خانه / تشکل / پل‌های ارتباطی ملت و حاکمیت (پیرامون تشکل‌های غیر دولتی)۳

پل‌های ارتباطی ملت و حاکمیت (پیرامون تشکل‌های غیر دولتی)۳

نهاد خانواده به لحاظ وجود روابط مستحکم عاطفی بین افراد در اکثر موارد خصوصاً در مواقعی که ریسک حضور در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی زیاد باشد از فعالیت جوانان در این زمینه ممانعت به عمل می‌آورد. البته این نوع عکس‌العمل خانواده در طول زمان به صورت پیوسته وجود داشته است لکن در برخی از موارد نظیر انقلاب‌ها، تحت تأثیر حوزه قوی جاذبه آرمان‌های آنها و یا جذابیت احزاب و گروه‌های سیاسی از شدت آن کاسته شده است.

در این بخش از سلسله مقالاتی که پیرامون تشکل‌های غیر دولتی ارائه می‌شود به بررسی آفاتی خواهیم پرداخت که فعالیت تشکل‌های غیردولتی را به مخاطره می‌اندازد و باعث می‌شود زمینه‌های حضور و فعالیت آنها در جامعه، کمرنگ شود و رسیدن به هدف نهایی، کاری بس دشوار شود. تشکل‌هایی که نمی‌توانند مانع بروز این مشکلات در روند کاری خود شوند و یا آنها را به حداقل برسانند، با خطر از هم پاشیدگی روبرو هستند. در نگاهی گذرا برخی از این مسائل را مرور می‌کنیم:

۱ ـ رشد فردگرایی

فردگرایی در همة ابعاد خود با روحیة مشارکت اجتماعی افراد در تضاد قرار می‌گیرد و تنها هنگامی بروز و ظهور می‌یابد که به منافع فردی لطمه محسوسی وارد شود. نفس کار تشکل‌های غیردولتی بر مبنای کار جمعی است و تکروی و فردگرایی می‌تواند بزرگترین تهدید برای فعالیتی باشد که بر مبنای کار گروهی برنامه‌ریزی شده است.

۲ ـ احساس بی‌فایده بودن فعالیت اجتماعی

چنانچه غایت مشخص و نتیجه روشنی بر فعالیت اجتماعی مترتب نشود احساس یأس و انفعالی را در فرد ایجاد می‌کند که انگیزة حرکت‌های بعدی را از او سلب می‌نماید.  این نکته یکی از اساسی‌ترین موانع بر سر راه حرکت و فعالیت اجتماعی می‌باشد امتناع برخی از نظام‌های حاکم نسبت به تأمین خواسته‌های حرکت‌های اجتماعی نیز از جمله موارد تشدید کنندة مطلب فوق است.

۳ ـ رشد منفعت‌گرایی شخصی

اصولاً حرکت و فعالیت اجتماعی و سیاسی در بطن خود بر اموری نظیر توجه به سرنوشت سایر افراد جامعه تکیه دارد و در نتیجه منافع شخصی در افق منافع اجتماعی کم‌رنگ می‌شود، لذا در صورت تأکید بر منفعت شخصی عناصر اصلی در حرکت اجتماعی دچار لطمه می‌شود. لازم به ذکر است که رشد فرهنگ پی‌گیری صرفاً منافع فردی تا حدود زیادی بر انگیزه‌های افراد در جامعه تأثیر گذاشته و ارزش‌های اخلاقی صرفاً با محک منافع مادی سنجیده می‌شوند، لذا پدیده‌هایی نظیر کمک به تهیدستان یا احساس همدردی با اقشار ضعیف جامعه و سایر انگیزه‌هایی که به عنوان عناصر اصلی در یک حرکت اجتماعی قلمداد می‌شوند به صورتی مداوم تضعیف می‌گردد.

۴ ـ اطلاعات ناکافی تاریخی و انقطاع فرهنگی

یکی از مهمترین عواملی که بروز و ظهور آن در برخورد منفعل نسل جوان در مقابل حوادث سیاسی و اجتماعی منعکس می‌شود، اطلاعات اندک و ناکافی ایشان از پیشینة تاریخی کشور و جهان می‌باشد این مطلب باعث می‌شود که حوادث به صورت رویدادهایی منفصل از گذشته در ذهن ایشان مورد بررسی قرار گیرد و چنانچه مطلب فوق را در کنار این نکته مورد نظر قرار دهیم که بنا به دلایل گوناگون نسل اول انقلاب تجارب و تحلیل‌های خود را به نسل جدید منتقل نساخته است در نتیجه در خواهیم یافت که حوادث جاری در کشور نمی‌تواند جرقه‌ای را در ذهن جوانان را در ذهن جوانان جهت مبادرت ورزیدن به هر گونه پاسخی چه در قالب فردی و چه در قالب یک حرکت اجتماعی روشن نماید، و در نتیجه عمده‌ترین عکس‌العمل‌ ایشان برخورد منفعل با رویدادها می‌باشد.

۵ ـ نبودن ساختار فیزیکی مناسب جهت ارتباط و مشارکت

تغییر سیستم‌های ارتباطی به صورت مداوم در سطح جهان و کشور و ایجاد فاصله‌های فیزیکی در بین افراد ضرورت هر چه بیشتر ایجاد و بنا نهادن میدان‌هایی را تأکید می‌نماید که در سایة آن ارتباط و برخورد جوانان میسر گردد و آگاهی ایشان از مسائل در آن میدان‌ها افزایش یافته و زمینة مشارکت محقق گردد. در صورت عدم وجود چنین میدان‌هایی امکان برخورد اجتماعی و مشارکت افراد به مراتب کاهش می‌یابد در این زمینه شایسته است به ناکافی بودن میدان‌های لازم جهت مشارکت جوانان در سطح کشور اشاره شود.

۶ ـ ایجاد موانع توسط نهاد خانواده

نهاد خانواده به لحاظ وجود روابط مستحکم عاطفی بین افراد در اکثر موارد خصوصاً در مواقعی که ریسک حضور در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی زیاد باشد از فعالیت جوانان در این زمینه ممانعت به عمل می‌آورد. البته این نوع عکس‌العمل‌ خانواده در طول زمان به صورت پیوسته وجود داشته است لکن در برخی از موارد نظیر انقلاب‌ها و تحت تأثیر حوزه قوی جاذبة آرمان‌های آنها و یا جذابیت احزاب و گروه‌های سیاسی از شدت آن کاسته شده است.

۷ ـ ایجاد شبهات تئوریک در بحث موفقیت حرکت‌های سیاسی و اجتماعی

دامن زدن به بحث‌هایی نظیر عدم امکان پیروزی یک انقلاب یا یک حرکت رادیکال در سطح جهان که عمدتاً از جانب برخی نظریه‌پردازان در جهان مطرح می‌شود بسیاری از افراد را در مبادرت نمودن به حرکت‌های اجتماعی و مشارکت نمودن ایشان در تعیین سرنوشت خود دچار تردید و دودلی می‌نماید، در این زمینه، القائات شبه روشنفکرانی که معمولاً ثمربخشی حرکت‌های سیاسی را زیر سوال می‌برند نیز روحیة انفعال را به نحوی مؤثر گسترش می‌دهد و عدم تحرک افراد در این زمینه را به تئوری‌ها و افکار خاص مستند می‌سازد.

۸ ـ شفاف نبودن حریم مسائل قابل نقد و بررسی

یکی از مشکلاتی که بر سر راه مشارکت اجتماعی وجود دارد مشخص نشدن مرز میان حوزة دفاع از قلمرو عملکرد فردی متصدیان اجرایی کشور و حوزة دفاع از مسائل اساسی نظام و انقلاب می‌باشد. به نحوی که بررسی نقاط قوت و ضعف عملکرد یک فرد به منزلة برخورد با حوزة مسائل اساسی نظام تلقی شود، این مسئله ضمن آن که باعث عدم آشکار شدن نقاط ضعف سیستم اجرایی کشور شده و در نتیجه حل آنها را به تعویق می‌اندازد؛ باعث دشوار شدن راه مشارکت افراد در امور جاری کشور می‌شود. به نظر می‌رسد چنان که تبیین صحیحی از مسئلة فوق صورت پذیرد امکان بیشتری جهت مشارکت فراهم می‌گردد.

همچنین ببینید

اختلاف در انجمن؛ فرصت یا تهدید

هنر اصلی یک انجمن اسلامي موفق در این است که بتواند اختلافات موجود را از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 17 = 19