خانه / الگوی تعالی / دختران و هویت‌یابی

دختران و هویت‌یابی

نویسنده:فهیمه رمزی

وقتی صحبت از نوجوانی می‌شود سالهای مهمی از زندگی انسان تداعی خواهد شد که فرد از کودکی فاصله گرفته، وارد دنیایی متفاوت می‌گردد عموماً این دوره را دورة انتقالی می‌دانند. دوره‌ای که فرد از یک جهت خصوصیاتی دارد و تغییراتی را تجربه می‌کند که متفاوت از کودکی است و از طرف دیگر در تلاش است که از بعضی جهات خود را به دورة بزرگسالی نزدیک نماید. اگر چه اکثراً در تعیین این مرحلة مهم توجه به سن شناسنامه‌ای را ملاک قرار می‌دهند سریعاً محدودة سنی را معین می‌کنند که بگویند دروة نوجوانی یعنی این سال‌ها؛ اما این نگاه تا حد زیادی ساده انگارانه است. بهتر است نوجوانی و جوانان را بر حسب میزان و سطح تغییرانی که در آنها رخ می‌دهد مورد توجه قرار داد، از جمله می‌توان به مواردی نظیر کسب استقلال عاطفی و مادی، برقراری رابطه اثر بخش با دیگران و احساس هویت و بلوغ اشاره کرد. البته از مهمترین این ملاک‌ها که می‌تواند وجه تمایز این دوره باشد کسب احساس هویت و بلوغ است. به همین دلیل است که نوجوان در این زمان حساس تمام فکر و اندیشة خود را به کار می‌گیرد تا برای برخی از سؤالهای اساسی زندگی خود جواب مناسبی پیدا کند. اینکه «من کی هستم؟»، «چه باید بکنم؟»، «چگونه زندگی کنم؟» و بسیاری از سؤالات مهم دیگر شبیه به این قدم‌های اصلی و اولیه‌ای است که هر کسی در راه هویت یابی خود باید بردارد. بسیاری از نظریه پردازان و روانشناسان، نوجوانی را مرحله‌ای از تحولات زندگی انسان می‌دانند که در آن تلاشهای مهمی جهت کسب احساس هویت انجام می‌شود.

شکل‌گیری هویت

فرهنگ لغت معین، هویت را اینگونه معرفی می‌کند که: هویت یعنی آنچه موجب شناسایی شخص باشد. (معین، ج ۴، ص ۵۲۲۸)

در طول حیات انسان چیزهای مختلفی وجود دارند که با تکیه بر آنها می‌توان شناسة هویتی خود را به دیگران اعلام کرد. گاهیی برخی از این شناسه‌ها مبتنی بر چیزها و یا کسان دیگر هستند مثلاً پدر و مادر، محله، شهر و یا حتی برخی از اقوام؛ اما گاهی شناسه‌ها مواردی هستند که از وجود استقلال یافته و خود اصلی انسان حکایت می‌کند، در هنگامی هویت یابی در واثع تلاشهای ما متمرکز بر این نکته می‌شود که سعی کنیم شناسه‌هایی را برای خودمان معین کنیم که بر مبنای آنها می‌خواهیم ادامة حیات بدهیم. به همین دلیل است که یک انسان، نه مانند کسانی می‌شود که قبل از او در این جهان زیسته‌اند و نه مانند کسانی خواهد شد که پس از او به این جهان خواهند آمد.

در راستای هویت‌یابی اولین کنکاش فکری گسترده در خصوص اینکه «من کیستم؟» آغاز می‌شود علاوه بر این یک فرد در برهه‌ای از زمان در می‌یابد که به زودی باید مسئولیت زندگی خود را شخصاً به عهده بگیرد و لذا از خود می‌پرسد «چگونه باید زندگی کنم؟ مسلم است که در طول زندگی ارتباط با دیگران امری است ضروری که گریز و گزری از آن وجود ندارد. در همین حا سؤالات دیگری به ذهن نوجوان هجوم می‌آورد که در ارتباط با مردم و خانواده چه کنم؟» «با کدام باورها و ارزش‌ها باید زندگی کنم؟» کسی که بیشتر پیش می‌رود مسائل مهم دیگری نیز برای او مطرح می‌شود به طور مثال استقلالِ مالی و نحوة گذاردن زندگی، در همین خصوص سؤالات مهم دیگری وارد عرصة جستجوی درونی او خواهد شد «چه شغلی داشته باشم؟» شاید در همین راستا مجبور شود تصمیماتی در مورد ادامة تحصیل خود نیز بگیرد. پس اینکه «ادامة تحصیل بدهم یا نه؟»، «در چه رشته‌ای درس بخوانم؟»، «کجا را برای تحصیلات انتخاب کنم؟» و مواردی از این قبیل نیز در صفحة فکر و اندیش، فرد رقم می‌خورد.

اگر بخواهیم دقیق‌تر نسبت به این سؤالها توجه کنیم می‌بینیم که در جریان شکوفاسازی هویت و تلاشی که برای پاسخ به این سؤالها انجام می‌شود در حقیقت آنچه که بیش از همه نقش مهمی را ایفا می‌کند درهم آمیختن‌ها همانند سازیهای گذشته و آرزوهای آینده است در حقیقت کار مهمی که قرار است در دورة نوجوانی انجام می‌شود این است که فرد بتواند پاسخهای نسبتاً مشخصیب ه این سؤالات خود بدهد.

البته مسلم است که پاسخ به این پرسش‌ها کار آسانی نیست و معمولاً با مقداری نگرانی و اضطراب و البته ابهام همراه است. لذا پاسخگویی به این سؤالات گاهی سالها طول می‌کشد. در هر حال در جریان هویت‌یابی تمام تلاش خود برای این است که از تعلّقات پیشین جدا شده و مبارزه برای استقلال را در پی بگیرد.

در خلال جدایی از تعلقات کودکانة پیشین، یک نوجوان می‌تواند هویت جسنی و جنسی و فکری و روحی خود را باور کند و با کمک توانمدیهایی که در این مرحله کسب می‌نماید به ایفای نقش‌های مستقل خود بپردازد.

به همین دلیل است که عمدتاً شاهد تغییر نگرشئ و رفتار نوجوان در قبال مسائل درسی و تحصیلی و برنامه‌ریزی‌های مختلف زندگی‌اش خواهیم بود. نکتة جالب توجه این است که بسیاری از تحقیقات و بررسی‌های روانشناسان حاکی از این است که شکل گیری هویت پسران و دختران در دورة نوجوانی متفاوت از یکدیگر است. شکل‌گیری هویت دختران نه تنها برای استقلال شخصی بلکه برای همکاری و صمیمت و مراقبت از دیگران نیز هست در حالی که هویت پسران اساساً برای استقلال و رقابت و فردیت شکل می‌گیرد.

دختر نوجوانی که هویتش شکل گرفته است خود را به صورت فردی مسئول و باری دهنده به دیگران می‌شناسد در حالی که پسر نوجوانی که هویت خود را یافته بیشتر به موفقیتهای خویش فکر می‌کند تا همکاری و صمیمت با دیگران.» (لطف آبادی، ج ۲، صص ۱۲۹ و ۱۳۰)

تنوعات موجود در شکل‌گیری هویت

شاید برخی تصور کنند که بالاخره در پایان سالهای پرفراز و نشیب نوجوانی نقطة عطفی پیدا خواهد شد و هویت ثابتی در نوجوان بوجود می‌آید، این مقطة عطف را همان جایی می‌دانند که فرد نهایتاً محبور می‌شود رشته تحصیلی خود را انتخاب کرده یا به شغل خاصی روی آورد و یا اینکه تصمیم به زندگی ؟؟؟ می‌گیرد و یا ….

اما بررسی‌های دقیق‌تر روانشناسان مؤید این نکته است که تلاشی که فرد برای شناسایی و تثبیت هویت خود انجام می‌دهد چندان هم ساده نیست یکی از بررسی‌های قابل توجه در این زمینه بیانگر این است که افراد در خلال هویت‌یابی خود در چهار طبقه قرار می‌گیرند:

  1. کسانی که دچار پراکندگی هویت می‌شوند: این گروه از نوجوانان هنوز به مسائل هویت خود فکر نمی‌کنند و اگر هم به این موضوع فکر کرده باشند نتوانسته‌اند خودد را به یک جهت‌گیری آینده‌نگر برسانند.
  2. کسانی که هویت تسلیم طلبی دارند: اینها افرادی هستند که برای تصمیم‌گیری دربارة هویت خودشان خود را تسلیم تفکر والدین کرده‌اندد بدون اینکه ارزیابی درستی از نظرات آنها داشته باشند.
  3. کسانی که در جریان شناسایی هویت خویش دچار تأخیر و تعویق شده‌اند اینها کسانی هستند که اگر چه با مسأله بحران هویت درگیرند و فعالانه در تلاش برای کشف ارزش‌ها، علائق، بینش‌ها و حرفه مورد نظر خود هستند اما هنوز نتوانسته‌اند تصمیم روشنی در این مسائل اتخاذ کنند.
  4. صاحبان هویت تثبیت شده بالاخره در بالاترین درجة هویت‌یابی کسانی قرار دارند که در پاسخ به سؤالاتی که در جریان شکل هویت برایشان پیش آمده و دربارة اهداف مورد نظر زندگی خود به یک تعهد شخصی و ثابت نظر مناسبی دست یافته‌اند. (لطف آبادی، ص ۱۳۵ و ۱۳۶)

دگرگونی‌های هویت در دختران نوجوان

همچنانکه ذکر شد تفاوتهای مهمی در زمینة هویت‌یابی دختران در مقایسه با هویت‌یابیئ پسران مشاهده شده است. این تفاوت‌ها به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله نوع نگرش فرهنگیئ و اجتماعی، به طور مثال در طی دوران کودکی چندین سال از زندگی ما صرف این می‌شود که به مشاهده و یادگیری‌ هنجارها و رفتارهای مناسب جنسیتی می‌پردازیم حتی گاهی در بازی‌ها آنها را تمرین می‌کنیم. اما تا هنگام نوجوانی به طور جدّی از ما خواسته نمی‌شود که آنها را رعایت کنیم در حالی که در هنگام نوجوانی جامعه و حتی بخش‌های خاصی از باورها و ارزشها مثل باورهای دینی با شدت تمام خواهان آن هستند که افراد نقش‌ها و رفتارهای مناسب جنسیت خود را پیدا کرده و به آنها پایبند باشند.

علاوه بر اینها دگرگونیها و تحولات خاص فیزیولوژیکی دوران بلوغ نیز افراد را به این جهت سوق می‌دهد که براساس احساس جنسی خود عمل کنند. این تغییرات درونی و تغییرات شناختی حاصل از تحولات ذهنی، انتظارات اجتماعی برای رفتار متناسب با جنسیت‌ها را برای نوجوان ملموس‌تر و قابل فهم‌تر می‌کند.

به هر حال تحولات هرمونی، شناخت، شخصیت فردی و انتظارات اجتماعی همه با هم به صورت عوامل درهم تنیده شرایطی را بوجود می‌آورند که جریان شناسایی هویتِ نوجوانان را با یک ساختار جنسیتی مشخص‌تر می‌نماید. یکی از عرصه‌های ساختار هویتی افراد در سایة دگرگونی‌های رفتار اجتماعی‌شان آشکار می‌گردد. مهمترین مراحلی که در دگرگونی‌های رفتار اجتماعی دختران قابل شناسایی است عبارتند از:

  1. مرحلة اطاعت: این مرحله پیش از نوجوانی آغاز و تا اوایل آن ادامه می‌یابد در این مرحله دختران تابع نظران بزرگان خانواده و خویشاوندان می‌شوند و می‌خواهند با نشان دادن رفتار حیاءئ و تظاهر به ؟؟؟ افراد خانواده و والدین خود را خشنود سازند.
  2. مرحلة اضطراب و تشویش: این مرحله از اوایل نوجوانی تا پانزده سالگی ادامه می‌یابد و با اضطراب هیجانی و اختلال تعادل مشخص می‌شود بدین معنا که دختر نوجوان در واکنش به انگیزه‌های ساده زیاده روی می‌کند.

چنانچه نسبت به امور بسیار ساده و بی‌اهمیت گاهی قهقهه می‌زند و گاهی به شدت عصبانی می‌شود. سپس یک نوع حالت یأس و غمگینی به خود می‌گیرد. یا در توجه و پرداختن به خود و ظاهر آرایی افراط می‌کند و سپس به تدریج به همان سیرت اولیه‌اش بر می‌گردد.

  1. مرحلة تعادل اجتماعی: در اواخر نوجوانی و اوایل رشد جوانی ظاهر می‌شود. در این دوره دختران نوجوان رفتار صحیح زنانه پیدا می‌کنند و در گفتار و کردار خود حالت زنانه دارند. (شعاری‌نژاد، ص ۵۶۲)

نگاه دختران به هویت جنسیتی‌شان

برخی از صاحب نظران که وقت و توجه بیشتری به این موضوع داشته‌اند معتقدندئ رشد و تحول دختران در سنین بلوغ احتمالاً پیچیده‌ترین روند رشد در انسان است. دختران باید پیچیدگی‌های این مرحله را پشت سر بگذارند آنها باید خودشان را در مقام یک بپذیرند. در واقع «دختری» دوره‌ای گذرا و آغاز فرآیند نمایش زنانگی است. دختران نوجوان «زن شدن» را در این مرحله تمرین می‌کنند. تا قبل از این مرحله هیچیک از نهادهای اجتماعی به وضوح چنین انتظاری را از یک دختر بچه نداشتند.

بررسی برخی هنجارها و نقش‌های جنسی دختران نشان می‌دهد «دختری» به عنوان یک موقعیت‌ اجتماعی، فعالیت‌ها و نقش‌های خود را اقتضاء می‌کند. از این رو ایفای این نقش‌ها توسط دختران چیزی به عنوان فرهنگ دخترانه را شکل می‌دهد که این فرهنگ به طور عام در اغلب دختران مشاهده می‌شود.

این دوره متضمن نقش‌های جنسیتی ویژه‌ای است که به عنوان هنجارهای دخترانه بازشناسی می‌شوند. دختران با تحمل به این هنجارها که در فرهنگ رفتاری آنها وجود دارد بخشی از زنانگی خود را نشان می‌دهند.

اهمیت نظر دیگران در هویت‌یابی دختران

توجه به نقطه نظر دیگران نسبت به خود در شکل‌گیری هویت توسط دختران از اهمیت ویژه‌ای برخودار است. در واقع این به این دلیل است که شکل‌گیری هویت در پسران درونی است در حالی که در دختران وسیع‌تر است یعنی هم درونی و هم بیرونی است؛ به عبارتی هویت‌یابی دختران بیشتر جنبة اجتماعی دارد به این معنی که دختران نسبت به اینکه در نظر دیگران چگونه جلوه می‌کنند بسیار حساس هستند.

بنابراین گاهی در برخی از دختران جوان بدن به مثابةئ ابزاری برای ارائة هویت جنسیتی‌شان اهمیت می‌یابد لذا خودآرائی وسیله‌ای برای مجذوب شدن و تجربة زنانگی این دسته از افراد می‌شود. در واقع استفاده از شیوه‌های جلوه‌گری و آرایش برای آنها به عنوان نمادی برای ورود به بزرگسالی می‌باشد.

البته این روش در برخی از موارد به صورت کاملاً افراطی مورد توجه قرار می‌گیرد در حقیقت این روش یک توجه ظاهر بینانه به نقش جنسیتی زنانگی است که برخی از دختران به عنوان ساده‌ترین راه بر می‌گزینند و جهت افراطی به آن می‌دهند. برای این دسته از دختران نظر دیگران به ظواهر و جذابیت‌هایشان از اهمیت بالایی برخوردار است.

ارزش‌های زنانگی

در هنگام هویت‌یابی برای دختران این نکته بسیار مهم است که فهم درستی از ارزشهای زنانگی داشته باشند. ادراک دختران از ارزشهای زنانگی در دوره شناختی و رفتاری شکل می‌گیرد.

در بعد شناختی دختران با طرح بایدها و نبایدها دربارة شخصیت و صفات اخلاقی زن، ارزشهای زنانگی را در صفات خاصی معرفی می‌کنند که عمدتاً از باورهای مختلف اجتماعی و فردی و مذهبی ناشی می‌شود. صفاتی مثل مادری، همسری، عفت، پاکدامنی، فداکاری و نظیر اینها.

به طور کلی می‌توان گفت که ارزشهای معرفی شده ارزشهای ذاتی و مستقل از موقعیت زنان، بلکه در ارتباط با نقش زن در قبال خانواده و دیگران مورد توجه قرار می‌گیرد.

در بعد رفتاری نظر دختران معطوف به بخشی از هویت زنانه است که تناسب با نقش «دختر خوب» می‌باشد و این در نتیجه قضاوت دیگران نسبت به نحوة رفتار آنها حاصل می‌شود. لذا علیرغم گرایش‌ها و تمایلات فردی به برخی رفتارهای پسرانه و یا شیطنت آمیز تلاش می‌کنند در جامعه و در حضور دیگران به گونه‌ای رفتار کنند که معرف توجه به ارزشهای زنانگی باشد. البته این بیشتر بستگی به این دارد که نهادهای اجتماعی چه انتظاراتی از نقش‌های جنسیتی داشته باشند و در این زمنیه دچار تعارض نشده باشند.

هر چه نهادهای مختلف اجتماعی مثل مدرسه، همسالان، خانواده و دین و… در هماهنگی بیشتری با هم باشند میزان تقید و پایبندی دختران نیز به نقش‌های جنسیتی تعریف شده توسط این نهادها بیشتر خواهد بود.

نقش باورهای دینی در هویت‌یابی دختران

جهان بینی‌ انسان‌ها حاکی از دیدگاه خاص آنها به جهان و زندگی می‌باشد. بسیاری از دانشمندان بر این نظرند که بهترین جهان‌بینی موقعی حاصل می‌شود که مذهب و دین وارد زندگی فرد شود.

سؤالهای مختلفی که در خلال هویت‌یابی نوجوان در ذهنِ او ترسیم می‌شود و سالهای پر مخاطرة نوجوانی را برای پاسخ آنها صرف می‌کند در حققیت ترسیم فلسفة زندگی او می‌باشد. به عبارت دقیق‌تر نوجوان در تلاش است تا معنای زندگی را در سالهای فعلی و آتی حیات خود تبیین کند. امروزه بیشتر به این نتیجه رسیده است که یکی از عرصه‌هایی که می‌تواند به خوبی از عهدة پاسخ‌دهی به چنین سؤالهایی در راستای معنا بخشیندن به زندگی برآید آموزه‌های دینی می‌باشد که مبتنی بر فلسفه محکم و با ثبات الهی است این موضوع مورد تاکید بسیاری از فلاسفه و انسان شناسان است که هویتی که همراه دین و اخلاق باشد می‌تواند بهترین راه زندگی را به انسان نشان دهد «ویلیام جیمز» که به پدر روانشناسی معروف است در نامه‌ای به یکی از دوستانش می‌نویسد:ئ «هر چه بیشتر از سالهای عمرم می‌گذرد کمتر می‌توانم بدون اعتقاد به معنا و دین زندگی کنم.» وی همچنین اشاره می‌کند: «ایمان یکی از نیروهایی است که بشر به کمک آن زندگی می‌کند و فقدان کامل آن در حکم سقوط اوست.» (ویلیام جیمز، ص ۶)

عمدتاً مبانی باورهای دینی که مبتنی بر آموزه‌های وحیانی است در درجة اول توجه و عنایت ویژه‌ای به کرامت انسانی دارد. ضمن اینکه توجه به تکریم شخصیت زن به طور خاص از ارزشهای مهم این آموزه‌ها می‌باشد. کرامت زن در عرصة اعتقادی و ارزشی دین مبین اسلام به شکل ویژه‌ای مورد تأکید واقع شده است.

مسلماً دختران نوجوان در جریان هویت‌یابی خود و در خلال یافتن و تثبیت ارزشهای زنانگی خود می‌توانند بهترین تصویر از نقش‌های جنسیتی خود را در میان آموزه‌های دینی بازشناسی کنند.

در عرصة دینی به جای توجه به ارزشهای ناپایدار و موقتی که صرفاً مبنای جسمانی دارند و یا اینکه ناشی از قراردادهای اجتماعی موقتی هستند (مثل نظر دوستان و همسالان و مدگرایی و گرایشات و تمایلات غریزی) ارزشهای پایدار انسانی را در تبیین ارزشهای زنانگی برای دختران و زنان مورد نظر قرار می‌دهد.

ارزشهایی که در نهایت منجر به رضایت خداوند و نهایتاً برقراری ثبات و آرامش در زندگی خواهد شد.

منابع

  1. احدی، حسن، روانشناسی رشد، نشر بنیاد، ۱۳۷۰٫
  2. بیابانگرد، اسماعیل، روانشناسی نوجوانان، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۲٫
  3. جیمزویلیام، دین و روان، مهدی قائنی.
  4. شعاری‌نژاد، علی اکبر، روانشناسی رشد، انتشارات رشد، ۱۳۷۴٫
  5. کرین، ویلیام، پیشگاه‌مان روان شناسی رشد، فرید فدایی، اطلاعات، ۱۳۶۷٫
  6. لطف آبادی حسین، سوسن سیف، روانشناسی رشد ج ۲، انتشارات سمت.
  7. معین، محمد، فرهنگ لغت، ج ۴٫

همچنین ببینید

کتاب اسلام و تفاوت های جنسیتی

  تبیین حقوق و جایگاه اجتماعی زنان، مسئله مهمی است که امروزه با مبانی غربی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *