خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۲

شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۲

همانطور که در مقاله قبل گفتیم داستان دعوت موسى(علیه السلام)، متنوع‌‏ترين و پر فراز و نشيب‏‌ترين داستان دعوت در قرآن است و از آن شیوه های تبلیغی و دعوتی مختلفی آموخته می‌شود که در ذیل به چند مورد دیگر از آن اشاره می‌کنیم:

 برخورد شجاعانه با تهديدهاى فرعون

همان پيامبر نرمخو و آسان گير در مراحل نخستين دعوت، آن‏گاه كه با دشمنى‏هاى غير منطقى و عناد روز افزون و حتى تهديدهاى شديد فرعون و درباريان مواجه مى‏شود، باشجاعتى وصف ناپذير در برابر تمام قدرت و شوكت فرعونى مى‌‏ايستد و پاسخ‏هايى دندان‏‌شكن ابراز مى‏دارد، چرا كه در منطق انبيا و سيره رسولان، نرمخويى هست اما هراس و محافظه‌‏كارى به هيچ روى وجود ندارد. زمانى كه فرعون به قوم گفت: رسولى كه به سوى شما فرستاده شده مجنون است، موسى اظهار داشت كه اگر شما عاقليد پروردگار من خالق آسمان‏ها و زمين و موجودات ميان آنهاست؛

قالَ رَبُّ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ وَما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ.(۱)

سپس فرعون شروع به تهديد مى‏كند: اگر معبودى جز من اتخاذ كنى تو را قطعاً به زندان در خواهم افكند.(۲)

و موسى در پاسخ او با صراحت مى‏گويد:

أَوَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَى‏ءٍ مُبِينٍ؛(۳)

حتى اگر استدلال روشنى بياوريم؟

بايد توجه داشت كه عظمت و اقتدار دستگاه حكومت فرعونى به اندازه‏‌اى بود كه براساس آيات قرآن، پيامبر بزرگى چون موسى در چند موضع، ابتداء دچار هراس مى‏شود و با توكل بر خدا و جلب حمايت الهى، اطمينان و آرامش مى‏يابد:

پيش از دعوت فرعون مى‏گويد:

قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى‏؛(۴)

آن دو گفتند: پروردگارا ما مى‏ترسيم كه او آسيبى به ما برساند و يا آن كه سركشى ‏كند.

هنگام شروع مقابله با ساحران، قدرى نگران مى‏گردد؛ فأوجَس فِى نَفسِهِ خِيفَةَ مُّوسَى.(۵) اما هر بار خداى تعالى او را اميد و آرامش مى‏بخشد: قالَ لاتَخافا إِنَّنِى مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى‏،(۶) قُلْنا لاتَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الاْعْلى‏(۷) (فرمود: مترسيد، من همراه شمايم، مى‏شنوم و مى‏بينم. گفتم: مترس‏ كه تو خود برترى.)

انذار (هشدار)

شايد حجم انذارهاى تكان دهنده و هشدارهاى بيدار كننده در دعوت موسى كمتر از برخى دعوت‏هاى ديگر قرآنى باشد، چرا كه يادآورى نعمت‏هاى الهى و به معناى ديگربشارت و تشويق، بيشتر مورد عنايت موسى در مسير تبليغ بوده است، اما به ‏هرصورت، يكى از شيوه‏هاى متخذه موسى در تبليغ، انذار و هشدار دادن به خطرهاى احتمالى است؛

قالَ لَهُمْ مُوسى‏ وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَرى(۸)

موسى به ساحران گفت: واى بر شما، به خدا دروغ مبنديد كه شما را با عذاب سخت هلاك مى‏كند و هر كه دروغ بندد نوميد مى‏گردد.

يا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ التَّىِ كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَرْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ؛(۹)

اى قوم من، به سرزمين مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته است در آييد و به عقب باز نگرديد كه زيانكار خواهيد شد.

مطابق حكايت سوره طه، آن‏گاه كه در سخن نرم و دلپذير تأثيرى نمى‏بيند، به انذار رومى‏آورد؛

وإِنّا قَدْ أُوحِىَ إِلَيْنا أَنَّ العَذابَ عَلى‏ مَنْ كَذَّبَ وَتَوَلّى‏؛(۱۰)

در حقيقت به سوى ما وحى آمده كه عذاب بر كسى است كه تكذيب كند و روى‏گرداند.

در مجموع از مطالعه داستان موسى در قرآن برداشت مى‏شود كه دعوت ايشان در كنار استدلال و بشارت و انذار، متكى بر معجزات متعدد از يد بيضا و عصا و غيره نيز بوده است و شايد، از آن‏جا كه اين معجزات الهى، حاوى اتمام حجت و نوعى انذار ضمنى بوده است، انذار صريح در دعوت موسى كمتر ديده مى‏شود.

استفاده از بينات و دلايل روشن

هرچند معجزات متعددى به اذن الهى و با دست حضرت موسى به منظور اتمام حجت و اقناع بنى‏اسرائيل و فرعونيان صورت گرفت، اما پايه و اساس دعوت موسى را دلايل روشن و بيانات مستدل و خردپذير تشكيل مى‏داد، هرچند به نظر مى‏رسد قرآن مجيد به نقل تمام استدلال‏ها و برهان‏هاى موسوى در اثبات خدا و توحيد نپرداخته و تنها به صراحت اعلام فرموده است كه او حامل «سلطان مبين» و «آيات بينات» براى ايشان است؛

وَأَنْ لاتَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّى آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ؛(۱۱)

و بر خداى برترى مجوييد كه من براى شما حجتى آشكار آورده‏ام.

وَفِى مُوسى‏ إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ؛(۱۲)

و نيز در موسى، زمانى كه او را با حجتى آشكار به سوى فرعون گسيل داشتيم.

فَلَمّا جاءَهُمْ مُوسى‏ بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلّا سِحْرٌ مُفْتَرىً؛(۱۳)

پس چون موسى آيات روشن ما را براى آنان آورده، گفتند: اين جز سحرى ساختگى نيست.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا وَسُلْطانٍ مُبِينٍ * إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَقارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذّابٌ؛(۱۴)

و به يقينم موسى را با آيات خود و حجتى آشكار فرستاديم، به سوى فرعون و هامان و قارون، گفتند: افسونگرى شياد است.

 توجه، دعا و تضرع به درگاه الهى در هر حال

در عرضه تبليغ، بدون توكل بر ذات حق هيچ توفيقى حاصل شدنى نيست. پس موسى‏ در هر مقطع با ياد و نام خدا پيش مى‏رود و همواره از او توفيق و قدرت طى طريق را مى‏طلبد؛

الف) آن‏گاه كه به واسطه درگيرى با يكى از قبطيان مجبور به فرار از مصر مى‏شود و به مدين رو مى‏آورد؛

وَلَمّا تَوَجَّهَ تِلقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى‏ رَبِّى أَنْ يَهْدِيَنِى سَواءَ السَّبِيلِ؛(۱۵)

و چون به سوى شهر مدين رو نهاد با خود گفت: اميد است پروردگارم مرا به راه‏راست هدايت كند.

فَسَقى‏ لَهُما ثُمَّ تَوَلّى‏ إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّى لِما أَنْزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ؛(۱۶)

آن‏گاه به سوى سايه برگشت و گفت: پروردگارا، من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم.

ب) درزمانى ديگر؛

قالَ رَبِّ إِنِّى لا أَمْلِكُ إِلّا نَفْسِى وَأَخِى فَافْرُقْ بَيْنَنا وَبَيْنَ القَوْمِ الفاسِقِينَ؛(۱۷)

موسى گفت: پروردگارا، من جز اختيار شخص خود و برادرم را ندارم، پس ميان ما و ميان اين قوم نافرمان جدايى بينداز.

ج) چون آماده انجام دادن بزرگ‏ترين مأموريت تبليغى خود يعنى دعوت فرعون به يگانه‏پرستى مى‏گردد، چنين رو به سوى خدا به دعا مشغول مى‏شود:

رَبِّ اشْرَحْ لِى‏صَدْرِى * وَيَسِّرْ لِى أَمْرِى * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِى * يَفْقَهُوا قَوْلِى؛(۱۸)

پروردگارا سينه‏ام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان‏ساز و از زبانم گره بگشاى تا سخنم را بفهمند.

د) وقتى دو سپاه موسى و فرعون با يكديگر روبه‏رو شدند؛

فَلَمّا تَراءَا الجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى‏ إِنّا لَمُدْرَكُونَ * قالَ كَلّا إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ؛(۱۹)

چون دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: ما قطعاً گرفتار خواهيم شد، گفت چنين نيست زيرا پروردگارم با من است و به‏زودى مرا هدايت مى‏كند.

ه’) پس از ماجراى ساحرى و بازگشت به ميان قومش اين‏گونه تضرع مى‏كند؛

قالَ رَبِّ اغْفِرْلِى وَلِأَخِى وَأَدْخِلْنا فِى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِينَ؛(۲۰)

موسى گفت: پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در پناه رحمت خود درآور، و تو مهربان‏ترين مهربانانى.

و در جاى ديگر از جانب خود و مؤمنان مى‏گويد؛

وَاكْتُبْ لَنا فِى هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَيْكَ؛(۲۱)

و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت نيز، زيرا ما به سوى تو بازگشته‏ايم.

همچنين وقتى مأموريت دعوت فرعون را بر خود سنگين مى‏يابد، ضمن تضرع به درگاه الهى فرستادن هارون را براى پشتيبانى خود مسألت مى‏نمايد و در واقع با اين راز و نياز، خود را براى اداى اين رسالت سترگ آماده مى‏سازد؛

موسى پس از مسجل شدن رسالت و مأموريتش اين درخواست‏ها را به خداوند عرضه داشت كه از ظاهرش پيداست كه آنچه موسى خواسته، وسايلى بوده است كه انجام رسالت مستلزم وجود آنها بوده است يعنى وسايلى كه رساندن پيام خدا به فرعون و درباريان و نجات بنى‏اسرائيل و اداره امورشان نياز داشته است(۲۲)

پی‌نوشت

۱ – شعراء (۲۶) آيه ۲۸٫

۲ – همان، آيه ۳۰٫

۳ – همان، آيه ۳۰٫

۴ – طه (۲۰) آيه ۴۵٫

۵ – همان، آيه ۶۷٫

۶ – همان، آيه ۴۶٫

۷ – همان، آيه ۶۸٫

۸ – همان، آيه ۶۱٫

۹ – مائده (۵) آيه ۲۱٫

۱۰ – طه (۲۰) آيه ۴۸٫

۱۱ – دخان (۴۴) آيه ۱۹٫

۱۲ – ذاريات (۵۱) آيه ۳۸٫

۱۳ – قصص (۲۸) آيه ۳۶٫

۱۴ – غافر (۴۰) آيات ۲۲ – ۲۴٫

۱۵ – قصص (۲۸) آيه ۲۲٫

۱۶ – همان، آيه ۲۴٫

۱۷ – مائده (۵) آيه ۲۵٫

۱۸ – طه (۲۰) آيات ۲۵ – ۲۸٫

۱۹ – شعراء (۲۶) آيه ۶۲٫

۲۰ – اعراف (۷) آيه ۱۵۱٫

۲۱ – همان، آيه ۱۵۶٫

۲۲ – محمدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج ۱۴، ص ۲۲۰٫

همچنین ببینید

شان نزول سوره هل اتی

شان نزول آیه هل آتی

انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی (علیه السلام) زبان زد خاص و عام و حتی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 70 = 75