خانه / مناسبت ها / محرم / روز اول محرم / امام حسین(علیه السلام) در کتب اهل سنت

امام حسین(علیه السلام) در کتب اهل سنت

برگرفته از کتاب مرجعیت دینی اهل‌بیت (علیه السلام)  و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی

با مراجعه به کتب حدیثی و تراجم اهل سنت پی می‌بریم که امام حسین (علیه السلام) از احترام ویژه‌ای در نزد اهل سنت برخوردار است. اینک به بخش‌هایی از مباحث اهل سنت در مورد امام حسین  (علیه السلام)  اشاره می کنیم.

ولادت امام حسین (علیه السلام)

۱ـ ابی عبدالبرّ می‌نویسد: «الحسين بن علي بن أبي طالب، أمه فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) يكنى أبا عبد الله. ولد لخمسة خلون من شعبان سنة أربع وقيل: ثلاث. هذا قول الواقدي وطائفة معه؛[۱] حسین بن علی بن ابی‌طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ، با کنیه ابا عبدالله. او در پنجم ماه شعبان سال چهارم یا سوم هجرت متولد شد. این نظر واقدی و طایفه‌ای از همراهان او است».

۲ـ در کتاب «اخبار الدول» آمده است: «لما ولد الحسين أخبر النبي (صلی الله علیه و آله وسلم) فجاءه و أخذه وأذن في أذنه اليمنى وأقام في أذنه اليسرى، و جاء جبريل  (علیه السلام) فأمره أن يسميه حسيناً كما جاء في الحسن (علیه السلام) ؛ هنگامی که حسین (علیه السلام) متولد شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) را از این قضیه مطلع ساختند. حضرت به خانه زهرا(علیها سلام) آمد و او را در برگرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. جبرئیل نازل شد و دستور داد که او را حسین (علیه السلام) نامند، همان گونه که درباره حسن (علیه السلام) چنین کرد.»[۲]

۳ـ سبط بن الجوزی می‌گوید: «و کنیته ابوعبدالله و یلقب بالسید و الوفی و الولی و المبارک و السبط و شهید کربلاء؛ کنیه او ابوعبدالله و ملقب به سید، وفیّ، ولیّ، سبط و شهید کربلا است.»[۳]

عبادت امام حسین (علیه السلام)

۱ـ ابن عبدربّه روایت کرده که به علی بن الحسین (علیه السلام) گفته شد: چرا اولاد پدرت اندک است؟ حضرت فرمود: «العجب کیف ولدت به، کان یصلّی فی الیوم و اللیلة الف رکعة، فمتی کان یتفرّغ للنساء؛ تعجب من آن است که چگونه او بچه‌دار شده است، در حالی که در هر شبانه روز هزار رکعت نماز به جا می‌آورد، پس چگونه می‌توانست که فارغ برای زنان شود؟».[۴]

۲ـ ابن صباغ مالکی روایت کرده: «إنّه ـ ای الحسین (علیه السلام) ـ کان اذا قام للصلاة یصفّر لونه. فقیل له: ما هذا نراه یعتارک عند الوضوء؟ فیقول: ما تدری بین یدی من ارید أن اقوم؛ هنگام که امام حسین (علیه السلام) به نماز می‌ایستاد رنگش زرد می‌شد. به او گفته شد: این چه حالتی است که شما را هنگام نماز عارض می‌شود؟ حضرت می‌فرمود: شما نمی‌دانید که من در مقابل چه کسی می‌خواهم بایستم.»[۵]

۳ـ زمخشری روایت کرده که حسین بن علی (علیه السلام) را مشاهده کردند؛ در حالی که مشغول طواف گرد خانه خدا بود. آن گاه به طرف مقام اسماعیل آمد و نماز به جا آورد. سپس صورتش را بر مقام گذارده و شروع به گریه کرد و عرض نمود: «عبیدک ببابک، خویدمک ببابک، سائلک ببابک، مسکینک ببابک؛ بنده کوچکت به در خانه توست، خادم کوچکت به درخانه توست، سائلی به در خانه توست». این جملات را مکرر تکرار می‌نمود. آن گاه از آن جا بیرون آمد و گذرش به مساکینی افتاد که با آنان تکه‌های نان بود که می‌خوردند. حضرت بر آنان سلام کرد. آنان حضرت را به طعام‌شان دعوت نمودند. حضرت نزد آنان نشست و فرمود: اگر این‌ها صدقه نبود من با شما تناول می‌کردم. آن گاه فرمود: برخیزید و به سوی منزل من آیید. حضرت آنان را غذا و لباس داد.[۶]

