خانه / روز ششم محرم / آدم‌های فیروزه‌ای

آدم‌های فیروزه‌ای

بدنش بوی بد می‌داد و کسی تحویلش نمی‌گرفت. او غلام سیاه ابوذر غفاری بود. آمده بود کربلا تا اربابش تنها نماند. هنگام نبرد، این‌گونه رجز خواند:

«کافران! ضربة شمشیر این غلام سیاه را چگونه می‌بینید؟ ضربه‌ای که با آن از خاندان محمد۹ دفاع می‌کند! با دست و زبان از آنان دفاع می‌کنم و روز ورود به پیشگاه الهی بدین کار امید بهشت دارم».

هنگامی که «جون» کشته شد، امام به بالین او آمد و در حق او دعا فرمودکه: «خدایا! بوی او را خوش کن و روی او سپید گردان، او را با نیکوکاران برانگیزان و میان او محمد و آل محمد۹، آشنایی و معرفت بینداز».

بعد از شهادت او را پیدا کردند. دیدند بوی او خوش و رویش سپید گشته است.

پی‌نوشت:

بحارالانوار، ج۴۵، ص ۲۲٫

مثیرالاحزان، ص۶۴٫

همچنین ببینید

پرسش/چرا در غم از دست دادن دیگران گریه می‌کنیم؟ مگر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) از گریه برای مردگان نهی نفرموده است؟

پرسش/چرا در غم از دست دادن دیگران گریه می‌کنیم؟ مگر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *