خانه / مناسبت ها / محرم / روز هفتم محرم / بیا با هم گریه کنیم

بیا با هم گریه کنیم

نزد پدر برگشت و گفت: پدر جان! تشنگی مرا كشت و سنگينی زره بی‌تابم كرد. آيا آبی هست تا سیرابم کند؟ امام گريست و فرمود: پسر جان! از كجا آب بياورم؟ اندكی ديگر بجنگ. به‌زودی جدت رسول خدا۹ را ملاقات می‌كنی و از جام سرشار او سيراب می‌شوی كه ديگر پس از آن تشنه نگردی.۱

چون جانش به گلو رسيد، با صدای بلند فرياد زد: پدر جان! اينك اين جدم رسول خداست كه با جام گوارايش سيرابم كرد. و می‌گويد: تو هم زود بشتاب كه جامی هم برای تو آماده است.۲

حسين(علیه السلام) سر علی‌اكبر را بر دامن گرفت و فرمود: پسرم! تو از غم و غصه دنيا راحت شدی و به رحمت و راحت رسيدی، ولی پدرت تنها ماند و به‌زودی به تو ملحق خواهد شد.۳

جوانان به طرف امام(علیه السلام) آمدند، فرمود: برادرتان را برداريد. او را از محل شهادتش برداشته، جلو خيمه‌ای بردند كه در برابر آن می‌جنگيدند.۴

پی‌نوشت:

۱٫‌ لهوف، ص۱۶۶٫

۲٫‌ مقتل‌الحسين، ج۲، ص۳۱٫

۳٫‌ همان، ص۱۲۹٫

۴٫‌ تاريخ طبری، ج۳، ص۳۳۱٫

 

همچنین ببینید

احکام عزاداری/ آیا می‌شود باقی‌مانده خرج ایام فاطمیه را در محرم مصرف کرد؟

  آنچه را که مردم برای ایام فاطمیه به دست اندرکاران هیئت داده‌اند، در محرم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
24 + 30 =