خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت نوح(علیه السلام)۱

شیوه های تبلیغی حضرت نوح(علیه السلام)۱

حضرت نوح، شيخ الانبيا، يكى از پيامبران بزرگ و رسولان اولوالعزم به‏ شمار مى‌‏رود كه پس از حضرت آدم، سكّان هدايت بشر را به دست گرفت و از جانب خداوند، حدود ده قرن، انسان‏ها را به مبدأ و معاد فرا خواند. از همين رو، آنچه بيشتر در دعوت نوح به چشم مى‏‌خورد، پايدارى و مداومت و استقامت در تبليغ است. وى ۹۵۰ سال همه شيوه‏‌ها و اساليب اقناع، انذار، القا و تعليم و تربيت را براى قوم خويش آزمود، اما به لحاظ كورباطنى و حق ‏ناپذيرى و لجاجت قومش، جز به ايمان گروهى اندك توفيق نيافت.

مرد شامى درباره نام نوح پيامبر از اميرمؤمنان پرسيد، حضرت فرمود: نامش سَكَن بود و چون ۹۵۰ سال بر گمراهى قومش گريست و اندوه خورد، نوح ناميده شد(۱)

طبق مشهور ميان مفسران، در اين مدت طولانى تنها هشتاد نفر به نوح و رسالتش ايمان آوردند و كار ديگران جز استهزا و آزار نبود.(۲) نوح بدين ترتيب در طول ساليان دراز و بلكه قرون متمادى، با بهره جويى از شيوه‏‌ها و ابزارهاى مختلف، به صورت شبانه روزى و خستگى‌‏ناپذير به هدايت و ارشاد مردم و تبليغ دين الهى پرداخت و اسوه مبلّغان و الگوى استقامت در راه تبليغ گرديد.

نام آن حضرت، ۴۳ بار در قرآن ذكر شده و حدود ۱۱۴ آيه از آيات قصص قرآنى درباره شخصيت و دعوت او روشنگرى نموده است.

نوح اسوه استقامت در تبليغ

در قرآن مجيد، براى زمينه‏‌ها و عرصه‏‌هاى گوناگون، اسوه‌‏هايى ترسيم و معرفى شده‏‌اند كه هر يك در عرصه مورد نظر، كامل‏ترين نمونه و كارآمدترين سرمشق هدايتند. بررسى زندگانى طولانى و تبليغ متمادى حضرت نوح، كه نخستين پيامبر صاحب عزم و داراى شريعت آسمانى است، نشان مى‏دهد كه دعوت همه جانبه و جهانى به وسيله او آغاز گرديده است. اين پيامبر عظيم الشأن به همراه گروه اندك پيروانش، سعى در توسعه جهانى الهى داشته‌‏اند. اما برجسته‏‌ترين ويژگى كه اين دعوت را از ساير دعوت‏هاى الهى متمايز مى‌‏سازد، پايدارى و استقامت مثال زدنى نوح و پيروانش در استمرار تبليغ تا سرحد توان و امكان است. سيره تبليغى او نشان مى‏دهد كه تنها راه پايان دعوتش، ايمان مردم و يا پايان عمر او است و هيچ عامل ديگرى باعث توقف دعوت او نمى‏‌گردد، چيزى كه تمام مبلّغان دينى بايستى بدان پاى‏بند باشند.

استقامت تبليغى نوح را در ضمن آيات و جملات متعدد قرآنى در مى‌‏يابيم:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلّا خَمْسِينَ عاماً؛(۳)

و به راستى، نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس در ميان آنان ۹۵۰ سال درنگ‏ كرد….

قالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلاً وَنَهاراً؛(۴)

پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم.

وَإِنِّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ؛(۵)

و من هر بار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى.

ثُمَّ إِنِّى‏دَعَوْتُهُمْ جِهاراً * ثُمَّ إِنِّى أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً؛(۶)

پس، من آشكارا آنان را دعوت كردم. باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم.

قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا؛(۷)

اى نوح با ما مجادله كردى و بسيار مجادله كردى.

أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّى وَأَنْصَحُ لَكُمْ؛(۸)

پيام‏هاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و اندرزتان مى‏دهم.

و اينك به شرح شيوه‏هاى تبليغى اين پيامبر گرامى در قالب سه استراتژى و شيوه كلى و روش‏هاى جزيى متعدد مى‏پردازيم.

شيوه‏هاى تبليغى حضرت نوح

۱٫     شيوه كلى استقامت و مداومت در تبليغ

بى ‏شك، وجه غالب و ويژگى دعوت نوح، پافشارى و پايدارى و خستگى ‏ناپذيرى در مسير پرفراز و نشيب و دشوار دعوت، آن هم در ميان يك قوم لجوج و حق‏ ناپذير و باطل گر است؛ طورى كه با تلاش نوح، حجت الهى تمام گرديد و دهان هر كافر و مشركى بسته شد. شايد يكى از اسرار عمر طولانى نوح، علاوه بر اعجاز الهى، اثبات عنايت وافر خداوندى به هدايت مردم و مهر بى نهايت او به انسان‏ها بوده است. شيوه‏ هاى جزيى مندرج در اين بخش عبارتند از:

الف) بيان صريح عقايد

نخستين مرحله دعوت نوح، كه با توجه به سرسختى مخالفان، جلوه‏اى از استقامت در آن به چشم مى‏خورد، بيان قاطع و بى پرواى عقايد از سوى اوست؛ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إلهٍ غَيْرُهُ؛(۹)

همانا نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس گفت: اى قوم من، خدا را بپرستيد كه براى شما معبودى جز او نيست.

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ؛(۱۰)

من براى شما فرستاده ‏اى در خور اعتمادم، پس از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.

هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛(۱۱)

او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانيده مى‏شويد.

وَيا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجْرِىَ إِلّا عَلَى اللَّهِ وَما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ؛(۱۲)

و اى قوم من، بر اين [رسالت‏] مالى از شما نمى‏‌خواهم، مزد من جز بر عهده خدا نيست و كسانى كه ايمان آورده‌‏اند طرد نمى‏كنم. قطعاً، آنان پروردگارشان را ديدار خواهند كرد.

ب) مداومت در تبليغ

بر اساس شواهد تاريخى و قرآنى، قوم نوح بر بت‌‏پرستى و استكبار خود پافشارى بسيار مى‏‌كردند و دربرابر دعوت الهى بدون هيچ منطق سليم و استدلال قومى مى‏‌ايستادند. نوح نيز كه مأموريت ابلاغ كامل رسالت خود را داشت، هرگز تحت تأثير اين لجاجت ها قرار نگرفت و به طور مداوم آنها را به خدا و ارزش‏هاى الهى مى‏خواند:

او گاه به سراغ مردم در خانه‌‏هايشان مى‌‏رفت و يا در كوچه و بازار، به طور خصوصى و با حوصله و لحن محبت آميزى تبليغ مى‌‏كرد، و گاه در مجالس عمومى كه به منظورهايى مثل جشن و عزا تشكيل شده بود مى‏‌آمد و با صداى بلند و آشكار، فرمان خدا را بر آنها مى‌‏خواند، اما هميشه با عكس العمل نامطلوب و توهين و استهزا و گاه ضرب و جرح روبه ‏رو مى‌‏شد، ولى با اين حال، هرگز دست از كار خود بر نداشت.(۱۳)

نگاهى به آيات نازل شده درباره دعوت نوح به‏‌ويژه در سوره‌‏هاى اعراف، هود و نوح به‌‏خوبى استمرار و مداومت نوح را در تلاش تبليغى نشان مى‏دهد. با عنايت به اين كه ۹۵۰ سال زندگى و دعوت پر فراز و نشيب نوح در قالب ۲۸ آيه در سوره نوح، ۱۶ آيه در سوره شعراء، ۲۴ آيه از سوره هود و ۶ آيه از سوره اعراف – در هر سوره به طور مستقل – آمده است، مسلماً حاوى مراحل مختلف و سير طولانى است و بايستى ترتيب وقايع و مراحل را بسيار كندتر از ترتيب آيات دانست. به عنوان نمونه در سوره نوح، سير مداوم و دراز مدت دعوت نوح را در مفهوم آيات مشاهده مى‏كنيم؛

قالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلاً وَنَهاراً * فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِى إِلّا فِراراً * وَإِنِّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِى آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً * ثُمَّ إِنِّى‏دَعَوْتُهُمْ جِهاراً * ثُمَّ إِنِّى أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً * فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفّاراً.(۱۴)

وَقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الكافِرِينَ دَيّاراً.(۱۵)

نوح گفت: پرورگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم، و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود. و من هر بار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى، انگشتانشان را در گوش‏هايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هر چه بيشتر بر كبر خود افزودند. سپس من آنها را آشكارا دعوت كردم. باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم. و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است…

و نوح گفت: پروردگارا، هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار.

مطابق آيات فوق، سير و روند دعوت، گاهى با محتواى جملات و گاه با كلماتى مثل «ثمّ» فاى ترتيب «ف’َ» و «واو عطف» بيان مى‏شود كه جملگى استمرار و مداومت دعوت نوح را ثابت مى‏نمايد. مؤلف المنهج الحركى فى القرآن الكريم در اين زمينه مى‏نويسد:

نوح كه شيخ الانبياست، نخستين كسى است كه اين راه را عملاً پيمود و هر آنچه از نيرو و تصميم داشت به سختى و با مشقت بسيار به كار بست. گفت‏ وگوى او با خدا، اين موضوع را آشكار مى‏كند؛ گفت‏ وگويى كه بيانگر رنج‏هاى روحى و دردهاى باطنى و مشقت‏هاى بدنى او در راه تبليغ است؛ چرا كه هيچ راهى نبود مگر آن كه براى هدايت قومش پيش گرفت و تمام فرصت خود را براى اين منظور اختصاص داد.(۱۶)

پی‌نوشت:

۱ – سأل الشامى أميرالمؤمنين عن اسم نوح ماكان؟ فقال: اِسْمُهُ السَكَن و إنّما سمّى نوحاً لأنّه ناحَ على قومِهِ ألف سنة إلّا خمسين عاماً (محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ۱۱، ص ۲۸۶).

۲ – طبرسى، مجمع البيان، ذيل آيه ۴۰ سوره هود؛ عبدعلى بن جمعه عروسى، نور الثقلين، ج ۲، ص ۳۵۰٫

۳ – عنكبوت (۲۹) آيه ۱۴٫

۴ – نوح (۷۱) آيه ۵٫

۵ – همان، آيه ۷٫

۶ – همان، آيات ۸ – ۹٫

۷ – هود (۱۱) آيه ۳۲٫

۸ – اعراف (۷) آيه ۶۲٫

۹ – همان، آيه ۵۹٫

۱۰ – شعراء (۲۶) آيات ۱۰۷ – ۱۰۸٫

۱۱ – هود (۱۱) آيه ۳۴٫

۱۲ – همان، آيه ۲۹٫

۱۳ – ناصر مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج ۲۵، ص ۶۶٫

۱۴ – نوح (۷۱) آيات ۵ – ۱۰٫

۱۵ – همان، آيه ۲۶٫

۱۶ – عبداللطيف راضى، المنهج الحركى فى القرآن الكريم، ص ۱۷۲

همچنین ببینید

۳۰ نکته ساده برای جذابیت کلاس درس

جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان هر معلمی با بالا …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 1 = 5