خانه / تربیت / برزخ زندگی / تحولات در دوره نوجوانی و شیوة مواجهه با آن

برزخ زندگی / تحولات در دوره نوجوانی و شیوة مواجهه با آن

نوبیسنده: محمد رضا شرفی

اشاره

نوجوانی، دوران گذر است. این دوران را می‌توان برزخی بین کودکی و جوانی نامید. اگر چه در کتاب‌های تربیتی از این دوران تعبیر به «دوران بحران» شده است، اما این تعبیر چندان زیبندة این «دوران طلایی» نیست، چرا که بی‌ثباتی، تلاطم و طوفان روحی _ شخصیتی حاصل از این دوران را می‌توان با تربیت و مدیریت خود نوجوان، مربیان و والدین تبدیل به سکوی پرش نمود.

در این مقاله سعی شده به تحولات نوجوانیبا نگاهی مثبت نگاه شود و شیوة تبدیل این تغییرات به فرصت‌ها واکاوی شود.

در دوره نوجوانی، حداقل شش نوع تغییر و تحول رخ می‌دهد که این دوره را از مرحلة قبلی (دبستانی) متمایز می‌کند.

الف- تغییر در ترشح غده‌های درون ریز: در دوره نوجوانی غده‌های درون ریز که وظیفة تأمین هورمون‌های لازم را برای سوخت و ساز و در نتیجه رشد فیزیکی بدن را عهده دار هستند، فعالیت مضاعفی را آغاز می‌کنند تا جایی که از آن به جهت رشد، یاد می‌کنند و این امر، مستلزم رژیم غذایی و ورزشهای مناسب می‌باشد.

ب- تغییر در الگوی ارتباطی والدین و نوجوان: نوع ارتباط والدین و کودک در دورة دبستانی، عمودی و بر اساس سلسله مراتب استوار است. در حالی که به محض فرارسیدن دوران بلوغ، این ارتباط جای خود را به الگوی افقی می‌سپارد. منظور از ارتباط افقی، رابطه‌ای به مانند دو دوست است.

ج- تغییر در کمّیت و کیفیت دروس: بی‌تردید انتقال از دورة ابتدایی به راهنمایی، به مفهوم مواجه شدن فرد با افزایش کمی و کیفی غیرمنتظره‌ای است.

د- تغییر در موقعیت و جایگاه فرزند: با به سر رسیدن دورة ابتدایی، منزلت فرد نیز در خانواده، ارتقا می‌یابد و به جایگاه مشاور و دستیار زندگی خانوادگی متحول می‌شود.

ه- تغییر در نگرش به زمان: در حالی که کودک، محصور در زمان حال است، نوجوان افقهای فکری خود را به گذشته و آینده (هر دو سوی) گسترش می‌دهد و درصدد است تا ارتباطی منطقی میان مؤلفه‌های زمان (گذشته، حال و آینده) برقرار کند.

و- تغییر در نگرش به ارزش‌ها: ارزشها، نوجوان را به شدت مجذوب نموده و او را به لرزه در می‌آورد. اگر بتوانیم ارزش‌های اخلاقی و دینی را در قالبی زیبا، جذاب و استدلالی به او ارائه دهیم و بر قدرت انتخاب و تشخیص او تأکید ورزیم، راه موفقی را پیش گرفته‌ایم.

روشهای کاهش بحران بلوغ

توجه به موارد زیر می‌تواند در کاهش بحران بلوغ مؤثر باشد:

۱- این بحران، موقتی می‌باشد و با پشت سر نهادن دورة نوجوانی، آرامش بر رفتار فرد حاکم می‌شود.

۲- پذیرش واقعیت مذکور، به والدین و نوجوان اطمینان خاصی می‌بخشد.

۳- باید به نوجوان فرصت مناسب داد تا به سازگاری مجدّد دست یابد.

۴- هرگز به او برچسب «ناسازگار» نباید زد.

۵- چنانچه والدین بپذیرند پاره‌ای از رفتارهای دوران بلوغ، متّکی بر اراده و انتخاب نوجوان، نمی‌باشد؛ بلکه دستخوش هیجانات زودگذر است، امید به بهبود رفتار در والدین افزایش می‌یابد.

۶- تعامل آزادی و شخصیت، بیانگر نکتة اساسی است که پیوسته در نگرش به نوجوانان، تجدید نظر کنیم و رفتار بخصوصی را برای همیشه نمایندة شخصیت او تلقی نکنیم.

هر دانش‌آموز در مدرسه به دنبال راهی و فرصتی است تا از آن طریق ابراز وجود کند، برخی از راه درس و پیشرفت تحصیلی، عده‌ای از طریق ورزش و جمعی از راه هنر و خلاقیّت ذوقی و سایر شیوه‌ها، این نیاز را در خود تأمین می‌کنند.

شیوة برخورد برای اصلاح رفتار

چند شیوة برخورد برای اصلاح رفتار پیشنهاد می‌کنیم:

۱- در وجود ناتوانترین افراد نیز می‌توان حداقل نقطة مثبتی یافت و به تأکید و تقویت آن، سایر جنبه‌های راکد و غیر فعال آنان را برانگیخت و به قلمرو رفتار مطلوب کشانید.

۲- ایجاد موقعیت‌هایی که درآن با دانش‌آموز به مشورت بنشینیم، در اصلاح رفتار وی بسیار کارآمد است.

۳- ثبات و قاطعیّت کلام و عمل مربی می‌تواند بر استواری شخصیت دانش‌آموز بیفزاید.

۴- تشویق در حضور جمع، به ویژه آنهایی که او را صرفاً در حد توجه منفی، ملاحظه می‌نمودند.

افسردگی و شیوه‌های برخورد با آن

از بهترین موارد برخورد با افسردگی، «شناخت درمانی» است. در شناخت درمانی، با تجزیه و تحلیل رویدادها، فرد سعی می‌کند معادلاتی را که قبلاً در ذهن تنظیم نموده و بر اساس آن نتیجه‌ای منفی و بدبینانه اخذ نموده است، مجدداً ارزیابی نموده و به نتیجه‌ای متفاوت برسد.

– روش دیگر در بهبود افسردگی، تغییر در برنامة زندگی است به طوری که متضمّن کثرت و تنوع باشد. اولی، ناظر به کمیّت برنامه‌هاست به گونه‌ای که خلأهای زندگی را پر می‌کند و دومی ناظر بر کیفیت زندگی (چگونگی) است.

– روش مهارت و لذت؛ سعی کنید همه کارهایی که در طی شبانه روز واقع می‌شود بر روی کاغذ بیاورید و آنهایی را که با موفقیت گذرانیده اید با حرف (م) و رویدادهایی را که با مقداری احساس لذت و خوشی همراه بوده اند با حرف (خ) مشخص کنید.

در سال‌های ۱۵ تا ۱۸ که تقریباً با دورة دبیرستانی منطبق می‌باشد، فرد از لحاظ عاطفی در موقعیتی است که زمان پدیدار شدن «عواطف انتزاعی» است؛ یعنی، موضوع عواطف، غالباً مسائی معنوی یا انتزاعی می‌باشد. در صورتی که نوجوان خود را در برخورد با واقعیات، شکست خورده ببیند، نوعی حالت نگرانی و بیمناکی به وی دست می‌دهد و بیشتر در خویش فرو می‌رود و حجم تفکرات رویایی و خیال پردازانه واقع‌گرایانه فراتر می‌رود و در حقیقت، نوعی سپر دفاعی در برابر واقعیت‌های دردناک و آزار دهندة دنیای برون محسوب می‌شود.

