خانه / مهارت / به عادت، عادت نکنیم! / روش تربيتي عادت از ديدگاه امام علي(علیه السلام) و دانشمندان

به عادت، عادت نکنیم! / روش تربيتي عادت از ديدگاه امام علي(علیه السلام) و دانشمندان

دكتر محمد رضا نيلي احمد آبادي

 

اشاره

عادت، يكي از ابتدايي‌ترين و شناخته شده‌ترين روش‌هاي تربيتي است كه همواره مورد استفادة مربيان قرار گرفته است. براي آشنايي بيشتر با اين روش و نگرش امام علي(علیه السلام) در مورد آن، ابتدا به تعريف و ويژگي‌هاي عادت اشاره مي‌کنیم؛ سپس ديدگاه چند تن از روان‌شناسان و فلاسفه را مطرح کرده، با استناد به روايات و حكمت‌ها، به طرح ديدگاه امام علی (علیه السلام)  مي‌پردازيم. در پايان نيز چند راهكار و پيشنهاد عملي در اين زمينه ارايه مي‌شود.

تعریف عادت و ارکان آن

عادت در فرهنگ فارسي عمید به «خوي يا كاري كه انسان به آن خو بگيرد و در وقت معين انجام دهد» معني شده است. ابن سينا آن را «تكرار زياد يك عمل در زمان‌هاي نزديك به هم كه در دراز مدت ادامه مي‌يابد» مي‌داند و ابن مسكويه مي‌گويد: «حالتي است در روان انسان كه او را به انجام عمل بدون نياز به انديشه و تأمل سوق  مي‌دهد».

با اين وجود، بعضي نيز تعاريف ارايه شده از عادت را دچار عادت‌زدگي دانسته‌اند: «عادت، عبارت است از تمام تظاهرات و فعل و انفعالاتي كه ابتدا به صورت اتفاقي يا غير ارادي و يا ارادي به علتي خود به خود ظاهر، ولي پس از تكرار نوسانات تطبيقي، بالاخره تبديل به عادت مي‌شوند».

با جمع‌بندي تعاريف بالا، مي‌توان گفت كه عادت:

الف. نتيجة تكرار است و استمرار عمل موجب آن مي‌شود؛

ب. امري تدريجي و غير ناگهاني است؛

ج. براي انجام هر بار عمل، نياز به تفكر ندارد.

روان‌شناسان و مكاتب روان‌شناسي نيز عادت را مورد توجه قرار داده‌اند؛ روان‌شناسان رفتارگرا و پيوندگرايان، يادگيري را تشكيل عادت تلقي كرده و بر قانون تكرار و تمرين، به منظور ايجاد عادت نسبت به رفتارهاي فرا گرفته شده تأكيد مي‌ورزند. نظرية ميدان شناختي در يادگيري هم به عادت اشاره كرده و آن را عمل مؤثر و كارسازي مي‌داند كه از كردار فرد بر پاية بينش او پديد مي‌آيد و معتقد است هنگامي كه در ساحت شناختي، به‌وسيلة تعميم و تفكيك و نوسازي تغييري حاصل شود، دليل بر تغيير در ادراك و معناست و رويداد معنادار، داراي وضع رواني و مسير مشخصي است، فرد مي‌داند چه اعمالي و چه نتايجي را به دنبال دارد و اين امر، اساس عادت است. عادت، انسان را قادر مي‌سازد تا هوشمند عمل كند؛ زيرا در بسياري از موارد انديشيدن وجود ندارد يا صرف وقت زياد، زيان بخش است و لذا تعميم عادت‌هاي سودمند، ضامن سلامت و سعادت افراد آدمي است.

در بين دانشمندان مسلمان، «غزالي» بيش از همه و با اختصاص بخش مهمي از كتاب «احياء العلوم» با عنوان «العادات» به اين موضوع، آن را به عنوان روش تعليم و تربيت تلقي نموده است؛ اگر چه هيچ‌گاه نقش مكانيكي براي آن قايل نيست. توجه او به عادت، ناشي از نگرش وی به اخلاق است كه آن را بر دو پايه استوار نموده است؛ نخست پاية فطري كه از طريق موهبت الهي و به‌طور طبيعي حاصل مي‌شود، و ديگري كسبي كه از طریق عادت‌های گوناگون به‌دست می‌آید.

شهيد مطهری نيز معتقد است تعريف علماي قديم از تربيت، همان تشكيل ملكات اخلاقي از فضايل انساني است؛ به صورتي كه طبيعت ثانوي افراد شود؛ و نتيجه مي‌گيرد كه: فن تربيت، همان فن تشكيل عادت است و اين تعبير از تربيت، يعني ساختن به منزلة ماده‌اي انعطاف‌پذير كه مي‌توان او را با فضيلت‌هاي نيكو و يا رذايل قبيح شكل داد.[۱]

ديدگاه‌هاي موافق و مخالف پيرامون نقش تربيتي عادت

شايد کمتر روش تربيتي مانند عادت را بتوان يافت كه دو ديدگاه كاملاً متضاد پيرامون آن ارايه شده باشد. برخي آن را داراي نقش تربيتي مطلوب و برخي آن را مذموم و ناپسند مي‌دانند.

الف. كساني مانند «غزالی» كه عادت را اساس و پاية خلق نيكو مي‌داند و «ارسطو» كه آن را وسيلة كمال طبيعت آدمي تلقي كرده است و «ابن سينا» كه معتقد است كودك را بايد با اخلاق نيكو و صفات پسنديده و عادت‌های ستوده مواجه ساخت، به نقش تربيتي مطلوب عادت معتقدند.

دكتر خسرو باقري نيز به «ظهور تدريجي شاكله» و اصل «مداومت و محافظت عمل» در تربيت اشاره كرده و معتقد است همراهي، مداومت و محافظت ضروري است؛ زيرا مداومت بدون محافظت، سازندة عادت‌های سطحي و خشك است و محافظت بدون مدوامت، اصلاً سازنده نيست؛ زيرا حالي است كه هر چند هم بسيار متعالي باشد، زايل خواهد شد. از ديد وی، فرايض، ابزاري براي تداوم عمل هستند.[۲]

ب. افرادي مانند «افلاطون»، «كانت»، «روسو» و «ديویي» به مخالفت با عادت برخاسته‌اند. افلاطون آن را «فضيلتي دور از تعقل، بدون اساس و مشكوك و غير قابل تعليم به ديگران» مي‌داند، «كانت» سعي در عادت دادن كودك به هر چيزي را مخاطره انگيز و آن را باعث سلب استقلال و آزادي دانسته و تنها كار لازم را بازداشتن بچه‌ها از تشكيل عادت مي‌داند، و روسو در تربيت «اميل» مي‌گويد: بايد او را عادت دهيم كه به هيچ چيز عادت نكند.

«ديويي» هم از اين منظر با عادت مخالف است و معتقد است تشكيل عادت در كودكان، آن‌ها را براي تطبيق با شرايط متغير محيطي و زماني خويش عاجز ساخته و پاية شكست افراد را در روزگار خويش فراهم مي‌سازد.

به اين ترتيب، مي‌توان دريافت افرادي كه به بيان نقش تربيتي عادت پرداخته‌اند، آن را مبناي فضايل و تشكيل ملكات اخلاقي مي‌دانند و كساني كه به مخالفت با آن پرداخته‌اند، تشكيل عادت را موجب انجام عمل بدون تفكر و تعقل، مكانيكي شدن اعمال انساني و ضعف نيروي عاقله آدمي دانسته‌اند.

استاد شهيد مطهري، با تقسيم عادت‌ها به دو نوع «فعلي» و «انفعالي»، به اين تضاد پايان داده است. بر اساس ديدگاه ایشان، عادت‌های فعلي عادت‌هایي است كه به عامل خارجي ارتباط نداشته، بلكه انسان ‌كاري را در اثر تكرار و ممارست فرا گرفته، بدون تأثير يك عامل خارجي، عملي را انجام مي‌دهد. در اين نوع، انسان با عادت مذكور انس گرفته و اسيرش مي‌شود.[۳]

عادت از ديدگاه امام علي(علیه السلام)

قبل از بيان ديدگاه امام۷ در مورد عادت، به فرازي از كلام آن حضرت در مورد عادت يافتن خود به اخلاق پيامبر۶ اشاره مي‌كنيم، كه مي‌فرمايند: «وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِه؛[۴] ‏من همواره با پيامبر بودم، چونان فرزند كه همواره با مادر است. پيامبر هر روز نشانه‌اي تازه از اخلاق نيكو را برايم آشكار مي‌فرمود و به من فرمان مي‌داد كه به او اقتدا نمايم».

از منظر اميرالمؤمنين علي۷ عادت، طبيعت دوم آدمي است. اين فرمايش حضرت را مي‌توان ناظر بر دو موضوع دانست: اولاً، عادت‌ها جزیی از طبيعيت آدمي محسوب مي‌شود و بنابراين عادت‌های پسنديده، معرف بخشي از طبيعت و هويت انسان است و اگر آدمي بخواهد به خُلق نيكو شناخته شود، بايد بهترين خُلق را انتخاب كند و درصدد برآيد آن را عادت خويش سازد. امام مي‌فرمايند: «تَخَيَّرْ لِنَفْسِكَ مِنْ كُلِّ خُلُقٍ أَحْسَنَهُ فَإِنَّ الْخَيْرَ عَادَة؛[۵] از هر اخلاقی بهترین آن‌ها را برای خود برگزین؛ زیرا بهترین عادت انس با خیر است». ثانيا، از آنجا كه طبيعت آدمي به سادگي قابل تغيير نيست، تغيير عادت هم كاري سخت است. بنابراين، به موجب اصل تقدم پيش‌گيري بر درمان، ابتدا بايد سعي در جلوگيري از تشكيل عادت‌های نامطلوب کرد و در غير اين صورت بر آن غلبه نمود. به همين دليل، امام(علیه السلام) غلبه بر عادت را يك «فضيلت»؛ «الْفَضِيلَةُ غَلَبَةُ الْعَادَة؛[۶] غلبه بر عادت، فضیلت است» و بلكه «بالاترين عبادت» مي‌داند؛ «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ غَلَبَةُ الْعَادَة؛[۷] بالاترین عبادت، غلبه بر عادت است»؛ زيرا وجود انسان را اشغال نموده، مالك آن مي‌شود و او را از كمال باز مي‌دارد. از ديدگاه حضرت، «الْعَادَةُ عَدُوٌّ مُتَمَلِّك؛[۸] ‏عادت، دشمنی است که وجود آدمی را اشغال می‌کند» و انسان بايد در جهت تكامل خويش، درصدد برآيد تا دشمن خويش را دفع نمايد. راه و وسيلة غلبه بر خصم نيز از سوي امام ارايه شده است، آن‌جا كه مي‌فرمايند: «غَالِبُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى تَرْكِ الْعَادَاتِ تَغْلِبُوهَا وَ جَاهِدُوا أَهْوَائَكُمْ تَمْلِكُوهَا؛[۹] در ترك عادت بر نفس‌ خود غلبه كرده و با خواسته‌ها‌ی نفس مبارزه كنيد، تا نفس خويش را مالك شويد» بنابراين، مبارزه با هواي نفس وسيلة غلبه بر عادت است. طبيعي است با توجه به ويژگي‌هاي انسان، اين مجاهده و مبارزه، امري بسيار سخت است كه خود امام نيز به آن اشاره فرموده‌اند: «أَصْعَبُ السِّيَاسَاتِ نَقلُ الْعَادَات؛[۱۰] سخت‌ترين تدبیرها، تغيير عادت است».

بنابراين، تسريع در اين مبارزه، آدمي را زودتر به مقصد مي‌رساند و درنگ در آن، عادت را ريشه‌دارتر و مبارزه با آن را مشكل‌تر مي‌كند.

به قول مولوي:

خار بن در قوت و برخاستن            خاركن در سستي و در كاستن

با مرور روايات، مي‌توان دريافت که امام علي(علیه السلام) بر اساس نوع عادت‌ها، تشكيل عادت يا مقابله با آن را توصيه فرموده‌اند؛ زيرا بر هر چيزی كه انسان به آن خوي مي‌گيرد، نتايجي مترتب است. بر اين اساس، امام(علیه السلام) عادت‌های مطلوب براي نفس و اعضا و جوارح آدمي را، كه باعث تربيت و تكامل او مي‌شود، تعريف و ارايه نموده‌اند.

از منظر آن حضرت، نفس و زبان و گوش، هر كدام بايد به صفتي نيكو عادت نمايند؛ نفس آدمي نيازمند پاكي نيت و زيبايي آهنگ است، تا موفقيت در كار و كوشش او حاصل گردد.

هم‌چنين نفس بايد به امور نيك عادت كند، تا در اين رهگذر شرافت يابد و آخرتش آباد گردد و ستايش كنندگان او رو به فزوني گذارند. عادت به جوانمردي و اجتناب از اصرار نيز موجب شايستگي آدمي مي‌شود. زبان آدمي نيز بايد به حسن كلام، نرمي گفتن و سلام كردن عادت نمايد؛ زيرا اين امر موجب زيادي دوستان و كم شدن دشمنان او مي‌گردد و او را در مقابل ملامت ديگران ايمن مي‌كند.

آن حضرت در مورد عادت گوش توصیه می‌کنند: «عَوِّدْ أُذُنَكَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تُصْغِ إِلَى مَا لَا يَزِيدُ فِي إِصْلَاحِكَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِكَ يُصْدِئُ الْقُلُوبَ وَ يُوجِبُ الْمَذَام؛[۱۱] گوشت را به خوب شنیدن عادت بده، و به چیزی که در شنیدنش هیچ فایده و رشدی برای تو در آن نیست، گوش نده، زیرا قلب‌ها را زنگار می‌زند و موجب سرزنش می‌شود».

از سوی ديگر، امام علي(علیه السلام) هر عدّه از مردم را كه به صفتي متصف گشته‌اند، داراي عادت ويژه‌اي مي‌داند. مثلا از ديدگاه آن حضرت، عادت بزرگان بخشش است و «عَادَةُ الْأَشْرَارِ أَذِيَّةُ الرِّفَاق؛[۱۲]‏ عادت اشرار، آزار دوستان است» كه اشاره به همة روايات نقل شده در اين مورد، از حوصلة بحث خارج است.

اقسام و مراحل عادت

بارزترين طبقه‌بندي عادت، تقسيم آن به عادت‌های خوب و عادت‌های بد است كه در فرمايش‌های امام علي(علیه السلام) به آن اشاره گرديد. «غزالي» هم عادت‌ها را بر حسب حوزة نفوذ، طبقه‌بندي کرده و بر خلاف بسياري كه آن را صرفاً در محيط بيولوژيك يا يادگيري‌هاي عضلاني محدود مي‌كنند، به چهار قسم تقسيم نموده است:

  1. حركات عضلاني(خوردن، پوشيدن، بازي، خطاطي، و …)؛
  2. جنبش‌هاي عقلاني(بينش ديني و فقهي و طرز تفكر)؛
  3. عادات وجداني(مرتبط با عواطف انسان)؛
  4. عادات اخلاقي(زهد، صبر، اعتدال، شجاعت و …).[۱۳]

شهيد مطهري نيز همان‌گونه كه ذكر شد، عادت‌ها را به دو نوع فعلي و انفعالي تقسيم نموده و نوع فعلي آن را ارزشمند مي‌داند؛ زيرا تشكيل عادت در جهت ساختن انسان است، نه پرورش او. از نظر ايشان، پرورش، رشد استعداد موجود است و ساختن، شكل دادن انسان آن‌گونه كه مربي مي‌خواهد. بنابراين، تشكيل عادت از نوع فعلي آن را براي انسان‌سازي توصیه مي‌فرمايد.[۱۴]

محمد قطب در كتاب «روش تربيتي عادت»، عادت‌ها را به چهار نوع «روحي يا معنوي»، «عضوي يا عملي»، «فكري يا غريزي» و «حياتي يا بيولوژيك» تقسيم‌بندي نموده است.

با توجه به تقسيم بندي‌هاي متعدد كه برخي از آن‌ها ذكر شد، بايد گفت که وظيفة مربي، تشكيل دادن عادت‌های خوب در همة ابعاد علمی، روانی، معنوي و عاطفي در خویش است، تا بتواند متربي را در همة ابعاد وجودي‌اش تربيت كند.

طبيعي است براي تشكيل عادت‌های خوب و از بين بردن عادت‌های بد، گذر از مراحلي لازم است، تا بتوان طبيعت ثانوي فرد را تشكيل يا تغيير داد. غزالي مراحل تشكيل عادت را دو مرحلة تكوين و ثبات مي‌داند؛ مرحله تكوين، مرحله‌اي است كه رفتار انسان به آساني و رواني انجام نمي‌گيرد، بلكه با تحمل و دشواري‌هايي همراه است. مرحلة ثبات به‌گونه‌اي است كه رفتار و اعمال به صورت ابزاري در مي‌آيد.

«ويليام جيمز» هم معتقد است براي تشكيل عادت، بايد هر كاري را در اولين فرصت و با شدت تمام آغاز كرد و به اين منظور راه‌هايي را پيشنهاد مي‌كند؛ از جمله اين كه فرد، خود را در مقابل ديگران متعهد كند؛ آن‌گاه بايد بر خود سخت‌گيري نماید تا عمل مورد نظر به‌صورت عادت درآيد. براي اين كار، هيچ استثنايي نبايد قايل شد؛ زيرا پذيرش استثنا مانند پيچيدن گلوله نخي است كه ناگهان بر زمين می‌افتد و نتيجة تلاش از بين برود. سرانجام اين‌كه در روند تشكيل عادت، از ابتلا به سستي و رخوت پرهيز شود.

مرحوم محمد قطب مي‌گويد: اسلام براي حذف عادت‌های بد، دو وسيله اختيار كرده است: يا عادت‌ها را فوري و بدون معطلي قطع كرده و به دور انداخته و يا تدريجاً و به كندي ريشة آن‌ها را با تيشه بريده است. براي هر يك از عادت‌های بد، به نسبت نوع و مقدار ريشه دوانيدن در جان، بايد يكي از دو وسيله را انتخاب كرد.

ايشان معتقد است: آياتي همچون «بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ؛[۱۵] به کدامین گناه کشته شدند؟» و «وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ؛[۱۶] وای بر کم‌فروشان!» و «وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ؛[۱۷] وای بر هر عیبجوی مسخره‌کننده‌ای!»، از جمله دستوراتي هستند كه لحن عتاب‌آلود آن، گوياي ترك فوري اين عادت‌های مذموم است. اما آياتي كه به تدريج براي ترك شراب‌خواري نازل گرديده، شيوة دوم اسلام است، كه ابتدا بين مستي و رزق نيكو تفاوت قايل شده است: «وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛[۱۸] و از میوه‌های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‌گیرید؛ در این، نشانه روشنی است برای جمعیّتی که اندیشه می‌کنند!» و آن‌گاه با نزول آيه: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا؛[۱۹] دربارة شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: در آن‌ها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بر دارد؛ (ولی) گناه آن‌ها از نفعشان بیشتر است»، عقل و وجدان انسان‌ها را نسبت به فزوني گناه شرب خمر از نفع‌ آن، بيدار ساخته و سپس آن‌ها را از اقامة نماز در حال مستي باز داشته است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى؛[۲۰] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید» و سر انجام با آية: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[۲۱] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام [نوعی بخت‌آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است، از آن‌ها دوری کنید تا رستگار شوید!»، دستور اجتناب از شرب خمر را صادر نموده و در صدد برآمد ريشة اين عمل پليد را در جامعة مسلمين بخشكاند.[۲۲]

شيوة برخورد مربي با عادت‌های سوء، منوط به ميزان نامطلوبي و مضرات ناشي از آن است؛ اگر اين ضرر زياد و جبران ناپذير باشد، برخورد فوري مربي را مي‌طلبد و در غير اين صورت، بايد به تدريج و با راهبردي مناسب آن عادت‌های نامطلوب را از بین برد.

راهكارها و پيشنهادها

به‌منظور بهره‌وري بيش از پيش از اين روش تربيتي و با توجه به آنچه ذكر شد، پيشنهاد‌های زير ارايه مي‌شود:

  1. مربيان بيش از همه نيازمند شناخت مجموعه روش‌هاي تربيتي، به‌ويژه روش عادت هستند، تا بتوانند با استفاده از يافته‌هاي خويش، گام‌هاي عملي در اين زمينه بردارند.
  2. داشتن ويژگي‌هايي براي كاربرد اين روش ضروري است؛ مربيان علاوه بر كسب آگاهي دربارة روش‌ها، بايد بيش از هر چيز صبور و بردبار بوده و علاوه بر آن، خود نقش الگو داشته باشند، تا بتوانند رفتارهايي را كه قصد دارند دانش‌آموزان به آن عادت نمايند، با عمل خود معرفي نمايند.
  3. از جمله عادت‌های مطلوب، با توجه به رواياتي كه از ائمه معصومين: نقل شده، عادت به انجام فرايض ديني است كه از كودكي بايد شروع شود تا با ايجاد روح معنوي در آن، تقيّد به فرايض در بزرگسالي امر دشواري نشود.
  4. از آن جا كه عادت، طبيعت ثانوي هر فرد است، در راه تشكيل عادت‌های خوب يا از بين بردن عادت‌های بد، بايد از سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد نسبت به دانش‌آموزان اجتناب شود، تا موجب به‌هم ريختگي ساختار روحي و رواني آنان نگردد.
  5. به موازات رشد قواي عقلاني، بايد سهم ايجاد عادت‌ها را به نفع شيوه‌هاي تربيتي ديگر كاهش داد، تا تسلط بر رفتار و عقلاني رفتار كردن دانش‌آموزان دچار مخاطره نشود.
  6. از جمله عادت‌هایي كه امروزه بيشتر از هر زمان ديگر و به دليل تسلط رسانه‌هاي جمعي از سويي و حجم آموزش‌ها و تكاليف مدرسه‌اي از سوي ديگر، نيازمند آن هستيم، عادت به تفكر، پرسش‌گري، هدفمندي و نظم است. روش‌هاي ايجاد اين عادت بايد به موقع مورد شناسايي قرار گيرد و مربيان با تغيير ‌روش‌هاي تعليمي و تربيتي خود، نسبت به گسترش اين عادت‌ها در دانش‌آموزان اقدام نمايند.
  7. كودكان، بسياري از عادت‌های نيك و بد خود را از خانه به مدرسه منتقل مي‌نمايند. از جمله وظايف مربيان، شناخت عادت‌های بد كودكان است، تا علاوه بر زدودن آن از وجود خود دانش‌آموز، از اشاعة آن در بين ديگران جلوگيري شود. پيشنهاد عملي آن است كه مربيان در ارتباط تنگاتنگ با خانواده قرار گرفته و اين عادت‌ها را شناسايي و با رعايت تفاوت‌هاي فردي، نسبت به از بين بردن آن اقدام كنند.
  8. همراهي روش‌هاي تربيتي ديگر از قبيل: پند و اندرز، الگوسازي و معرفي الگو و اسوة تربيتي، تشويق و ترغيب، گفتگوي مستدل و ديگر شيوه‌ها نيز براي ايجاد عادت‌ها، بسيار مناسب است.

پی‌نوشت

[۱]. تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۷۷ ـ ۷۸٫

[۲]. نگاهی به تربیت اسلامی، ص ۹۳ ـ ۹۷٫

[۳]. تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۸۸ ـ ۹۰٫

[۴]. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۴۷۵٫

[۵]. غررالحکم و دررالکلم، ص ۳۲۴٫

[۶]. همان، ص ۳۰٫

[۷]. همان ، ص ۱۸۷٫

[۸] . همان ، ص ۵۳٫

[۹]. همان ، ص ۴۷۳٫

[۱۰]. همان ، ص ۱۹۱٫

[۱۱]. همان ، ص ۴۵۷٫

[۱۲]. همان ، ص ۴۵۷٫

[۱۳]. روان‌شناسی از دیدگاه غزالی، ص ۱۰۸٫

[۱۴]. تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۸۸ ـ ۹۰٫

[۱۵]. تکویر، ۹٫

[۱۶]. مطففین، ۱٫

[۱۷]. همزه، ۱٫

[۱۸]. نحل، ۶۷٫

[۱۹]. بقره، ۲۱۹٫

[۲۰]. نساء، ۴۳٫

[۲۱]. مائده، ۹۰٫

[۲۲]. روش تربیتی در اسلام، ص ۲۷۹٫

همچنین ببینید

سوز و ساز فرصت­ها / ۱۱ نکته دربارة مهارت برنامه‌ریزی و مدیریت زمان

محمدحسین قدیری امام علی‌‌(علیه السلام)می‌فرماید: مَنِ اشْتَغَلَ بِغَيْرِ الْمُهِمِّ ضَيَّعَ الأَهَمَّ؛ هر كس مشغول کارهای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *