خانه / مناسبت ها / محرم / روز اول محرم / آدم‌های فیروزه‌ای

آدم‌های فیروزه‌ای

به خون آغشته بود و لحظات آخر عمرش را سپری می‌کرد. دوست دیرینه‌اش حبیب بن مظاهر نزد او آمد و گفت: «‌کشته شدن تو بر من بسی مشکل است ولی تو را به بهشت مژده می‌دهم. مسلم بن عوسجه با صدایی ضعیف گفت: خداوند تو را به خیر بشارت دهد. آنگاه حبیب به او گفت: اگر شهادتم نزدیک نبود، دوست داشتم آنچه برایت مهم است به من وصیت کنی تا حق دینی و خویشاوندی خود را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام(علیه السلام) اشاره کرد و به حبیب گفت: ‌تو را وصیت می‌کنم به امام حسین(علیه السلام)؛ خدای رحمتت کند، تا جان در بدن داری از او دفاع کن و از یاری‌اش دست مکش تا کشته شوی.‌» حبیب بن مظاهر گفت: به وصیت تو عمل می‌کنم و چشم تو را روشن می‌گردانم. حبیب و مسلم دو دوست و دو یار دیرینه بودند. مسلم در آخرین لحظات نیز حق رفاقت را در هدایت دوستش به جا آورد.

 سید بن طاووس، لهوف، ص۱۳۳.

همچنین ببینید

زندگینامه امام حسین(علیه السلام)۱

ولادت‌ امام‌ حسين‌(علیه السلام) سومين‌ پيشواي‌ شيعيان‌ در روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجري‌ در …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 2 =