۴ـ از عبدالله بن عبید بن عمیر روایت شده که گفت: «حجّ الحسین بن علی (علیه السلام) خمساً و عشرین حجة ماشیاً و نجبائه تقاد معه؛ حسین بن علی (علیه السلام)  بیست و پنج مرتبه حج را پیاده انجام داد، در حالی که اسبان نجیبش به همراهش بودند.»[۷]

۵ـ ابن عبدالبر می‌گوید: «و کان الحسین فاضلاً دیناً کثیر الصیام و الصلاة و الحجّ؛ حسین (علیه السلام) مردی فاضل و دین‌دار بود؛ نماز و روزه و حج بسیار انجام می‌داد.»[۸]

۶ـ طبری به سندش از ضحاک بن عبدالله مشرقی نقل کرده که گفت: «فلما امسی حسین و اصحابه، قاموا اللیل یصلّون و یستغفرون و یدعون و یتضرّعون…؛ چون در کربلا حسین (علیه السلام) و اصحابش شب را طی کردند، تمام آن شب را به نماز و استغفار و دعا و تضرّع به سر بردند… »[۹]

حلم امام حسین (علیه السلام)

۱ـ از امام علی بن الحسین (علیه السلام) روایت شده که: از امام حسین (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «اگر کسی مرا در گوش راستم دشنام دهد و در گوش دیگر عذرخواهی کند از او قبول خواهم کرد؛ زیرا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مرا حدیث کرد که از جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شنیده که فرمود: «لا یرد الحوض من لم یقبل العذر من محقّ او مبطل؛ وارد حوض [کوثر] نمی‌شود کسی که عذرپذیر نباشد، چه از صاحب حق یا باطل.»[۱۰]

۲ـ یکی از غلامانش کار خلافی انجام داد که مستحق تأدیب بود. حضرت دستور داد تا او را تنبیه کنند. غلام عرض کرد: ای مولای من خداوند متعال فرمود: «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظ». حضرت فرمود: او را رها کنید، من خشمم را فرو بردم. باز گفت: «وَ الْعافينَ عَنِ النَّاس‏». حضرت فرمود: از تو گذشتم. او ادامه داد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ». حضرت فرمود: تو در راه خداوند متعال آزادی. آن گاه دستور داد تا به او جایزه‌ای نیکو دهند.[۱۱]

فضائل امام حسین (علیه السلام) از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)

۱ـ بخاری به سندش از نعیم نقل کرده که از ابن عمر سؤال شد: شخص مُحرِم مگسی را به قتل می‌رساند؛ حکمش چیست؟ او در جواب گفت: اهل عراق از مگسی سؤال می‌کنند، در حالی که فرزند دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را به قتل رسانده‌اند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «هُمَا رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا؛ حسن و حسین دو ریحانه من از این دنیایند.»[۱۲]

۲ـ حاکم نیشابوری به سندش از سلمان نقل کرده که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم که می‌فرمود: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ابْنَايَ مَنْ أَحَبَّهُمَا أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَحَبَّنِي أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا أَبْغَضَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَنِي أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ النَّارَ عَلَى وَجْهِه‏؛ حسن و حسین دو فرزندان من هستند، هر کس آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدار،د خدا را دوست داشته و هر کس خدا را دوست بدارد، خداوند او را داخل بهشت خواهد کرد، و هر کس این دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته، و هر کس مرا دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته و هر کس خدا را دشمن بدارد، خداوند او را داخل در جهنم خواهد نمود.»[۱۳]

۳ـ ابن عمر نقل کرده که رسول خدا  (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا؛ حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند و پدرشان از آن دو بهتر است.»[۱۴]

۴ـ ترمذی به سندش از یوسف بن ابراهیم نقل کرده که از انس به مالک شنید که می‌گوید: «سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) أَيُّ أَهْلِ بَيْتِكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ؟ قَالَ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، وَ كَانَ يَقُولُ لِفَاطِمَةَ: ادْعِي إِلَيَّ ابْنِي فَيَشَمَّهُمَا وَ يَضُمَّهُمَا إِلَيْه‏؛ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) سؤال شد کدامین شخص از اهل‌بیت شما نزدتان محبوب‌تر است؟ حضرت فرمود: حسن و حسین، و همیشه به فاطمه می‌فرمود: دو فرزندم را به نزد من آور. آن گاه آن دو را می‌بویید و به سینه می‌چسبانید.»[۱۵]

۵ـ یعلی بن مره می‌گوید: با پیامبر (علیه السلام) از منزل خارج شدیم و به میهمانی دعوت بودیم. ناگهان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) مشاهده کرد که حسین (علیه السلام) در راه مشغول بازی است. حضرت با سرعت به جلوی جمعیت آمد و دو دست خود را باز کرد تا حسین (علیه السلام) را بگیرد، ولی او به این طرف و آن طرف می‌دوید، هردو می‌خندیدند تا آن که حضرت او را گرفت. یکی از دو دستش را زیر چانه او، دست دیگرش را بین سر و دو گوشش قرار داد و با او معانقه کرد و او را بوسید.آن گاه فرمود: «حسینٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سِبْطَانِ مِنَ الْأَسْبَاط؛ حسین از من است و من از اویم؛ خدا دوست بدارد، هر کسی که حسین را دوست دارد. حسن و حسین دو سبط از اسباطند.»[۱۶]

در تفسیر جمله «حسین منی و انا منه» می‌گوییم:

جمله اول اشاره به این مطلب دارد که حسین از رسول خداست، زیرا اگر چه پدرش حضرت علی (علیه السلام) است، ولی از آن جا که آن حضرت به نصّ آیه مباهله نفس رسول خداست، لذا امام حسین (علیه السلام) فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به حساب می‌آید.

در مورد جمله دوم می‌گوییم: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بعد از تبلیغ رسالتش، دیگر به عنوان یک شخص مطرح نیست، بلکه یک شخصیت رسالی به حساب می‌آید. او رمز و نمونه‌ای است که در او رسالتش به تمام ابعاد تحقق یافته است. پس حیاتش همان رسالتش و رسالتش همان حیاتش می‌باشد.

از طرف دیگر، می‌دانیم که سعی هر پدری آن است که فرزندی داشته باشد تا جانشین شخصیت او بوده و حافظ رسالت او و ادامه دهنده راه او باشد. در مورد امام حسین (علیه السلام) از آن جا که او با قیام و شهادتش رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) را زنده کرده است، لذا پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در شأن او می‌فرماید: من از حسینم؛ یعنی شخصیت رسالی من و ادامه و استمرار آن به وجود حسین (علیه السلام) وابستگی دارد. و لذا گفته شده: الاسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاء است.»

۶ـ یزید بن ابی یزید می‌گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از حجره عایشه بیرون آمد و گذرش بر خانه فاطمه (سلام الله علیها) افتاد. صدای گریه حسین را شنید. فرمود: «ألم تعلمی إنّ بکاءه یؤذینی؟؛ (ای فاطمه) آیا نمی‌دانی که گریه او مرا اذیت می‌کند؟».[۱۷]

۷ـ حاکم نیشابوری به سندش از ابوهریره نقل کرده که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را مشاهده کردم، در حالی که حسین بن علی را در بغل گرفته و می‌فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّه‏؛ بارخدایا! من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست بدار.»[۱۸]

گفتار صحابه درباره امام حسین (علیه السلام)

۱ـ انس بن مالک می‌گوید: «لما قتل الحسین بن علی جیء برأسه إلی ابن زیاد فجعل ینکت بقضیب علی ثنایاه… فَقُلْتُ فی نفسی: لَأَسُوأَنَّكَ لَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) يُقَبِّلُ مَوْضِعَ قَضِيبِكَ مِنْ فِيهِ؛[۱۹] بعد از شهادت حسین بن علی (علیه السلام) سر او را نزد ابن زیاد آوردند. او شروع به زدن با چوب به دندان‌های حضرت کرد… من در دلم گفتم: چه کار زشتی می‌کنی، من مشاهده کردم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را که همین موضعی را که چوب می‌زنی، می‌بوسید.»

۲ـ زین بن ارقم می‌گوید: «كنت جالسا عند عبيد اللّه بن زياد إذ اتي برأس الحسين (علیه السلام)  فوضع بين يديه فأخذ قضيبه فوضعه بين شفتيه، فقلت: إنّك تضع قضيبك في موضع طالما لثمه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله وسلم) ! فقال: قم إنّك شيخ قد ذهب عقلك‏؛[۲۰] من نزد عبیدالله بن زیاد نشسته بودم که سر حسین را به نزد او آوردند. ابن زیاد چوب‌دستی خود را برداشت و بر لبان حضرت کوبید. به او گفتم: تو چوبت را به جایی می‌زنی که مدت‌های زیاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آن را می‌بوسید. ابن زیاد گفت: برخیز! تو پیرمردی هستی که عقلت را از دست داده‌ای.»

۳ـ اسماعیل بن رجاء از پدرش نقل می‌کند که گفت: «من در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در میان دسته‌ای بودم که در میان آن‌ها ابوسعید خدری و عبدالله بن عمر بودند. حسین بن علی (صلی الله علیه و آله وسلم) از کنار ما عبور کرده و سلام نمود. آنان او را جواب دادند. عبدالله بن عمر سکوت کرد تا مردم فارغ شوند. آن گاه صدای خود را بلند کرده و گفت: و علیک السلام و رحمة الله و برکاته. آن گاه رو به قوم کرده و گفت: آیا شما را خبر دهم به کسی که محبو‌ب‌ترین اهل زمین به آسمان است؟ گفتند: آری. گفت: آن شخص این مرد هاشمی است. بعد از روزهای صفین با من سخن نگفته است. اگر او از من راضی گردد، برای من خوشایندتر است از این که برای من شتران سرخ موی باشد.»[۲۱]

۴ـ جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: «هر کس دوست دارد نظر کند به مردی از اهل بهشت، باید به حسین (علیه السلام) نظر کند؛ زیرا از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم که چنین می‌فرمود.»[۲۲]

هیثمی نیز در «مجمع الزوائد» این حدیث را نقل کرده و در پایان می‌گوید: «رجال این حدیث رجال صحیح است، غیر از ربیع بن سعد که او ثقه است.»[۲۳]

۵ـ عمر بن خطاب، خطاب به امام حسین (علیه السلام) عرض کرد: «آن چه که بر سر ما روییده شده (یعنی اسلام) توسط شما خاندان بوده است.»[۲۴]

۶ـ عبدالله بن عباس رکاب اسب امام حسن و امام حسین: را گرفته بود. برخی او را از این کار سرزنش کردند و گفتند: سن تو از این دو بیشتر است؟ ابن عباس به آنان گفت: این دو فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) هستند، آیا سعادت من نیست که رکاب این دو را به دست بگیرم؟[۲۵]

امام حسین (علیه السلام) از دیدگاه تابعین

۱ـ معاویه به عبدالله بن جعفر گفت: تو سید و سرور بنی‌هاشم می‌باشی. او در جواب معاویه گفت: بزرگ بنی‌هاشم حسن و حسینند.[۲۶]

۲ـ ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان ـ والی مدینه ـ هنگامی که مروان بن حکم به او پیشنهاد کشتن امام حسین۷را داد، به او گفت: «به خدا سوگند ای مروان! دوست ندارم که برای من دنیا و آن چه در آن است باشد، در حالی که حسین (علیه السلام) را کشته باشم. سبحان الله! آیا به جهت بیعت نکردن حسین او را بکشم؟ به خدا سوگند! من یقین دارم شخصی که حسین را به قتل برساند، در روز قیامت میزان عملش خفیف است.[۲۷]

۳ـ ابراهیم نخعی می‌گوید: «اگر من در میان قاتلان حسین (علیه السلام) بودم، آن گاه وارد بهشت می‌شدم، از نظر کردن بر صورت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) حیا می‌کردم.»[۲۸]

امام حسین (علیه السلام) از دیدگاه علمای اهل سنت

با مراجعه به کتب تاریخ و تراجم اهل سنت پی می‌بریم که امام حسین (علیه السلام) مورد مدح و ستایش آنان بوده است؛

۱ـ ابن حجر عسقلانی

«حسین بن علی بن ابیطالب، هاشمی، ابوعبدالله، مدنی، نوه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و دسته گل او از دنیا، و یکی از دو بزرگوار جوانان اهل بهشت است.»[۲۹]

۲ـ زرندی حنفی

«حسین، نماز و روزه و حج و عبادات بسیار انجام می‌‌داد. او مردی با سخاوت و کریم بود. بیست و پنج بار پیاده حج به جای آورد.»[۳۰]

۳ـ یافعی

«دسته گل رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و نوه او و خلاصه نبوت، محل محاسن و مناقب و بزرگواری، ابو عبدالله حسین بن علی (علیه السلام) …»[۳۱]

۴ـ ابن سیرین

«آسمان بر کسی بعد از یحیی بن زکریا به جز بر حسین (علیه السلام) ننگریست و هنگامی که کشته شد آسمان سیاه گشت، و ستارگان در روز روشن شدند، به حدی که سیاره جوزاء در وقت عصر دیده شد و خاک قرمز فرو ریخت و آسمان تا هفت شبانه روز به مانند لخته خونی بود.»[۳۲]

۵ـ عباس محمود عقاد

«شجاعت حسین (علیه السلام) صفتی است که از او غریب نیست؛ زیرا صفتی است که از معدنش سرچشمه گرفته است و این فضیلتی است که از پدران خود به ارث برده و به فرزندان بعد از خود به ارث گذارده است… و در بین بنی‌آدم کسی شجاع‌تر از حیث قلب دیده نشده، آن هنگام که حسین (علیه السلام) در کربلا چنین اقدامی را انجام داد… بس است او را این که در تاریخ این دنیا تنها او در طول صدها سال شهید فرزند شهید و پدر شهیدان است…»[۳۳]

۶ـ دکتر محمد عبده یمانی

«حسین (علیه السلام) مردی عابد و متواضع بود. همیشه او را روزه‌دار مشاهده می‌کردند. شب‌ها را بیدار و مشغول عبادت بود. همیشه در امور خیر از دیگران سبقت می‌جست و در نیکی از دیگران سرعت می‌گرفت…»[۳۴]

۷ـ عمر رضا کحاله

«حسین بن علی، بزرگ اهل عراق در فقه و جود و بخشش بود.»[۳۵]

شهادت امام حیسن (علیه السلام)

سیوطی نقل می‌کند: «… شهادت و قتل او در روز عاشورا بود. در آن روز خورشید گرفته و افق‌های آسمان تا شش ماه بعد از شهادتش قرمز گشت. و این قرمزی‌ دائماً مشهود بود، در حالی که قبل از شهادت او یافت نمی‌شد و گفته شده که در آن روز هیچ سنگی در بیت المقدس جابجا نشد، جز آن که در زیر آن خون تازه وجود داشت…»[۳۶]

[۱] . الإستیعاب، ج ۱، ص ۱۴۳٫

[۲] . اخبارالدول و آثار الاول، ص ۱۰۷٫

[۳] . تذکرة الخواص، ص ۲۳۲٫

[۴] . عقد الفرید، ج ۲، ص ۲۲۰٫

[۵] . الفصول المهمة، ص ۱۸۳٫

[۶] . ربیع الابرار، ص ۲۱۰٫

[۷] . صفة الصفوة، ج ۱، ص ۳۲۱؛ اسد الغابة، ج ۳، ص ۲۰٫

[۸] . الإستیعاب، ج ۱، ص ۳۹۳٫

[۹] . تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۲۱٫

[۱۰] . نظم درر المسطین زرندی، ص ۲۰۹٫

[۱۱] . وسیلة المآل، حضرمی، ص ۱۸۳٫

[۱۲] . صحیح بخاری، ج ۵، ص ۳۳، کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب الحسن و الحسین.

[۱۳] . مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۶٫

[۱۴] . همان، ص ۱۶۷٫

[۱۵] . سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۳، رقم ۳۸۶۱٫

[۱۶] . المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۲۷۴؛‌ کنزل العمال، ج ۱۳، ص ۶۶۲؛ تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۱۵۰٫

[۱۷] . مجمع الزاوئد، ج ۹، ص ۲۰۱٫

[۱۸] . مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۷۷٫

[۱۹] . ذخائر العقبی، ص ۱۲۶٫

[۲۰] . کنز العمال، ج ۱۳، ص ۶۷۳؛ اسد الغابة، ج ۲، ص ۲۱٫

[۲۱] . اسد الغابة، ج ۳، ص ۵٫

[۲۲] . نظم درر السمطین، زرندی، ص ۲۰۸؛ البدایة و النهایة، ج ۸، ص ۲۲۵٫

[۲۳] . مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۸۷٫

[۲۴] . الاصابة، ج ۱، ص ۳۳۳٫

[۲۵] . همان.

[۲۶] . کامل سلیمان، حسن بن علی(ع)، ص ۱۷۳٫

[۲۷] . همان، ص ۱۴۷٫

[۲۸] . الاصابة، ج ۱، ص ۳۳۵٫

[۲۹] . تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۹۹٫

[۳۰] . نظرم درر السمطین، ص ۲۰۸٫

[۳۱] . مرآة الجنان، ج ۱، ص ۱۳۱٫

[۳۲] . تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۳۳۹٫

[۳۳] . ابوالشهداء، ص ۱۹۵٫

[۳۴] . علموا اولادکم محبة آل بیت النبی۹، ص ۱۳۳٫

[۳۵] . اعلام النساء، ج ۱، ص ۲۸٫

[۳۶] . تاریخ الخلفاء، ص ۱۶۰، ترجمه یزید به معاویه.

همچنین ببینید

ذکر “سرود” پایانی مشترک هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج) سراسر کشور

ذکر “سرود” پایانی مشترک هیأت های دانش آموزی انصارالمهدی (عج) سراسر کشور  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *