خانه / شیوه تبلیغی پیامبران(ع) / شیوه های تبلیغی حضرت عیسی(علیه السلام)۱

شیوه های تبلیغی حضرت عیسی(علیه السلام)۱

عيسى(علیه السلام) يكى از پيامبران اولوالعزم است كه در سى سالگى به رسالت مبعوث گرديد و داراى معجزات فراوان بود. نامش در قرآن ۲۵ بار با عنوان عيسى و يازده بار به صورت مسيح و در طى سيزده سوره آمده است. يك سوره قرآنى به نام مادرش مريم است كه بخشى از آن درباره ولادت، زندگى و دعوت عيسى سخن مى‏گويد. قرآن مجيد حضرت عيسى مسيح را به القابى چون كلمةالله (نساء / ۱۷۱ و آل‏عمران / ۴۹) و روح خدا (نساء / ۱۷۱) مدح نموده و طى آياتى ستوده است؛

إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ؛(۱)

ياد كن هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم، خداوند تورا به كلمه‏اى از جانب خود كه نامش مسيح، عيسى بن مريم است مژده مى‏دهد: در حالى كه او در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان است.

ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الحَقِّ الَّذِى فِيهِ يَمْتَرُونَ؛(۲)

اين است ماجراى عيسى پسر مريم، همان گفتار درستى كه در آن شك مى‏كنند.

وَزَكَرِيّا وَيَحْيى‏ وَعِيسى‏ وَإِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحِينَ؛(۳)

و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را ياد كن كه جملگى از شايستگان بودند.

ایشان بيشتر عمر تبليغى خود را در سرزمين بيت‏ المقدس و جايگاه يهود گذرانده و گهگاه در سير و سفرهاى خود به تبليغ مى‏پرداخت و نيز فرستادگان مبلّغ خود را – چه انبيا و چه غير انبيا – براى ارشاد مردمان به سرزمين‏هاى ديگر گسيل مى‏داشت؛ که در اینجا به شیوه های تبلیغی آن حضرت می‌پردازیم:

عيسى اسوه تواضع

فضايل معنوى بسيارى در شخصيت كم نظير عيسى مسيح به چشم مى‏خورد كه به دشوارى مى‏توان يكى از آنها را به عنوان مهم‏ترين شاخصه او كه در دعوتش نيز نقش اساسى داشته باشد شناخت. اما با بررسى سيره درخشان اين پيامبر بزرگ و دقت در مضامين آيات مربوط به دعوت او مى‏توان نرمخويى، تواضع و فروتنى و حفظ كرامت انسانى مخاطبان را وجه بارز دعوت و شخصيت او دانست. نگاهى به روايات موجود كه چگونگى رابطه او را با حواريون و ديگر مردمان بيان مى‏كند نيز به‏خوبى دامنه صفت تواضع را در رفتار و سلوك آن‏حضرت اثبات مى‏نمايد.

شيوه‏‌هاى تبليغى حضرت عيسى(علیه السلام)

۱٫ دعوت بر اساس بيّنه و آيه

مطابق آيات حيات و دعوت عيسوى، اين پيامبر گرامى موضوع دعوت خود را بينات و آيات حكمت الهى قرار داده است، مراد از بينات و آيات، چه استدلال‏هاى روشن عقلى باشد و چه معجزات آشكارى كه به اذن خدا آورده است، به‏هر تقدير نشان مى‏دهد كه روشنگرى و منطق نيرومند عقلانى، طريقه اساسى دعوت عيسى بوده است. چه، آوردن معجزات نيز حاوى استدلالى متقن بر وجود قادر متعال و حقيقت ماورايى حاكم بر خلقت است؛

وَلَمّا جاءَ عِيسى‏ بِالبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِى تَخْتَلِفُونَ فِيهِ(۴)

و چون عيسى دلايل آشكار آورد، گفت: به‏راستى براى شما حكمت آورده‏ام تا درباره بعضى از آنچه در آن اختلاف كرديد برايتان توضيح دهم.

وَإِذ كَفَفْتُ بَنِى‏إِسْرائِيلَ عَنْكَ إِذ جِئْتَهُمْ بِالبَيِّناتِ فَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِن هذا إِلّا سِحْرٌ مُبِينٌ؛(۵)

و آن‏گاه كه آسيب بنى‏اسرائيل را – هنگامى كه براى آنان حجتهاى آشكار آورده بودى – ازتو باز داشتم. پس كسانى از ايشان كه كافر شده بودند گفتند: اينها چيزى جز افسونى آشكار نيست.

در آيات ديگرى، عبادت خداوند را به دليل ربوبيت او، ضرورى مى‏شمرد؛

وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ؛(۶)

و به راستى كه خدا پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را عبادت كنيد كه اين راه راست است.

در طى آيات ديگرى به معجزات عيسى اشاره شده است، ضمن آن كه به دنيا آمدن خود او مهم‏ترين معجزه الهى براى اتمام حجت دربرابر مخالفان بود.

وَرَسُولاً إِلى‏ بَنِى‏إِسْرائِيلَ أَنّى قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِى‏ءُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِى المَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.(۷)

وَجِئْتُكم بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكم فَاتَّقوا اللّه وأطيعونِ؛(۸)

و از جانب پروردگارتان نشانه‏اى براى شما آوردم پس از خدا بپرهيزيد و از من اطاعت‏كنيد.

همچنين آيات ۱۱۰ تا ۱۱۵ آل عمران به معجزاتى از قبيل تأييد عيسى به وسيله روح‏القدس، سخن گفتن او در گهواره، تعليم كتاب وحكمت و تورات و انجيل، آفريدن پرنده از گِل، شفاى ناشنوا و شفاى كسى كه بيمارى پيسى دارد، احياى مردگان، ممانعت از تعرض بنى‏اسرائيل و فرود آمدن مائده آسمانى اشاره فرموده است. مسلم است كه هر يك از اين معجزات منجر به ايمان گروهى از مردم شده است و گرنه ادامه نمى‏يافت. در تاريخ انبيا نوشته عمادزاده آمده است؛

روزى با حواريون، از سرزمين اردن به بيت المقدس حركت كردند، در بين راه هر كور وشلى را مى‏ديد، به اذن خدا شفا مى‏بخشيد. به اين ترتيب، مردم را با آيات و نشانه‏هاى‏الهى، از انحراف و بت پرستى برحذر داشته، به سوى خداى بزرگ راهنمايى مى‏نمود.(۹)

هر يك از اين معجزات، خود حاوى استدلالى قاطع و روشن است، بدين مضمون كه جز ذات لايزال و قادر متعال توان انجام دادن اين امور را ندارد و چون به دست پيامبر خدا تحقق‏يافته، بيانگر صدق مدعاى نبوت و رسالت اوست.

حكمت‏ها و بيانات مؤثر

از جمله شيوه‌‏هاى مؤثر تبليغى حضرت عيسى(علیه السلام) كه در دوره‏ هاى بعد از وى نيز تاكنون تأثير گذار و مفيد بوده است، پندها، حكمت‏ها و بيانات بليغ و ظريف عيسوى است. تمثيل، تشبيه، مقايسه و پرسش و روش‏هايى از اين دست، اقسام اين حكمت‏ها را تشكيل مى‏دهند كه به ويژه در عرصه اخلاق و عمل انسان بس مفيد و مؤثر و مبارك بوده است.

قال المسيح للحواريين: اِنَّمَا الدُّنيا قَنْطَرةٌ فَاعبرُوُها و لا تَعْمُرُوها؛(۱۰)

حضرت عيسى مسيح به حواريون و ياران خاص خود فرمود: همانا دنيا پلى است پس از آن عبور كنيد و به آبادى آن نپردازيد.

نمونه تشبيه حكمت آميز:

قال عيسى(ع) بحق اقول لكم كما ينظر المريض الى الطعام فلا يلتذ به من شدة الوجع كذلك صاحب الدنيا لا يلتذ بالعبادة و لا يجد حلاوتها مع مايجده من حلاوة الدنيا؛(۱۱)

سخن حقى به شما مى‏گويم؛ همان گونه كه بيمار به سبب درد شديد از خوردنى لذت نمى‏برد، همنشين و دوستدار دنيا نيز به خاطر آنچه از دنيا چشيده است از عبادت و شيرينى آن نصيب و لذتى بر نمى‏گيرد.

همچنين مى‏فرمايد:

من ذَا الذى يَبنى‏ على مَوْجِ البحرِ داراً؟ تلكُمُ الدنيا فَلا تتّخِذُوها قراراً؛(۱۲)

كيست كه روى امواج دريا منزل بسازد؟! منظور همين دنياست پس آن‏را قرار گاه دائمى نپنداريد.

– يا معشرَ الحواريينَ بحقٍ اقول لكم اِن الناسَ يقولون اِنّ البناءَ باَساسِه و اَنَا لا اقول لكم كذلك قالوا فماذا تقولُ يا روحَ الله؟ قالَ اقولُ لكم: ان اخِرَ حَجَرٍ يَضَعُه العامِلُ هُوَ الأساسُ؛(۱۳)

اى گروه حواريون، به حقيقت به شما بگويم، مردم مى‏گويند ساختمان به پايه آن بستگى دارد اما من چنين نمى‏گويم. گفتند: پس اى روح الله تو چه مى‏گويى؟ فرمود: به حقيقت مى‏گويم: به راستى آخرين سنگى كه بنّا كار مى‏گذارد همان اساس و پايه كار است.

نمونه مواعظ و حكمت‏هاى عيسى درباره شأن و وظيفه دانشمندان در پى مى‏آيد كه حاوى نوعى تشبيه است؛

عن على(ع) قال عيسى بن مريم: الدنيا دارُ الدين و العالِمُ طبيبُ الدينِ؛ فاِذا رأيتمُ الطبيبَ يَجُرُّ الدَّاءَ اِلى‏ نفسهِ فاتَّهِمُوه وَ اعْلَمُوا اَنَّه غيرُ ناصحٍ لغيره؛(۱۴)

از على(ع) روايت شده كه عيسى بن مريم فرمود: دنيا سراى ديندارى و دانشمند طبيب دين و دينداران است. پس چون ديديد كه دانشمند بيمارى را به سوى خود مى‏كشد او را متهم شمريد و بدانيد كه او نمى‏تواند خير خواه ديگران باشد.

همچنين نمونه تبليغ حكيمانه او كه همراه با بهره گيرى مطلوب از شرايط و فضاى معنوى صورت گرفته را در جريان زير مشاهده مى‏كنيم:

كان عيسى اذا مرَّ بدار قد مات اهلها و خلف فيها غيرهم يقول: وَيْحاً لاربابك الذين ورَّثوك كيف لَمْ يعتبروا باخوانِهم الماضين؛(۱۵)

چون عيسى بر خانه‏اى مى‏گذشت كه صاحبانش از دنيا رفته و ديگران وارث آن شده بودند مى‏گفت: واى بر صاحبان تو كه تو را به ارث بنهاده‏اند! چگونه از سرنوشت گذشتگان خود عبرت نگرفتند؟

و نيز از جمله حكمت‏هاى عيسوى است:

قيلَ لعيسى‏ مَن أدّبكَ؟ قال ما اَدَّبَنى احدٌ رأيتُ قبحَ الجَهلِ فَاجْتَنَبْتُهُ؛(۱۶)

به عيسى گفته شد: ادب از كه آموختى؟ گفت: كسى مرا ادب نياموخت بلكه زشتى و بدى نادانى را ديدم و از آن اجتناب ورزيدم.

تجلى ديگر نگرش حكيمانه عيسى به حقايق را در روايت زير شاهديم كه متضمن درسى بزرگ از هستى شناسى است؛

مَرَّ المسيحُ بنُ مريمَ فى الحواريين بجيفةِ كلبٍ فقال بعضُهم ما اَشَدَّ نتنَ ريحهِ قال(ع) فهَلّا قلتَ: ما اَشَدَّ بياضَ اَسْنانِه؛(۱۷)

حضرت مسيح به همراه حواريون بر لاشه سگى گذشتند. يكى از ايشان گفت: چه بوى بدى دارد. عيسى(ع) فرمود: چرا نگفتى چه دندان‏هاى سفيدى دارد؟

ادامه دارد…

پی‌نوشت:

۱ – آل عمران (۳) آيه ۴۵٫

۲ – مريم (۱۹) آيه ۳۴٫

۳ – انعام (۶) آيه ۸۵٫

۴ – زخرف (۴۳) آيه ۶۳٫

۵ – مائده (۵) آيه ۱۱۰٫

۶ – مريم (۱۹) آيه ۳۶٫

۷ – آل عمران (۳) آيه ۴۹٫

۸ – همان، آيه ۵۰٫

۹ – عماد زاده، تاريخ انبياء، ص ۷۳۱٫

۱۰ – محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۳۱۹؛ شيخ صدوق، الخصال، ج‏۱، ص‏۳۴٫

۱۱ – محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ح ۱۴، ص ۳۲۵٫

۱۲ – همان، ص ۳۲۹٫

۱۳ – همان، ص ۳۲۲؛ شيخ صدوق، معانى الاخبار، ص ۹۹٫

۱۴ – شيخ صدوق، خصال، ج ۱، ص ۵۶؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۳۱۹٫

۱۵ – ورام، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۱۹٫

۱۶ – همان، ج ۱، ص ۹۶٫

۱۷ – جاحظ، الحيوان، ج ۲، ص ۱۶۳؛ محمدباقر تاج لنگرودى، اخلاق انبياء، ص ۳۹۴٫

همچنین ببینید

تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۱

اشاره:دغدغه کار تشکیلاتی منسجم و تربیت نیروهایی باتوان مدیریت و ساماندهی بالا هیچ گاه از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
5 + 25 =