خانه / تربیت / روشهای آموزش و تربیت دینی در سیره عملی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)۲

روشهای آموزش و تربیت دینی در سیره عملی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)۲

مقدمه: همانطور که در قسمت قبلی گفته شد در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از شیوه های بسیار جذاب و موفق برای آموزش و تربیت دینی استفاده می کرد و قطعاً این امر یکی از عوامل موفقیت حضرت در امر مذکور بوده است. استفاده از این شیوه ها در این زمان می تواند در موفقیت اهداف آموزش و تربیت دینی تأثیر زیادی داشته باشد. در قسمت قبلی سه مورد از این شیوه ها بیان گردید و اینک به ادامه آن می‌پردازیم:

۴٫ آموزش به شیوة پرسش و پاسخ

پیامبر اکرم در روند آموزش و تعلیم خود موارد زیادی سؤال می کرد تا جواب سؤال یا به واسطه خود فراگیران به دست آید یا به جواب سؤال نزدیک شود یا حداقل زمینه بهتر، جهت پاسخ صحیح توسط خود پیامبر فراهم آید. در این روش ایشان ضمن بیرون کشیدن اطلاعات مخاطبین و ارزیابی وسعت دایرة اطلاعات آنها متناسب با آن، جواب می داد. نکته جالب آن است که پرسش های پیامبر کاملاً به صورت دقیق و متناسب با موقعیت و در فاصله های زمانی مشخصی بود تا مخاطب خود شخصاً درگیر موضوع شود و فرصت تفکر را بیابد. البته گاهی ایشان ابتدا خود پرسش می کرد و گاه زمینه را طوری فراهم می نمود که مخاطب در ذهنش سؤال ایجاد شود. و با توجه به اینکه آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود جواب حضرت چنان برای او قابل تفهیم بود که بهتر از آن امکان نداشت. در روایتی نبی مکرم به اصحاب خود فرمود: برادر خود را یاری کنید، چه مظلوم باشد چه ظالم. بلافاصله یکی از صحابه سؤال کرد: یا رسول الله، اگر او مظلوم باشد، یاری اش می کنم اما بفرمایید چگونه می توانم یک ظالم را یاری دهم؟ پیامبر جواب داد : در آن صورت او را از بی عدالتی باز دار! چرا که کمک واقعی، بازداشتن او از ظلم است.[۱]

این روایت به خوبی روشن می نماید که یک جمله دقیق چگونه ذهن مخاطب را تحریک می کند و چه سؤال زیبایی برای او مطرح می شود و چه زیباتر حضرتش پاسخ می دهد.

خدمت رسول خدا از مردی ستایش کردند تا آنجایی که همة خصال خوب را برایش شمردند، رسول خدا فرمود: عقل او چگونه است؟ عرض کردند: ای رسول خدا ! ما به شما از کوشش وی در عبادت و کارهای خیر او گزارش می دهیم، شما از عقلش پرسش می نمایید؟! حضرت فرمود: به راستی احمق به خاطر کم خردیش به مراتب بیشتر از بدکردار، گرفتار فسق و فجور شود. فردای قیامت مردم تنها به عقلی که دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود می رسند.[۲]

در این روایت زیبا حضرت رسول برای مشخص کردن جایگاه عقل در اسلام چگونه با سؤال و سپس جواب اصحاب، آموزه خویش را بیان می کند.

این شیوه علاوه بر آنکه موجب نشاط مخاطب می گردید زیرا او را درگیر مطلب می نماید، باعث می شد که مطلب در ذهن و قلب مخاطب بهتر فرو نشیند.

۵٫ آموزش به شیوه تمثیل

در امر آموزش، استفاده از مثال های زیبا، در فرایند یادگیری و تنوع و نشاط آن سهم زیادی دارد. پیامبر نیز همانند قرآن مجید از مثال های زیادی در مناسبت های گوناگون برای رساندن پیام الهی و یاد دادن حقایق معنوی استفاده نموده است استفاده از تمثیل موجب می شود که مخاطب مطلب را ساده تر بیاموزد. وی برای آنکه بفمهاند که دین اسلام، دین منطقی و معتدلی است و نباید انسانها با فشار آوردن و سختگیری بیش از حد، فکر کنند که زودتر به مقصد می رسند بلکه این امر چه بسا موجب شود که اصلاً به مقصد نرسند خطاب به جابر فرمود: ای جابر! دین اسلام دین با متانتی است. با خودت با مدارا رفتار کن. ای جابر! انسانهایی که خیال می کنند با فشار آوردن و سختگیری بر خود زودتر به مقصد می رسند، اشتباه می کنند آنها اصلاً به مقصد نمی رسند. مثل آنها، مثل آدمی است که مرکبی به او داده اند که از شهری به شهر دیگر برود. او خیال می کند که هر چه بیشتر بر مرکب فشار بیاورد، زودتر می رسد. منزل اول و دوم و سوم را ممکن است در ظرف یک روز برود. اما ناگاه متوجه می شود که حیوان بیچاره را زخمی کرده است و حیوان هم از راه مانده است در اینجا به مقصد که نرسیده است هیچ، مرکب خویش را هم ناقص کرده است.[۳]

در حدیث بیدار کننده ای از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم رسول خدا وارد زمین بی‌آب و علفی شد به یارانش فرمود هیزم بیاورید عرض کردند ای رسول خدا اینجا سرزمین خشکی است که هیچ هیزم در آن نیست فرمود: بروید هر کدام هر مقدار می توانید جمع کنید، هریک از آنها مختصر هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد همه را پیش روی پیغمبر روی هم ریختند سپس ایشان فرمود: «اینگونه گناهان کوچک روی هم متراکم می شوند (و شما به تک تک آنها اهمیتی قائل نیستید)» سپس فرمود: «بترسید از گناهان کوچک که هر چیزی طالبی دارد و طالب آنها آنچه را از پیش فرستادند وآنچه را از آثار باقی گذاشته اند می‌نویسد و همه چیز را در کتاب مبین ثبت کرده».[۴] این حدیث تکان‌دهنده ترسیمی است گویا از تراکم گناهان کم‌اهمیت و آتش عظیمی است که از مجموع آنها زبانه می‌کشد.[۵]

در این سیرة، پیامبر برای عینی کردن این حقیقت که گناه گرچه کم و کوچک باشد، ولی در اثر تکرار ، زیاد و بزرگ می شود، اصحاب را برای جمع آوری هیزم در بیابان خشک و بی آب و علف مأمور ساخت تا این حقیقت را به صورت عینی و محسوس به آنان نشان دهد.

۶٫ آموزش به شیوه رفتاری نه تنها رهنمود گفتاری
حضرت رسول در آموزش و تربیت دینی به گفتار تنها بسنده نمی‌کرد بلکه او قبل از هر سخن تربیتی خود اسوه عملی آن بود. آنچه به آموزش های دینی ویژگی خاص می‌دهد، اهمیت عمل و رفتار است که شخص معلم باید بدان پایبند باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه‌های سیره عملی حضرت رسول در راستای شرکت در ساخت اولین مسجد امت اسلام است که دوش به دوش اصحاب حضرت کار می کرد و وقتی اصحاب گفتند اجازه دهید ما خودمان کار کنیم و شما استراحت نمایی د پیامبر نپذیرفت.[۶] این رفتار، مهمترین اثر آموزشی و تربیتی را به همراه داشت که تمام افراد باید در امور جمعی سهیم باشند و هریک در اهداف جمعی تعیین شده سهمی مثبت داشته باشند.

۷٫ آموزش به شیوه خطابه

پیامبر اسلام  در مناسبت ها و شرایط گوناگون خطابه هایی جذاب و دلنشین ارایه می کرد. در بعضی از شرایط با زبان ملاطفت و نرمش نمی‌توان، پیام حق را رساند بلکه آنجا جایگاه زبانی برنده و گویا است تا پیام حق رسانده شود آنجا باید احساسات افراد را در جهت حق شکوفا کرد، گرچه فن خطابه می‌تواند در جهت منفی یعنی القای اهداف غیر‌الهی هم استفاده شود اما آنچه مهم است تأثیر گذاری این فن و این شیوه آموزشی و تربیتی در بین انسانهاست. و پیامبر اسلام از این شیوه در مناسبت‌های گوناگون استفاده می‌کرد.

خطابه های نخستین پیامبر اکرم، پیرامون اصول و پایه‌های تربیت دینی بود چنانکه می توان گفت اولین خطابه حضرت رسول پس از بعثت زمانی بود که بر فراز کوه صفا مردم را به خدا پرستی دعوت کرد و بعد این خطابه‌ها متناسب با رشد مردم، در راستای نیازمندیهای فردی و اجتماعی مردم، صورت می گرفت.

مرد انصاری خانه جدیدی در یکی از محلات مدینه خرید و به آنجا منتقل شد ، تازه متوجه شد که همسایه ناهمواری نصیب وی شده، به حضور رسول اکرم آمد و عرض کرد: «در فلان محله، میان فلان قبیله، خانه ای خریده ام و به آنجا منتقل شده ام متأسفانه نزدیکترین همسایگان من شخصی است که نه تنها وجودش برای من خیر و برکت و سعادت نیست، از شرش نیز در امان نیستم، اطمینان ندارم که موجبات زیان و آزار مرا فراهم نسازد. رسول اکرم چهار نفر؛ علی ، سلمان، ابوذر، و شخصی دیگر را ـ که گفته اند مقداد بوده است ـ مأمور کرد، با صدای بلند در مسجد بر عموم مردم از زن و مرد ابلاغ کنند که؛ « هرکس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارد».

این اعلان در سه نوبت تکرار شد. بعد رسول اکرم در حالی که با دست خود به چهار طرف اشاره می کرد فرمود: «از هر طرف تا چهل خانه، همسایه محسوب می‌شوند».[۷]

در این روایت، پیامبر به جهت اهمیت و درک موضوع چند نفر را امر فرمود تا همگی به صورت خطابی جمله‌ای که در بردارندة پیام مهم حق همسایه است را از مکانی عمومی اعلام کنند تا مردم به اهمیت آن پی ببرند.

روزی سه نفر از زنها، به حضورحضرت آمدند و از شوهران خود شکایت کردند. یکی گفت : شوهر من گوشت نمی‌خورد. دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می‌کند. سومی گفت: شوهر من از زنان دوری می‌کند. رسول خدا بی‌درنگ درحالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می‌کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فریاد کرد: چه می شود گروهی از یاران مرا، که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده‌اند؟! همانا من خودم ، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم از زنان بهره می‌گیرم، هرکس از روش من اعراض کند از من نیست.[۸]

۸٫ استفاده از وسایل کمک آموزشی

پیامبر متناسب با امکانات موجود از وسایل کمک آموزشی برای رساندن پیامهای الهی و تربیتی خود استفاده می‌نمود و این امر علاوه بر کمک به بهتر فهمیدن، از یکنواختی در امر آموزش جلوگیری می‌کرد و با ایجاد تنوع و جذابیت ، امر آموزش و تربیت را سهل می‌نمود. جابربن عبدالله می‌گوید: پیامبر بر روی زمین جلوی خود، خطی مستقیم کشید و فرمود: این راه خداست سپس خطوطی مورب به آن خط وصل کرد و فرمود: این ها همه راههایی است که بر سر هر یک شیطانی قرار دارد که به آن دعوت می کند، سپس دست خود را روی خط مستقیم گذاشت و این آیه را تلاوت کرد: « این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای پراکنده پیروی نکنید که شما را از راه حق دور می سازد این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزکاری پیشه کنید.»[۹] پیامبر اکرم با استفاده از ابزار در اختیار به یاران خود فهماند که راه حق همیشه واحد است اما راههای باطل زیاد که برای هر یک آنها شیطانی است که گمراهان را به آن سو می کشاند.[۱۰]

در جایی دیگر نیز آمده که ایشان سه چوب را در فواصل مختلف یکی را جلوی خود دومی را کنار آن و سومی را دورتر قرار داد و فرمود: آیا می دانید این چوبها چیستند؟ عرض کردند : خدا و رسولش داناترند. ایشان فرمود: این چوب (اولی) انسان است و آن (دومی) اجل و مرگ او و آن دیگری آرزوی اوست که فرزند آدم را گرفتار خود سازد و پیش از رسیدن به آرزو مرگ، او را فراگیرد.[۱۱] ایشان با استفاده از این ابزار آموزشی ساده به زیبایی این حقیقت را که انسان باید بفهمد که به مرگ چقدر نزدیک است و نباید در تخیل نیل به آرزوهای نامحدود که با مانعی همچون مرگ روبروست فرو رود.

۹٫ استفاده از شیوه عینی و تجربی در امر آموزش

یکی از شیوه های جذاب آموزشی و تربیتی حضرت توجه به امور عینی در امر آموزش بود یعنی: حضرت تنها به گفتارهای صرفاً نظری و عقلانی در حوزه‌های مختلف بسنده نمی‌کرد. بلکه در آموزش از امور ملموس و محسوس که قابل احساس برای مخاطبان است استفاده می‌کرد زیرا برای انسان درک امور محسوس به مراتب از درک امور معقول و نظری آسانتر است و ایشان از امور محسوس و قابل تجربه و طبیعی انسانها را به امور غیر محسوس و ماوراء طبیعی هدایت می‌نمود. حضرت برای نشان دادن علاقة بسیار خویش به نماز از تشبیه معقول به محسوس استفاده فرمود و خطاب به ابوذر فرمود: «ای اباذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داد و میل به آن را در من به مانند میل گرسنه به غذا و میل تشنه به آب قرارداد. با این تفاوت که گرسنه هرگاه غذا میل کند سیر می‌شود و تشنه هرگاه آب بیاشامد سیراب می‌شود، ولی من از نماز  هرگز سیر نمی‌شوم.»[۱۲]

در این روایت زیبا پیامبر  در امر آموزش و تربیت ذهنها را به سمتی سوق می دهد که مردم هر روز با آن ارتباط دارند و آن توجه به امور عینی است که بستر بهتر فهمیدن مخاطب را فراهم می نماید.

۱۰٫ آموزش به شیوه نمایش خود عمل

حضرت تنها به آموزش نظری اکتفا نمی‌کرد بلکه از آموزش های عملی به صورت انجام دادن خود عمل نیز استفاده می‌نمود این شیوه که از بهترین شیوه های آموزشی و تربیتی است بسیار در تحقق اهداف آموزشی و تربیتی مؤثر است یعنی یکبار گفته می‌شود که چگونه باید وضو گرفت و یکبار وضو گرفته می‌شود تا دیگران یاد گیرند. پیامبر گاهی در بین مردم وضو می گرفت و می پرسید: چه کسانی مثل من وضو می‌گیرند؟»

از ابن مسعود روایت است که حضرت در هنگام نماز دست خود را بر روی شانه های ما قرار می داد و می‌فرمود: صاف و منظم بایستید، کج نایستید که بین دلهایتان اختلاف می افتد[۱۳] و در کتاب نهایه علامه آمده است که پیامبر هرگاه در روز عید فطر و قربان خارج می‌شد با صدای بلند تکبیر می‌گفت و این آموزش‌های عملی در سیره حضرت بسیار است به گونه ای که سیره عملی خود حضرت جزء سنت مسلمانان قرار گرفته است.

پی نوشت ها

[۱]. البخاری، صحیح بخاری، کتاب المظالم و الغصب، ص۵۸۵، ح۲۴۴۴٫

[۲]. مجلسی، بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۶۰، ح۱۴۴٫

[۳]. مطهری، سیره نبوی، ص۱۲۱٫

[۴]. کلی نی ، الکافی ، ج۳، ص۳۹۴٫

[۵]. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه،ج۱۸،ص۳۳۴٫

[۶]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۸۵٫

[۷]. کلینی، الکافی، ج۲، ص ۶۶۶، باب حق الجوار، به نقل از مطهری، داستان راستان، ج۱، ص۲۲۵٫

[۸]. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص۱۰۴٫

[۹]. انعام / ۱۵۳٫

[۱۰]. الصالحی الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۹، ص۴۰۰٫

[۱۱]. ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج ۱، ص۲۸۰٫

[۱۲]. طباطبایی، سنن النبی، ص۳۲۴٫

[۱۳]. همان، ص۳۲۲٫

همچنین ببینید

آثار تربیتی زیارت اربعین

آثار تربیتی زیارت اربعین اعداد در متون و آموزه های دینی و حدیثی و تاریخی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 81 = 84