خانه / تربیت / تربیت دینی در سیره امام حسین(علیه السلام) در واقعه عاشورا۲

تربیت دینی در سیره امام حسین(علیه السلام) در واقعه عاشورا۲

به نظر می‌رسد پیچیدگی وجود آدمی و سطحی نگریهای منبعث از اندیشه‌های غیرالهی، تربیت انسان را به بیراهه کشانده است، در حالی که در تربیت الهی هدف آموزش و هدایت آدمی به سوی فلاح و رستگاری است. از این رو نویسندگان این مقاله به شیوه تحلیلی به بررسی تربیت دینی در سیره امام حسین (علیه السلام) پرداخته که در قسمت پیشین تا اهداف تربیت دینی بیان شد. اینک در این بخش، مباحثی که در سیره امام حسین (علیه السلام) به عنوان اصول تربیت دینی مشاهده می شود بررسی، مطرح و تبیین می‌گردد.

سیره امام حسین و اصول تربیت دینی

 انسان موجودی است که در تعامل با جامعه و روابط و مناسبات اجتماعی رشد می‌کند. بنابراین تربیت دینی در صورتی به اهداف متعالی خویش خواهد رسید که از تعاملات انسان با سایر انسانها غافل نباشد. در جریان این ارتباط دو سویه است که از یک سو انسان از دیگران اثر می‌پذیرد و از سوی دیگر منشا تغییر دیگران می‌گردد. در جریان عاشورا آموزه‌های تربیتی فراوانی در راستای ارتباط امام با دیگران وجود دارد که مبین اصول اساسی تربیت دینی است. بخشی از این اصول تربیتی که در راستای تحقق تربیت دینی و بر اساس مقتضیات زمان و مکان و ویژگیهای اختصاصی متربیان (یاران امام) به کار گرفته شده عبارتند از عفو و مثبت‌نگری در راستای هدایت انسانها، در نظر گرفتن تفاوتهای فردی، و عمل‌گرایی در جریان تربیت دینی.

مثبت ‌نگری در راستای هدایت انسانها

انسان موجودی است که در والاترین درجه شرافت قرار دارد. همه چیز فرع اوست و او مسجود فرشتگان است «وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم» با این وجود مسیر پر فراز و نشیب زندگی و انتخابهای ناآگاهانه کرامت او را تضعیف می‌کند و او را در معرض تحقیر و تضعیف نفس قرار می‌دهد. البته توبه راهی است برای بازیابی کرامت نفس از دست رفته «کریم کسی است که از حرامها دوری گزیند و از عیبها پاک باشد». (۱)، فراموشی گذشته سیاه انسانها و پیش داوری نکردن در مورد آنها نیازمند نوعی مثبت‌نگری است. با دیده احترام به انسانها نگریستن و پرهیز کردن از قضاوتهای شتابزده‌ای که از عملکرد گذشته افراد نشأت می‌گیرد، اصل تربیتی مهمی است که کاربرد آن در مواجهه با نادمان نوعی بسترسازی تربیتی در راستای هدایت انسانهاست. امام حسین به عنوان یک مربی آگاه ضمن توجه به این اصل مهم با به کارگیری شیوه های تربیتی مناسب زمینه را برای هدایت افراد فراهم می‌کردند. ملاک امام برای مواجهه با توبه‌کنندگان عملکرد صحیح ایشان در زمان حال بود نه اعمال گذشته آنها. نمونه بارز مواجهه امام با توابین مواجهه ایشان با حُّر است. «محمّد بن ابوطالب و صاحب کتاب مناقب و ابن اثیر که به گفته همه متقارب است می‌گویند: حُّر نزد امام حسین آمد و گفت: یابن رسول اللَّه! من اول کسی بودم که به تو خروج کردم. به من اجازه بده تا در جلو تو اولین قتیل باشم و اولین کسی باشم که فردای قیامت با جد تو مصافحه نمایم». (۲)، امام در برخورد با حُّر هیچ اشاره‌ای به اعمال گذشته حُّر و ممانعت وی از حرکت اهلبیت نمی‌نماید و در جواب حُّر که نگران بخشوده شدنش توسط امام است می‌فرماید: «توبه‌ات را خدا قبول کند فرود آی». (۳)، عکس‌العمل امام نسبت به حُّر در نگاه اول حاکی از نوعی مثبت‌نگری است. زیرا کوچکترین اقدام و یا حتی جمله‌ای که حاکی از سوء ظن در برخورد اولیه امام با حُّر به عنوان یکی از سرداران سپاه دشمن، در تاریخ گزارش نشده است. امام حُّر را با آغوش باز می‌پذیرد. سیره عملی امام در جریان حادثه کربلا مبین این اصل مهم در تربیت دینی است که گذشته افراد هر چقدر هم سیاه باشد قابل چشم‌پوشی است و به محض پشیمانی افراد و عزم آنها در جبران خطاها باید گذشته سیاه آنها را فراموش کرد. «بخشش کینه‌ها را از میان می‌برد». (۴)، همین عفو و گذشت است که باعث می‌شود امام، حُّر را با آغوش باز بپذیرد و در هنگام شهادت بر بالین او حاضر شده با ظرافتی بسیار در گفتار، عملکرد اورا مورد تأیید و تحسین قرار دهد. امام ضمن اشاره به مفهوم لغوی اسم حُّر از یک سو اقدام مادر حُّر را در انتخاب نامی زیبا برای فرزندش تحسین می‌کند و از سوی دیگر حُّر را به عنوان آزاد مردی که در آخرین لحظات خود را از فشار روانی حاکم بر سپاه عمر سعد رها کرد و آزادانه به ندای حق گوش فرا داد ستایش می‌کند.

در نظر گرفتن تفاوت‌های فردی

هر چند پرداختن به بحث تفاوتهای فردی در عرصه تعلیم و تربیت از دیرباز مطرح بوده اما توجه جدّی به آن در سده‌های اخیر صورت گرفته است. این در حالی است که در آموزه‌های دینی این مسئله از همان ابتدا به عنوان یک اصل اساسی مد نظر قرار گرفته است در آیه ۲۸۶ سوره بقره این موضوع صراحتاً بیان شده است: «لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا» خداوند هیچ کس را، جز به اندازه توانایی‌اش، تکلیف نمی‌کند. آیات ۲۳۳ بقره، ۵۲ انعام و ۴۲ اعراف نیز بیانگر اهمیت تفاوتهای فردی در اسلام است. متناسب‌سازی تکالیف دینی با شرایط جسمی و حتی موقعیت مکانی و زمانی افراد بیانگر کاربردی شدن این اصل کلی در رویکرد تربیتی دین اسلام است. این اصل مهم از آن‌چنان اهمیتی برخوردار است که امام حسین در سختترین شرایط از آن غافل نمی‌شود و با در نظر گرفتن احوالات یاران خود بیعت خود را از برخی از آنها به طور اختصاصی بر می‌دارد به عنوان نمونه امام وقتی شنید که پسر محمد بن بشیر حضرمی در سرحد ری اسیر شده است به او فرمود: «خدا تو را رحمت کند من بیعت خویش را از تو برداشتم تو برو در تلاش آزاد کردن پسرت باش». (۵)، امام با بصیرتی فراوان با ملاحظه وضعیت روحی محمد بن بشیر در سختترین شرایط که از دیدگاه استراتژیست‌های جنگی وجود یک نفر نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است بیعت خویش را از او بر می‌دارد. از دیدگاه امام آرامش روحی افراد در هنگام انتخاب راه و در پی آن نبرد از اهمیت فراوانی برخوردار است. بنابراین امام با توجه تفاوتهایی که در پی برخی حوادث در روحیه افراد ایجاد می‌شود بیعت خود را از آنها را برمی‌دارد این اقدام امام نمود بارز توجه به اصل تفاوتهای فردی در جریان تربیت دینی است.

عمل‌گرایی

یکی از بزرگترین آفتهای تربیت دینی فقدان عملگرایی در این عرصه است. تلاش در جهت نهادینه کردن رفتارهای دینی در سایر افراد امری است پسندیده اما ترغیب و تشویق دیگران برای دین‌گرایی بدون محقق شدن این رفتارها در سیره عملی شخصی نتیجه چندانی به دنبال نخواهد داشت. «قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَی‏ مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عاقِبَهُ الدّارِ إنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظّالِمُونَ» ( انعام/۱۳۵) عمل‌گرایی در عرصه تربیت دینی از یک سو آزمونی برای سنجش اعتقادات قلبی افراد محسوب می‌شود و از سوی دیگر الگویی است کارآمد برای دیگران. عملکرد امام حسین در وقایع عاشورا بیانگر این اصل مهم است که ایشان فرایض و دستورات دین را به حوزه اندیشه محدود نکرده‌اند، بلکه آن را در سیره عملی خود متبلور ساخته‌اند، برای مثال تأکید امام بر نماز و عبادت تنها در محدوده کلام باقی نمی‌ماند، بلکه در عبادتهای ایشان در شب عاشورا و نماز ظهر عاشورا متجلی می‌شود و تأکید ایشان بر عفو و گذشت در زمان قدرت در مواجهه ایشان با حُّر و بخشش او به عمل تبدیل می‌گردد «اِعفی النّاسُ مَن عَفا عَن قُدرَتهُ». (۶)

احترام به حقوق دیگران

در فرهنگ اسلامی واژه حق از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، چرا که از والاترین مرتبه وجود تا ادنی مرتبه آن به نوعی با این واژه مرتبط هستند. بر این اساس حق شامل حق اله، حق الناس و حق النفس می‌باشد. احترام به حقوق دیگران یا رعایت حق الناس به عنوان ثمره تربیت دینی در سیره معصومین از جایگاه ویژه‌ایی برخوردار است. نبی مکرم اسلام نادیده گرفتن حقوق دیگران را در زمره گناهان بزرگ قرار می‌دهد: «از گناهان بزرگ این است که مال دیگری را بدون حق تصرف کنند». (۷)، ادای دیون دیگران مبین احترام به حقوق آنهاست. این امر از چنان اهمیتی برخوردار است که امام حسین کسانی را که حق الناس بر ذمّه دارند از همراهی خود محروم می‌کند. ایشان در روز عاشورا رسماً اعلام کرد: «لا یُقْتَلُ مَعِی رَجُلٌ عَلَیهِ دَیْنٌ کسی که حق دیگران بر ذمّه دارد سعادت کشته شدن در جبهه من (و در راه حق) را ندارد.». (۸)، اهتمام بر استرداد حقوق دیگران یکی از اصول مهم تربیت دینی است توجه امام حسین به حقوق دیگران در سختترین شرایط بیانگر جایگاه ویژه‌ این اصل مهم در تربیت دینی منبعث از اندیشه‌های پیشوایان دینی است.

                                                                                                      نویسندگان:خانم راضیه بدیعیان و دکتر رضا علی نوروزی

پی‌نوشت

۱٫خوانساری، شرح بر غررالحکم و دررالکلم، ج۲ ،ص۴ .

۲٫ نجفى، زندگانى حضرت امام حسین،ص۲۳ .

۳٫ قمی، نفس المهموم

۴٫ پاینده. نهج الفصاحه ،ص۳۶۸٫

۵٫ قمی عباس. نفس المهموم.

۶٫قیومی اصفهانی صحیفه الحسین،ص ۳۲۴٫

۷٫پاینده ،نهج الفصاحه،ص۵۱۸

۸٫ فرهنگ جامع سخنان امام حسین (کتاب موسوعه کلمات الامام الحسین)،ص۴۶۸

همچنین ببینید

سفارش یکدیگر به حق و صبر

ابن عمير مى‌گويد: در ميدان بغداد مرا به جرم تشيع به چوب بستند و تازيانه‌ها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

36 + = 41