خانه / تربیت / بندگی

بندگی

اگر انسان بخواهد زندگی دنيا و آخرتش بر پايه سعادت و خوشبختی باشد و به درجات عاليه برسد بايد عابد و بنده مطيع خداوند باشد.    

قال الله الحكيم:                          و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون[۱]

هدف از خلقت چيست؟ طبق اين آيه مباركه خداوند مي‌فرمايند: من جن و انس را خلق نكردم مگر برای عبادت. يعنی همه اين كون و مكان، خلقت هستی  برای اين است كه انسان بتواند از همه امكانات اين عالم استفاده كند برای رسيدن به خدا و جايگاه اصلی خويش كه اين راهی  ندارد ، جز با عبادت خداوند متعال ( حال با اعمال عبادی محض يا غير عبادی كه فقط برای خدا انجام می گيرد) امكان پذير نمی باشد.

طبق فرمايش امام سجادعليه السلام : هر كس به آنچه خدا واجب كرده عمل كند ، او از همه مردم عابدتر است .[۲]

اگر انسان بخواهد زندگی دنيا و آخرتش بر پايه سعادت و خوشبختی باشد و به درجات عاليه برسد بايد عابد و بنده مطيع خداوند باشد. مربی و راهنما اگر می خواهد فردی اثر گزار و مفيد و محبوب در متعلم باشد راهی جزء بندگی درگاه ذات اقدس اله ندارد. همه پيامبران الهي و ائمه اطهارعليهم السلام  _كه در زيارت جامعه به آن اشاره شده كه  “و عباده المكرمين الذين لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعلمون” – و اوصياء؛ اول بنده خدا، بعد مبلغ دين و خليفة الله بودند – در آيه ۲۵ سوره انبياء آمده كه ما پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه : ((هيچ معبودي جز من نيست ؛ پس فقط مرا پرستش كنيد .)) يعنی اولين كار ايشان عبادت پروردگار بوده ، بعد وظيفه پيامبريشان كه هدايت امت بوده .

حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفيصل الله عليه و آله وسلم كسي كه اشرف مخلوقات ، واسطه فيض الهي ، سبب خلقت جهان ( لولاك لما خلقت الافلاك و . . . ) سرور همه انبياء است ، درتشهد نماز اول عبد بودنش بعد رسالتش مطرح مي شود ( و اشهد ان محمد عبده و رسوله ) پس من و شمای مربی كه قرار است هادی جمعی از فرزندان عزيز اين مرز و بوم شويم ، چه خوب است اول راه و رسم بندگي را آموخته و عبد به تمام معنا شده تا طبق گفته امام صادقعليه السلام : “كونوا دعاتا الناس بغير السنتكم” باشیم و آن وقت حرفمان اثر گذار باشد. اگر انسانی هنوز خود در پله اول مشكل داشته باشد، نمی تواند دست ديگران را گرفته و به مقصد نهائی برساند. اين مطالب كه از آيات و روايات و كلام بزرگان آورده شده، به حسب ادب براي تبادل نظر خدمت شما مربيان گرامی عرضه می گردد ، تا باشد چراغ راهمان گردد ان شاالله . در تعدادی از آيات و روايات به مساله بندگي و عبادت پروردگار اشاره شده و آن را از اهم عمل بنده می داند و بقيه امور را وابسته به اين دانسته كه تا اين مرحله به خوبی انجام نشود مراحل ديگر يا اصلا يا حداقل با مشكلات فراوان پیموده می شود . و اين را هم بدانيم كه مساله عبادت فقط منحصر در دين اسلام نبوده و نخواهد بود؛ با كمی مطالعه و تحقيق در تاريخ و مراجعه به آيات[۳] درميابيم كه در همه زمانها و اديان اين مساله جريان داشته ، و مورد توجه ويژه انسانها بوده، جا دارد با تمثيلی بيان را واضح تر كنيم :

(( ما در رويا به سر می بريم ، از اين جهت نمی دانيم چه كسی سود می برد و چه كسی زيان . از عالم فقط در و ديوار و جانورش را ديديم ، و صاحب خانه را نديديم ؛ مشكل ما همين است . اما اولياء خدا و شهداء صاحب خانه را ديدند ؛ دست ازخانه كشيدند ، و ما چون معرفت صاحب خانه برايمان حاصل نشد ، به تماشای نقش و نگار خانه نشستيم ، خيال می كنيم اين عالم خانه بی صاحب است . و گرنه چه كسی در خانه ای كه صاحب خانه حاضر باشد ، مهمان شروع كند به شمارش آجر و ديدن نقش و نگارهای خانه و هيچ مجالستی با صاحب خانه نداشته باشد ؟ ما حتی آنوقتی هم كه فكر می كنيم داريم با صاحب خانه صحبت می كنيم در نقش خيالات خودمان هستيم و تصورهایمان از پيش چشمان رژه می رود . ))

ما اگر می فهميديم كه اولاً ) ولی كيست ؟[۴] ثانياً ) همه چيز در يد قدرت الهي است[۵]. ثالثاً ) غير خدا باطل و محتاج و مخلوق خداوند هستند.[۶]  رابعاً ) ترك خداوند عذاب آخرت را بدنبال دارد.[۷] خامساً ) مرگ بدست چه كسی است.[۸] سادساً) ازهمه چيز آگاه است و به اسرار اشراف دارد؛[۹] هيچ گاه به اين و آن رو نمی زديم و تنها خداوند يكتا را قابل پرستش می دانستيم و دنبال شيطان حركت نمی كرديم .[۱۰] شاهد اين مطالب  از آيات قران كريم است كه به تعدادی از آن در پاورقی اشاره می شود .

ما در هر دو جهان به قدرتی محتاجيم كه بتواند خواسته های دنيوی و اخروی ما را بر طرف كند امام صادقعليه السلام می فرمايند :

قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: يَا عِبَادِيَ الصِّدِّيقِينَ تَنَعَّمُوا بِعِبَادَتِي فِي الدُّنْيَا فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِهَا فِي الْآخِرَةِ

‌ خداوند مي فرمايند : اي بنده هاي راستگويم ، در دنيا به عبادتم متنعم باشيد ، زيرا در آخرت بدان متنعم خواهيد بود [۱۱]

خيلي از ما ها بارها از خود و يا ديگران سوال می كنيم  من كه به دستورات دين عمل می كنم ولي چرا اين زندگی من است ، يا چرا حرفم اثر ندارد ؟ يكی از موانع اصلی اين در همين نحوه بندگی ماست. آيا واقعاً خالصانه و بدون چشم داشتی است ؛ يا مثل بعضی طلبكارانه يا جاهلانه است ؟ كه به نوعی اين مطلب را می شود در كلام امير كلام امير المومنينعليه السلام در كتاب شريف نهج البلاغه[۱۲] ديد ، می فرمايند : “دستهاي كه خدا را برای بدست آوردن سود عبادت می كنند ، عبادشان عبادت بازرگانان است ؛ و جمعيتی كه خدا را از ترس عبادت مي كنند ، عبادشان عبادت بندگان و غلامان است ؛ و مردمی كه خدا را براي تشكر از او عبادت می كنند ، عبادشان عبادت آزادگان است”. حال هر كس خود قاضی خود كه خدا را چطور و به چه نحو عبادت می كند ؟

خانه از طاعت است و خير آباد                                                     وين دو گر نيست نام خانه مباد ( اوحدی )

شرافت واقعی به عبادت خداوند است . لذا وقتی پيامبر اكرم صل الله عليه و آله و سلم به معراج رفتند ، خداوند خطاب به او فرمودند : و بما اُشرفكَ ؛ به واسطه چه چيز ، شرافت تو را افزون كنم ؟ حضرت عرض كردند : باَن تَنسِبَني اليكَ بالعُبُوديَّه ، مرا بواسطه بندگی ام ، به خودت منسوب كن . در اين لحظه حضرت اشرف مخلوقات و خاتم الانبياء و… به بودنش تمسك نكردند ، بلكه به بندگی  خود اشاره و آنرا باعث شرافت می دانند . ما بايد طريق ارادت به خداوند را ياد بگيريم تا مراحل بعد زندگی و اعمال را بتوانيم به خوبی انجام بدهيم .

آمده كه غلامی مودب و فهميده ، مولايش را ديد كه بسيار اندوهگين است ؛ به او گفت غم و غصه تو از چيست ؟ مولا گفت : بدهكارم . غلام عرض كرد : مرا به بازار ببر و بفروش و قرضت را ادا كن . مولا گفت : من خيلی قرض دارم ، و قيمت تو يك دهم قرض مراهم كفايت نمی كند . غلام گفت : به همان مقدار كه بدهكاری ، بر من قيمت گذار . مولا گفت : تو را به اين قيمت نمي خرند . عرض كرد : به مشتری ها بگو اين غلام ، صفت بسيار خوبی دارد كه گران بودن قيمتش به خاطر آن صفت است و آن اينكه رسم عبوديت و بندگی را خوب می داند . مولا ، غلام را به بازار برده فروشان برد ؛ و قيمتی معادل ده برابر قيمت معمول بر آن گذاشت . هر كس قيمت را می شنيد ، می خنديد ، تا اينكه شخصی ، علت گران بودن را پرسيد . مولا گفت : او رسم عبوديت را خوب ميداند . آن مرد گفت : من اين غلام را با اين شرط می خرم . آن مرد غلام را خريد و به خانه برد ؛ و برای اينكه بداند غلام رسم بندگی را می داند يا نه ، دستور داد به تازيانه بزنند . غلام در زمانی كه تازيانه می خورد ، نه گريه می كرد و نه ناله و نه علت تازيانه خوردن را می پرسيد . آن مرد دستورد داد تا رهايش كنند ، سپس به غلام گفت : مگر احساس درد نمی كني ؟ غلام گفت : بله. او پرسيد مگر بی جهت كتك نمی خوردی ؟ غلام گفت : بله. او پرسيد چرا اعتراض نكرديی ؟ گفت : من عبدم و تو مولا شايسته نيست كه عبد در برابر مولا ، چون و چرا كند ؛ عبد بايد صد در صد تسليم مولا باشد .

يكی   درد   و   يكی   درمان    پسندد                                                     يكی وصل و يكی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران                                                        پسندم   آنچه   را  جانان پسندد

اين مساله عبوديت نه تنها در قرآن و روايات به آن اشاره شده بلكه در بسياری از دعاها به آن اشاره شده . از جمله در دعای پر فيض كميل آمده كه: “قَوِعلي خدمتك جوارحي و اشدُد علي العزيمة جوانحي”

پروردگارا ! اعضايم را براي خدمتت نيرومند ساز ، و دلم را بر عزم بندگی محكم كن.

رسول حق صل الله عليه و آله و سلم  درباره عبادت و بندگی در كلامی می فرمايند :

برترين مردم كسی است كه به عبادت عشق ورزد و آن را در آغوش بگيرد و قلباً به آن علاقه مند باشد و با بدنش آن را به جا آورد و خود را برای آن از هر مشغوليتی فارغ كند و باك نداشته باشد كه در دنيا به سختی يا به آسانی به سر برد . [۱۳]

وجای ديگر می فرمايند : پروردگارتان می فرمايند : ای فرزند آدم ! خود را برای بندگی من از هر شغلی فارغ كن ( يعنی وقتی رابرای من قرار بده ) ، تا دلت را از بی نيازی و دو دستت را از رزق و روزی پر كنم . ای فرزند آدم ! از من دور مشو كه دلت را از نيازمندی و دو دستت را از مشغله پر خواهم كرد .[۱۴]

شب معراج خداوند فرمود : ای احمد ! می دانی چه زمانی انسان در بندگی من است ؟ عرضه داشتند : نه . باری تعالي فرمود : هنگامی كه هفت خصلت در او جمع شود ؛ ورعی كه اورا از محارم منع كند ، و سكوتی كه او را از آنچه سود ندارد حفظ نمايد ، و ترسی كه هر روز بر گريه اش بيفزايد ، و حيايی كه در خلوت از من بپرهيزد ، و خوردن و تغذيه ای كه به آن ناچار است ، و دشمن داشتن دنيا بخاطر دشمنی با آن ، و دوست داشتن نيكان به خاطر دوستی من با آنان .[۱۵]

در روايات فراوانی ، حقايقی را بعنوان برترين عبادت شمرده اند از جمله :

معرفت به خدا و فروتنی به او ، تداوم انديشه در خدا و قدرتش ، گفتن  ( لا اله الا الله و لا حول ولا قوة الا باالله ) ، اخلاص ورزيدن ، عفت نفس ، زهد ، تعقل ، ادای حق مومن ، سكوت ، حج ، روزه ، دعا ، چشم پوشی از محرمات ، پنهان نگه داشتن بندگی ، فروتنی و خضوع ، ادای واجبات ، طلب روزی حلال ، نرمی در سخن ، محبت و ولايت اهل بيتعليهم السلام

ما هميشه بايد به خاكساری در برابر خدا مشغول باشيم چرا كه در سوره ص آمده كه :

قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (۸۲)إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ (۸۳)

گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، (۸۲) مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!» (۸۳)

حال لازم است بدانيم چه فوائد و آثاری از عبادت برای انسان حاصل می شود ؟

۱/ رفعت شخصيتی   ۲/ پاداش دنيا و آخرت  ۳/ صاف شدن دل  ۴/ منكوب شدن شيطان  ۵/ ورود به بهشت  ۶/ تقرب به خدا و اولياء خدا  ۷/ نشانه  توفيقات الهي   ۸/ نوعي شكر گزاري است[۱۶] ۹/ سرمايه آخرت  ۱۰/ روشنی قبر  ۱۱/ درمان روح و روان  ۱۲/ ملائكه حافظ او هستند  ۱۳/ آرامش دل  ۱۴/ رسيدن به مقام فناء في الله

تمثيل ديگر اينكه اگر شما خانه ای را به كسی اجاره بدهيد ، اجاره را از او مي گيريد . خواه در خانه زندگی بكند يا نكند . آدمی هم اگر دل خود را به خدا سپرد ، چه خدا از انسان كار بكشد چه نكشد ، اجرش را خواهد داد .

ما چند نوع عبادت داريم ؟

اف ) بدنی : نماز ، روزه و…        ب) مالی : خمس ، زكات ( يكی از موانع عدم قبولی عبادت عدم پرداخت اين موارد است . )

ج ) روحی : فكر ، علم و..

انسان خوب است در همه جنبه های  عبادی كار كند ، و به مواسات هم پيش برود تا به همه فيوضات و پادش معنوی و مادی برسد . چون در اسلام مسلمان واقعی كسی است كه همه جانبه فعاليت كند ، و جامع همه كمالات باشد .

خب راه تحصيل عبادت چيست ؟

۱/ تفكر در فوائد عبادت   ۲/ مطالعه سيره انبياء و اولياء  ۳/ تلامت قرآن و ادعيه   ۴/ دائم الذكر بودن   ۵/ دوری از اهل دنيا پرستان   ۶/ پرهيز از حرام خوری و معاصی   ۷/ خواستن توفيق عبادت از خداوند و اهل بيت ( عليهم السلام )   ۸/ رفتن به مشاهد مشرفه   ۹/ اختصاص زمانی در طول شبانه روز به  خلوتی و راز ونياز با پروردگار

عبد در يك جمله يعنی : كسی كه التزام به اطاعت از اوامر مولای خود دارد ، احساس نياز دائمی به او دارد ، از او كمك می طلبد ، و اعتماد و توكل بر او دارد ، و در دل به جزء مولای خود را نخواهد ( إنَّ العبد َ و ماله لِمولاه )

روزی مرد عجم خدمت پيامبر اكرم  صل الله عليه و آله و سلم  رسيد عرض كرد : دعايی مختصر به من بياموز كه در ثواب همه دعاهای شما شريك باشم . فرمودند : بگو اللهُمَ أنت ربي و أنا عبدك

ويا در مناجات حضرت امير المومنين عليعليه السلام  قسيم النّار و الجنّة ببينيد كه چطور عبد بودنش را معرفی و بزرگی خدا را چطور معرفی می كنند :

أنا عبدل ذل ….

جا دارد اين كلام از امام راحل (ره ) كه در كتاب چهل حديث ایشان آمد ذکر شود :

((آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است : يكی فراغت وقت و قلب ، و ديگر فهماندن به قلب اهميت عبادت را . و مقصود از فراقت وقت آن است كه انسان در هر شبانه روزی برای عبادت خود وقتی را معين كند كه در آن وقت خود را موظف  بداند فقط  به عبادت ، و اشتغال ديگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد . انسان اگر بفهمد كه عبادت يكی از امور مهمه ای است كه از كارهای ديگر اهميتش بيشتر بلكه طرف نسبت با آنها نيست ؛ البته اوقات آن را حفظ مي كند . در هر حال انسان متعبد بايد اوقات عبادتش موظف باشد . البته اوقات نماز را ، كه مهمترين عبادت است ، بايد حفظ كند و آنها را در اوقات فضيلت به جا آورد . همانطور كه برای كسب مال و منال و برای مباحثه و مطالعه ، وقت  موظف قرار مي دهد ، برابر عبادات نيز قرار دهد ؛ كه در آن وقت فارغ از امور ديگر باشد تا حضور قلب ، كه مغز عبادت است ، برای او ميسر باشد. ))

بنده یا آزاد !؟!

صدای ساز و آواز بلند بود ، و نشان از بر پای بساط عشرت و ميگساری داشت ؛ كنيزك خدمتكار ، درون خانه را جارو كرد و خاكروبه ها را در دست گرفته ، از منزل خارج شد . دراين هنگام ، مردی كه آثار عبادت زياد از چهره اش نمايان بود و از آن جا مي گذشت ، از كنيزك پرسيد : صاحب اين خانه ، بنده است يا آزاد ؟ كنيزك گفت : آزاد ! رهگذر گفت : معلوم است كه آزاد است ، اگر بنده بود پروای صاحب و خداوندگار خويش را نگه مي داشت ! رد و بدل شدن اين سخنان ، موجب مكث زيادتر كنيزك در بيرون خانه شد . هنگامی كه به خانه بر گشت ، اربابش پرسيد چرا دير آمدی ؟ كنيزك ماجرا را تعريف كرد . شنيدن اين ماجرا صاحب خانه را چند لحظه در انديشه فرو برد ، به خصوص آن جمله مرد رهگذر – اگر بنده بود ، از صاحب اختيار خود پروا مي كرد –  بر او اثر كرد . بی اختيار از جا برخاست و به خود مهلت كفش پوشيدن نداد ؛ خود را با پای برهنه به صاحب سخن كه امام موسي بن جعفرعليه السلام بود رساند و به دست آن حضرت موفق به توبه شد . او به افتخار آن روز و قبولی توبه ، كفش پا نكرد ، و از آن پس به حافی ، يعنی پا برهنه ، مشهور شد .

آن دل كه تويی دروی غم خانه چرا باشد                               چون گشت ستون مسند حنّانه چرا باشد

غم خانه دلی باشد كان بی  خبرست از                                  چون جای تو باشد دل غم خانه چرا باشد

بيگانه  كسی  باشد  كو  با تو نباشد  يار                                 آن كس كه تواش ياری بيگانه چرا باشد

ديوانه كسی بود كو عشق نفهميدست                                   آن كس كه بود عاشق ديوانه چرا باشد[۱۷]

اعتقاد به خدايی كه قرآن و پيامبران و امامانصلوات الله عليهم اجمعين  با ما معرفی كرده اند ؛ و اطاعت از فرامينش را در همه امور زندگی ، و نفی هر بت و بت تراش و بت پرست ، و نفی هر شيطان ، طاغوت و طاغوت خواه از فضای زندگی ، توحيد محض و محض توحيد است ؛ و آن كه بر پايه ی اين حقيقت قولاً و عملاً فرياد : ( لا اله الا الله ) و ( لا موثر في الوجد الا الله ) و ( لا حول و لا قوة الا بالله ) بزند موحد حقيقی  و مومن واقعي و سالك صراط مستقيم است . امام المسلمين حضرت امير المومنين عليه السلام در نهج البلاغه می فرمايند :

آغاز دين شناخت اوست (خدا) و كمال شناختش باور كردن او ، و نهايت از باوركردنش يگانه دانستن او ، و غايت دانستن اخلاص به او ، و حدّ اعلای اخلاص به او نفی صفات ( زايد برذات ) از اوست .

نكته پايانی : اينكه اگر انسان بخواهد در مرحله اول ، زندگی دنيوی و آخروی خويش را سراسر سعادتمند قرار دهد بايد به منتهای خاكساری در برابر خدا برسد ، تا بتواند در مرحله بعد به ارشاد و هدايت ديگران اقدام كند . مانند اسوه حسنه و رحمة العالمين باشد. ( وَاشهَدُ أنَّ محمدآً عبدُهُ المنتجبُ و رسولُهُ المُرتضي )

و من الله توفیق

منابع:

  1. تفسیر راهنما
  2. نهج البلاغه (ترجمه مصطفی زمانی)
  3. بهشت اخلاق (مهدی نیلی پور)
  4. یک صد موضوع و ۵۰۰ داستان (سید علی اکبر صداقت)
  5. پرچم داران هدایت تدبری بر زیارت جامعه کبیره (سید احمد شجاعی)
  6. گنجینه کمال ( سید علاء الدین موسوی)
  7. تمثیلات ( آیت الله حائری شیرازی)
  8. چهل حدیث (امام خمینی ره )
  9. چهل موضوع / ۲۰۰داستان ( کاظم سعید پور)

[۱]  . سوره ذاریات آیه ۵۶

[۲]  . من عمل بما افترض الله فهو من اعبد الناس(سفينة البحار ،ج ۲ ،ص ۱۱۳)

[۳]  . سوره آل عمران آیه ۶۴ ، سوره اعراف آیه های ۷۳ /۵۹/۶۵ ، سوره مريم آیه ۳، سوره يوسف آیه ۴۰ ، سوره هود آیه ۶۱، سوره نحل آیه ۳۶

[۴]  .  سوره اعراف آیه۱۹۶

[۵]  . سوره انعام آیه ۵۶ ، سوره يونس آیه ۳ و ۳۴

[۶]  . سوره لقمان آیه۳۰

[۷]  . سوره هود آیه ۲۶، سوره شعراء آیه ۲۱۳و سوره انبياء آیه ۹۸

[۸]  . سوره يونس آیه ۱۰۴

[۹]  . سوره هود آیه ۱۲۳

[۱۰]  . سوره حجر آیه ۴۲

[۱۱]  . الكافي (ط – الإسلامية)؛ ج‌۲، ص: ۸۳

[۱۲]  . نهج البلاغه ص ۹۴۳ كلمات قصار ۲۳۲

[۱۳]  . كافي ج ۲ ص ۸۳ باب العباده ح ۱۳

[۱۴]  . ( ميزان الحكمه ج ۷ ص ۳۵۲ العباده ح ۱۱۶۰۸

[۱۵]  . ( مستدرك الوسائل ج ۹ ص ۱۹ باب استحباب الصمت ح ۱۰۰۸۵ )

[۱۶] . سوره آل عمران آیه ۴۱/۴۳ ، سوره نحل آیه ۱۱۴، سوره قريش آیه ۳

[۱۷]  . فيض كاشانی غزل ۲۴۷

همچنین ببینید

هنری که فراگیر می‌شود/ آشنایی با روش تحلیل سیاسی (۲)

  نویسنده: سید مهدی موسوی   مراحل تحلیل سیاسی فرایند ذهنی و تلاش فکری تحلیل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *