خانه / مهارت / ضرورت مخاطب شناسی 

ضرورت مخاطب شناسی 

● حرکت در سایه

شاید بارها برای شما اتفاق افتاده باشد که کسی از آن سوی خط، اطلاعاتی از شما می خواهد ولی شما در بیان آن تردید روا می دارید و حاضر به پاسخ گویی نیستید و با اما و اگرهای چندی، پاسخ های گاه نامناسب می دهید؛ زیرا شخص آن سوی خط را به جا نمی آورید و شخص نیز خودش را معرفی نکرده است ولی به ادامه گفت وگو علاقه مند است و پرسش های متفاوتی را پیاپی مطرح می کند. در این موارد به هر شکلی می خواهید بفهمید که مخاطب کیست؟ می کوشید تا از طریق لهجه و صدا و مانند آن، شخص را به جا آورید، ولی نمی توانید و در نهایت می پرسید: ببخشید! جناب عالی را به جا نمی آورم. می شود خودتان را معرفی کنید.

در ادامه، اگر شخص نیز به همان باقی ماندن در سایه، پافشاری کرد و خودش را معرفی نکرد، شما چه واکنشی از خود نشان می دهید؟ آیا واقعا به پرسش هایی که مطرح می کند، پاسخ هایی درست، واقعی، کامل و از روی صداقت می دهید؟ یا آن که می گوید: ببخشید! شما را به جا نیاوردم، بنابر این اگر پاسخ مناسبی دریافت نکردید بعدها گلایه مند نشوید، یا آن که شما هم به بازی با شخص ادامه می دهید تا به هر شکلی وی را از سایه بیرون آورید و با فشار به مخیله خویش صدا را با صداهای آشنایی که در خاطر دارید تطبیق کنید و هر طور شده از عرق شرم به جا نیاوردن شخص آن سوی خط بیرون آیید؟

اصولا حرکت در سایه، حکایت از شخصیتی پیچیده دارد و همین پیچیدگی است که شما را با تردید مواجه می کند و گاه حتی تا مرز دروغ شما را با خود می برد؛ زیرا تردید از این که پرسش ها به چه نیتی صورت می گیرد و آن سوی خط به چه نیتی در سایه حرکت می کند، شما را وا می دارد که در پاسخ های خود صداقت نداشته باشید و اگر هم دروغ نگویید دست کم حقیقت یا تمامی آن را بر زبان نرانید.

بر این اساس، کسی که در سایه قرار دارد و یا می کوشد در سایه حرکت کند، مخاطب خوبی نیست و نمی توان به چنین شخصی اطمینان کرد و هم حقیقت را بر او عرضه کرد، زیرا چه بسا دشمنی باشد که به قصد تخریب آمده و یا ناتوانی که کلام بلندی را به فهم ناقص خود، برداشت نادرستی می کند و از دین بیرون می رود. بنابر این، اگر ابوذر آن چه را که سلمان محمدی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) آموخته بود، می دانست، بی گمان کافر می شد و از دین بیرون می رفت، در حالی که ابوذر کسی است که پیامبر  صداقت و راستگویی اش را تصدیق می کند و می فرماید: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نیفکنده است.

● اهمیت شناخت مخاطب

این بدان معناست مخاطب شناسی در عرصه پیام بسیار مهم است و کسانی که در سایه قرار می گیرند و یا حرکت می کنند و از آفتاب می هراسند، می بایست از ایشان برحذر بود و در همان سطح بسیار نازل به ایشان پاسخ داد و تنها از دروغ پرهیز نمود و حقیقتی را در کف دستشان نگذاشت، زیرا کسی که در سایه حرکت می کند یا با حقیقت بیگانه است و یا از حقیقت می گریزد و یا با دروغ هم پیمان است و دست کم صداقت ندارد.

● ضرورت رجال شناسی

درعلوم حدیث شناسی، اموری چون رجال شناسی از موقعیت بسیار مهمی برخوردار است برخی گمان کرده اند که مراد از رجال شناسی تنها آگاهی از توثیق و وثاقت شخص یا عدم آن است. از این رو گفته اند با توجه به اثبات کسانی که اهل وثاقت بوده اند دیگر نیازی به علم رجال شناسی نیست. در حالی که استاد نگارنده آیت الله فاضل لنکرانی بسیار بر این نکته تاکید داشتند که ما به جهاتی دیگر به رجال شناسی نیازمند هستیم. اگر بخواهیم محتوای حدیثی را بررسی کنیم و سطح علمی آن را به دست آوریم نیازمندیم تا اشخاصی را بشناسیم که پرسش ها را مطرح و پاسخ ها را دریافت کرده اند. در میان راویان حدیث همه گونه آدم داریم. از بقال و تمار و صراف گرفته تا عارف و فاضل و دانشمندانی که در علوم مختلف دارای نظریه و اختراع و ابتکار بوده اند. برخی چون زراره در فقه متبحر بودند و برخی دیگر چون هشام بن سالم در علم کلام و آن دیگری در علم مجادله و دیگری در مناظره و آن دیگری چون خود، امیر الحاج بود درمسایل حج و آن دیگری در امور صرافی و معاملات.

اگر هر چه بیش تر مخاطب پیام ها را بشناسیم بهتر می توانیم تحلیل کنیم،زیرا که سیره وروش عملی پیامبران و امامان (ع) بود، آنان به سطح فکری و ایمانی و امور دیگر مخاطبان توجه داشته و بر اساس آن پاسخ می داند و حدیث معروف: «نحن معاشر الانبیاء نکلم الناس بقدر عقولهم، یک فرمول کلیدی در پیام بوده است.

● قدر هر کس به قدر خود اوست

مخاطب دعای معروف و بلند حضرت خضر پیامبر (علیه السلام) که امیرمومنان علی (علیه السلام) خود از او آموخته بود، کمیلی عارف است نه مالک اشتری فرمانده رزمی. با این همه امیرمومنان (علیه السلام) حتی امارات شهری کوچک را به کمیل نمی سپارد، زیرا عرصه عرفان و مدیریت را دو مقوله جدا می داند و این بدان معنا نیست که قدر کمیل را کم داشته باشد، بلکه به قدر او قدرش داشته است.

کم هستند کسانی که در همه عرصه ها، کامل باشند و به حکم الهی، در ردیف «اسوه کامله» قرار گیرند؛ زیرا هر پیامبری حتی پیامبر اولوالعزمی چون حضرت ابراهیم (علیه السلام) نتوانسته است تا به کمال مطلقی دست یابد که اسوه کامل قرار گیرد و خداوند الگوبرداری از وی را محدود به اموری کرده است. بنابر این، از هر کسی می بایست به مقدار منزلت خودش توقع داشت و اگر کسی در عرصه ای موفقیت یافت به معنای آن نیست که در همه عرصه ها الگو است باید از او پیروی کرد.

همچنین ببینید

نظم مطلوب، از تقوا سرچشمه می‌گیرد / ضرورت نظم تشکیلاتی با نگاهی به بیانات رهبر فرزانة انقلاب

ابوذر کمال اشاره: جهان بر پایة نظمی شگفت‌انگیز بنا شده است. اوّلْ ناظمِ عالَم خداست. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
30 + 19 =