خانه / توصیف مقالات / توصیف مقاله آسیب­ شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی شدن

توصیف مقاله آسیب­ شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی شدن

فرم توصیف مقالات علمي
معرفي توصيف‌گر مقاله
 نام و نام خانوادگي: محمد میری                                             گروه‌ پژوهشي: معارف

محور موضوعی: معارف، جامعه، بینشی                   هدف تربيتي: آینده­پژوهی (مهدویت)                          تاريخ :   ۱۱/۹/۹۶     

چرايي انتخاب مقاله:  این مقاله به چالش­های مسئله مهدویت اشاره دارد و مباحث متنوع اجتماعی و فرهنگی را پوشش می­دهد، لذا سازگار با فضای تشکیلات اتحادیه است و می­تواند کمک­کار خوبی برای مربی در تربیت مهدوی باشد، بنابراین برای توصیف انتخاب شد.

معرفي مقاله
 عنوان مقاله: آسیب­شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی شدن  مؤلف مقاله: زینب متقی زاده

نام مجله: انتظار موعود  شماره‌: ۳۱ (زمستان ۸۸) درجه‌ي علمي: علمی – تخصصی  صاحب‌ امتياز:  بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود و مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم        

موضوع مقاله: نويسنده‌ي مقاله، به این سوال اساسی می­پردازد: «در فرایند جهانی شدن، چه چالش­هایی فرهنگ مهدوی را تهدید می­کند؟» به عبارت دیگر، نویسنده مقاله به بررسی آسیب­هایی می­پردازد که جهانی شدن می­تواند برای فرهنگ مهدوی ایجاد کند.                                                                                     روش تحقیق : ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ- اﺳﺘﻨﺘﺎﺟﻲ (ﺑﻪ روش ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ­اي اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤ­ﻊآوري و ﺑﺎ ﺗﺤﻠﻴﻞ آن­ﻫﺎ، اﻫﺪاف ﭘﮋوﻫﺶ اﺳﺘﻨﺘﺎج ﺷﺪه اﺳﺖ.)

توصيف مقاله ( سير محتوايي و مطالب اصلي و مهم مقاله: (سوالات فرعي، تحليل‌ها، تعليل و استدلال‌ها، يافته‌ها، راهكارها و نتيجه‌گيري)
    ۱- مقدمه       

شیعیان با توجه به آموزۀ مهدویت، معتقدند؛  ظرفیت‌های لازم برای جهانی شدن را به بهترین وجه دارا هستند. (لذا) در تقابل با دیگر فرهنگ‌ها خصوصاً فرهنگ غرب(ند) و در فرایند جهانی شدن با چالش‌ها­یی روبه رو (هستند).

در پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش­یم: در فرایند جهانی شدن، چه چالش‌هایی، فرهنگ مهدوی را تهدید می‌کند؟

(ابتدا) طرح مقدماتی در این زمینه؛

فرهنگ مهدوی

۱٫ چیستی و تعریف:

“ادوارد بارنت تایلور” فرهنگ را کلیت در هم تافته‌ای تعریف کرده که «شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، و هر گونه توانایی و عادتی است که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست می‌آورد» (آشوری،۱۳۵۷: ص۷۱) بنابراین آنرا خاص انسان دانسته که از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. این عمومی ترین تعریف فرهنگ است.

فرهنگ،‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ به زعم نگارنده: ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏َََ«به مجموعه باورها، ارزش ها، هنجارها و نمادها گفته می‌شود که افراد انسانی در طول سالیانی طولانی بدان دست یافته‌ و آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده‌اند.»

نکته دیگر: دو گونه فرهنگ داریم؛ یکی فرهنگ آرمانی و مطلوب است که بر ارزش­های معنوی و آموزه‌های اعتقادی هر جامعه منطبق است، و دیگری فرهنگ موجود، که با فرهنگ آرمانی فاصله بسیاردارد. «فرهنگ آرمانی؛ آن است که الگو‌های رفتاری آشکار و رسما تأیید شده را در بر می‌گیرد. در حالی که فرهنگ موجود، آن چیزی است که عملاّ بر جامعه حاکم است.» (کوئن: ۱۳۷۶، ص۶۲)

فرهنگ مهدوی مدّ نظر ما در این پژوهش، «مجموعه باورها، ارزش ها، هنجارها و نمادهایی است که در ارتباط با ظهور منجی موعودی از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یازدهمین فرزند امیر المومنین علیه السلام شکل گرفته، و ریشه‌های اعتقادی آن، از آیات قرآن و روایات معصومان علیه السلام استخراج می‌شود.»

دو برداشت اصلی:

نوع اوّل فرهنگ مهدوی، فرهنگ آرمانی است که در عصر ظهور، توسط امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مبنای باور‌ها و ارزش‌های حقیقی اسلام، در جامعه جهانی تحقق خواهد یافت؛

نوع دوم آن، ذیل عنوان ‏«فرهنگ انتظار‏‏‏‏‏‏‏» قابل ترسیم ‌است. فرهنگ انتظار، فرهنگی است که در عصر غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف شکل می‌گیرد. چنین فرهنگی بر محور همان باور‌های زیر بنایی و با الگوگیری از چشم انداز آرمانی ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«فرهنگ مهدوی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏» تحقّق می‌یابد.

منظور ما از ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«فرهنگ مهدوی‏» در این سطور، نوع دوم بوده که در راستای رسیدن به فرهنگ آرمانی و کمال مطلوب، ترسیم شده است.

۲٫عناصر فرهنگ مهدوی:

عناصر فرهنگی، محتوا و خمیر مایه فرهنگ را تشکیل می‌دهند. (مهمترین عناصر) فرهنگ مهدوی؛

الف. باور‌ها:

باورهای فرهنگ مهدوی، عناصر زیربنایی آن را تشکیل می‌دهند. که عبارتند از؛

خدا محوری: هیچ معبودی نیست، جز او که زنده و قائم به ذات خویش است. (بقره، ۲۵۵)

اعتقاد به نبوت: هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر این که به اذن خدا، مردم موظف به اطاعت از او هستند. (نساء، ۶۴)

اعتقاد به امامت؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خدا را اطاعت کنید. (نساء، ۵۹)

کرامت انسانی: این باور برچند بعدی بودن و مختار بودن انسان، تاکید دارد.

تأکید بر پیوند دین و سیاست: چرا که منجی، برقراری یک نظم سیاسی عادلانه را در رأس همۀ امور خویش قرار می‌دهد.

عقیده به منجی موعود: – زنده بودن او و – پیروزی مستضعفان وصالحان در نهایت امر و – عصر غیبت، فرصتی برای زمینه سازی ظهور می‌باشد.

ب. ارزش‌ها:

ارزش‌ها بر مبنای باور‌ها تعریف می‌شوند و بر خوبی و بدی امور دلالت دارند. ارزش‌های (مهدوی):

۱٫ نارضایتی از وضع موجود و امید به وضع مطلوب.

۲٫ انتظار فرج که عبادت به شمار می‌رود. (مجلسی: ۱۴۰۳: ج۵۲، ص۱۲۵)

۳٫ معرفت امام عصر؛ پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­و­آله­و­سلم): «هر کس از امّتم بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.» (هلالی، ۱۳۸۶: ص۳۴۷)

ج. هنجار‌ها:

عمل به شریعت، اصلی ترین هنجار فرهنگ مهدویت است.

هنجارهای دیگر: دعا برای فرج؛ «اکثروا الدعاء بتعجیل‏ فرج، فإن ذلک فرجکم». (مجلسی، همان: ج ۵۳، ح۱۰‏) ایجاد آمادگی در خود و محیط، ایمان و اطمینان به وجود حجت؛ « ان الله تعالی نهی الشیعه عن الشک فی حجه الله تعالی» (نعمانی، ۱۳۶۳: ص۲۴) و… .

د. نمادها:

نماد‌ها اعتقادات و باور‌های این فرهنگ را در قالب اشکال نمادین به منصۀ ظهور می‌گذارند.

مهم ترین آن‌ها؛ (زمانی:) روز جمعه و روز عاشورا، در آن‌ها وعدۀ ظهور داده شده است (شیخ طوسی، بی‌تا: ص۴۶۹) و نیمۀ شعبان، روز تولد حضرت (مهدی) علیه­السلام ‌است.

(مکانی:) مسجد مقدس جمکران، مسجد سهله (اقامت گاه حضرت در زمان ظهور)، مسجد کوفه (مرکز قضاوت و محل منبر و کلاس آن حضرت در زمان ظهور)، مقام وادی السلام در نجف اشرف، شهر کوفه (پایتخت حکومت ایشان در زمان ظهور).

(فعلی:) دعای عهد، دعای ندبه، دعای فرج و… .

۳٫ و یژگی‌های فرهنگ مهدوی:

الف. خصلت آرمان­شهری:

آرمان­شهری که شیعه در فرهنگ مهدوی ترسیم می‌کند، زمینی و واقعی است و در آن، فرجام تاریخ بشری، خجسته و سعادت بخش است؛

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کار‌های شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشیده است. (نور: ۵۵)

ریشۀ فساد‌ها و تباهی‌ها، نقص روحی و معنوی انسان است… انسان در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می‌رود… آینده‌ای بس روشن و سعادت بخش که در آن شر و فساد از بیخ و بن بر کنده خواهد شد، در انتظار بشریت است. (مطهری،۱۳۷۸: ص۵۲ (

در چنین جامعه ای، انسان به نهایت کمال خود ـ یعنی عبودیت و بندگی ـ دست می‌یابد‌.

ب. جهان شمولی:

جهان­شمول و فرابخشی بودن به این معناست که فرهنگ مهدوی، تمام اقشار از هر جنس و نژاد و سن و مسلک را مخاطب خویش قرار می‌دهد.

«بشارت‌های مؤکّد و مکرّر قرآن مبنی بر تحقّق حتمی و قطعی اهداف جهان شمول خداوند به هنگام تکامل و تعالی غایی انسان در زمین، مبانی عقیده به مهدویت در اسلام را تشکیل می‌دهد» (ساشادینا و جاسم حسین،۱۳۷۱:ص۵۶).

ج. دینی بودن:

«در جامعه‌ مهدوی‌، امام‌ معصوم علیه السلام لطفی‌ الهی‌ است‌ که‌ با هدایت‌ خویش‌ و اجرای‌ احکام‌ الهی‌ در عرصه‌ فردی‌ و اجتماعی،‌ جامعه‌ را به‌ سوی‌ سعادت‌ رهنمون‌ می‌شود» (بهروز لک، ۱۳۸۲).

بدین ترتیب فرهنگ مهدوی، یک فرهنگ دینی است که از قانون الهی الهام گرفته و به فراگیر شدن ارزش‌های معنوی و انسانی و الهی بشارت می‌دهد.

۴٫ کارکرد‌ها و آثار فرهنگ مهدوی:

تعریف کارکرد اجتماعی: «عملکرد ساختارها برای رفع نیاز‌های اجتماعی است» (شایان مهر، ۱۳۷۷: ج۱، ص۴۲۸).

کارکرد‌های هر نهاد یا سازمان را به دو دسته تقسیم می‌کنند.

کارکرد‌های آشکار: «کارکرد‌های مورد انتظار یک نهاد اجتماعی است» (شایان مهر، همان: ص۴۲۷). کارکرد‌های پنهان: نتایج پنهانی است که عموماً ناشناخته باقی می‌مانند.

کارکرد‌های آشکار از ابتدا ترسیم ‌شده‌اند، در حالی که کارکرد‌های پنهان، بدون برنامه ریزی، تحقّق یافته و مورد انتظار نیستند.

در فرهنگ مهدوی، کارکردی که از ابتدا ترسیم شده ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«زمینه سازی ظهور‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏» و تحقّق ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«فرهنگ آرمانی مهدوی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏» است، امّا مهم ترین کارکرد‌های پنهان: ترسیم اهداف زندگی، خوش بینی و نشاط، پویایی و هویت بخشی انسجام‌آفرین.

۵٫ چشم انداز آینده جهان در فرهنگ مهدوی

فرهنگ مهدوی، آیندۀ جهان را تحقق مدینۀ فاضلۀ اسلامی، می­داند. ابعاد مختلف آن:

۵-۱ توسعۀ اجتماعی

در یک تعریف عامّ، «منظور از توسعۀ اجتماعی، اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعۀ خاصّ همراه با توسعۀ تمدّن رخ می‌دهد» (شایان مهر، همان: ج۲، ص۱۹۴). همواره توسعۀ اجتماعی و فرهنگی، مکمّل یکدیگرند، حتّی برخی توسعۀ فرهنگی را بخشی از توسعه اجتماعی می­دانند.

الف. گسترش عدالت:

از بزرگ‌ترین اهداف منجی در آخرالزمان برقراری عدالت در سراسر است. امام صادق علیه­السلام می‌فرماید:

هنگامی که قائم آل محمد علیه السلام قیام می‌کند، به حکم داوود در میان مردم حکم می‌کند؛ در حالی که نیاز به گواه و شاهد ندارد. خداوند به وی الهام می‌فرماید و او از روی علم خود داوری می‌کند… . (شیخ مفید،۱۳۹۹:ص۳۶۵)

این روایت، نشان‌دهندۀ اوج عدالت قضایی در عصر ظهور می‌باشد.

ب. امنیت اجتماعی:

وعدۀ الهی در قرآن؛ و ترس آنها به امنیت و آسایش مبدل خواهد شد. (نور: ۵۵) برای صالحان، امنیت و آسایش می‌باشد. به گونه‌ای که در سایۀ آن، حتّی حیوانات نیز از امنیت فراگیر آن بهره مند خواهند گردید.

ج. تربیت و اخلاق اجتماعی:

روایات: قبل از ظهور، اختلافات و تشتّت فراوانی وجود (دارد)؛ اما با ظهور، همه چیز دگرگون شده و تربیت و اخلاق اجتماعی متحوّل می‌گردد؛ (یعنی مردم) هم از بعد اخلاقی و بر اساس قاعده لطف و هم از بعد حقوقی و بر اساس حق و تکلیف عمل می‌کنند. «قائم ما با یارانش پیمان می‌بندد که… مسلمانی را دشنام ندهند… حریمی را هتک نکنند، به خانه‌ای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند… مال یتیم رانخورند» (صافی گلپایگانی، بی‌تا: ص ۴۶۹.)

۵-۲٫ توسعه فرهنگی:

این نوع توسعه در اصطلاح، به معنای گسترش خلاقیت‌های فکری و علمی و دینی و هنری… و در یک کلام، گسترش کیفی و کمّی هر گونه فعالیت و نگرش فکری و فرهنگی است.

الف. گسترش اسلام:

اسلام با مدیریت فرهنگی امام عصر، چنان جلوه‌ای به نمایش می‌گذارد که در سراسر جهان با استقبال بی‌نظیری مواجه می‌شود (و) هر فرد از مردم جهان، یک موحد مؤمن خواهد بود.

در حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم به گونه‌ای بی‌سابقه به اسلام روی می‌آورند به گونه ای که اسلام در هر خانه، کوخ، و چادری رخنه می‌کند؛ چنان که سرما در آن نفوذ می‌نماید (طبسی، ۱۳۸۰: ص۱۸۱٫)

ب. توسعه علمی، فکری:

«اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها احلامهم؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر مردم می‌گذارد و عقول آنها را کامل و فکرشان را تکمیل می‌کند» (علامه مجلسی، همان: ج۵۲، ح۴۷). البته این معارف، معارف معنوی و ماورائی را نیز در بر می‌گیرد. عصر ظهور، عصر حرکت از مادیت به سوی معنویت و از جهان مادّه به جهان غیب است.

جهانی شدن

– این مفهوم تعریف مشخّص و معینی ارائه نشده است.

– یان آرت شولت از جهانی شدن با عنوان ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏« فوق قلمروگرایی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏» یاد می‌کند، و آن را معادل مفاهیمی چون فرامرزی قرار می‌دهد.

– تحلیل شولت: جهانی شدن نوعی تغییر گسترده در ماهیت فضای اجتماعی است. انتشار و گسترش ارتباطات فوق قلمروی…موجب پایان یافتن قلمروگرایی یعنی وضعیتی که در آن جغرافیای اجتماعی کاملاً مربوط به یک قلمرو یا سرزمین است، خواهد شد. اما دیگر کلّ جغرافیا ی ما را تشکیل نخواهد داد (شولت، ۱۳۸۲: ص۵۰٫)

– پیش از این، جغرافیا عامل مهمی در تفاوت‌های اجتماعی جوامع، به ویژه در بعد هویتی و فرهنگی (بود)؛ چراکه ارتباطات در یک وضعیت جغرافیایی و ارضی مشترک شکل می‌گرفت و فراتر نمی‌رفت.

– از منظر شولت، نتایج سیاست‌هایی که اتخاذ می‌شود، (جهانی شدن) را مثبت یا منفی جلوه می‌دهد.

– نگاه (نویسنده) به جهانی شدن به عنوان یک پدیده است و از یک سو خنثی و حاصل گسترش شرایط فوق قلمرویی می‌باشد و از سویی دیگر به دلیل ادارۀ کنونی آن توسط لیبرال دموکراسی، به یک پروژه تبدیل شده است.

– جهانی شدن، از ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تشکیل شده است. این ابعاد به هم پیوسته و در هم تنیده‌اند و به هیچ روی، نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد. ما به گونه‌ای فرضی، میان آن‌ها یک تفکیک نظری قائل شده و تمرکز خود را معطوف به جهانی شدن فرهنگی و اجتماعی می‌کنیم.

۱٫ جهانی شدن فرهنگ:

جهانی شدن، مفهوم سازی ما را از فرهنگ مختل می‌کند؛ زیرا … فرهنگ، به طور ضمنی معنی سازی را به خصوصیت و محلیت ربط می‌داد. (حاجی یوسفی بی‌تا: ج۱، ص۴۷)

اما اینک، بشر، سرنوشت محتوم خویش را با میلیون‌ها انسان کرۀ خاکی، در پیوندی تنگاتنگ می‌بیند؛ چراکه «به سبب جریان آرام و گسترده اطلاعات، جوامع نسبت به هویت، فرهنگ،  و هنجارهای یکدیگر بیش از سایر زمان‌ها دسترسی دارند» (سجادی،۱۳۸۱:ص۴۳). رویارویی با دنیای جهانی شده، به بازتعریف هنجارهای قدیمی و پای­بندی به نرم‌های نو و جهانی می‌انجامد. بدین­سان رفتار‌ها در چارچوب‌های فرهنگی جدید، نظام یافته و هدایت می‌شوند.

۲٫ پیامد‌های فرهنگی- اجتماعی جهانی شدن:

نکته: بیشتر پیامد‌هایی که ما در باره آن‌ها به قضاوت نشسته ایم، حاصل ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏« شرایط گذار‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏» (است). این سیاست‌های اتّخاذ شده در قبال وضعیت جدید فوق قلمرویی است که پیامد‌های جهانی شدن را مثبت یا منفی جلوه می‌دهد و نه خود جهانی شدن. سیاست‌ها، امروزه تحت تأثیر لیبرال دموکراسی امریکا است (و) بسیاری از این پیامد‌ها از شرایط هژمونی فعلی ناشی شده، با دگرگونی شرایط، امکان تغییر آن‌ها نیز وجود خواهد داشت.

الف. عدالت اجتماعی:

عدّه‌ای معتقدند؛ جهانی شدن با ایجاد شرایط و زمینه‌های یکسان در امر اطلاع رسانی، گسترش آگاهی‌های عمومی، گسترش آموزش‌های همگانی، نظارت بر عملکرد‌های اقتصادی و سیاسی نهاد‌های مختلف و… زمینه‌های تحقق عدالت اجتماعی را در سطح جهانی فراهم می‌کند.

از دید برخی دیگر؛ جهانی شدن در بعد اقتصادی، تنها سرمایه داران، کارفرمایان، و صاحبان مشاغل از راه اندازی بازار‌های مالی و تجاری سود فراوان می‌برند و بسیاری از فقیر ترین کشور‌ها قربانی نزول چشم گیر سطح زندگی خود می‌شوند (فاکس، ۱۳۸۱:ص۴۶) جهانی شدن به تشدید شکاف طبقاتی می‌انجامد. این مساله نیز به نوبۀ خود به نابرابری فرصت‌ها در فرایند جهانی شدن منجر می‌گردد.

به لحاظ تاریخی، همواره فرصت‌های اجتماعی، برای مردان به نسبت زنان، برای شهری‌ها به نسبت روستاییان، برای سفید پوستان به نسبت رنگین پوستان، و برای اغنیا به نسبت فقرا بیشتر بوده ا‌ست. جهانی شدن با گسترش ارتباطات جهانی، به افزایش آگاهی‌ها انجامیده است؛ اما دربیشتر موارد، با تمرکز ارتباطات جهانی بر طبقات متخصص، مرفّه و شهرنشینان روبه رو هستیم. جهانی شدن، فرصت‌های شغلی زنان را افزایش داده ا‌ست، (اما) این اشتغال به مشاغلی با سطح اجتماعی و حقوق پایین‌تر محدود شده است. به لحاظ اقتصادی نیز بسیاری از سیاست‌های حمایتی که از سوی کشور‌های مرکز یا شرکت‌های چند ملیتی اتخاذ می‌شود، در نهایت، به سود طبقات مرفّه است.

ب. امنیت:

انتظار می‌رفت در شرایط جهانی شدن، شاهد امنیت بیشتر در بعد جهانی باشیم؛ اما در دنیا هنوز هم به اندازه‌ای کلاهک هسته‌ای وجود دارد که برای نابودی کامل نژاد بشر کافی است. تسلیحات جهانی مانند جت‌های جنگی، موشک ها، و ماهواره‌های جاسوسی، احساس عدم امنیت را در مردم کشور مورد نظر دامن می‌زنند (شولت،همان:ص۲۵۸).

در حوزۀ امنیت اجتماعی « گروه‌های تبهکار سودبرندگان اصلی جهانی سازی به شمار می‌روند» (فاکس،همان: ص۴۱).

ج. بیکاری و فقر:

واقعیت آن است که بیکاری، در تحول تکنولوژیکی، جهانی شدن تجارت، محدودیت اقتدار دولت و… ریشه دارد؛ گسترش تکنولوژی‌های جدید به تغییرات گسترده در نیروی کار می‌انجامد، بخش عظیمی از نیروی کار غیرمتخصص را از جریان کار خارج کرده و نرم افزارها، سخت افزار‌ها و نیروهای متخصص تکنولوژی برتر را جایگزین آنان می‌کند. (بنابراین) بخش عظیمی از کارگران، در شرایط فوق قلمرو گرایی، به صف بیکاران فقیر افزوده می‌شوند.

تحولات گستردۀ اقتصادی، بازار آزاد و ورود بازیگران بین المللی و…، توان رقابت سالم تولید کنندگان خرده پا را تحلیل برده و کم کم آنان نیز به خیل بیکاران موجود می‌پیوندند.

از سوی دیگر، شرکتهای موفق که با استفاده از فن آوری پیشرفته، توانایی تولید قابل ملاحظه دارند، با محدودیت بازار فروش روبه رو می‌شوند. این محدودیت را کاهش درآمد افراد طبقه متوسط از یک سو و حضور رقبای بسیار در بازار تولید از سوی دیگر، شدت می‌بخشد… (کاظمی، ۱۳۸۰:ص۱۵۶).

بدین­سان، تنها برخی غول‌های اقتصادی باقی مانده و بقیه به مرور از حذف می‌شوند.

از سوی دیگر، (هرچند) بسیاری از مواقع، عملکرد‌های سازمان‌های اقتصاد جهانی همچون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، در راستای کاهش فقر در جهان بوده است (اما) در دراز مدت، بسیاری از سیاست‌های تعدیل اقتصادی حتّی باعث افزایش فشار بر اقشار آسیب­پذیر کشورها(ی فقیر) شده است. واقعیت آن است که همواره، اقشار آسیب­پذیر جوامع، نخستین قربانیان تحوّلات اقتصادی بوده و تا رسیدن به ثبات اقتصادی، باید بدترین شرایط ممکن را متحمّل شوند.

د. گسترش دنیای مجازی:

در‏‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«دنیای مجازی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏»، فرد گویی همواره واقعیت را از پس آینه می‌بیند و همواره این ابهام وجود دارد که آیا واقعیتی که در اختیار (دارد)، واقعی (است)؟ بدین­سان، « برای هر کسی از جمله رهبران سیاسی درک آنچه واقعاَََََ رخ می‌دهد، دشوارتر می‌شود» (تافلر، ۱۳۷۴: ص۴۰۷، به نقل از سجادی، همان:، ص۶۲). چراکه اخبار، هرگز خالی از جهت­دهی‌ نبوده، در بسیاری از مواقع، واقعیت­سازی است. در واقع، دنیای مجازی، دنیایی است که همه جا هست و هیج جا نیست. و «به یمن مجازی­سازی، اشخاص، اعمال و اطلاعات از جا بر­کنده می‌شوند، یا به عبارت دیگر، در فضایی نامعلوم، در دگر جا، جای می‌گیرند» (شایگان،۱۳۸۰: ص۳۴۰.)

ه‍. هویت چهل تکّه و ورود به عصر پساتجددگرایی :

گسترش روابط فوق قلمروگرایی، مرزهای فرهنگی و عقیدتی و هویتی را نیز در می‌نوردد، لذا قالب‌های جدیدی، وارد فضای فرهنگی جوامع می‌شود و فرد را با هنجارهای گوناگون و گاه متضاد روبه رو می‌گرداند. در چنین شرایطی اجزای مختلف و متضاد هویتی کنار یکدیگر، هویت فرد را شکل می‌دهند.

از سوی دیگر، نقاط محوری فرهنگ‌ها نیز به یکدیگر نزدیک شده و فاصله‌های فرهنگی پیشین نابود می‌گردند. پیامد چنین رویدادی، اختلاط عقیدتی و درهم ریختگی هویتی است. لازمۀ پذیرش چنین اختلاطی، عقب نشینی از ادّعاهای گذشته و پذیرش نوعی نسبی گرایی است. این شالوده شکنی، به تحقّق عصر پساتجددگرایی می‌انجامد.

آسیب شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی شدن

منظور از واژۀ آسیب شناسی، شناخت موانع و چالش‌های بالقوه و بالفعلی است که در فرایند جهانی شدن، فرهنگ مهدوی را مورد مناقشه قرار می‌دهند.

منظور از چالش، هرگونه مخاطره، مشکل، درگیری، زد و خورد، تهدید و… است که هم تهدیدات نرم و هم تهدیدات فیزیکی را در بر می‌گیرد (ر.ک: علیپور نجفعلی، بی‌تا: ص۲۴).

۱٫ چالش‌ها در حوزۀ عناصر فرهنگ مهدوی

الف. در بعد باور ها:

مهم­ترین بخش، مسائلی است که به هستی­شناسی، و معرفت­شناسی و انسان­شناسی مرتبط است. نوع پاسخ جهانی شدن به این گونه سؤلات، به نگرش جریاناتی بستگی دارد که بر فرایند جهانی شدن سوار شده و افسار آن را به دست می‌گیرند.

(اکنون) دو جریان اصلی مدرنیزم و پسامدرنیزم بیش از سایر جریانات، متولّی امر جهانی شدن هستند و به همین سبب در تعارض آشکار با فرهنگ مهدوی قرار می‌گیرند. مثال؛ از مهم­ترین ویژگی‌های هستی­شناسی مدرنیزم فردگرایی است. «فردگرایی یعنی نفی هرگونه اصل عالیه و برتر از فردیت … یعنی خودداری از پذیرفتن یک اقتدار برتر از فرد و نیز یک معرفت برتر از عقل و استدلال فردی» (گنون، ۱۳۷۲: ص۸۲ و ۹۸، به نقل از: ابوالقاسمی و سجادی، ۱۳۸۴، ص۵۵) پست مدرن‌ها نیز معتقدند هیچ غایت متعالی برای زندگی وجود ندارد. (ر.ک: ابوالقاسمی و سجادی، همان: ص۵۰ـ ص۸۷) لذا در هر دو دیدگاه مسائلی همچون بعثت پیامبران و هدایت اولیای الهی و امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مورد تردید قرار می‌گیرد. (این) در تعارض آشکار با هستی شناسی مهدوی ‌است.

ب. در بعد ارزش ها:

گسترش روابط فوق قلمروگرایی، به گونه‌ای است که ارزش‌های مورد نظر مدرنیزم یا پست مدرنیزم را ارزش‌های عامّ و جهانی معرفی می‌کنند، در حالی که بسیاری از این ارزش‌ها در تعارض صریح با ارزش‌های جهان شمول مهدوی است.

مثال؛ مدرنیسمی که در هستی شناسی خویش، بر فردگرایی تأکید دارد، در حوزۀ ارزش­ها، متمایل به آزادی خواهد بود و … سرلوحۀ ارزش‌های جامعۀ مدرن، آزادی است… مدرنیته آزادی را عمدتاَ به معنی فقدان موانع خارجی و شرایط خالی از اجبار و فشار و عدم دخالت دیگران می‌داند. (ابوالقاسمی و سجادی، همان: ص۵۹) در حالی که در فرهنگ مهدوی، آزادی در چارچوب قوانین شرع و اسلام معنا می‌یابد.

مدرنیزم با پررنگ کردن برخی ارزش‌ها همچون آزادی، برخی دیگر از ارزش‌ها را نادیده می‌انگارد و ارزشی را فدای ارزش دیگر می‌کند. مثال؛ ارزش‌هایی چون برابری، عدالت، فساد­ستیزی، و… که از مهم­ترین ارزش‌های مدّ­نظر فرهنگ مهدوی هستند، از نظر این دیدگاه، مغفول می‌مانند.

نگرش پست مدرنیستی هیچ اصلی را ذاتاَ ارزشمند ندانسته و به نفی خصلت استعلایی ارزش‌ها و هنجارها می‌پردازد­؛ لذا در بعد ارزش‌ها نیز، میان فرهنگ مهدوی و قرائت‌های مختلف مدرنیستی و پست مدرنیستی جهانی شدن، تفاوت‌های عمیقی وجود دارد.

ج. در بعد هنجارها:

شکل­گیری هویت‌های چهل تکّه و تو در تو، با لایه‌های ضدّ و نقیض هویتی که تار و پود شخصیتی افراد را در دنیای فوق قلمروگرایی شکل می‌دهد، به ناچار در بسیاری از افراد به انتخاب شیوه‌ای از زندگی منجر می‌گردد که به رهایی از هر­گونه تعهّد اخلاقی و پای­بندی به هنجار‌های سنّتی و انسانی می‌انجامد.

این گونه است که ما با چالش دیگری در حوزۀ تعلیم و تربیت مهدوی مواجه می‌گردیم که عبارت است از: کاهش قدرت والدین و نظام آموزشی در جهت کنترل و هدایت رفتار و اخلاق جوانان…(چنین مساله ای) با تأکیدی که در توسعۀ فرهنگ دینی (مهدوی) بر نقش والدین و نظام‌های آموزشی می‌شود، منافات دارد و این تضاد، خود مانعی بر سر راه بهبود توسعۀ فرهنگ دینی است (ابوالقاسمی و سجادی، همان: ص۱۷۸).

جهانی شدن، با اساسی­ترین هنجار فرهنگ مهدوی که همان «عمل به شریعت اسلام» است، منافات دارد.

د. در بعد نمادها:

از چالش‌ها، وضعیتی است که در آن، نماد‌ها از حالت تقدّس معنوی بیرون آمده و به فرایند «تجاری شدن فرهنگی» آلوده می‌شوند. مثال؛ اماکنی همچون مسجد مقدس جمکران، صرفاً از بعد زیبایی­شناختی، معماری بنای ساختمان یا طبیعت زیبای اطراف آن، مورد توجّه قرار می‌گیرند و اعیادی هم­چون نیمۀ شعبان و مناسکی همچون دعای ندبه و… تنها از زاویۀ مطالعات جامعه­شناختی و روان­شناختی مورد قبول واقع می‌شوند. در نتیجه، اینگونه نماد‌ها که زبان فرهنگ مهدوی محسوب می‌شوند، مورد مناقشه قرار گرفته، تقدّس خویش را از دست می‌دهند. حتی گاهی، همین ارزش زیبایی­شناختی را نیز از دست داده، و تنها بعد اقتصادی می‌یابند.

هنگامی که نماد‌ها یعنی صور سمبلیک فرهنگ، ارزش واقعی خویش را از دست دهند محتوای درونی آن‌ها نیز نادیده انگاشته می‌شود.

«رسانه‌های نوین می‌توانند با کم کردن شکاف‌های اجتماعی، موضوعات و نماد‌ها را از چارچوب اولیه و معنادار خود جدا ساخته و در نتیجه آن‌ها را هرچه بیشتر فراگیر نمایند» (هانس،۱۳۷: ص۱۱۸). اما آیا خارج کردن نماد‌ها از چارچوب اولیۀ خویش ماهیت آن‌ها را از بین نخواهد برد؟ این، دقیقاً همان چیزی است که ما را در روند جهانی شدن دچار تردید و نگرانی می‌کند.

۲٫ چالش‌ها در حوزۀ ویژگی‌های فرهنگ مهدوی

در بعد جهان شمولی، ادّعای جهان­گرایی فرهنگ مدرن، به عنوان یک فرهنگ هژمون و مسلّط، جهان­گرایی فرهنگ مهدوی را با چالشی جدّی روبه­رو کرد و به عنوان یک رقیب موازی به آورد­گاه می‌کشاند.

در بعد دینی بودن نیز، بی‌تردید بسیاری از پیامد‌های جهانی­شدن گرایش به گسترش مادّی­گرایی و ماتریالیزم دارد، چرا که سکولاریزم «­مدیریت جامعه و نظارت بر نهاد‌های اجتماعی را وظیفۀ عقل و دانش بشری دانسته و برای دین و اهداف و آرمان‌های دینی در این امور سهم و نقشی قائل نیست» (ابوالقاسمی و سجادی، همان: ص۶۵). چنین نگرشی، وقتی با داعیۀ جهانشمولی لیبرال دموکراسی همراه شود، تا حدّ زیادی می‌تواند به نگرش مهدوی ضربه بزند. زیرا در اندیشۀ مهدوی، هیچ چیز نمی‌تواند جایگزینی برای حاکمیت دین در جامعه باشد.

در بعد آرمانی بودن فرهنگ مهدوی نیز می‌توان گفت در حالی که، اندیشۀ مهدوی ترسیم کنندۀ آینده‌ای آرمانی است که در آن، سعادت افراد بشر در گرو تحقّق فرهنگ آرمانی و کمال مطلوب مهدوی است، اندیشۀ مدرنیزم، مدعی است که به مصالح حقیقی و واقعی‌ای دست یافته است که سعادت انسان را تأمین می‌کنند. بنابراین تحقّق مدینۀ فاضله را در گرو پیروی از ارزش‌های مدرنیزم و تحقق آرمان‌های آن در سطح جهان می‌داند.

۳٫ چالش‌ها در حوزۀ کارکرد‌های فرهنگ مهدوی

الف.چالش‌های هویتی:

از مهم­ترین پیامدهای فوق قلمروگرایی، تکثّر فرهنگی است که پیامد منطقی آن، شکل­گیری هویت‌های چهل تکّه می‌باشد.

 

در این شرایط، فرد، میان هویت‌های گوناگون دچار نوعی سرگردانی و تضاد می‌شود و از این رو اندیشه‌ای سیال و بی‌بنیان یافته و هر روز به گونه‌ای می‌اندیشد. با این وصف، هیچ نقطۀ اتّصال و اتّکایی نیست که شخصیت فرد آن، ثبات یابد. حاصل چنین روندی، ایجاد التقاط بین حق و باطل ‌است.

ب.چالش‌ها در زمینۀ انسجام بخشی:

فرهنگ مهدوی با مرزبندی میان خودی و غیر­خودی که بر اساس مرزهای اعتقادی ترسیم می‌شود، از یک سو به فرد منتظر، هویت می‌بخشد و از سوی دیگر در جامعۀ شیعی انسجام می‌آفریند. امّا جهانی شدن، با ایجاد هویت‌های دو رگه و چهل تکّه، منجر به از هم گسیختگی فرهنگی شده، چنین کارکردی را دچار خدشه می‌کند. به اعتقاد بسیاری از جامعه­شناسان و فرهنگ­شناسان، جهانی شدن، موجب یک نوع تجزیۀ اجتماعی می‌شود. تجلی تجزیۀ اجتماعی، ظهور هویت‌های متفاوت اجتماعی است. بر این اساس تلاقی جهانی شدن با فضای عمومی مذهبی جدید و به تعبیری « تودرتو» شدن فرهنگ‌ها و یا ظهور «فضای واحد فرهنگی» در کنار «فضاهای متمایز فرهنگی» موجب ظهور هویت‌های متفاوت اجتماعی و دینی شده است (عاملی:۱۳۸۲‌، ص۱۳۱) این حالت از کارکرد انسجام­بخشی فرهنگ مهدوی جلوگیری کرده و در حفظ، تقویت و گسترش این فرهنگ اختلال ایجاد می‌نماید.

۴٫چالش‌ها در بعد آرمان‌ها و چشم انداز فرهنگ مهدوی

جوّ حاکم بر فرایند جهانی شدن، رستگاری را در داشتن بیشترین لذّت مادّی، قلمداد می‌کند و آن را تنها، در چارچوب رفاه مادّی تفسیر می‌کند، در حالی که فرهنگ مهدوی رستگاری بشر را در گرو عبادت الهی و در چارچوب ارزش‌های دینی در نظر می‌آورد.

در اندیشۀ مهدوی، سعادت و رفاه مادّی نیز مورد توجه قرار گرفته و در آرمان­شهر مهدوی نیز بدان وعده داده شده است؛ اما رفاه و سعادت مادّی، هدف نهایی قلمداد نمی‌گردد. در این نگرش سعادت بشر در گرو رسیدن به عبودیت حق است.

جهانی شدن با روندی که در پیش گرفته است، به سوی زوال انسانیت، تباهی، فقر، بی‌عدالتی، بی‌بندوباری، بیماری و… در حرکت است. چنین روندی، حاصل پیشتازی اندیشه‌های لیبرال دموکراسی در سطح جهان است.

نتیجه

آن چه تا کنون، جهانی شدن برای جوامع شیعی به ارمغان آورده، فاجعه آمیز است. جهانی شدن با قلمروزدایی از مرزهای جغرافیایی، بیش از همه باورها و وجوه زیربنایی فرهنگ مهدوی را به چالش می‌خواند، به گونه‌ای که هم در بعد هستی­شناسی، هم در بعد معرفت­شناسی و روش­شناسی، و هم در حیطۀ انسان­شناسی با گسترش باورها و اندیشه‌های متضاد به این جوامع، فرهنگ مهدوی را از بنیاد به چالش فرا می‌خواند. از سویی دیگر جهانی شدن، ویژگی ها، کارکرد‌ها و آرمان‌های فرهنگ مهدوی را نیزبا چالشی جدّی روبه رو می‌کند.

بیشترین چالش‌هایی که پیش روی فرهنگ مهدوی است، نه مربوط به ذات و جوهرۀ پدیدۀ جهانی شدن، بلکه از سیاست‌های اتخاذ شدۀ کنونی و مدیریتی است که همینک بر فرایند جهانی شدن مستولی شده است.

 

 

نقد مقاله(نقاط قوت و ضعف ساختاری و محتوایی)
نقاط قوت ساختاری:

–          ساختار منطقی و منظم است.

نقاط ضعف محتوایی:

–          بسیاری از مطالب مقاله مفروض و معلوم دانسته شده و منبعی برایشان ذکر نگردیده است.

–          استدلالها در پاره ای از موارد با مشکل روبروست و صریح نیست. مثلا در در بحث ویژگی­های جهان­شمولی و دینی بودن فرهنگ مهدوی.

–          در بحث چالش­های هویتی، محتوا مضطرب است و یکی از دو حالتی که قرار است بیان شود، بیان نمی شود.

–          به علت کلی بودن بحث، تحلیل عمیقی از مباحث صورت نگرفته است و از برخی مباحث بدون توضیح کافی گذشته است.

–          بار مستندات دینی مقاله کمرنگ است و به منابع دست اول مهدوی چندان رجوع نشده است.

نقاط ضعف ساختاری:

–          ساختار مطالب و مباحث با استفاده از علوم اجتماعی روز است و ابتکاری و با استفاده از منابع دینی نمی­باشد.

–          محتوای ارائه شده در مقدمه تقریبا دو برابر محتوای اصلی است و چون این مباحث مرتبط با محتوای اصلی است بهتر این است ساختار تغییر می­کرد و محتوای مقدمه ذیل بحث اصلی ارائه می­شد.

 

همچنین ببینید

گزارش جلسه ی توصیف کتاب «مبانی و مهارت‌های تفکر پرسشی»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 3 =