خانه / تربیت / مربی و رویش درونی

مربی و رویش درونی

جواد محدثی

از دو مقولۀ تعلیم و تربیت -که یکی آموختن است ودیگری پرورش و رشد دادن- تربیت مهم‌تر و دشوارتر است. در تعلیم، معلم یک سلسله معلومات را که در ذهن دارد یا در کتاب‌ها و متون آموزشی است، از بیرون وارد ذهن دانش‌آموز می‌کند؛ اما مربی می‌کوشد که در متربی، جوشش درونی پدید آورد و کمک کند تا خلاقیت، رشد و بالندگی، به صورت یک جریان از دورن بجوشد و به بیرون و ظاهر برسد.

دقت در تصویر این دو دایره، کمی مطلب را روشن‌تر می‌سازد. در دایرۀ تعلیم، فلش‌های ترسیم شده، از بیرون به داخل دایره وارد شده‌اند؛ ولی در دایرۀ تربیت، سمت و سوی فلش‌ها از درون به بیرون است. مربی واقعی و موفق کسی است که بتواند بستر این رشد و شکوفایی را در نیروهای تحت تربیت خود فراهم آورد. میزان موفقیت در پدید آوردن این خودجوشی و رشد از درون، نشان‌دهندۀ میزان توفیق مربی در کار تربیتی است.

این ویژگی در عرصه‌های مختلف علمی، اخلاقی، فکری و معرفتی قابل طرح است که به صورت فشرده، به آنها اشاره می‌شود.

در عرصۀ دانش

گاهی مربی مجموعه‌ای از دانستنی‌ها را به مخاطب خود منتقل می‌کند و دانش‌آموز هم با مجموعه‌ای از محفوظات و معلومات رو به رو می‌شود. گاهی هم مربی زمینه‌ای را پیش می‌آورد که دانش‌آموز، با یک سلسله تفکرات، تجربیات، آزمایش‌ها و مشاهدات،  خودش به یک دانش برسد. مربی موفق کسی است که دانش‌آموز را در کشف مجهولات و رسیدن به پاسخ سؤالات یاری کند؛ نه آنکه خودش جواب سؤال را فوری در اختیار او بگذارد. مثلاً اگر معلم و مربی برای فهم معنای یک لغت یا مفهوم یک اصطلاح علمی و یا پاسخ یک حکم شرعی، منابعی را معرفی کند تا دانش‌آموز، خود با مراجعه به آنها و مطالعه و تحقیق جواب را بیابد، این یک کار تربیتی در عرصۀ علم است. در احادیث، سؤال به عنوان کلید گنجینه‌های معرفت به شمار آمده است.(۱)

در عرصۀ اخلاق

اگر معلم، مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای اخلاقی را به شاگرد گوشزد کند، یا فهرستی از کارهای خوب و بد را به او بیاموزد، کار چندانی نکرده است؛ اما اگر روشی در پیش بگیرد که شاگرد در عمل، به خوبی و بدی کارها و صفات پی ببرد و خودش به نتیجه برسد، این یک کار تربیتی است. مثلاً اگر در مورد زشتی دروغ و تقلب در امتحان، روشی داشته باشد که شاگرد، خودش به پیامدهای سوء دروغ یا زیان‌های تقلب پی ببرد، تأثیر این در رفتار دانش‌آموز، عمیق‌تر و پایدارتر خواهد بود.

در توصیه‌ای دینی آمده است که اگر صدقه یا احسان می‌دهید، به کودکان خود بدهید که به دست سائل و نیازمند برساند. این یعنی تمرین و ورزش برای بخشندگی، کمک و احسان که فرزندان خودشان در عمل، شریک باشند.

در عرصۀ مسائل اخلاقی، خصلتی و رفتارهای خوب و بد، آن مربی موفق‌تر است که حرکت و جوشش را از درون متربی ایجاد کند، نه آنکه معلوماتی را به او انتقال دهد.

عرصۀ فکری و معرفتی

در این عرصه اگر مربی بتواند راه و روش فکر کردن را به شاگرد بیاموزد، به او خدمت کرده است. در تفکر یک سلسله معلومات، پایه قرار می‌گیرند تا به سلسله‌ای از مجهولات دست یابند. در روشی تعلیمی بعضی از فلاسفه گفته‌اند که برای رساندن شاگرد به نتیجۀ مقصود، از او یک سری سؤال می‌پرسید و در پاسخ به این سؤال‌ها، ذهن او را  به کاوش وامی‌داشت.(۲)

در روایات اسلامی آمده است که امام صادق (ع) در گفتگو با یک زندیق و منکر خدا، با چند سؤال او را به توحید رهنمون کردند. حضرت فرمودند: «آیا تا به حال سوار کشتی شده‌ای؟» گفت: «آری!»

– آیا اتفاق افتاده که کشتی و قایق شما دستخوش طوفان شود و از هم بپاشد؟

– آری!

– آیا شده است که تو در دریا روی تخته‌ای بر امواج نشسته باشی و آب تو را به این سو و آن سو ببرد و نه ساحلی باشد و نه امداد رسان و نجات دهنده‌ای؟

– آری! چنین صحنه هم برایم پیش آمده است.

– در آن لحظۀ تنهایی و بی‌پناهی که هیچ یاوری نبوده، آیا دلت به جایی امید داشته که بتواند تو را از این بحران نجات دهد؟

– آری!

امام فرمود: «آن همان خدا است. اسمش را هر چه می‌خواهی بگذار.»(۳) و به این وسیله، او را متوجه فطرت توحیدی‌اش کرد که در بن‌بست هم قدرتی نجات بخش است.

در مناظرات و اجتماعات ائمۀ اطهار یا شاگردانشان با مخالفین فکری و اعتقادی، نمونه‌های متعددی وجود دارد که با طرح سؤالات و پاسخ خواستن از آنان، ایشان را به گوشه‌ای از رینگ کشاندند که جز اعتراف به حقیقت، چاره‌ای نداشتند.

نتیجه

نتیجه آنکه مربی موفق، کسی است که استعدادهای درونی شاگردان را در عرصه‌های علمی، اخلاقی، فکری و معرفتی شکوفا کند و زمینۀ رشد در آنان را فراهم آورد. در سخنان حضرت امیر (ع) است که می‌فرمایند: «نوجوانان خود را به بحث و جدال و مناظره دستور دهید، میانسالان را به تفکر و کهنسالان را به سکوت و خموشی.»(۴) این نکته بسیار مهم است؛ سالخوردگان اغلب دوست دارند در مجالس و محافل، متکلم وحده باشند، آنان را به خاموشی دعوت کنید. میانسالان نیاز به تفکر واندیشه دارند، آنان را به اندیشه فرا بخوانید. نوجوانان هم در آستانۀ شکل‌گیری شخصیت و رشد استعداد هستند، آنان را به بحث و گفتگو وادارید تا قدرت عقلی و فکری و منطق و استدلال‌شان افزون گردد.

رشد، در سایۀ سؤال است؛ پس مربی باید میدان سؤال و جواب را باز بگذارد. خلاقیت، در سایۀ تشویق است؛ پس مربی باید روحیه بدهد و تشویق کند و نقاط مثبت را بزرگ‌نمایی کند تا اعتماد به نفس شاگرد تقویت گردد. مربی، به جای اشتیاق به فضل فروشی و به رخ کشیدن معلوماتش، باید بکوشد تا تلاش علمی و پژوهشی شاگردان به ثمر بنشیند. به جای نکوهش و ملامت بر خطاهای آنان، برخوردی داشته باشد که خود آنان به خطای خود واقف شوند و در صدد جبران برآید.

پی‌نوشت‌ها:

(۱) تحف العقول، ص ۴۱٫

(۲) این روش، به روش سقراطی معروف است. ر. ک. سر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی، ج ۱٫

(۳) پند تاریخ، موسی خسروی، ج ۱، ص۴؛ به نقل از کفایه الموحدین.

(۴) نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۲۸۵٫

همچنین ببینید

اضطراب ضربدر نوجوانی(۱)

علی صادقی سرشت (دانشجوی دکتری روان‌شناسی) از این مطلب بر آنیم که مربیان گرامی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *