حزبي، گروهي، قومي و نژادي چه انحرافاتي كه در جامعه ايجاد نمي كند و معتقدين به اين ملاك‌های نادرست را به چه راه‌های خطايي نمي كشاند. بسياري از مشكلات و اختلاف‌ها در جوامع ازهمين نكته نشأت می‌گيرد كه دوستي با گروهي وقتي در مسير حق نباشد، افرادي را به دشمني با دوستان خدا و دوستي با دشمنان خدا پيوند می‌زند. چه بسيار كساني كه از همين راه به جاي دوستي با برادران مؤمن خود، دست در دست كفار بيگانه نهادند و به حمايت آنان دل خوش كردند تا با تكيه بر قدرت پوشالي آنان بر ضد اسلام و مؤمنان به توطئه پردازند.

كساني كه با همة سختي‌ها در راه خداوند باقي می‌مانند و از آن چه دلخواه آنان است براي دوستي خدا می‌گذرند پاداشي شايسته از خداوند دريافت می‌كنند كه همان بهشت موعود الهي و از آن مهم تر و برجسته تر رضاي الهي است. خداوند به حزب الله اين گونه مژده می‌دهد و آنان را اين گونه معرفي می‌كند كه «رَضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ  أُوْلَئكَ حِزْبُ اللَّهِ  أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ المُْفْلِحُون‏ = خدا از آن‌ها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند آن‌ها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند.»( مجادله/۵۸؛۲۲ )

حزب الله تنها حزبي است كه در قرآن مورد تأييد قرار گرفته است و ديگر احزاب ديني از منظر اين كتاب آسماني مشروعيت ندارند؛ چرا كه دليل تشكيل آن‌ها بر خلاف تعاليم قرآن كريم و خداوند است. در آیات قرآن، آن گاه که خداوند از احزاب نام می‌برد اختلاف (مریم/۱۹؛۳۷)، تکذیب (غافر/۴۰؛۵)، انکار (رعد/۱۳؛۳۶) و کفر (هود/۱۱؛۱۷) آن‌ها را یادآوری می‌کند. خداوند همچنین از گروه‌هایی که برای پیکار با پیامبر و مسلمانان در جنگ خندق با یکدیگر متحد شده بودند با نام احزاب یاد کرده است.

مرز دو حزب

چه بسا با در نظر گرفتن شاخصه‌هایی كه براي احزاب باطل بر شمرده شد بتوان از یاد بردن خدا كه در نتيجة تسلط شيطان به وجود آمده است را مهمترين ويژگي احزاب باطل و موجب وارد شدن به حزب شيطان دانست. در نتيجه فراموشي خداوند است كه اختلاف، تكذيب انبياو تعاليم الهي و كفر بر احزاب باطل مستولي می‌شود و خروج از حزب خداوند براي آنان رقم می‌خورد.

از یاد بردن خداوند، درست در نقطة مقابل ايمان حقيقي و راستين به خداوند قرار دارد و به همين دليل است كه اين ملاك را می‌توان وجه جدا شدن و تفكيك احزاب الهي و احزاب شيطاني دانست. حزبي كه حضور و فعاليت درآن موجب تقويت ايمان و باورهاي ديني و دوري از گناهان و دشمنان خداوند است، به یقین حزبي الهي بوده و حزبي كه حضور در آن موجب فراموشي خداوند، ايجاد شك و شبهه در اعتقادات، فرو رفتن در ورطة گناهان و در نهايت، دوستي با دشمنان خداوند را در پي دارد، بدون شك حزب شيطان است. اين ملاك و معيار براي تشخيص حزب شيطان در قرآن كريم نيز به صراحت مورد توجه قرار گرفته است « اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُون‏ = شيطان بر آنان مسلّط شده و ياد خدا را از خاطر آن‌ها برده، آنان حزب شيطانند! بدانيد حزب شيطان زيانكارانند!» (مجادله/۵۸، ۱۹)

البته توجه به اين نكته نيز ضروري به نظر می‌رسد كه در قرآن کریم اگر چه به حزب به مفهوم جدید آن که معنایی متأخر است و بر اساس ضرورت‌های جوامع مدرن در ساختارهاي سياسي به وجود آمده است، پرداخته نشده؛ اما از خلال برخی آیات می‌توان اشاراتی به برخی ویژگی‌های تحزب یافت. خداوند در آیات متعددی مردم را دعوت به وحدت کرده و از تفرقه بر حذر داشته است. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا»[۵] خداوند رسولان را برای اتحاد مردم فرستاده است و تعالیم الهی انسان‌ها را به سوی وحدت می‌برد نه به سمت چند دستگی و تحزب؛ ولی برخی از انسان‌ها با چند پاره کردن تعالیم انبیا ،هر یک به قسمتی از آن چنگ زده و دسته‌ای برای خود درست می‌کنند. در حالی که تشکیل احزاب و ایجاد چند دستگی در مسائل دینی، از جمله مصادیق تفرقه دانسته شده است[۶]. «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ * فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُون = و اين امّت شما امّت واحدى است و من پروردگار شما هستم. پس، از مخالفت فرمان من بپرهيزيد! * امّا آن‌ها كارهاى خود را در ميان خويش به پراكندگى كشاندند، و هر گروهى به راهى رفتند (و عجب اين كه) هر گروه به آن چه نزد خود دارند خوشحالند!‏»[۷] به همین دلیل در قرآن کریم نمی توان نشانه‌ای از دعوت به تحزب و دسته گرایی مشاهده کرد.

لزوم تفکر و آزاد اندیشی برای رهایی از عادات و عقاید نادرست از جمله مهم ترین پیام‌های خداوند در قرآن است در حالی که تعلق پیدا کردن به یک حزب و دسته و ایجاد علقه با افکار و عقاید آنان جلوی نگاه بی طرفانه به اندیشه های الهی را می‌گیرد و یا آن را کاهش می‌دهد. از منظر قرآن کریم، احزاب ديني در مقابل حزب خداوند با فاصله گرفتن از حق، تشکیل شده و اعضای این گروه‌ها به آن چه خود بدان معتقدند ایمان داشته و از توجه به مسیر صحیح باز می‌مانند. تعصب و رضایت نسبت به آن چه حزب برای آنان بر می‌گزیند از جمله ملزومات حزب گرایی است که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است[۸]. « مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُون‏»[۹] چند دستگی و تشکیل احزاب باطل در مقابل دین حق از سوی خداوند سرزنش شده و سرنوشت ناگوار آنان مایة ترس و عبرت آموزی آیندگان قرار گرفته است. « وَ قالَ الَّذي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ = آن مرد باايمان گفت: «اى قوم من! من بر شما از روزى همانند روز (عذاب) اقوام پيشين بيمناكم!»[۱۰]

ملاک دیگر

با تمامي اين شاخصه‌ها تشخيص حزب الله از حزب شيطان نبايد كار مشكلي باشد؛ اما با اين حال پيامبر اعظم (ص) تصوير روشن تري از اين دو گروه را نيز مشخص كرده و آن را در موارد متعددي به صورت مصداقي مشخص كرده است. از جمله در حديثي از رسول خدا (ص) آمده است: « كسى كه دوست دارد در كشتى نجات سوار شود و به ريسمان استوار الهى تمسّك جويد، بايد على عليه السّلام را دوست بدارد و با دشمنانش، دشمن باشد، سپس به ائمة هدايت، از فرزندان او پيروى نمايد؛ زيرا آنان جانشينان و اوصياى من و حجّت‌هاى خدا پس از من بر مردمند، و سروران و راهبران پرهيزگاران به سوى بهشت، همان‌ها هستند، حزبشان، حزب من و حزب من حزب خداست و حزب دشمنانشان حزب شيطان است‏».[۱۱] همچنين در حديث معراج، خداوند متعال به پيامبر (ص) اين نكته را يادآور شده و فرموده است: « اى محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) على (عليه‌السّلام) پرچم هدايت و پيشواى كسى است كه مرا اطاعت كند و نور اولياى من است و او همان كلمه‏اى است كه بر پرهيزكاران واجب كرده‏ام؛ كسى كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسى كه او را دشمن بدارد؛ مرا دشمن داشته، اگرعلى (عليه‌السّلام) نباشد، حزب و اولياى من شناخته نمى‏گردند.»[۱۲] اين مضمون در آيات متعدد ديگري نيز مورد تأكيد و تأييد قرار گرفته است.

حزب به معنای نوین آن بیشتر ناظر به گروه‌هایی است که بر اساس اهداف سیاسی و برای به دست گرفتن قدرت تشکیل شده است و از آیات قرآن نمی توان بیان روشنی در رد یا تأیید آن‌ها به دست آورد؛ اما توجه به اين نكته ضروري به نظر می‌رسد كه نكات منفي قابل برداشت از قرآن در مورد آفات تحزب بايد در احزاب و گروه‌های سياسي و … نيز مورد توجه قرار گيرد و قرآن كريم اگر چه ناظر به اين قسم از گروه‌ها نبوده؛ اما آسيب‌های نام برده شده، در اين گونه از احزاب نيز قابل شناسايي است.

                                                                                       پژوهشگر و نویسنده: حميد جلالی

پی‌نوشت:

[۱] – جامع البیان فی تاویل آی القرآن ،ج۲۳، ص۱۳۱؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۲۲۷؛ كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج‏۴، ص۳۶۷؛ منهج الصادقين، ص۴۲۶٫
[۲] – ص/۳۸، ۱۳٫
[۳] – التبيان في تفسير القرآن، ج‏۸، ص۵۴۸؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۸، ص۷۳۰؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏۱۱، ص۲۰۹٫
[۴] – نهج البلاغه-ترجمة شهيدى، متن، ص: ۴۶
[۵] – آل عمران/۳، ۱۰۳٫
[۶] – مفاتيح الغيب (التفسير الكبير)، ج‏۲۳، ص۹۲؛ اضواء البیان ،ج۷، ص۶۱؛ الميزان في تفسير القرآن، ج‏۱۵، ص۳۶٫
[۷] – مؤمنون/۲۳، ۵۲-۵۳٫
[۸] – جامع البیان فی تاویل آی القرآن، ج۲۱، ص۴۳؛ التبيان في تفسير القرآن، ج‏۸، ص۲۵۰؛ کشاف، ج۳، ص۱۹۳؛ الميزان في تفسير القرآن، ج‏۱۶، ص۱۸۲٫
[۹] – روم/۳۰، ۳۲٫
[۱۰] – غافر/۴۰، ۳۰٫
[۱۱]- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏۲، ص: ۴۲۴
[۱۲] -ا(لو لا علىّ لم يعرف حزبى و لا اوليائى‏) ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج‏۲، ص: ۶۵

همچنین ببینید

اختلاف در انجمن؛ فرصت یا تهدید

هنر اصلی یک انجمن اسلامي موفق در این است که بتواند اختلافات موجود را از …

یک دیدگاه

  1. عالی دمت گرم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 3 = 13