خانه / مناسبت ها / محرم / روز دوم محرم / شهید که شد هم تشنه لب بود هم بی دست……

شهید که شد هم تشنه لب بود هم بی دست……

یه دستش قطع شده بود اما دست بردار جبهه نبود.
بهش گفتند:«با یک دست که نمی تونی بجنگی برو عقب.»
می گفت: «مگه حضرت ابوالفضل با یک دست نجنگید؟
مگه نفرمود: «والله ان قطعتمو یمینی، انی احامی ابدا عن دینی».

عملیات والفجر ۴ مسؤول محور بود.
حمید باکری بهش مأموریت داده بود گردان حضرت ابوالفضل رو از محاصره دشمن نجات بده با عده ای از نیروهاش رفت به سمت منطقه مأموریت.
لحظه های آخر که قمقمه را آوردن نزدیک لبای خشکش گفته بود:« مگه مولایم امام حسین عليه السلام در لحظه شهادت آب آشامید که من بیاشامم.»

همچنین ببینید

شهادت در حین نماز شب (شهید گمنام)

صبح روز بعد والفجر (۱) كه برای انتقال شهدا و بقیه مجروحان به منطقه رفتیم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
22 + 15 =