خانه / آیات اخلاقی / آیات اخلاقی (۵)

آیات اخلاقی (۵)

يَأَيهُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثىَ‏ وَ جَعَلْنَاكمُ‏ شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكمُ‏ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُمْ  إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اين‌ها ملاك امتياز نيست) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست، خداوند دانا و آگاه است.

حجرات(۴۹):۱۳٫

منظور از آفرينش مردم از يك مرد و زن، همان بازگشت نسب انسان‌ها به «آدم» و «حوا» است. بنابراين، چون همه از یک ريشه هستند، معنى ندارد كه از نظر نسب و قبيله بر يكديگر افتخار كنند. خداوند هر قبيله و طایفه‏اى را بر اساس ويژگي‌هاي خاص خود آفريده، تا نظم زندگى اجتماعى مردم حفظ شود؛ زیرا تفاوت در خلقت و ویژگی‌ها، باعث تمییز افراد و اقوام از یکدیگر است، و بدون شناسايى افراد، نظم در جامعه انسانى حكم‌فرما نمى‏شود. حال تصور کنید اگر همه يكسان و شبيه يكديگر بودند، چه هرج و مرج بزرگی سراسر جامعه انسانى را فرا مى‏گرفت.

يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُم

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد

آل‌عمران (۳): ۱۱۸٫

از ابن عباس نقل شده اين آيه و دو آيه بعد، هنگامى نازل شد كه عده‏اى از مسلمانان با يهوديان، به سبب قرابت، يا همسايگى، يا حقّ رضاع، و يا پيمانى كه پيش از اسلام بسته بودند، دوستى داشتند و به قدرى با آنها صميمى بودند كه اسرار مسلمانان را به آنان مى‏گفتند، بدين وسيله قوم يهود كه دشمن سرسخت اسلام و مسلمين بودند و به ظاهر خود را دوست مسلمانان قلمداد مى‏كردند، از اسرار مسلمانان مطلع مى‏شدند.[۱] پس از این امر، آيه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد كه چون آنها در دين شما نيستند، نبايد آنان را محرم اسرار خود قرار دهيد.

با توجه به این مطلب، مشخص می‌شود که كفار شايستگى دوستى با مسلمانان را ندارند و نبايد آنان را محرم اسرار قرار داد؛ زیرا «[کفار] آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید».[۲]

آنها براى اينكه از باطن‌شان آگاه نشويد و رازشان فاش نشود، در رفتار خود دقت می‌کنند و با احتياط حرف مى‏زنند. ولى با این وجود، آثار دشمنى و کینه از لابلاى سخنان آنها آشكار است و گاه به طور ناخودآگاه حرف‌هایی می‌زنند كه مى‏توان از نیت‌های آنها آگاه شد.

[۱]. تفسير نمونه، ج‏۳، ص ۶۳٫

[۲]. نساء، ۸۵٫

همچنین ببینید

داستان۵/ ادب در کلام و اندیشه

در سیرۀ عملی شهید بهشتی، هیچ‌گاه مشاهده نشده است که ایشان کوچک‌ترین اهانت و یا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
12 + 22 =