خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۳

شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۳

همانطور که در مقاله قبل گفتیم داستان دعوت موسى(علیه السلام)، متنوع‌‏ترين و پر فراز و نشيب‏‌ترين داستان دعوت در قرآن است و از آن شیوه های تبلیغی و دعوتی مختلفی آموخته میشود که در ذیل به چند مورد دیگر از آن اشاره می‌کنیم:

ياد آورى نعمت‏هاى الهى و سرگذشت امت‏ها

موسى در بسيارى از فرصت‏هاى تبليغى، مردم را به نعمت‏هاى الهى بى‏شمارى كه در آن غرق بودند هشيارى داده است، در اين بيانات تبليغى، وى بيشتر به ذكر نعمت‏هاى اجتماعى و معنوى مانند فضيلت‏هايى كه خدا به بنى‏اسرائيل عطا فرموده، مى‏پردازد تا نعمت‏هاى ظاهرى و دنيوى، در حالى كه به عنوان نمونه در دعوت ابراهيم نعمت‏هاى مادى بيشتر مورد استناد وى براى هدايت مردم به توحيد بود. موسى خطاب به بنى‏ اسرائيل مى‏گويد:

وَإِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِياءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَآتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ العالَمِينَ؛(۱)

موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، نعمت خدا را بر خود ياد كنيد، آن‏گاه كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آنچه را كه به هيچ كس از جهانيان نداده بود، به شما داد.

يا بَنِى‏إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَواعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَنَزَّلْنا عَلَيْكُمُ المَنَّ وَالسَّلْوى‏.

اى فرزندان اسرائيل، در حقيقت ما شما را از دشمنانتان رهانيديم و در جانب راست طور با شما وعده نهاديم و بر شما ترنجبين و بلدرچين فرو فرستاديم.

يكى از مهم‏ترين اقدامات تبليغى موسى اين بود كه روحيه ذلت ‏پذيرى را از قوم بنى ‏اسرائيل دور كند كه اين كارى بس دشوار بود، از اين رو نعمت‏هاى الهى و فضيلت‏هاى بنى‏ اسرائيل را به آنها يادآور شد و سه نعمت بزرگ را بر شمرد؛ «جعلكم ملوكاً» يعنى پس از دوران بردگى شما را مالك جان و مال خويش قرارداد (و از ميان شما انبيايى قرار داد) و درباره «مالم يوت أحداً» برخى آن را به همان مَنّ و سلوى (ترنجبين و مرغ بريان) تفسير نموده ‏اند.(۲)

و آن‏گاه كه قوم فراموش كارش از روى ظاهربينى، چون قومى بت‏پرست را مشاهده‏مى‏كنند و از موسى معبودى چون بت‏هاى آنان درخواست مى‏كنند.(۳) با دلسوزى ويژه‏اى مى‏گويد؛ قالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إلهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى العالَمِينَ * وَ إِذ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ العَذابِ يُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَفِى ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ؛(۴)

گفت: آيا غير از خدا معبودى براى شما بجويم؟ با اين كه او شما را بر جهانيان برترى داده است. و ياد كن هنگامى را كه شما را از فرعونيان نجات داديم كه شما را سخت شكنجه مى‏كردند؛ پسرانتان را مى‏كشتند و دخترانتان را زنده باقى مى‏گذاشتند و در اين، براى شما آزمايش بزرگى از سوى خدا بود.

شبيه اين يادآورى‌‏ها در سوره ابراهيم، آيه ششم نيز آمده است.

از سوى ديگر، موسى وظيفه دارد «ايام الله» و وقايع و سرگذشت امت‏هاى پيشين را براى انذار و هشدار و عبرت گرفتن آنان باز گو نمايد و بدان وسيله آنها را به هدايت آورد و از ورطه ظلمات به وادى نور در آورد؛

وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيّامِ اللَّهِ إِنَّ فِى ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكُورٍ؛(۵)

و در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم و به او فرموديم كه قوم خود را از تاريكى‏ها به سوى روشنى بيرون آر و روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن، كه قطعاً در اين، براى هر شكيباى سپاسگزارى عبرت‏هاست.

براى ايام الله مصاديق متعددى ذكر كرده ‏اند، از جمله؛ وقايعى كه بر امت‏هاى معروف و بزرگ پيشين همچون قوم نوح و عاد و ثمود گذشته است، و يا آنچه از ابن‏ عباس نقل شده كه گفت: ايام الله عبارتند از نعمت‏ها و بلاهاى الهى؛ نعمت الهى، ابرهاى غليظى است كه باعث برف و باران مى‏شوند، همچنين شكافته شدن دريا براى عبور بنى ‏اسرائيل و موارد ديگر. وبلاى الهى عبارت است از هلاكت برخى از امت‏هاى گذشته.(۶)

يادآورى نعمت‏هاى الهى به جز هدف اصلى كه همان هدايت مردم به توحيد است، هدف تربيتى و تبليغى ديگرى نيز دارد كه عبارت است از خوديابى و اعتماد به نفس و زنده نمودن عزت نفس ايمانى در مخاطبان، كه خود اين حالت نيز مى‏تواند راه را براى پذيرش كامل دعوت هموارتر سازد.

 كناره گيرى و برائت از بى ايمانان

موسى نيز همچون ابراهيم و نوح و ساير حق باوران توحيد مدار، ضمن دوستى با مؤمنان و نرمخويى با مخاطبان، وقتى با حق ناپذيرى بى دليل گروهى از آنها مواجه‏مى‏شود، روش برائت را با درجات مختلف در پيش مى‏گيرد. ساده‏ترين شكل اين برائت در چنين جملاتى آشكار است؛ پس از يادآورى نعمت‏ها به صراحت اعلام‏ مى‏كند:

وَقالَ مُوسى‏ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِى الأَرضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ؛(۷)

و موسى گفت: اگر شما و هر كه در روى زمين است همگى كافر شويد، بى گمان، خدا بى‏نياز ستوده صفات است.

در آيه زير و امثال آن برائت موسوى جدى‏تر مى‏ شود؛

وَقالَ مُوسى‏ إِنِّى عُذتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لايُؤْمِنُ بِيَوْمِ الحِسابِ؛(۸)

و موسى گفت: من از هر متكبرى كه به روز حساب عقيده ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‏ام.

در آيه ديگر، مرحله ديگر يعنى كناره گيرى يا برائت عملى بيان مى‏شود؛

وَإِنِّى عُذتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ * وَإِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِى فَاعْتَزِلُونِ؛(۹)

و به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اين كه مرا سنگباران كنيد. و اگر به من ايمان نمى‏آوريد، پس، از من كناره گيريد. «اگر ايمان نياوريد، هيچ دوستى و موالاتى بين من و افراد بى‏ايمان نيست. پس از من دور شويد و اسباب ارتباط را قطع كنيد و مرا به ‏حال خود واگذاريد. و آزار خود را از سرم برداريد».(۱۰)

جلب همكارى هارون

از شيوه‏هاى مهم در تبليغ هدفدار و هماهنگ، بهره گيرى از نيروهاى هم عقيده و تقسيم كار ميان آنها و رفع نواقص احتمالى است. از سويى، چون كمالات ظاهرى و معنوى در هيچ‏كس به طور كامل گرد نمى‏آيند، بايستى از فضايل و فنون افراد مختلف در عرصه دعوت نيز استفاده مطلوب شود تا روند تبليغ به نتايج قابل قبول بينجامد. موسى با شناخت كامل شرايط موجود، از وضعيت خود تا قدرت و شوكت مخالفان و جهل و خرافه حاكم بر مردم، خواهان پشتيبانى و همراهى هارون شد و حتى مقام نبوت را از خداوند برايش طلبيد؛ وَاجْعَلْ لِى وَزِيراً مِنْ أَهْلِى * هرُونَ أَخِى * أُشْدُدْ بِهِ أَزْرِى * وَأَشْرِكْهُ فِى‏أَمْرِى؛(۱۱)

و براى من دستيارى از كسانم قرار ده، هارون، برادرم را، پشتم را به او استوار كن و او را شريك كارم گردان.

برادر موسى، هارون نيز شخصيتى بزرگ، دنيا ديده و خداجو و موحد بود كه با گفتارى شيوا، دلنشين و منطقى استوار مى‏توانست به‏خوبى از عهده حمايت موسى برآيد و ضمن دادن اطمينان بيشتر به موسى، در مسير دعوت، او را از مشورت‏ها و چاره جويى‏هاى خود بهره‏مند سازد و در صورت وجود كمبودها و نواقص، آنها را مرتفع نمايد.

وَ أخى هارونَ هو أفصحُ مِنِّى لِساناً فأرْسِلْهُ مَعِى رِدْءاً يُصَدِّقُنى؛(۱۲)

و برادرم هارون از من زبان آورتر است، پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند.

حضرت موسى تكليف دعوت فرعون را بر خود سنگين يافت و از خداوند شرح صدر و تسهيل امر را خواستار شد و از خداوند مسألت نمود كه برادرش هارون كه از وى فصيح‏تر است، به معاضدت او مبعوث گردد و وزير او باشد. دعاى او مستجاب گرديد و همراه برادرش هارون روى به مصر آورد.(۱۳)

درباره مفهوم شركت در جمله <و اشركه فى امرى» دو گونه مى‏توان برداشت كرد؛ اول، مشاركت در تبليغ و ترويج دين پس از تماميت و ابلاغ كامل آن. و دوم، مشاركت در اصل نبوت و دعوت، كه از ديدگاه علامه طباطبايى در الميزان، برداشت دوم قرين صحت است، چون مشاركت در تبليغ دين، وظيفه تمام عالمان است و موسى از تنهايى در ابلاغ دين نمى‏ترسد. بلكه به لحاظ مأموريت سترگى كه به او محول شده، مشاركت هارون را در نبوت طلب كرده است.(۱۴)

از عبارت «يُصدّقنى» در آيه دوم نيز مى‏توان مطلب فوق را برداشت نمود. چه در لسان قرآن تصديق پيامبر به‏وسيله پيامبران ديگر صورت مى‏پذيرد.

۱- مائده (۵) آيه ۲۰٫

۲- محمد احمد عدوى، دعوة الرسل الى الله، ص ۱۷۶٫

۳ – قالوا يا موسى اجعل لنا الها كما لهم الهة (گفتند: اى موسى، براى ما نيز معبودى قرار ده، همان گونه كه آنان معبودهايى دارند.)

۴- اعراف (۷) آيه ۱۴۱٫

۵- ابراهيم (۱۴) آيه ۵٫

۶ – محمد احمد عدوى، دعوة الرسل الى الله، ص ۲۳۱٫

۷- ابراهيم (۱۴) آيه ۸٫

۸ – غافر (۴۰) آيه ۲۷٫

۹- دخان (۴۴) آيات ۱۹ – ۲۱٫

۱۰- زمخشرى، الكشّاف، ج‏۴، ص ۲۷۴٫

۱۱ – طه (۲۰) آيات ۲۹ – ۳۲٫

۱۲ – قصص (۲۸) آيه ۳۴٫

۱۳ – محمد خزائلى، اعلام قرآن، ص ۶۲۰٫

۱۴ – محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ۱۴، ص ۲۲۴٫

همچنین ببینید

شان نزول سوره هل اتی

شان نزول آیه هل آتی

انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی (علیه السلام) زبان زد خاص و عام و حتی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 3 =