خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۵

شیوه های تبلیغی حضرت موسی(علیه السلام)۵

همانطور که در مقاله قبل گفتیم داستان دعوت موسى(علیه السلام)، متنوع‌‏ترين و پر فراز و نشيب‏ترين داستان دعوت در قرآن است و از آن شیوه های تبلیغی و دعوتی مختلفی آموخته میشود که در ذیل به چند مورد دیگر از آن اشاره می‌کنیم:

 روش آزمايش و تصفيه

گاهى مبلّغ ناگزير از امتحان و آزمايش پيروان خود مى‏‌شود تا مخلص را از مدعى و اهل‏ ايمان را از اهل‏ نفاق تميز دهد. موسى براى قومش، از ايشان عهد و ميثاق مى‏‌ستاند كه اعمال ويژه‏‌اى را انجام دهند:

وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَقُلْنا لَهُمْ ادْخُلُوا البابَ سُجَّداً وَقُلْنا لَهُمْ لاتَعْدُوا فِى السَّبْتِ وَأَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً؛(۱)

و كوه طور را براى اتمام حجت و اخذ پيمان بر فراز سر آنها افراشتيم و آنها را گفتيم: به‌‏حال سجده بدين درگاه در آييد. و نيز گفتيم: از حكم روز شنبه تعدى نكنيد، و از آنها پيمانى سخت گرفتيم.

قوم فرعون نيز مانند قوم موسى مورد ابتلا و آزمايش الهى قرار گرفتند؛ چه، آنها نيز مخاطب دعوت موسوى بودند و به طور مساوى از هدايت‏‌هاى او بهره‌‏مند؛

وَلَقَدْ فَتَنّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ؛(۲)

و ما پيش از اين، قوم فرعون را آزموديم و رسولى بزرگوار به سوى آنها فرستاديم.

از مطالعه داستان گاو بنى‌‏اسرائيل نيز كه حكم الهى به ذبح آن توسط اين قوم تعلق گرفته بود و ايشان با بهانه‌‏هاى واهى از امتثال آن شانه خالى مى‌‏كردند، بر مى‌‏آيد كه هدف آن آزمايش مردم بوده است.

همچنين در سوره اعراف، آن‏گاه كه وعده پيروزى بر فرعون و خلافت زمين را به آنها مى‌‏دهد، به آزمايش الهى اشاره مى‏‌نمايد؛

… عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِى الأَرضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ؛(۳)

اميد است كه پروردگارتان دشمن شما را هلاك گرداند و شما را روى زمين جانشين آنان قرار دهد و بنگرد كه شما چگونه عمل مى‏‌كنيد.

برخورد عاطفى

از آن‏جا كه تبليغ، علاوه بر انديشه و خرد انسان‏ها با قلب‏ها و عواطفشان نيز سروكار دارد، انبيا و مبلّغان الهى به تناسب شرايط و مخاطبان گوناگون از استدلال عقلى و يا بيان عاطفى براى تأثير گذارى و اقناع آنها بهره جسته‏‌اند.

در روش عاطفى قرآن، مطالب استدلالى و برهانى با لطافت خاص مطرح و عواطف انسانى را تحريك مى‏كند و در قلب مى‏‌نشيند و در انسان تغييرات ريشه‌‏اى و عميق ايجاد مى‌‏نمايد. (۴)

– گاهى از استفهام (پرسش)، كه در تحريك عواطف مؤثر است بهره مى‏‌جويد؛

أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إلهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى العالَمِينَ؛(۵)

آيا غير از خدا براى شما معبودى بجويم، در حالى كه او شما را بر جهانيان برترى داده‏‌است؟

– پس از بازگشت از ميقات و مواجه شدن با گمراهى قوم اينچنين از روش عاطفى استفاده‏ مى‏كند؛

فَرَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ‏غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطالَ عَلَيْكُمُ العَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِى؛(۶)

پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت و گفت: اى قوم من آيا پروردگارتان به شما وعده نيكو نداد؟ آيا اين مدت بر شما طولانى شد يا مى‏خواستيد خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد، كه با وعده من مخالفت كرديد؟

يكى از راه‏هاى اعمال اين شيوه، تصريح به رابطه مخاطب با مبلّغ است، كه خيرخواهى و دلسوزى مبلّغ را تلقين مى‏كند؛ مانند عبارت «يا قوم» كه بارها در صدر جملات موسى آمده و يا كاربرد عبارت «ربّى و ربّكم» به جاى كلمه الله و رب، كه جملگى حكايت از سرنوشت واحد طرفين مى‌‏نمايد و به ‏وجود آورنده جو تفاهم و همدردى است.

گاهى نيز با اشاره به ستمى كه بر خويشتن روا داشته‌‏اند، دلشان را مخاطب قرار مى‏دهد؛

وَإِذ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ العِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِكُمْ؛(۷)

و چون موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، شما با پرستش گوساله بر خود ستم كرديد، پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد.

در مجموع، اين شيوه در دعوت موسى با ظريف‏ترين راه‏‌ها، در موارد بسيارى به ‏كار رفته ‏است.

تعيين نقيبان و كادر اصلى دعوت

تربيت و تعيين طليعه داعيان و پيشتازان حركت دينى، از تلاش‏هاى هدفدار و مؤثر انبيا و مبلّغان الهى بوده است. مبلّغانى همچون پيامبر اسلام(ص) و حضرت ابراهيم(ع) از خانواده خود هسته مركزى دعوت را تشكيل دادند و موسى نيز ضمن آن كه نخستين پيروانش از ذريه و خاندان اوست، نخبگان قوم را به عنوان نقباى بنى ‏اسرائيل تربيت و به مردم معرفى مى‏‌نمايد.

و لَقَد أخذ اللَّهَ ميثاقَ بَنى‏إسرائيلَ وَ بَعثنا مِنْهُمْ اثنَى عَشَر نَقِيباً…؛(۸)

در حقيقت، ما از بنى‏ اسرائيل پيمان گرفتيم و از آنان دوازده پيشوا و نقيب برانگيختيم.

نويسنده المنهج الحركى فى القرآن الكريم ضمن تعريف نقيب، درباره اين شيوه چنين مى‏نويسد:

نقيب، به عالم، جستجوگر و آشنا به احوال دين و دنياى قوم گفته مى‏شود، بدون آن كه دريافت كننده وحى الهى باشد. «موسى از ميان قومش نقيبانى بر مى‏گزيند كه همكاران و وزيران او در حركت رسالت، بازوان پرتوان و چشمان تيز بين و كارگزاران تبليغى او در ميان اسباط بنى‏ اسرائيل بودند.( ۹)

۱ – نساء (۴) آيه ۱۵۴٫

۲ – دخان (۴۴) آيه ۱۷٫

۳ – اعراف (۷) آيه ۱۲۹٫

۴ – على اكبر ضيايى، مقاله <روش‏هاى تبليغى حضرت موسى»، هشتمين كنفرانس انديشه اسلامى.

۵ – اعراف (۷) آيه ۱۴۰٫

۶ – طه (۲۰) آيه ۸۶٫

۷ – بقره (۲) آيه ۵۴٫

۸ – مائده (۵) آيه ۱۲٫

۹ – عبداللطيف راضى، المنهج الحركى فى القرآن الكريم، ص ۲۱۹٫

همچنین ببینید

شان نزول سوره هل اتی

شان نزول آیه هل آتی

انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی (علیه السلام) زبان زد خاص و عام و حتی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 32 = 39