خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۴

شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۴

همانطور که در مقاله قبل گفتیم داستان دعوت موسى(علیه السلام)، متنوع‌‏ترين و پر فراز و نشيب‏ترين داستان دعوت در قرآن است و از آن شیوه های تبلیغی و دعوتی مختلفی آموخته می‌شود که در ذیل به چند مورد دیگر از آن اشاره می‌کنیم:

هجرت براى يافتن عرصه‏‌هاى جديد دعوت

چنان كه در مقدمه بحث به مراحل متعدد زندگى موسى اشاره شد، دعوتش فراز و نشيب‏‌هاى زيادى داشت و او در سرزمين‏‌هاى گوناگون به حركت‌‏هاى تبليغى خويش مى‌‏پرداخت. هجرت، همواره يكى از طرق يافتن عرصه‌‏هاى جديد دعوت براى انبيا بوده است. موسى سفرهاى هجرت گونه متعددى در طول حيات پر بركت خود انجام‏داد.

اولين سفر او هنگامى است كه درگيرى او با يكى از قبطيان به قتل او منجر مى‌‏شود و فرعون حكم اعدام او را صادر مى‌‏كند. يكى از خويشان فرعون به ‏نام حزقيل (مؤمن آل‏فرعون) موسى را با خبر كرد و او را به دور شدن از مصر سفارش نمود. پس موسى شتابان، بدون توشه راه با پاى پياده به سوى مدين روانه شد و سفر دشوار او هشت‏ روز به طول انجاميد تا آن كه به خدمت حضرت شعيب رسيد و مدت ده سال در آن‏جا بماند.

دومين سفر او، سفر بازگشت از مدين به مصر بود كه پس از نيل به مقام نبوت بود. در اين زمان، او پس از مشاهده آيات الهى مثل عصاى معجزه آسا و يد بيضا كه به او اختصاص داده شده بود، در نزديكى مصر مأموريت يافت تا همراه برادرش هارون به دعوت فرعونيان بشتابد.

سفر بعد موسى پس از مراحل مختلف دعوت او يعنى دعوت بنى‌‏اسرائيل، دعوت فرعون و مَلأ و ديگران صورت گرفت، آن زمان كه عليرغم فرجام خواهى‏‌هاى مكرر موسى براى رفع عذاب الهى از فرعونيان، آنها هرگز از كفر و معاصى خود دست نمى‏‌داشتند و با ستم‌‏هاى مدام به بنى‌‏اسرائيل و پيروان موسى، آنها را به ستوه آورده بودند. به ‏هر ترتيب، در اين شرايط، موسى با راهنمايى الهى تصميم گرفت شبانه با پيروان خود به سوى فلسطين (بيت المقدس) هجرت نمايد؛

وَ أوْحَينا إلى‏ مُوسى‏ أن أسْرِ بِعبادِى إنَّكُم مُتَّبَعُونَ؛(۱)

و به موسى وحى كرديم كه: بندگان مرا شبانه حركت ده، زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت.

بيان تفسير نمونه در اين باره چنين است: پس از ماجراى ايمان ساحران و تهديدهاى فرعون، موسى به فرمان الهى، دور از چشم دشمنان، بنى‌‏اسرائيل را بسيج كرد و فرمان حركت داد و مخصوصاً شب را براى اين كار انتخاب كرد تا حركتش سنجيده‌‏تر باشد(۲)

نويسنده كتاب تحقيقى در دين يهود در مجموع، هجرت‏هاى موسى را چنين ترسيم ‏مى‌‏كند:

موسى دو هجرت داشت؛ يكى زمانى كه به دفاع از يك فرد بنى‏ اسرائيلى با قبطيان در افتاد و يكى از آنان كشته شد و او از ترس مأموران فرعون و با پيشنهاد خيرخواهانه مؤمن آل فرعون از شهر خارج شد و به صحراهاى دور كشانده شد و سختى فراوان متحمل گرديد(۳)

و مرحله دوم هجرت را اينچنين بيان مى‌‏كند؛

او تصميم گرفت با خروج نيروى اجتماعى پيرو خويش از قلب دولت جبار و استثمارگر فرعون، ضربه سياسى و اقتصادى عظيمى بر او وارد كند… فرعون چون به سياست موسى پى برد و فهميد كه اين حركت چه لطمه‌‏اى به دستگاه حكومتش وارد مى‏‌كند، به تعقيب موسى شتافت. او از مصر خارج شد… موسى پس از غرق‏ شدن فرعون مأمور شد آنها را به سرزمين مقدس و موعود يعنى شام و بيت المقدس كوچ دهد كه در اين مسير با نافرمانى‌‏ها و انحرافات قوم بنى‏‌اسرائيل روبه ‏رو شد كه باعث سرگردانى طولانى آنان در بيابان گشت(۴)

بدين ترتيب، موسى، آن پيامبر صاحب شريعت، با پايدارى و استقامتى مثال زدنى و اخلاصى ويژه به حركت تبليغى خود در هر عرصه و شرايط ادامه مى‏داد و هجرت را به‏ منظور گسترش دعوت و يا رفع موانع دعوت، حياتى و ضرورى مى‏دانست

اميد دادن و پرهيز از يأس

مواجهه با قدرت‏‌هاى بزرگ كارى نيست كه هر كس يا كسانى قادر به تحمل آن باشند، پس ممكن است به‏ زودى دچار ضعف روحى و نوميدى شوند. وظيفه پيشواى دانا و كاردان و آينده ‏نگر پيشگيرى از اين آفت است. موسى بدين منظور، پيوسته مؤمنان را با بيان آيات الهى و الطاف خداوندى، آنها را به نجات و پيروزى بر فرعونيان ستمكار اميدوارتر مى‌‏ساخت. در سوره يونس آمده است:

فَما آمَنَ لِمُوسى‏ إِلّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى‏ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِيْهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ؛(۵)

سرانجام كسى به موسى ايمان نياورد مگر فرزندانى از قوم وى، در حالى كه بيم‏ داشتند از آن كه مبادا فرعون و سران آنها ايشان را آزار رسانند.

اينها در حالى ايمان آوردند كه شمشير فرعونيان بالاى سر ايشان آماده بود، اما ايمانى داشتند كه تهديد و خشونت در آن مؤثر نبود و هيچ اعتنايى به وعيدها نمى‏كردند، آنچنان كه ساحران دربار ايمان آورده و از هيچ تهديدى نمى‏‌ترسيدند(۶)

با وجود اين، موسى آنها را دربرابر تهديدها و فشارها، به رحمت خدا اميدوارى مى‏‌بخشيد:

وَقالَ مُوسى‏ يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ؛(۷)

و موسى گفت: اى قوم من، اگر به خدا ايمان آورده‏‎ايد، و اگر اهل تسليميد بر او توكل كنيد.

در مقطعى ديگر چون تصميم فرعون مبنى بر كشتن تمام پسران و زنده نگهداشتن دختران اعلام گرديد و رعب و وحشتى عميق بر بنى‌‏اسرائيل سايه افكند و به شدت نگرانشان ساخت، موسى با بيان مؤثر و نافذ در دل آنان بذر اميد كاشت؛

قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الأَرضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ * قالُوا أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَمِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِى الأَرضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ؛(۸)

موسى به قوم خود گفت: از خدا يارى جوييد و پايدارى ورزيد كه زمين از آنِ خداست؛ آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏دهد، و فرجام نيك براى پرهيزگاران است، گفتند: پيش از آن كه تو نزد ما بيايى و بعد از آن كه به سوى ما آمدى مورد آزار قرارگرفتيم. گفت: اميد است كه پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را روى زمين جانشين آنان سازد، آن‏گاه بنگرد كه چگونه عمل مى‏كنيد.

حكايت بنى‌‏اسرائيل در قرآن نشان مى‏دهد كه آنان به اين رهنمود موسى عمل كردند و صبر پيشه كردند تا وعده الهى تحقق يافت؛

وَأَوْرَثْنا القَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الأَرضِ وَمَغارِبَها الَّتِى بارَكْنا فِيها وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ الحُسْنى‏ عَلى‏ بَنِى‏إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَدَمَّرْنا ماكانَ يَصْنَعُ فِرْعَونُ وَقَوْمُهُ وَماكانُوا يَعْرِشُونَ؛(۹)

و به آن گروهى كه پيوسته تضعيف مى‏‌شدند بخش‏هاى غرب و شرق سرزمين فلسطين را كه در آن بركت قرار داده بوديم، به ميراث عطا كرديم. و به پاس آن كه صبر كردند، وعده نيكوى پروردگارت به فرزندان اسرائيل تحقق يافت، و آنچه را كه فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ويران كرديم.

مبارزه با انحرافات و خرافه‏ ها

يكى از مهم‏ترين آفات و خطرات براى هر مكتب، انحراف مردم پس از هدايت است. وقتى بنى‏اسرائيل پس از هلاكت فرعون، وارث زمين و عهده دار حكومت شدند در معرض آزمايشى حساس قرار گرفتند و در مسير بازگشت از حركت شبانه خود، بر قومى بت‏پرست گذشتند. رسوبات فرهنگ شرك و بت پرستى در ذهن و دل اين مردم موجب گشت اين كار در نظرشان مطلوب افتد و از موسى خواستند معبودى بر ايشان قرار دهد؛

قالُوا يامُوسى اجْعَلْ لَنا إلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛(۱۰)

گفتند: اى موسى همان گونه كه براى آنان خدايانى است، براى ما نيز خدايى‏قرارده.

موسى، بى درنگ با پاسخى قاطع و ناشى از خشمى فرو خفته، آنان را به نادانى نسبت داد و دلايل قانع كننده‏‌اى بر بطلان خواسته آنها عرضه فرمود:

إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَباطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛(۱۱)

در حقيقت آنچه ايشان در آنند نابود و زايل و آنچه انجام مى‏دادند باطل است.

و به اين استدلال نيز بسنده نكرد و با تغيير لحن خطاب از عقل به دل، وجدان ايشان را پريشان و تحت تأثير قرار داد؛

قالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إلهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى العالَمِينَ * وَ إِذ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ العَذابِ يُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَفِى ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ؛(۱۲)

گفت: آيا غير از خدا معبودى براى شما بجويم؟ با اين كه او شما را بر جهانيان فضيلت داده است. و ياد كن هنگامى را كه شما را از فرعونيان نجات داديم كه شما را سخت شكنجه مى‏كردند، پسرانتان را مى‏كشتند و دخترانتان را زنده باقى مى‏گذاشتند و در اين، براى شما آزمايش بزرگى از سوى خدايتان بود.

همچنين هنگامى كه موسى با گروهى از نخبگان بنى‏‌اسرائيل به ميقات طور مى‏رود و چهل ‏روز از قوم غايب مى‏گردد، مردم ظاهر بين و سطحى نگر دنباله رو سامرى گوساله ‏پرست شده و به سادگى به پرستش گوساله طلايى دست‏‌ساز او مى‏پردازند. موسى ‏پس از بازگشت، مبارزه جدى خود را با آفت جديد كه به جان ايمان و توحيد مردم افتاده آغاز مى‏كند؛

فَرَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ‏غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطالَ عَلَيْكُمُ العَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِى؛(۱۳)

پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت و گفت: اى قوم من، آيا پروردگارتان وعده نيكو به شما نداد؟ آيا اين مدت بر شما طولانى شد يا مى‏خواستيد خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد؟ پس با وعده من مخالفت كرديد؟

در ابتدا با استدلال و توجه دادن فطرت مخاطبان و در انتها با برخورد قهر آميز در محو آثار شرك جديد كوشيد؛

گفت: پس برو كه بهره تو در زندگى اين است كه هر كسى به نزديكت آمد بگويى به من دست نزنيد و تورا موعدى خواهد بود كه هرگز از آن تخلّف نخواهد گشت، و اين كه آن خدايى كه پيوسته ملازمش بودى بنگر، آن را قطعاً مى‏سوزانيم و خاكسترش مى‏كنيم و در دريا فرو مى‏پاشيم(۱۴)

نمونه مبارزه موسى با عقايد و سنت‏هاى خرافى را در داستان ذبح بقره شاهديم كه خداوند علت ذبح بقره را در آيه ۶۸ بقره، مبارزه با انحراف اعتقادى بنى‌‏اسرائيل معرفى مى‏كند. «ازآن‏جا كه بنى‏‌اسرائيل ساليان دراز تحت سلطه مصريان بودند، اوهام و معتقدات مصريان بر آنها چيره شده بود؛ يكى از مقدسات مصريان گاو بود كه گويا احترام و تصديق گاو در مصر همانند هند بيشتر در ميان طبقه كشاورز و دامدار رايج بود. به ‏هر حال تقديس و پرستش گاو تا آن‏جا در دلشان نفوذ كرد كه اغلب، اعتقاد توحيدى پدران خود را فراموش كردند»(۱۵)

پی‌نوشت:

۱ – شعراء (۲۶) آيه ۵۲٫

۲ – ناصر مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج ۵، ص ۲۳۶٫

۳ – جلال‏الدين آشتيانى، تحقيقى در دين يهود، ص ۱۲۰٫

۴ – جلال‏الدين آشتيانى، تحقيقى در دين يهود، ص ۱۲۰٫

۵ – يونس (۱۰) آيه ۸۳٫

۶ – محمد احمد عدوى، دعوة الرسل الى الله، ص ۲۲۵٫

۷ – يونس (۱۰) آيه ۸۴٫

۸ – اعراف (۷) آيات ۱۲۸ – ۱۲۹٫

۹ – همان، آيه ۱۳۷٫

۱۰ – همان، آيه ۱۳۸٫

۱۱ – همان، آيه ۱۳۹٫

۱۲ – همان، آيات ۱۴۰ – ۱۴۱٫

۱۳ – طه (۲۰) آيه ۸۶٫

۱۴ – همان، آيه ۹۷٫

۱۵ – محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ۱۳، ص ۲۱۳٫

همچنین ببینید

بشیر و نذیر بودن؛ تنها معنای نبوتِ نبیّ

استاد اصغر طاهرزاده *مشروح این متن در سخنرانی شبِ میلادِ مسعود پیامبر عظیم الشأن اسلام، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

64 + = 69