خانه / طرح بحث / جای من کجاست؟

جای من کجاست؟

کسی از بین شما هست که خونه خودش یا اقوامش نزدیک ریل راه آهن باشه؟ اصلاً از بین شما کسی هست که تا به حال کنار ریل راه آهن رفته باشه و از نزدیک اون رو دیده باشه؛ یعنی نه فقط وقت مسافرت که با عجله می‌خواهید سوار قطار بشید، بلکه یکبار سر حوصله و صبر بروید کنار ریل راه آهن بایستید و با دقت ریل را برانداز کنید؟ [بعید است پاسخ همه منفی باشد. با این حال اگر جواب‌ها منفی بود، مربی به بچه‌ها پیشنهاد کند:] اگر تا به حالا نرفتید یا اگر رفتید و نشده که با دقت در کنار ریل بایستید، این بار این تجربه را از دست ندید؛ با این تفاوت که حتماً با خودتان یک مِتر بردارید و ببرید. اما متر به چه دردی می‌خوره؟ برای اینکه فاصله بین دو خط موازی راه آهن را اندازه بگیرید. به نظر شما فاصله این دو خط چقدره؟ [مربی اجازه دهد بچه‌ها احتمالاتی را که به ذهنشان می‌رسد، بگویند. بعد در صورت وجود تخته این عدد را با ماژیک یا گچ روی آن بنویسد:]  Cm5/143.

دوتا سؤال:

یک: به نظر شما این عدد ثابته یا ممکنه یه جایی از ریل این عدد کم یا زیاد بشه؟

 [جواب سؤالات را بشنود و اگر پاسخ درست یا کامل نبود، این جواب را بدهد:] هیچ وقت فاصله دو خط موازی کم یا زیاد نمی‌شه؛ چون اگر این اتفاق بیفته، دیگه موازی نیستند و اگر در ریل‌ها این اتفاق بیفته، می‌دونید چقدر خطرناکه؟! علاوه بر اینکه این فاصله در سرتاسر جهان یکسان است؛ یعنی فاصله ریل‌های قطارهای ژاپن و ایران هیچ فرقی با هم ندارد.

دو: به نظر شما چرا یک عدد اعشاری پیچیده مثل این را برای فاصله ریل‌ها انتخاب کرده‌اند؟ مثلاً چرا عدد ۱۵۰ یا ۱۴۰ را انتخاب نکرده‌اند؟! می‌دانید وقتی یک عدد اینجوری دقیق بخواهد اندازه‌گیری شود، چقدر دردسر دارد؟!

[مربی منتظر جواب‌ها شود؛ البته می‌تواند در این میان با توضیحات بیشتر، یخ بچه‌ها را باز کند؛ مثلاً اینکه: «ممکن است کسی بگوید قطار اندازه‌اش این است، پس باید ریل مناسب آن ساخته شود؛ درحالی‌که معلوم است قطار را بر اساس ریل می‌سازند »و…]

قبل از اینکه قطارهای شهری ساخته شود، در شهرها ترامواها[۱] و کالسکه‌ها برای حمل و نقل استفاده می‌شد. سازندگان کالسکه‌ها و ترامواها مجبور بودند چرخ‌های کالسکه را به اندازه عرض خیابان‌های کالسکه‌رو بسازند و عرض خیابان‌ها کالسکه‌رو ۵/۱۴۳ بود؛ زیرا رومی‌ها که اولین خیابان‌ها را در اروپا ساخته بودند، آن را مطابق ارابه‌های جنگی خود ساخته بودند؛ یعنی وقتی دو اسب را در کنار هم به یک کالسکه می‌بستند، فضایی معادل ۵/۱۴۳ سانتیمتر را اشغال می‌کرد؛ پس آنها خیابان‌های ارابه‌رو را با این فاصله ساختند. بنابر این:

ارابه‌های جنگی

خیابان‌های متناسب با آن

کالسکه‌های متناسب با خیابان‌های کالسکه‌رو

قطارهای شهری که متناسب با خیابان‌های کالسکه‌رو ساخته شده بود

قطارهای بین‌شهری که بر اساس فاصله ریل‌های قطار شهری ساخته می‌شد.

جالب‌تر اینکه:

اين موضوع بر ساخت سفینه‌های فضايی هم تأثير گذاشت؛ زیرا مهندسان امريکايی می‌خواستند مخازن سوخت را بزرگ‌تر بسازند؛ اما اين مخازن در ايالت یوتا ساخته می‌شد و بايد آنها را با قطار به مرکز فضايی فلوريدا می‌رساندند و تونل‌ها گنجايش شيئی به اندازه بزرگ‌تر را نداشت؛ در نتيجه مجبور شدند تسليم نظر روميان درباره فاصله مناسب بين دو ريل شوند.

بنابراین می‌شود گفت:

رومیان باستان ـ بدون اینکه متوجه باشند ـ فاصله ریل‌های قطار امروز را تعیین کرده‌اند؛ حتی فاصله ریل‌های مدرن‌ترین قطارهای سریع السیر نیز باید براساس فاصله تعیین‌شده رومی‌ها انتخاب شود.

شاید اگر امروز ـ مثلاً با استفاده از ماشین زمان ـ رومی‌ها را بیاورند و به آنها بگویند: اینها همه بر اساس محاسبه شما شکل گرفته است، سرشان سوت بکشد و بگویند: ما باور نداریم آن کار کوچک و جزئی ما مبنای همة این اتفاقات شده باشد.

ما هم باور نداریم که گاهی تصمیم‌های خیلی خیلی ساده ما باعث چه تغییرات عجیبی در زندگی و حتی عالم می‌شود. ما خودمان را دست کم می‌گیریم و باور نمی‌کنیم که برای هدفی خلق شده‌ایم و در این عالم کاره‌ای هستیم. بعضی از ما حتی اگر به زبان نیاوریم، در دلمان این است که واقعاً اتفاقی به این دنیا آمده‌ایم؛ درحالی‌که خدایی که ما را خلق کرده، بارها به ما فرموده است: خیال نکنید من شما را برای بازی خلق کرده‌ام. پس عالم برای مسخره‌بازی نیست و شماها هم مسخره نیستید. وقتی خودمان را دست کم گرفتیم، طبعاً کارهایی را هم که انجام می‌دهیم، دست کم خواهیم گرفت و نتیجه‌اش این می‌شود که اهمیتی برای آنچه انجام می‌دهیم قائل نیستیم. قرآن هم در آیات متعددی به ما تذکر می‌دهد که حواسمان باشد این جهان برای بازی کردن خلق نشده است و خداوند برای خلق جهان و موجودات در آن، حساب و کتابی را لحاظ کرده است. خدا رد سوره دخان آیه ۳۸ می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ؛ ما زمین و آسمان را برای بازی کردن نیافریده‌ایم» بلکه «خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ؛ آن را جز به حق نیافریده‌ایم». «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون‏» اما متأسفانه خیلی‌ها توجه ندارند و نمی‌دانند.

در سوره انبیاء آیه۱۶ هم می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ؛ آسمان و زمین و آنچه در اسمان و زمین است را برای بازی کردن نیافریده‌ایم». پس این حرف که گاهی وقت‌ها می‌شنویم که دنیا مسخره‌بازی و همة اینها بازی است، حرف غلطی است؛ چراکه خدا این‌همه امکانات را بی‌دلیل و بدون هدف به کار نمی‌گیرد.

حالا در این دنیایی که هر چیزی جایی دارد، باید سعی کنیم جای خودمان را پیدا کنیم. خدا می‌فرماید: «إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ؛[۲] ما هر چیزی را به اندازه آفریده‌ایم». یعنی ما هم که آفریده شده‌ایم، اندازه‌ای داریم و باید اندازه‌های خودمان را در این عالم پیدا کنیم. اگر ما اندازه‌های خودمان را کشف، و باور کنیم که خدا برای شخص ما برنامه‌ریزی کرده و هدفی از خلق ما داشته است، برای کوچک‌ترین کارهایمان هم ارزش قائل خواهیم شد. خوب به این حرف دقت کنید: خدا در قرآن می‌فرماید: اصلاً ما شما را خلق کرده‌ایم تا ببینیم کدام‌یک از شما کار بهتری ـ خوب دقت کنید، نمی‌فرماید کار خوب، می‌فرماید کار بهتری ـ را انجام می‌دهید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ‏ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً».[۳] حتی بالاتر، اینکه اصلاً زیبایی‌ها و آراستگی‌های زمین را هم برای رسیدن به این هدف قرار داده‌ایم: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ‏ عَمَلاً».[۴] پس خداوند اهمیت زیادی برای کارهای ما قائل است. وقتی آدم اینطور به زندگی نگاه می‌کند، دیگر مراقب کارهای ریز و درشتش است. نقل شده است که علامه طباطبایی  مقید بود دست‌هایش را قبل از کار و قبل از غذا و بعد از آن بشوید. وقتی که می‌خواست سرش را شانه کند، چیزی پهن می‌کرد. قبل از نماز و بعد از آن نمک می‌خورد. ایستاده چیزی نمی‌خورد. سعی می‌کرد سبزه و گیاه ـ هرچند کم ـ دور و برش باشد. به فرزندانش می‌گفت: لباس را هیچ وقت پرت نکنید بیفتد یک گوشه، حتماً آویزان کنید یا تا کنید… کسی که مقید باشد به چیزهای کوچک، کم‌کم آماده چیزهای بزرگ هم می‌شود. اینها خودش آدم را به سمت حقیقت می‌کشد.

* برای مطالعه بیشتر می‌توانید از منابع زیر کمک بگیرید:

– فلسفه آفرینش، عبدالله نصری، نشر معارف.

– فلسفه خلق انسان، عبدالله نصری، کانون اندیشه جوان.

– انسان و آفرینش، علامه محمد تقی جعفری، مؤسسه تدوین آثار علامه جعفری.

– ارتباط انسان-جهان، علامه محمد تقی جعفری، مؤسسه تدوین آثار علامه جعفری.

– اندیشه‌های پنهان، علاءالدین اسکندری، نشر لیله‌القدر.

– انسان جاری، مسعود پورسیدآقایی، نشر لیله‌القدر.

[۱]. وسیله‌ای شبیه واگن قطار که مثل کالسکه با اسب جابجا می‌شود.

[۲] . قمر: ۴۹٫

[۳]. ملک: ۲٫

[۴]. کهف: ۷٫

همچنین ببینید

طرح درس شیطان‌شناسی

بحث شیطان شناسی از موضوعاتی است که دانش آموز بسیار با آن برخورد داشته و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
21 + 6 =