خانه / بررسی / ما تشکل های اسلامی ، از شما می خواهیم …

ما تشکل های اسلامی ، از شما می خواهیم …

وظایف و مسئولیت های تشکل های اسلامی ایران در قبال تشکل های اسلامی جهان

در گفتگو با تعدادی از فعالان تشکل‌های جامعة المصطفی العالمیة 

به کوشش:  سید عبدالکریم یوسفیان      

 

مقدمه:

افق فکری عالمان شیعی و به پیروی از آنان شیعیان، بنابر بر تفکر جهان‌شمول ظهور منجی، همیشه به دوردست‌هاو فراتر از مرزهای جغرافیایی بوده است. امام خمینی(ره) زمانی که سخن از تغییر طاغوت حاکم بر ایران می‌زد، ترجیع‌بند سخنش نجات همه مظلومان عالم از دست مستکبران بود.

این جریان فکری تا به امروز در میان رهبران فکری نظام جمهوری اسلامی حاکم بوده است. حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بارها روی سخنش را به سوی مردم دنیا به‌ویژه جوانان آنها نموده است و ناب‌ترین مفاهیم شیعی را با زبان خودشان برایشان مطرح کرده است. میزان این تاثیر به گونه‌ای است که حتی وقتی رهبران سیاسی کشورهای مختلف به دیدار رهبر فرزانه انقلاب می‌آیند و خارج از عرف‌های دیپلماتیک خود را فرمانبردار ایشان دانسته و اقرار می‌کنند که پیروزیشان در گرو عمل به دستورات ایشان است.

دشمن نیز تا جایی که از دستش برمی‌آید بخشی از هجوم فرهنگی خود را به از بین بردن همین تفکر نجات‌بخش فرا مرزی از ذهن مردم ایران اختصاص داده است؛ روزی با طرح شعار «نه غزه، نه لبنان» و روزی دیگر با تاکید بر رساندن ریشه‌های هویت ایرانی به دوران قبل از اسلام ونفی هویت دینی مردم ایران.

حجت الاسلام و المسلمین حاج‌علی‌اکبری نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان بر مبنای تفکر اصلاح جهانی، مسئولیت خطیری را بر عهدة دانش‌آموزان این سرزمین می‌گذارد: «مهم‌ترین پیش‌درآمد عصر ظهور ارائه یک الگوی کوچک از بهشت معنوی است. ایران، همان قطعه‌ای است که برای ارائه این الگو و مدل برای بشریت انتخاب شده است. بچه‌های عزیز این انتخاب را قدر بدانید و برای آن سرمایه‌گذاری کنید… ان شاءالله شما هم از آن مردان مردی باشید که پرچم علم و معنویت را در این نقطه به اهتزاز در خواهند آورد. جنبش دانش‌آموزی با این رویکرد بر شما مبارک باد.» [۱]

شناخت و انجام وظیفه یک امر طرفینی است؛ ابتدا باید با خواسته‌ها، انتظارات و ظرفیت‌های طرف مقابل آشنا شد تا وظیفه متناظر با آن خواسته را به انجام رسانید. از همین رو ما در نشریه راهنما پای سخنان فعالان تشکیلات شیعی کشورهای مختلف از قبیل افغانستان، ساحل عاج و بنین نشستیم تا آنها انتظارات و دیدگاه‌های خود را برای الگوسازی از تشکل‌های دینی کشورمان در کشورهای خود مطرح کنند. از دفتر تشکل‌های جامعة المصطفی العالمیة  برای مهیا کردن این فرصت تشکر می‌کنیم.

 

 

 

قارۀ آسیا، کشور افغانستان:

حجت الاسلام و المسلمین عبدالملک سعیدی: بنده عبدالملک سعیدی، دانش‌پژوه دکترای دورۀ مدیریت و قرآن هستم. مدتی است که هدایت و مدیریت اتحادیۀ تشکل‌های فرهنگی علما و طلاب افغانستان را بر عهده دارم. این اتحادیه توسط یک هیئت مدیرۀ متشکل از پنج عضو فعال، اداره می‌شود که بنده دبیر این تشکل و چهار نفر دیگر -از جمله جناب حجت الاسلام ناطقی که در ایجا شرف حضور دارند- به عنوان مسئول فرهنگی اتحادیه، مشغول به خدمتگزاری هستیم. فعالیت‌های اتحادیه در چند بخش خلاصه می‌شود که عبارتند از: فعالیت‌های فرهنگی، تربیتی، علمی و پژوهشی.

این اتحادیه در سال ۱۳۸۹ با همت جمعی از دوستان، در مدرسه حجیته تأسیس شد که هم اکنون تحت اشراف «دفتر تشکل‌های اسلامی جامعة المصطفی» مشغول به فعالیت می‌باشد.

هدف از تأسیس چنین تشکلی، علاوه بر شناسایی نیروهای فعال عرصۀ فرهنگی در افغانستان، جلوگیری از موازی کاری در زمینه‌های مختلف، از جمله تولیدات و برنامه‌های فرهنگی از سوی گروه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی که در ایران هستند، ولی مشغول انجام فعالیت‌های فرهنگی در افغانستان می‌باشند، بوده است و در یک گام بلندتر، هماهنگی و هم‌پوشانی بهتر، برای انجام فعالیت‌های کلان  فرهنگی است که می‌بایست در کشور افغانستان شکل بگیرد. البته هدف بلندمدت و راهبردی‌ این اتحادیه، وحدت ملی افغانستان است؛ به این معنی که همه بر محور حاکمیت اسلام و قرآن، متحد شوند.

هر تشکل باید یک نماینده در اتحادیه داشته باشد. الحمدلله از بیست و پنج تشکل ثبت شده، حدود بیست تشکل، فعال هستند و حضور مستمر و گسترده در ادارۀ اتحادیۀ تشکل‌های فرهنگی دارند. عمدۀ این تشکل‌ها در قم مستقر هستند. البته برخی نیز در مناطق مختلف افغانستان حضور دارند.

این اتحادیه یک سری وظایفی برعهده دارد؛ از جمله برنامه‌ریزی برای کلیۀ تشکل‌های افغانستان و همچنین موضع‌گیری‌ در قبال حوادث و رخدادهای جهان اسلام. برای مثال دو روز قبل، حادثۀ بسیار دردناک و اسفبار در ولایت زابل افغانستان رخ داد که چهار شیعه را سر بریدند. امروز در کابل قرار است در جلوی ارگ ریاست جمهوری، مردم تظاهرات کنند. اتحادیۀ ما از این تظاهرات حمایت می‌کند. الآن هم که من و شما اینجا نشستیم، در کابل غوغا است. تظاهرات هم در بامیان، کابل و غزنی ادامه دارد. این تحرکات را اتحادیۀ ما توسط نهادها و تشکل‌هایی که دارد، صورت داده و لحظه به لحظه گزار‌ش‌ها را می‌گیرد و بر اساس آن برنامه‌ها و فعالیت‌های جدید را اعلام می‌کند. این راهبردها از طریق شبکه‌های مجازی مثل واتس‌آپ، وایبر و تلگرام برای آنها ارسال می‌شود.

عنوان اتحادیۀ ما‌ «تشکل‌های فرهنگی علما و طلاب افغانستان» است. لذا اکثر اعضای این تشکل‏ها، طلبه‌ هستند. البته تعداد محدودی از دانشجویان و دانش‌آموزان هم با ما در کارهای فرهنگی فعالیت دارند؛ منتها به جهت پاره‌ای مسائل امنیتی، نامی از آنها برده نمی‌شود.

در افغانستان، بیشترین مخاطب ما را دانشجویان و دانش‌آموزان تشکیل می‌دهند؛ اما نه به عنوان تشکل یا مجموعه‌ای مانند اتحادیۀ انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان ایران. ما در افغانستان چنین تشکلی نداریم. البته در میان دانشجویان، تشکل‌های ملی و سیاسی وجود دارد؛ اما برای دانش‌آموزان –متأسفانه- هیچ فعالیتی صورت نگرفته است. البته در افغانستان، هر مدرسه‌ای مجموعه‌های فرهنگی که برنامه‌های مذهبی، مانند گروه سرود، گروه تواشیح و مدیحه ثرایی و… برگزار می‌کنند، وجود دارد؛ ولی به صورت یک تشکل منسجم با ساختار و نظم تشکیلاتی، وجود ندارد.

فعالیت فرهنگی که توسط تشکل‌های ما در افغانستان صورت می‌گیرد، عمدتاً به ایام تبلیغی، مانند ماه مبارک رمضان و یا ایام ماه محرم و صفر -که دوستان ما در مناطق مختلف مستقر هستند- مربوط می‌شود.

در آنجا اولین قدمی که برای فعالیت‌های فرهنگی در حوزۀ دانش‌آموزان برمی‌داریم، برگزاری کلاس‌های آموزشی، اعم از آموزشِ روخوانی، تجوید و حفظ قرآن کریم است. در سال گذشته، در منطقۀ جاقوری، حدود ۱۱۰ نفر از دانش‌آموزان در رشته‌های حفظ، مفاهیم و تجوید شرکت کرده بودند. در مناطق دیگر همچون بوسعید، لومان و کجور نیز، فعالیت‌های فرهنگی از همین قبیل برگزار شده بود که برگزاری همه آنها، به عهدۀ اتحادیۀ تشکل‌های فرهنگی علما و طلاب افغانستان بوده است.

 

حجت الاسلام و المسلمین ناطقی: در اینجا می‌بایست این نکته را متذکر شوم که هدف اصلی‌ اتحادیه، ایجاد اتاق فکر برای تشکل‌های فرهنگی و علمی است که توسط طلاب افغانستان، گاه در ایران و گاه در افغانستان شکل گرفته است و عمدۀ فعالیت آن، برنامه‌ریزی و راهبری فعالیت‌های فرهنگی است که می‌بایست در افغانستان انجام شود.

بر این اساس، نمی‌شود گفت همة اتحادیه‌ها با دانش‌آموزان ارتباط دارند یا ندارند. بخشی از تشکل‌ها ارتباط عمیقی با دانش‌آموزان دارند، مانند تشکل نور هدایت که مدت پنج سال است در افغانستان مشغول به فعالیت می‌باشد. این تشکل در منطقۀ بانیان دارای نمایندگی است که حدود هفتاد، هشتاد نفر از دانش‌آموزان، در این نمایندگی مشغول درس خواندن هستند و در کلاس‌های احکام،‌ عقاید، قرآن و همچنین مباحث درسی، مانند ریاضی، زبان انگلیسی و… شرکت می‌کنند. در کابل هم همین طور است. ما در آنجا از دانشجویان ممتاز دوره دیده‌، برای تدریس به دانش‌آموزان استفاده می‌کنیم. اگر بخواهم بهتر توضیح دهم این مجموعه چیزی شبیه به «کشافه»(۱) است.

ما در راستای ایجاد ارتباط با مدارس در افغانستان، برنامه‌ای را آغاز کردیم به این صورت که از هفت استان افغانستان، معاونت‌های آموزشی مدارس را به جمهوری اسلامی ایران آوردیم و با همکاری جامعة المصطفی، دوره‌های آموزشی مختلف دیدند. همچنان به واسطۀ این عزیزان، ما با دانش‌آموزان و مدارس مرتبط هستیم. بنابراین برخی تشکل‌های ما، با بدنۀ دانش‌آموزی ارتباط دارند؛ اما اینکه در افغانستان، مجموعه‌ای به عنوان انجمن‌های اسلامی وجود داشته باشد، خیر! ولی در کابل، مدارسی با عنوان «مدرسۀ تمدن» تشکیل شده است که در آنجا، تشکل‌هایی با محوریت دانش‌آموزان شکل گرفته است.

لازم به ذکر است که متأسفانه بسیاری از کشورها در افغانستان کشافه دارند. از جمله ترکیه، که بسیار در این بخش فعال است و در ضمن اینکه کارهای علمی ارائه می‌کنند، کارهای فرهنگی عجیب و غریب دارند. مثلاً در بعضی مدارس، زیارت جامعه را که مربوط به شیعیان است، در برنامه‌هایشان قرار داده‌اند، یا در بعضی مدارس روی صحیفۀ سجادیه کار می‌کنند. اینکه در پس این، چه هدف دیگری دارند یا ندارند، نمی‌دانم. کشورهای دیگر، از جمله ژاپن، انگلستان، آلمان و… نیز چنین مدارسی دارند.

[حجت الاسلام و المسلمین عبدالملک سعیدی:] اجازه دهید صریح صحبت کنم. به نظر بنده در خصوص شکل گیری، هدایت و راهبری تشکل‌های اسلامی در جهان، آن هم در حوزه‌ها و سطوح مختلف، این مسئولیت به عهدۀ جمهوری اسلامی ایران است. چون ادعا این است که جمهوری اسلامی ایران، ام‌القرای جهان اسلام است و اگر این را نپذیریم، به طور قطع ام‌القرای جهان تشیع است. لذا برنامه‌های جهان تشیع، باید در ایران برنامه‌ریزی و در اختیار جهان اسلام قرار گیرد؛ اما برنامه‌ریزی که با نگاه به کل جهان باشد. گاهی یک سری برنامه‌هایی طراحی می‌شود، اما متأسفانه در آن  کل جهان را ایران فرض می‌کند با همان خصوصیات و همان فرهنگ! فلذا برای کشوری که پنج درصد شیعه دارد، انجام این برنامه شدنی نیست.

نکته دیگر اینکه با نگاه محدود، نمی‌شود «تمدن نوین اسلامی» ساخت. یکی از آسیب‌های جدی که در تشکل‌ها و برنامه‌های جمهوری اسلامی ایران دیده می‌شود، چه در صدا و سیما و چه در بخش‌های دیگر، این است که در برنامه‌هایشان، کل جهان را در نظر نمی‌گیرند. نگاهشان محدود است.

آسیب دیگر اینکه گاهی نگاه‌ها جامع است، منتها در اجرا به مشکل برمی‌خورد. بعضی از دست‌اندرکاران و نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، عدۀ خاصی اطرافشان را گرفته‌اند و نمی‌گذارند نگاهی وسیع‌تر داشته باشند. اگر انسان دلسوزی بخواهد با نگاه وسیع‌تر برود، اینها نمی‌گذارند.

معرفی‌ و شناسایی‌ تشکل‌های ایران به تشکل‌های اسلامی جهان و شاید در گام اول، به مدیران فرهنگی جهان اسلام، قطعاً تأثیر مثبت دارد. برای مثال، معرفی اتحادیۀ انجمن‌های اسلامی دانش آموزان ایران، به مدیران فرهنگی افغانستان. منتها اینکه با چه شیوه‌ای معرفی شوند نیز مهم است. با توجه به فعالیت‌هایی که الآن در کشور افغانستان وجود دارد و با توجه به فعالیت‌های گستردۀ‌ مخالفان شیعه، اعم از وهابیت، غربی‌ها و سکولارها، قطعاً اگر تشکل‌های اسلامی در ایران بخواهد وارد این کار شود، باید شیوۀ‌ درستی انتخاب ‌گردد. یک سری شیوه‌ها نادرست است و در همان اول کار، ناموفق خواهند بود.

تشکل‌های اسلامی در ایران، به عنوان یک الگو برای ما مطرح هستند؛ لذا برای ما یک سری توقعات خود به خود ایجاد می‌کند. چون ما نوپا و تازه‌کار هستیم. به قول شاعر: «آدمی گر آدم نبیند، پس کجا آدم شود / شمع اگر شعله نبیند، پس کجا روشن شود». اگر ما الگوی خوبی نداشته باشیم و از تجربۀ دیگران استفاده نکنیم، خیلی طول می‌کشد تا به نتیجۀ خوب و مثبت برسیم.

بنده قبل از جلسه، به آقای صادقی پناه عرض کردم که در صورتی در چنین جلسات شرکت می‌کنیم و وقت می‌گذاریم که شما تعهد بفرمایید کسانی که ما را دعوت می‌کنند و از ما اطلاعات می‌گیرند، در قبالش نیز آورده‌ای از جنس تجربه و برنامه برای ما داشته باشند که بهترین آن، همان مدل الگویی است که برای ما ارائه می‌کنند. اما از چه طریقی؟ مثلاً مسئولین اتحادیه، چند نفر از مسئولان این تشکل‌ها را به اتحادیۀ انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان دعوت کنند و برنامه‌ها و نوع ساختار تشکیلاتی خود را برای ما توضیح دهند و ما را از چگونگی و نحوۀ اجرای برنامه‌ها و نتایج آن مطلع نمایند.

مسئلۀ دیگر، همان‌طور که از کشورهای غربی، ترکیه و ژاپن انتظار نداریم، از شما انتظار داریم که در داخل افغانستان کار کنید. جامعةالمصطفی در داخل افغانستان، مدرسۀ آموزش عالی علوم انسانی راه انداخته که بسیار کار خوبی است. با اینکه پول می‌گیرند، ولی چه بسا ترکیه و ژاپن نتوانند این کار را بکنند و کشافه‌های این‌چنینی در داخل افغانستان راه بیندازند که دانش‌آموزانی که از این مدارس فارغ التحصیل می‌شوند، دانش‌آموزان نمونه و الگو باشند که دیگران از آنها یاد بگیرند و بگویند این بچه شیعه در دامن شیعه این‌جور پرورش پیدا می‌کند. این به نظرم بسیار چیز جالبی است.

پیشنهاد دیگر اینکه، دانش‌آموزان نخبه در مدارس افغانستان شناسایی شوند و یک سفر زیارتی و آموزشی یک ماهه، به جمهوری اسلامی ایران آورده شوند. این مدل را کشورهای غربی اجرا کردند و خیلی هم موفق بوده‌اند. دانش‌آموز چند ماه به آمریکا، انگلیس یا کشورهای دیگر رفته و وقتی برگشته، کاملاً دیدگاهش عوض شده است. می‌توان توسط همین اتحادیه، نخبگان مدارس و آنهایی که بالاترین نمره را دارند، به ایران آورد و طی یک سفر، با جمهوری اسلامی ایران و بعضی فعالیت‌های فرهنگی آ‌ن آشنا شوند.

قارۀ آفریقا، کشور ساحل عاج:

حجت الاسلام و المسلمین عبدالله دوسو: بنده عبدالله دوسو، اهل کشور ساحل عاج هستم. قبل از ورود به حوزه یا حتی قبل از اینکه تشیع را بشناسم و قبول کنم، عضو چند تشکل بودم. سال ۹۰ میلادی، در ساحل عاج عضو اپوزیسون بودم؛ اپوزیسون در مقابل حزب حاکم. در ضمنِ آن، به چند انجمن ملی مثل «انجمن جوانان مسلمان ساحل عاج» و سپس «انجمن مبلّغان مسلمان ساحل عاج» پیوستم و عضو «شورای ملی اسلامی» بودم و با این سه انجمن، همکاری داشتم و کارهای زیادی انجام دادم. وقتی فعالیتم در زمینه‌های اسلامی بیشتر شد، مشارکت در جنبۀ سیاسی را کمتر کردم، تا وقت بیشتری برای فعالیت‌های اسلامی پیدا کنم.

الآن هفده سال است که در ایران حضور دارم و هفت سال است که ریاست «انجمن طلاب ساحل عاج» را برعهده دارم. دورۀ سوم است که نمایندۀ طلاب آفریقایی در «شورای منطقۀ جامعةالمصطفی» هستم و در حال حاضر، مسئولیت «اتحادیۀ طلاب آفریقا» را نیز برعهده دارم.

اتحادیه طلاب آفریقا چند ویژگی دارد: اولاً از درون حوزۀ علمیه قم به وجود آمده است. ثانیاً به مناسبت ایام عاشورا در سال ۲۰۰۱ به وجود آمده است. ثالثاً این اتحادیه خودجوش است و کسی به ما نگفته که اتحادیه را برپا کنید. خود طلاب احساس وظیفه کردند و این اتحادیه را به وجود آوردند و وابستگی به هیچ جهتی ندارد. با کمک جامعةالمصطفی دارد فعالیت می‌کند؛ اما در ترسیم برنامه‌ها و تعیین اهداف، جامعةالمصطفی، هیچ مسئله‌ای را تحمیل نمی‌کند و ما کاملاً آزاد هستیم. آخرین ویژگی این است که صد در صد، فرهنگی است و سیاسی و اقتصادی نیست. اتحادیۀ طلاب آفریقا، شامل همة طلاب آفریقایی است. هر کشور و ملیتی که در قم وجود دارد، برای خودشان تشکلی دارند و اتحادیۀ طلاب آفریقا، ساماندهی فعالیت‌های همة این تشکل‌ها را برعهده دارد. اتحادیه به دو قسم تقسیم شده: قسم قانون‌گذاری و قسم اجرایی.

اتحادیۀ شما بیشتر نگاهش به دانش‌آموزان است، اما اتحادیۀ طلاب آفریقا، فقط جنبۀ کوچکی متعلق به آن قسمت است و شامل همۀ طلاب می‌شود؛ چه کسانی که در بحث خارج هستند و چه کسانی که تازه آمده باشند. همة خانواده‌ها را شامل می‌شود. بنابراین قسمت دانش‌آموزی، به عنوان مندوبات امور اجتماعی بررسی می‌شود. در اتحادیۀ طلاب آفریقا، علاوه بر بخش‌های اداری، پنج کمیسیون داریم که اینها زیر نظر دو تا از بخش‌های اداری فعالیت می‌کنند. مثلاً سه کمیسیون زیر نظر معاونت امور فرهنگی کار می‌کنند: کمیسیون تبلیغ، به مسئلۀ تبلیغ در تابستان و در ماه رمضان و ساماندهی مبلّغان و برنامه‌ریزی برای آ‌نها می‌پردازد.

کمیسیون دوم، کمیسیون آموزش و ترجمه است. در آن کمیسیون، کسانی که توانایی ترجمۀ کتاب‌ها از زبان فارسی یا عربی، به زبان‌های دیگر مثل فرانسوی، انگلیسی، سواحلی، فولانی و أئوسا را دارند، به کار ترجمه می‌پردازند. این کمیسیون آموزش‌های مورد نیاز طلاب آفریقایی در زمینه‌های حوزوی یا آموزش‌های کاربردی مثل کامپیوتر را نیز صورت می‌دهد.

کمیسیون سوم، مجله و سایت را برعهده دارد. اتحادیۀ طلاب آفریقا، اولین کاری که شروع کرد، إصدار [= انتشار] مجله بود. کمیسیون إصدار، ادارۀ سایت اتحادیه و دو مجله را برعهده دارد. این سه کمیسیون، زیر نظر معاونت امور فرهنگی کار می‌کنند.

اما زیر نظر معاونت امور اجتماعی، دو کمیسیون کار می‌کند: اول کمیسیون استقبال یا کمیسیون پذیرش است و کمیسیون دوم، کمیسیون ورزش است که آموزش فنون ورزشی برای بچه‌های کوچک و بزرگسالان را برعهده دارد. بنده سعی کردم تا اینجا به طور مختصر ساختار و چگونگی شکل‌گیری اتحادیۀ طلاب آفریقا را توضیح دهم.

اما در خصوص سؤالات و موضوعاتی که شما مطرح کردید، باید عرض کنم بنده عنوان برخی تشکل‌های اسلامی در ایران را شنیده‌ام، ولی به طور دقیق آنها را بررسی نکرده‌ام و یا بهتر بگویم، آنها خودشان را برای ما معرفی نکردند تا ما با ظرفیت‌ها و برنامه‌های آنها آشنا شویم. البته این را عرض کنم که اکثر طلاب آفریقایی به محض اینکه به آفریقا برسند، مردم دور آنها جمع می‌شوند؛ چون مردم این انتظار را از او دارند که از ایران و تشیع چیزی بشنوند. وقتی طلبه‌ها به آفریقا می‌روند، مجموعه‌های دانشگاهی، مساجد و مدارس دنبالشان می‌آیند. اگر ما محتوای صحیحی داشته باشیم که به دست آنها بدهیم، می‌توانیم ارتباط تنگاتنگی بین تشکل‌های اسلامی در ایران و مجموعه‌ها و مراکز اسلامی در آفریقا داشته باشیم.

– تشکل‌های اسلامی در ایران، برای تشکل‌ها و مراکز اسلامی شکل گرفته در آفریقا، یا به طور خاص در نیجریه می‌تواند الگو و اسوه باشد؛ به شرط آنکه در این راه، ملاحظاتی را رعایت نماید.

ابتدا باید این تشکل‌ها، فرهنگ آفریقایی را رصد بکنند تا بدانند از چه راهی وارد شوند. آفریقا یک سری ویژگی‌های خاصی دارد. یک انسان آفریقایی وقتی با ایدئولوژی آشنا می‌شود، نگاه نمی‌کند که من از کدام خانواده هستم و از کجا آمدم. به باور خودش متمسک می‌‌شود. بر این اساس، می‌بیند که اسلام با جنگ وارد آفریقا نشده، بلکه مردم آن را باور کرده‌اند. مسلمانان را دیدند که اخلاق و منطق خوبی دارند، مسلمان شدند. این ویژگی هنوز هم هست. به خاطر این در یک خانواده‌، یکی وهابی است و دیگری شیعه! هر کدام دنبال باور خودش هست. وقتی تشکل‌های اسلامی در ایران این ویژگی آفریقا را بفهمند، می‌دانند که چگونه وارد بشوند.

نکتۀ دیگر، احترام به یکدیگر است. من گلایه‌ای از بعضی مسئولین دارم که برای آفریقا خیلی احترام قائل نیستند. جلسه‌ای در تهران بین ما و آقای ولایتی بود، آنجا صراحتاً همین مطلب را گفتم. به او گفتم در آفریقا کشورهایی داریم که بالاتر از نود درصد مسلمان هستند و مسائلی که برای آنها پیش می‌آید، به خاطر اسلا‌مشان است. چرا به آنها نگاه نمی‌کنید؟ بیداری اسلامی فقط در تونس و لیبی و کشورهای عربی است، در حالی که تمسک این کشورها به اسلام بالاتر از تمسک مسلمانان آفریقایی نیست. پس نکتۀ دوم اینکه وقتی یک آفریقایی احترام کامل را احساس می‌کند، برای پیاده کردن ارزش‌های اسلامی از کسی نمی‌ترسند.

قاره آفریقا، کشور بنین:

حجت الاسلام و المسلمین محمد عبدالله: بنده محمد عبدالله هستم که مرا با عنوان بنین می‌شناسند؛ چون از کشور بنین هستم. تقریباً ده سالی هست که در جمهوری اسلامی ایران هستم و دکترای ادیان ابراهیمی دارم. می‌خواهم به چند نکته اشاره کنم آفریقا قاره بزرگی است که ۵۶ کشور دارد. آفریقا در حوزه علمیه قم از ۳۴  کشور طلبه دارد. به همین منظور نمی‌توان برای کشورهای آفریقایی یک دستورالعمل داد. بیشترین شیعیان در آفریقا، در نیجریه هستند که یک رهبر دارد به نام ابراهیم زکزاکی. تشکل نیجریه خیلی از برنامه‌ها را از خود اتحادیه می‌گیرد. تشکل سایر کشورها نیز این‌گونه است و از اتحادیه برنامه می‌گیرند.

دو صنف از بچه‌های آفریقا در جمهوری اسلامی ایران هستند؛ کسانی که به زبان‌های انگلیسی و فرانسه مسلط هستند و کسانی که به زبان عربی تسلط دارند. کسانی که به زبان انگلیسی و فرانسوی مسلط هستند، مستقیماً کارهای فرهنگی خود را از اتحادیه به دانشگاه‌ها می‌برد. اتحادیه طلاب آفریقا هر سال همایشی به نام همایش تبلیغ در آفریقا برگزار می کند. در این همایش درباره اینکه مبلّغی که می‌خواهد برود آفریقا چه کار باید بکند، صحبت می شود.

تشکل‌های اسلامی در ایران با سابقه‌ فراوانی که دارند، می‌تواند برای کشورهایی دیگر الگوهای مناسبی باشند ولی باید این نکته را مدنظر داشته باشند که کشورهای آفریقایی مثل افغانستان و هند و پاکستان نیست که سال‌های سال مذهب تشیع در آنها حضور دارد. ما قبل انقلاب اسلامی اصلاً چیزی به نام تشیع نمی‌شناختیم. به برکت انقلاب اسلامی تشیع به آفریقا آمد. اگر امام خمینی(ره) نبود، چیزی به نام شیعه در آفریقا نمی‌شناختیم و اگر هم چیزی می‌شنیدیم، منفی بود؛ مثلاً اینکه شیعیان کافرند. بنابراین این یک فرصت است برای جمهوری اسلامی که کسانی که تشیع را نمی‌شناختند، به برکت انقلاب اسلامی تشیع‌ را شناختند. پس می بایست برای شناخت بیشتر تشیع در آفریقا برنامه داشته باشند. بعضی از ادیان برنامه های تربیتی خود را در آفریقا از مهدکودک شروع می کنند تا دانشگاه. برای مثال مسیحی‌ها همین کار را می‌کنند. اگر بخواهم یک نمونه واقعی تاثیر گذاری این گونه فعالیت ها را نام ببرم «رئیس جمهور بنین» است ایشان در خانواده مسلمان بزرگ شده، ولی الان همه‌شان مسیحی هستند و تبلیغ هم می‌کنند. حتی رئیس جمهور گفته بعد از ریاستم مبشر مسیحی می‌شوم. این یعنی چی؟ یعنی ما باید کار بکنیم.

ـ ایشان چگونه مسیحی شد؟

ـ ایشان در یکی از مدرسه‌های ابتدایی کشور درس می‌خواند که مدیر مدرسه آنجا درس‌‌خوانده فرانسه بود. ایشان دو روز به مدرسه نمی‌آید. مدیر مدرسه سؤال می‌کند: چه شده؟ پدرش می‌گوید: مدرسه را به خاطر نداشتن پول ترک کرده. مدیر می‌گوید: من پولش را می‌دهم. او بیاید اینجا درس بخواند. چون فهمیده بود که این بچه آینده روشنی دارد. درس خواند رفت سنگال، از سنگال رفت فرانسه و الان رئیس جمهور کشور است. چرا ما این کار را نکنیم؟ قبل از امام خمینی(ره) این جور افکار نبود و الان به وجود آمد. باید تشکل‌های اسلامی ایران آنجا بروند و در دانشگاه‌ها فعالیت کنند. فردی که از مهد کودک تا دانشگاه تحت تربیت بوده، شکلش بسته شده و دیگر نمی‌شود روی او کار کرد.

از آنچه عرض کردم می خواهم نتیجه بگیرم که توقع ما از شما مثل توقع پسر از پدرش است. این توقع را داریم از تشکل‌ها و از نظام جمهوری اسلامی ایران که به ما مستقیماً یا غیرمستقیم الگو معرفی کنند.

البته همان طور که عرض کردم در بیشتر کشورهای آفریقایی پارادوکسی هست. مثلاً این کشورها همه لائیک هستند و حکومت از هیچ دینی دفاع نمی‌کند و از فعالیت هیچ دین یا مذهبی ممانعت نمی‌کند. اگر تشکل های اسلامی بخواهند فعالیتی انجام دهند در مدارس دولتی نمی‌توانند؛ چون آنجا اصلاً اگر حرف از دین باشد، اجازه نمی‌دهند. پس باید سراغ مدارس خصوصی بروند. فقط می‌توانید از راه آ‌نها هر فعالیتی که می‌خواهید انجام بدهید و دولت هم ایراد نمی‌گیرد. به نظر من از این راه می‌توانید استفاده نمایید.

به عبارتی همان کشافه هایی است که در بین صحبت ها به آن اشاره شد. ما خودمان کشاف اسلامی در آفریقا زیاد داریم. همان گونه که مسیحیت کشاف خودشان را دارند،«ما می‌گوییم اسکوتیسم اسلامیک یا اسکوتیسم کیسانیسم»

ما در کشافه ها علاوه بر آموزش رزمی، کارهایی مثل کمک به نیازمندان داریم. یک شبانه‌روز به یک روستا می‌رویم و آنجا به برنامه‌های تبلیغی می‌پردازیم. اگر مردم آن روستا نیازی به کمک در کارهای کشاورزی خود داشته باشند، مشارکت می‌کنیم. اگر نباشد در داخل شهر می‌مانیم و برای حفاظت مثلاً به عنوان پلیس از مراسم مذهبی محافظت می‌کنیم. اعضای کشافه ها بین سنین دوازه تا هیجده سال هستند. ولی در خصوص کشافه ها در افریقا این نکته وجود دارد که متاسفانه بعضی کشافه ها رنگ مذهبی ندارد و در برخی دیگر سنی، وهابی و شیعه در آن هست. اما  در برخی کشورها  کشافه های خاص مذهب خودمان را داریم که کسی غیر از شیعه وارد نمی‌شود.

پی‌نوشت‌ها:

(۱) کشافه همان سازمان و یا جمعیت‌های پیشاهنگی است که در اغلب کشورها وجود دارد. مانند سازمان دانش آموزی ایران.

[۱] . در مسیر افق‌های آرمانی، ص ۴۷۲٫

همچنین ببینید

يك آيه يك نكته

يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ قرآن کریم در این آیه، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
7 + 2 =