خانه / تشکل / بایسته­های تشکل اسلامی (۵)/ «گفتمان فکری و نظام ارزشی»

بایسته­های تشکل اسلامی (۵)/ «گفتمان فکری و نظام ارزشی»

نویسنده سید مهدی موسوی

اشاره

حركت­هاي جمعي و تشکل­های اجتماعی، بدون پشتوانه يك نظام فكري منسجم و خلّاق كه باورها، ارزش­ها و هنجارهاي هماهنگ و يكساني را خلق كند، قرين به پيروزي نخواهد بود؛ زيرا تقويت انگيزه مشارکت جويي و حفظ انسجام سازماني كه دو عامل عمده در رسیدن به اهداف نهضت­ها و تشکل­ها بشمار مي­روند تا حدود زيادي وابسته به وجود نظام اعتقادي- ارزشي بر آمده از گفتمان فکری است. از این رو صاحبنظران برای هر سازمان و تشکیلات وجود گفتمان فکری و نظام ارزشی را ضروری و لازم می­دانند. زیرا یکی از عواملی است که می­تواند آحاد اعضا را با سلایق و دیدگاه­های مختلف در کنار یکدیگر قرار دهد. در امر سازماندهي يك جريان عام و فراگير، وجود روابط مستحكم ذهني و معنوي در ميان نيروهاي شركت كننده است كه می تواند آنها را به سمت اهداف مشخص هدايت نمايند.

ضرورت داشتن گفتمان فکری و نظام ارزشی در تشکل

حرکت جمعی و تشکل اجتماعی از جمله فعالیت­های تدبیری انسان است که با نیروی عقل و اراده انجام می گیرد و میل و احساس به تنهایی نمی­تواند راهنمای این­گونه فعالیت­ها باشد. فعالیت­های تدبیری به حکم آنکه بر محور یک سلسله غایات و اهداف دور دست می­گردد نیاز به طرح، برنامه، روش و انتخاب وسیله است که باید با نیروی حسابگر عقل اهداف و برنامه­های کوتاه مدت و بلند مدت را ببیند و راه وصول به آنها را کشف کند و با طرح و نقشه منسجم و هماهنگ حرکت و اقدام کند. فعالیت­های تدبیری انسان آنگاه انسانی است که علاوه بر عقلانی و ارادی بودن در جهت گرایش­های عالی انسانیت باشد و لااقل با گرایش­های عالی در تضاد نباشد.[۱] از این رو، فعالیت­های تشکیلاتی باید براساس عقل و تدبیر و هماهنگ با ارزش­ها و گرایش­های عالی انسان و منطبق بر مصالح زندگی و سعادت همه جانبه آدمی باشد.

  1. گفتمان فکری و نظام ارزشی، نقشة حرکت اجتماعی

در این طرح و نقشه­ی کلی و هماهنگ باید خطوط اصلی، روش­ها، بادها و نبایدها، خوبی­ها و بدی­ها، هدف­ها و وسیله­ها، نیازها و دردها و درمان­ها، مسئولیت­ها و تکلیف­ها مشخص شده باشد و علاوه بر آن باید منبع الهام و عامل برانگیختن انگیزش­ها در انجام تکلیف­ها و مسئولیت­ها باشد. چنین طرح و نقشه ای زمانی محقق می­شود که براساس جهانبینی محکم استوار باشد که بتواند عقل و اندیشه آدمی را تغذیه کند و از طرف دیگر باید روح امید و عشق و کشش و جذبه داشته باشد تا در درونی ترین لایه­های دل آدمی نفوذ کند و او را به حرکت وا دارد.

قرآن کریم توجه ویژه­ای به داشتن نقشه و برنامه در حرکت­های اجتماعی دارد و در ماجرای ارسال انبیا علیهم السلام می­فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»[۲] در آیه شریفه، اجرای قسط و عدالت و سلامت اجتماعی را منوط به داشتن «بیّنات»، «کتاب» و «میزان» می­داند و خداوند متعال این سه را یکجا به انبیاء الهی داده است تا بتوانند جامعه را به سر منزل مقصود برسانند. مقام معظم رهبری در توضیح این سه واژه می­گوید: «بیّنات یعنی حجت‌های متقن و غیر قابل تردیدی که پیغمبران ارائه می‌دهند؛ کتاب، یعنی منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنی آن سنجه‌ها و معیارها»[۳] بر این اساس اگر افرادی بخواهند همچون پیامبران نقش اجتماعی ایفا کنند به این سه وسیله نیاز مبرم است تا براساس حقایق بیّن و آشکار، احکام و معارف مبنایی و سنجه­ها و معیارها، فکر کنند، بسنجند، انتخاب کنند، حرکت کنند و رفتار کنند. به همین جهت شهید آیت الله سید محمد باقر صدررحمه الله علیه در اولین مقاله از سلسله مقالات خود با عنوان «رسالت ما» برای برخی از تشکل­های شیعیان عراق نوشته­اند که شرط اساسی هر جنبش و تشکلی را داشتن مکتب و نقشه روشن و جامع می داند و می نویسد: «عامل اصلی برای جنبش یک ملت – هر ملتی که باشد – وجود مکتب غنی و مبدیی شایسته است که به وسیله­ی آن، اهداف و مقاصد خود را بسنجد و طبق آن نمونه­های عالی را ارائه نموده و به زندگی امت جهت گیری داده و در شعاع آن با کمال اعتماد به رسالتی که دارد و با توجه به هدف ها و نمونه ها و مقاصدی که از یک ایدئولوژی مثبت و شخصیت روحی الهام می­گیرد رهسپار شود.»[۴] به نظر ایشان وجود چنین مکتب صحیحی به همراه تفسیر و تلقی صحیح از آن و ایمان به آن مکتب موجب می­شود که یک نهضت و یا تشکلی بتواند به اهداف واقعی خود دست پیدا کند و تغییراتی را در نظام اجتماعی به وجود آورد؛ چرا که خداوند متعال فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»[۵] خداوند سرنوشت هیچ قوم و جمعیتی را دگرگون نمی­سازد تا وقتی که خود آنها بخواهند تحول و تغییر را ایجاد کنند. یعنی همه حرکت ها، جنبش ها و تحولات اجتماعی ریشه در درون آدمی دارد که براساس اراده و اختیار، شناخت و سنجش و میل و رغبت انتخاب می کند، حرکت می کند و تحولی را رقم می زند.

  1. گفتمان فکری نظام ارزشی پایه و مقدمة فعالیت جمعی

اکثر فعالیت­های اجتماعی و همه تشکل­های اجتماعی درصدد ایجاد تغییر و تحول در جامعه­اند و می­خواهند جامعه­ای که دچار نوعی رکود و توقف و یا ضعف و نقصان است را متحول کنند و اصلاحاتی را در جامعه به وجود آورند که زمینه ساز رشد افراد و پیشرفت جامعه باشد. از آن جهت اینکه جامعه دارای ابعاد مختلف و عرصه های گوناگون است فعالیت ها و اهداف تشکل­ها متفاوت می شود، تشکل های سیاسی، تشکل های اقتصادی، تشکل های فرهنگی و…. اما نکته­ای که در همه این جنبش­ها و تشکل­ها وجود دارد و زیربنای اهداف و آرمانهای اجتماعی آنها است داشتن یک فکر منسجم و اندیشه هماهنگ است. یعنی یک تشکل موفق و جنبش کارآمد، تشکل و جنبشی است که دارای جهانبینی روشن و گفتمان فکری هماهنگ و نظام ارزشی متعالی باشد تا بتواند اهداف و آرمان­های صحیح را انتخاب کند، درون خود پیاده سازد و به مردم جامعه اش عرضه کند. شهید آیت الله سید محمد باقر صدررحمه الله علیه، در اندیشه اجتماعی خود، این مطلب را مورد تأکید قرار می­دهد و معتقد است فکر و اراده انسان سازنده­ی اصلی حرکت تاریخ و جامعه است و تغییر اوضاع و شئون اجتماعی هر قومی سرچشمه گرفته است از محتوای درونی انسان که ریشه در افکار، جهانبینی و آرمان‌های کلی و نهایی انسان دارد.[۶] هم چنانکه استاد مطهری رحمه الله علیه معتقد است، انقلاب فکری و تغییرات فرهنگی مقدم بر همه فعالیت‌های جمعی است. به نظر ایشان «متد اسلام این است که انقلاب، اول باید در فکر(نه فقط علم، در فکر به معنی جهانبینی) پیدا شود، اول باید انقلاب در فکر و جهانبینی بشر پیدا شود و جهانبینی­اش یک جهانبینی درست باشد؛ جهانبینی براساس توحید، خداشناسی و خداپرستی، براساس توحید نظری و توحید عملی. همه انقلاب های دیگر باید به منزله شاخه ها و برگها و میوه های این انقلاب باشد.»[۷]

  1. گفتمان فکری و نظام ارزشی، مرز فعالیت جبهة حق و باطل

همچنین باید دانست هر تشکلی چه بخواهد و چه نخواهد در میان جبهه­بندی­ها و صف­بندی­های مختلف قرار دارد که هر کدام براساس پایه های فکری و نظام ارزشی خود به سمت و سویی می­خوانند. برخی از آنها حقّند و برخی باطل و برخی معجونی از حق و باطل. در چنین شرایطی تشکل چه باید بکند؟ نه می­تواند کنار بماند و نظاره گر باشد که در این صورت، اجتماعی نیست، مشارکت طلب نیست، دغدغه مند نیست و…. و اگر هم بخواهد وارد عرصه اجتماعی شود به شناخت و میزان سنجش نیازمند است تا بفهمد: حق چیست؟ باطل چیست؟ حق با کیست؟ راز و رمز همراهی با جبهه حق و خطوط قرمز با جبهه باطل کدام است؟ همچنان که امام علیعلیه السلام به یکی از اصحاب که دچار تردید شده بود فرمودند: «إنك لملبوس علیك؛ إن الحق و الباطل، لا یعرفان بأقدار الرجال؛ إعرف الحقّ تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله؛ به راستی که امر بر تو مشتبه شده است؛ حق و باطل با میزان شخصیت افراد شناخته نمي‌شوند. حق را بشناس تا اهل حق را نیز بشناسی و باطل را بشناس تا اهل باطل را نیز بشناسی.»[۸] این پرسش­ها و نیازها و شناخت­ها برای همراهی با جبهه حق و اجتناب از سلطه پذیری باطل نیازمند، طرح و نقشه روشن است.

  1. گفتمان فکری و نظام ارزشی، پاسخگوی سؤالات و مشکلات راه

هنگامی که تشکل اجتماعی راه افتاد و حرکت کرد چون در تعامل با عوامل اجتماعی و طبیعی مختلف است در مسیر حرکت با صدها بند و مانع، مسئله و مشکل مواجهه می شود که می بایست با سرعت در برابر آنها موضع دقیق گرفت و باید تکلیف و وظیفه اش را در مقابل همه آنها روشن کند لذا نیازمند طرح و برنامه و روش است. هیچ جنبش و تشکلی نمی تواند وقتی مشکلی ایجاد شد تازه فکر کند بلکه باید از قبل طرح و نقشه روشن و هماهنگ و خالی ابهام داشته باشد تا در کوتاه ترین زمان بتواند خود را بازسازی کند. در «مجموعه ورّام» نقل شده است: «صِحَّةُ النَّظَرِ فِي الْأُمُورِ نَجَاةٌ مِنَ الْغُرُورِ وَ الْعَزْمُ فِي الرَّأْيِ سَلَامَةٌ مِنَ التَّفْرِيطِ وَ النَّدَمِ وَ الرُّؤْيَةُ وَ الْفِكْرُ يَكْشِفَانِ عَنِ الْفِطْنَةِ وَ مُشَاوَرَةُ الْحُكَمَاءِ ثَبَاتٌ فِي الْيَقِينِ وَ قُوَّةٌ فِي الْبَصِيرَةِ فَتَفَكَّرْ قَبْلَ أَنْ تَعْزِمَ وَ تَدَبَّرْ قَبْلَ أَنْ تَهْجُمَ وَ شَاوِرْ قَبْلَ أَنْ تُقْدِمَ؛[۹] نگرش صحيح در كارها باعث نجات از غرور، و تصميم در رأى رهايى از تفريط و پشيمانى است. دقت و انديشه نشانگر هوشيارى، و مشورت با دانايان باعث استوارى يقين و نيروى بينش است، پس پيش از تصميم به كارى بينديش، و قبل از اقدام به كارى فكر كن، و پيش از دست به كار شدن، مشورت كن.»

آفات و آسیب‌های فقدان گفتمان فکری و نظام ارزشی در تشکل

تشکل‌های اجتماعی فاقد گفتمان فکری و برنامه عمل در دوران حیاتشان دچار قبض و بسط­هایی می شوند و در نهایت دچار سرخوردگی و حذف می گردند. فعالان و حاملان جنبش و تشکل­های اجتماعی، باید نقشه و استراتژی مشخصی را با توجه به شرایط خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در برخورد با مسایل و چالش های فراروی اتخاذ کنند و از دچار شدن به روز مره گی و مسایل حاشیه­ای پرهیز نمایند. همچنین باید به این نکته توجه داشت که اگر تشکل­های اجتماعی خود دارای نقشه­ی روشن با پشتوانه­ای از نهضت فرهنگی و گفتمان فکری نباشند، دنباله روی دیگر گروه­ها و جریان­های سیاسی و…. خواهند شد و در دام جریان­ها و گفتمان­هایی قرار می­گیرد که روح و برنامه آنها متفاوت از اهداف اولیه­ی تشکل است. در چنین حالتی، تشکل جذب آنها می­شود و به تدریج تغییر جهت می دهد یا وسط راه می­ماند و در جا می زند و یا به عقب بر می­گردد و ضربه می­زند. به همین جهت استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری رحمه الله علیه معتقد است: «هر نهضت اجتماعی بايد پشتوانه‏ای از نهضت فكری و فرهنگی داشته باشد و اگر نه در دام جريان­هایی قرار می‏گيرد كه از سرمايه‏ای فرهنگی برخوردارند و جذب آنها می‏شود و تغيير مسير می‏دهد، چنانكه ديديم گروهی[۱۰] از سرمايه فرهنگی اسلامی‏ بی‌بهره بودند چگونه مگس‌وار در تار عنكبوت ديگران گرفتار آمدند. و از طرف ديگر هر نهضت فرهنگی اسلامی كه بخواهد پشتوانه نهضت اجتماعی ما واقع شود بايد از متن فرهنگ كهن ما نشأت يابد و تغذيه گردد، نه از فرهنگهای ديگر.»[۱۱]

یکی از آسیب­های بزرگ تشکل اسلامی، عمل زدگی، عجله و شتاب و زود به مقصد رسیدن و کاستن از اتقان معرفتی و حجیت رفتاری است. در منطق اسلامی، با هر وسیله­ای نمی­توان به اهداف الهی رسید با هر مکتبی، با هر مربی و استادی. به تعبیر استاد مطهری رحمه الله علیه «اينكه ما از فرهنگ­های ديگر، مثلا فرهنگ ماركسيستی يا اگزيستانسياليستی و امثال اين‌ها قسمت­هایی التقاط كنيم و روكشی از اسلام بر روی آن‌ها بكشيم برای اينكه نهضت ما را در مسير اسلامی هدايت كند كافی‏ نيست.»[۱۲] بلکه باید دقت کرد، نگاه کرد، اندیشید، مباحثه و مطالعه کرد چنانکه امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر طعام در آیه شریفه «فَلْيَنْظُرْ الإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ»[۱۳] فرمودند: «عِلْمُهُ الَّذِي يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُه‏»[۱۴] یعنی مقصود از غذا، علم و دانشی است که باید دقت شود از چه کسی گرفته می‌شود.

بایسته­های گفتمان فکری و نظام ارزشی در تشکل اسلامی

گفتمان­های فکری و نظام­های ارزشی متعددی می­تواند بر تشکل­ها حاکم شود و در جهت گیری­های اصلی و فرعی تشکل تأثیر گذار باشد و نقش تعیین کننده‌ای را در ترسیم وضع مطلوب و تعیین اهداف غایی جنبش و معرفی وسایل دستیابی بدانها ایفا کند. اما تشکل اسلامی نمی­تواند به هر نظام فکری و گفتمان معرفتی دل ببندد و برنامه و رفتارهای خود را با آن تنظیم کند؛ حتی اگر در برخی از شاخه­ها مشترکاتی وجود داشته باشد. باید تحقیق کرد که حقیقتا چه مکتب و گفتمانی می تواند تشکل را در مسیر اهداف کلان آن که رسیدن به «رشد اسلامی» است یاری کند و طرح و برنامه منسجمی برای رسیدن به رشد جامع ارائه دهد و چگونه می­تواند نظم تشکیلاتی و اخوت ایمانی را میان اعضا ایجاد و یا ارتقا ببخشد.

بدون تردید یکی از پایه های اصلی اسلامیت هر تشکل اجتماعی و حرکت جمعی، گفتمان فکری غالب و اندیشه مسلّط بر اهداف، برنامه ها و رفتارها است و نمی توان به مکاتب فکری این و آن و تراوشات ذهنی نویسندگان و حتی خطابات پورشور و زیبای دغدفه مندان اعتماد کرد. بلکه باید از ۱٫ اتقان معرفتی؛ ۲٫ حجیّت شرعی، ۳٫ انسجام درونی و ۴٫ جامعیت برنامه­ای برخوردار باشد.

اسلام مکتب جامع

بدون شک تنها مکتب جامع و کلانی که می­تواند منبع و معیار گفتمان فکری تشکل­های اسلامی باشد «مکتب اسلام» است. اسلام یک مکتب جامع است که به همه ابعاد فردی و جمعی، دنیوی و اخروی انسان توجه دارد. اسلام دین زندگی و پیشرفت مادی است و در عین حال دین جهاد و مبارزه؛ هم دین معنویت است و هم کاملا سیاسی. اسلام نیرومندترین مکتب برای حرکت اجتماعی و بدوش کشیدن بار مسئولیت رهبری و جهت دادن به امت اسلام در جهت عالی‌ترین هدف‌ها و آرمان‌ها است. شهید صدررحمه الله علیه می­نویسد: «جز مکتب عالی اسلام که اساس آن تسلیم مطلق در برابر خدا و قوانین خدایی بودن است دیگر مکتبی وجود ندارد، مکتبی که از انسان نیرویی خلاق و عنصری شکست ناپذیر و موجودی فعال که در کامیابی و بهره‌گیری‌ها حاکمیت داشته و لذت و بهره را در راه رسیدن به یک حیات توأم با سعادت به سوی آینده ای بهتر به کار می گمارد، می سازد.»[۱۵]

ضرورت تفسیر صحیح از اسلام

اما مطلب مهم و اساسی، فهم درست و صحیح از مکتب اسلام است. اگر چه جوامع اسلامی به اصل اسلام اعتقاد دارند اما شناخت عمیق و فهم صحیح آن کمتر اهتمام داشته اند و به درستی آن را نفهمیده و نشناخته اند و از حقایق و احکام مترقی آن جز مقداری کمی آگاه نشدند.[۱۶] به همین جهت تفاسیر متعددی از اسلام شده است که فقط به برخی بخش ها توجه شده است و گاه به دام تحجر و یا التقاط افتاده است که در نهایت موجب تضعیف و انحطاط جوامع اسلامی شده است.

یکی از مهم‌ترین مشکلات و آسیب‌های اصلی در تشکل‌های اسلامی التقاط در مبانی و گفتمان فکری است. التقاط آفت بزرگی است که برا ثر طرح اندیشه های مکاتب و ایسم های غربی و شرقی با روکشی از اسلام و یا مارک اسلامی است. لزوما التقاط کار دشمنان و خارجیان نیست بلکه گاهی افرادی با نیت خیرخوهانه و دغدغه‌های خوب وارد می­شوند و کاغذ و قلم به دست می گیرند و به اسم اسلام اخلاق، فلسفه، تاریخ، دین و اقتصاد می­نویسند و یا با خطابه­های پرشور، افراد را به اسم اسلام تهییج می­کنند در حالی که هیچ تخصصی در فنون اسلام شناسی ندارند. استاد مطهریرحمه الله علیه در این­باره می­نویسد: «افرادی مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامی و شيفته مكتب­های بيگانه، به‏ نام اسلام، اخلاق می‏نويسند و تبليغ می‏كنند اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ‏ می‏نويسند همانطور، فلسفه دين و نبوت می‏نويسند همانطور، اقتصاد می‏نويسند همانطور، سياست می‏نويسند همانطور، جهان بينی می‏نويسند همانطور، تفسير قرآن می‏نويسند همانطور ووو. من به عنوان يك فرد مسئول به مسئوليت الهی، به رهبران عظيم الشأن‏ نهضت اسلامی كه برای همه‏شان احترام فراوان قائلم، هشدار می‏دهم و بين خود و خدای متعال اتمام حجت می‏كنم كه نفوذ و نشر انديشه‏های بيگانه به نام‏ انديشه اسلامی و با مارك اسلامی اعم از آنكه از روی سوء نيت و يا عدم سوء نيت صورت گيرد، خطری است كه كيان اسلام را تهديد می‏كند.»[۱۷] ایشان همچنین در جای دیگری می گوید: «ما با گرایش به مكتبهای بیگانه استقلال مكتبی خودمان را از دست می دهیم، می خواهد آن مكتب بیگانه مكتب كمونیسم باشد یا مكتب كاپیتالیسم. با یك مكتب التقاطی، دو كلمه از این گرفتن، دو كلمه از آن گرفتن و سه كلمه از اسلام گرفتن، یك شلم شوربا و یك معجون شله قلمكار درست كردن، ما به استقلال مكتبی نمی­رسیم و اگر چنین كنیم محكوم به فنا هستیم. این یك اعلام خطر بزرگی است كه من می­كنم.»[۱۸] امروز نیز همان دغدغه و همان اعلام خطر نسبت به تشکل­های اسلامی وجود دارد. فهم التقاطی از اسلام موجب مسئولیت اسلامی و افراط و تفریط در رفتارها می شود که در نهایت موجب ضعف و انحطاط تشکل‌های اسلامی می‌شود و چهره تابناک اسلام را در انظار عمومی پوشیده می دارد و موجب از دست رفتن ارزش ایمان به اسلام و سرد شدن حرارت و قدرت آن در قلوب حقیقت جویان عالم می شود.

بنابراین یکی از عناصر اصلی در تشکل اسلامی، تمسّک به تفسیر صحیح و فهم جامع از اسلام و شناخت حقایق و معارف آن به عنوان یک مکتب جامع است تا در پرتو این فهم عمیق بتوان طرح و نقشه خود را تهیه و تنظیم کند. رسیدن به این فهم جامع از اسلام، نیازمند روش شناسی دقیق و عمیقی به نام «اجتهاد و تفقّه» است. در روایتی از امام هفتم حضرت موسی ابن جعفرعلیه السلام آمده است: «تَفَقَّهُوا فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِيرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَى الْمَنَازِلِ الرَّفِيعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِيلَةِ فِي الدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ فَضْلُ الْفَقِيهِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَوَاكِبِ وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ لَمْ يَرْضَ اللَّهُ لَهُ عَمَلا؛[۱۹] در دين خدا فهم عمیق کنید و آن را بياموزيد كه فقه (شناخت عمیق دین خدا) كليد بينائى است، و كمال عبادت و وسيله نيل به مقامات بلند و رتبه‏هاى عالى دين و دنيا، امتياز فقيه بر عابد چون امتياز خورشيد بر اختران است، هر كه فقه دين نياموزد خدا عملى از او نپسندد.»

بنابراین اگر گفتمان فکری و نظام ارزشی در تشکل اسلامی، برآمده از فهم عمیق و اجتهاد تخصصی که نیازمند فنون مختلف اسلام‌شناسی نباشد، نمی‌توان آن را اسلامی دانست چرا که به تعبیر امام موسی کاظم علیه السلام اگر اندیشه ها و رفتارها برآمده از فهم عمیق و تفقه دقیق نباشد مورد قبول و رضایت الهی واقع نخواهد شد.

………………………………

در شماره­ای دیگر، ویژگی­ها و روش دست­یابی به «اسلام ناب محمدی» به عنوان گفتمان فکری و نظام ارزشی تشکل اسلامی معرفی خواهد شد.

[۱] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲، ص۵۴٫

[۲] . حدید، ۲۵٫

[۳] . بیانات مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی۲۷/۲/۱۳۹۰٫

[۴] . رسالت ما، ص۱۷ – ۱۸٫

[۵] . رعد، ۱۰٫

[۶] ر.ک: سید محمد باقر صدر، سنت های تاریخ در قرآن، ص۱۴۶ – ۱۶۰٫

[۷]  مطهری، خدا در زندگی انسان، ص۵۶٫

[۸]  بحار الانوار، جلد ۲۲، صفحه ۱۰۵٫

[۹]. مجموعة ورام (تنبيه الخواطر)، ج۱، ص۲۵۱٫

[۱۰] . اشاره به سازمان مجاهدین خلق است.

[۱۱] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۴، ص۷۵٫

[۱۲] . همان.

[۱۳] . عبس، ۲۴٫

[۱۴] . تفسير برهان، ص ۱۱۷٫

[۱۵]. رسالت ما، ص۱۱۲٫

[۱۶] . صحیفه امام، ج۳، ص ۲۹؛ ج۴، ص۶ – ۱۱؛ مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۴، ص۲۲۲٫

[۱۷] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۴، ص۸۶٫

[۱۸] . همان، ص۲۴۴٫

[۱۹]. بحار الأنوار، ج‏۱۰، ص ۲۴۷؛ تحف العقول عن آل الرسول، ص ۴۱۰٫

همچنین ببینید

تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۱

اشاره:دغدغه کار تشکیلاتی منسجم و تربیت نیروهایی باتوان مدیریت و ساماندهی بالا هیچ گاه از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
4 + 30 =