برای تغییر رفتار در این زمینه پیشنهادی حضورتان ارائه می‌دهیم: در اولین فرصت، گفت و گوی دوستانه‌ای با ایشان ترتیب دهید و مرکز ثقل صحبت‌هایتان، ایجاد بینشی منطقی و معقول نسبت به زندگی و رویدادهای آن باشد.

عوامل هیجانی در نوجوانان

۱- تغییرات درونی و برونی

۲- فعالیت و توانایی ذهنی: بر اثر رشد تکامل فعالیت‌های ذهنی، ادراک فرد نسبت به دنیای اطراف تغییر می‌یابد.

۳- منظومة خانوادگی: کیفیت روابط عاطفی موجود در خانواده به تنظیم نوعی هیجان در نوجوان منجر می‌شود.

۴- معیارهای اجتماعی

۵- احساسات دینی و مذهبی

۶- ناکامی: از علایم و نشانه‌ای نوجوانی، داشتن آرزوهای متعدد و متنوع است؛ ولی موانع موجود در این راه، ناکامی‌هایی به همرا دارد.

۷- احساس عدم کفایت: مواجه شدن نوجوان با موقعیتی که قبلاً هیچگونه زمینة آشنایی با آنها را نداشته است وی را قدری مضطرب می‌سازد.

۸- افت تحصیلی: تغییرات کمی و کیفی درسی از یک مقطع بالاتر و از سالی به سال دیگر، همیشه با افزایش آمادگی دانش آموزان، برابری نمی‌کند.

روش‌های برخورد با نوجوان مضطرب

در محیط دبیرستانی، ترتیبی بدهید که برخی از دانش آموزان با ایشان طرح دوستی بریزند و با تأمین اوقات آزاد او در مدرسه، از زیاد فکر کردن و درونگرایی، او را برحذر دارند.

حساسیت نوجوان و روش صحیح برخورد با آن

حساسیت زیاد در قبال برخی محرّک‌ها و پدیده‌ها، مطلبی نیست که صرفاً به مسئله بلوغ و نوجوانی مربوط باشد؛ بلکه به زمینه‌های قبلی نظیر الگوهای رفتاری والدین و نوع معیارها و ضوابطی که آنان برای فرزندان خود در نظر می‌گیرند، مربوط است. والدین انتظاراتی مافوق طاقت از فرزندان دارند و هیچ گونه ضعف یا نقصی را در فرزند نمی‌پذیرند. در صورت برخورد با چنین مواردی به شدت آن را محکوم می‌نمایند و معمولاً در پذیرش عذر فرزندان، انعطاف ناپذیر هستند.

اولین پیامد منطقی چنین روشی، آن است که فرزند، این حساسیت را به دیگران منتقل می‌نماید و از دیگران انتظار ندارد که رفتاری بر خلاف الگوها و موازین ارائه شده مشاهده نماید.

ایشان را به برخی از فعالیت‌های گروهی مدرسه جذب نمایید تا ضمن کار با دیگران، برخی واقعیت‌های موجود در مدرسه و جامعه را بهتر درک کند. دانش آموزان صرفاً درس خوان، در مسایل اجتماعی و ارتباطی، بعضاً با مشکلات زیادی مواجه می‌شوندکه حاصل آن معمولاً سرخوردگی و رنجیدگی خاطر است.

بیشترین علل نگرانی دانش آموزان دبیرستانی

عبارتند از:

 ۱- نزدیکی به مقطع دانشگاه و نامعلوم بودن وضعیت ورود یا عدم ورود به دانشگاه

۲- رقابت‌های ناخواسته و نا آگاهانه که اطرافیان، میان او و همسالانش ایجاد می‌کنند.

۳- چگونگی تأمین درآمد و معیشت زندگی، موضوع دیگری است که به نگرانی نوجوان و جوان دامن می‌زند.

چه رفتارهایی خنثی کنندة محبت است؟

۱- رهین منّت ساختن

۲- بی‌ثباتی عاطفی: والدینی که در قبال فرزندان خود، از نظر عاطفی، رفتاری یکدست و محکم دارند، محبت خود را بادوام می‌سازند.

۳- مشروط ساختن توجه عاطفی

۴- مبالغه در بیان و احساس

۵- عدم موازنة عاطفی: زمانی که والدین به توزیع عادلانة محبت میان فرزندان خویش قادر نباشند، محبت آنها بی‌اثر شده و به طور کلی شخصیت والدین در دیدگاه فرزندان تنزل می‌یابد.

اولین اقدامی که در قبال یک مشکل رفتاری باید انجام داد

 طرح سه سؤال در ذهن مربی، معلم و تلاش برای یافتن پاسخ مناسب در هر سه مورد می‌باشد.

۱- «کِی»؛ یعنی از چه زمانی رفتار مشاهده شده است؟ تا همزمانی مشکل رفتاری را با پدیده‌هایی که به موازات آن رفتار ایجاد شده است، در نظر بگیرد و مداخله کند.

۲- «چرا»؛ یعنی، به چه علتی فرد دست به چنین عملی زده است؟ در اینجا، فرد سعی می‌کند رابطه‌ای میان سلسله نیازهای روانی و مشکل رفتاری برقرار کند. به این نحو که محرومیت فرد از کدام نیاز روحی موجب پیدایش این رفتار شده است؟

۳- «چگونه»؛ یعنی، مشکل رفتاری در چه شکل یا قالبی ظاهر شده است و در شکل دیگری تبلور یافته است.

پدیده خود کم بینی

پدیدة «خودکم بینی»: دلایل مختلفی باعث پیدایش چنین حالتی هستند که از آن جمله می‌توان به تلقین‌های منفی اطرافیان به فرد، تلقین منفی فرد به خود، شکست‌های مکرر در زندگی و شناخت کافی از خود نداشتن اشاره نمود. مهارت‌های زندگی را به سرعت فراگیرید و از مطالعة کتب سودمند که رمز و راز موفقیت را به شما می‌آموزند، غفلت نورزید. از هر فرصت مناسبی برای ابراز شخصیتتان به صورت سازنده استفاده کنید و خود را در عمل نشان دهید. استفاده از شیوة تلقین در ساعات و موقعیت‌های مناسب، برای تغییر تصوراتی که از خود دارید، بسیار مؤثر است.

صورتهای سازنده و مخرب تشویق

۱- تشویق سازنده از رفتار بخصوص فرد انجام می‌شود، در حالی که تشویق مخرب از شخصیت فرد به عمل می‌آید.

۲- تشویق سازنده از کیفیت درونی برخوردار است؛ یعنی، به تدریج به درون فرد منتقل می‌شود؛ در حالی که تشویق مخرب، همیشه جنبة بیرونی دارد؛ یعنی، فردی به خود اعتمادی ندارد و انتظار دارد از جانب دیگران، همیشه تشویق دریافت کند.

۳- تشویق سازنده، متناسب با عمل انجام شده است؛ در حالی که تشویق مخرب، جنبة افراط و تفریط دارد.

۴- تشویق سازنده معمولاً به موقع و بلافاصله انجام می‌شود؛ در حالی که تشویق مخرب، بی‌موقع و دیرتر از از حد انتظار ارائه می‌شود و لذا نیروهای درونی را به قدر کفایت برنمی انگیزد.

۵- تشویق سازنده، به تدریج از جنبه مادی به جنبة ارزشی نزدیک و هدایت می‌شود؛ در حالی که تشویق مخرب، همیشه در حوزة مسائل مادی متوقف و محدود می‌شود.

  1. گزینش و تلخیص از کتاب مشکلات تربيتي را چگونه حل کنيم؟/محمدرضا شرفي

 

همچنین ببینید

نگاهي گذرا به حزب خدا و حزب شيطان در قرآن [قسمت نخست]

حمید جلالی اشاره: انسان موجودي اجتماعي است و به اين گونه زندگي كردن عادت نموده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
9 + 13 =