خانه / تشکل / افتان و خیزان یک انجمن / بررسی عملکرد انجمن اسلامی دانشجویان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

افتان و خیزان یک انجمن / بررسی عملکرد انجمن اسلامی دانشجویان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

 

محقق: محمد‌رضا نظري

اگر بخواهیم تاریخ تشکل‌های ایران را ورق بزنیم، بی‌شک «انجمن اسلامی دانشجویان» یکی از باسابقه‌ترین این تشکل‌ها خواهد بود. این تشکل در سال ۱۳۲۱ تأسیس گردید و تا امروز همچنان به حیات خود ادامه داده است. در این مدت، انجمن اسلامی دانشجویان فراز و فرودهای بی‌شماری را پشت سر گذرانده؛ گاهی شاداب و سرزنده چون غزالی جوان، تکاپو داشته و گاهی افتان و خیزان و قد خمیده به فعالیت ادامه داده است. ما حصل، تاریخی است که امروزه در پیش چشمانِ ما قرار دارد. نگاه به این تاریخ، عبرت‌های فراوانی را برای خوانندۀ آن به همراه دارد؛ به خصوص آنهایی که خود دستی بر تشکیلات و تشکل دارند، می‌توانند از خرمن این تجربیات بهره‌های بسیاری ببرند. پیرامون این تجربیات سخن بسیار است و مجال اندک. پس در این نوشتار، به اشاره‌ای کوتاه از این تشکل بسنده می‌کنم و تحقیق را بر عهدۀ خوانندۀ ارجمند وامی‌نهم.

دورۀ شکل‌گیری و نضج

انجمن اسلامی دانشجویان، اندکی پس از شهریور ۱۳۲۰ شکل گرفت. در این زمان ایران توسط قدرت‌های بزرگ اشغال شده، دیکتاتوری چون رضاخان، تبعید شده و کشور در نابسامانی‌های بسیاری غوطه‌ور گردیده است. چند سالی بیشتر از تأسیس اولین دانشگاه در ایران نگذشته است که مردم متدین ایران، با یک علامت سؤال در برابر این پدیده مواجه می‌گردند: آیا می­توان به این دانشگاه‌ها اعتماد نمود و فرزندان خود را برای تحصیل بدان‌جا فرستاد، بی آنکه ضربه‌ای به تدین آنان وارد آید؟ از فضای دانشگاه، بوی دینی بودن برنمی‌آمد؛ اما بالأخره گروهی از دانشجویان متدین، که می‌خواستند علاوه بر حفظ تدین در عرصه‌های علمی کشور نیز حضور داشته باشند، کم کم به فکر تشکیل گروهی برآمدند و بذری را کاشتند که در تاریخ معاصر با نام انجمن اسلامی دانشجویان شناخته می‌شود. این دوره، دورۀ شکل‌گیری انجمن اسلامی است و بیشتر بر فهم آموزه‌های دینی در کنار دروس آموزشی تمرکز دارد. این تشکل به منظور تحقق بخشی به چهار هدف تشکیل گردید: ۱٫ اصلاح جامعه مطابق دستورات اسلام، ۲٫ ترویج اتحاد و دوستی میان جوانان مسلمان، ۳٫ تبلیغ و انتشار حقایق اسلامی از طریق مؤسسات تبلیغی و انتشاراتی و ۴٫ مبارزه با خرافات.(۱)

دورۀ رشد و جوانه

این دوران در زمانی شکل می‌گیرد که آموزه‌های غربی، وارد دانشگاه شده است. از سویی تفکرات امپریالیستی فضای کشور را با خود درگیر نموده است و از سویی دیگر، جریان چپ و حزب توده در دانشگاه‌ها با اندیشه‌های ملی‌گرایانه به شدت تبلیغ می‌گردد و هر چند در این مسیر هزینه‌هایی نیز به این نوع حرکت‌ها تحمیل می‌شود، اما فقدان مایه‌های فکری مستحکم، که قابلیت نمو و پیگیری حرکت دانشجویی در جهت مقابله با نظام شاهنشاهی را به صورت مستمر داشته باشد، باعث می‌گردد که این جنبش‌های مقطعی به شکست بیانجامد. نمونۀ این هزینه‌ها، کشتار سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، در روزهای ورود نیکسون رئیس جمهور ایالات متحده امریکا به ایران بود. در بلبشوی چنین آشفته بازاری، عده‌ای از انجمن‌های اسلامی، صلاح کار را در پرورش نیروی انسانی مجرب و آگاه به مسایل دینی، سیاسی و علمی می‌بیند. مرحلۀ رشد و جوانه تقریباً از سال‌های آغازین دهۀ ۴۰ آغاز می‌شود. در این سال‌ها انجمن اسلامی دانشجویان، رشد خوبی کرده و توانسته است در برخی شهرها نیز ریشه بدواند. اسلامی کردن فضای جامعه و خصوصاً دانشگاه، مهم‌ترین دغدغۀ جوانان انجمنی در این دوران است. دانشجویان انجمنی درصدد بودند تا اثبات کنند که می‌شود به دانشگاه رفت و متدین هم بود. از این رو در فضای جامعه، دست به اقداماتی همچون تأسیس نمازخانه در دانشگاه، مقابله با تفکرات انحرافی (همچون بهاییت و حزب توده)، تبلیغ دین در فضای دانشگاه زدند. برای انجام چنین اقداماتی، تقویت بنیۀ دینی نیروی انسانی، ضروری بود به همین سبب، انجمن توانست با برخی روحانیون فاضل و آشنا به اقتضائات زمان، چون شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله طالقانی، علامه جعفری و… ارتباطات وثیقی برقرار نماید که ثمرۀ آن، تشکیل جلساتی به منظور حل مشکلات نوپدید در زمینۀ ارتباط میان دین و علم بود.

دورۀ رشد و کمال

با جدی‌تر شدن مبارزات انقلابی، دانشجویان انجمنی توانستند نقشی مهم در روشنگری مردم ایفا نمایند. در این هنگام سعی می‌شد تا از تمام ظرفیت‌ها برای تبلیغ اصول انقلاب و مقابله با رژیم شاه استفاده شود. در اینجا و به عنوان نمونه می‌توان به استفاده  از هیئت‌ها در راستای منویاتِ رهبریِ نهضت اشاره نمود. برخی اعضای انجمن سعی می‌کردند تا با سیاسی کردن عزاداری‌ها، فضای رخوت و بی‌تفاوتی قشر مذهبی را بزدایند و آنان را علیه اقدامات رژیم، آگاه و تحریک نمایند. این دوره با پیروزی انقلاب اسلامی و در ماه‌های اولیۀ آن ادامه یافت و اوج این اقدامات را می‌توان در تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا و حمایت امام خمینی از آن با تعبیر «انقلاب دوم» دانست. با استقرار نظام جمهوری اسلامی اما شرایط کمی متفاوت‌تر از قبل شده بود. انجمن دیگر برخی کارکردهای خود را از دست داده و برخی وظایف جدید رخ‌نمایی می‌نمود. در این شرایط، افرادی همچون مرحوم بازرگان -که خود از پدیدآورندگان انجمن اسلامی بود- به تقابل با آن پرداختند؛ اما دفاع امام از انجمن‌ها، باعث پویاتر شدن این تشکل گردید. در سال ۱۳۵۸ انجمن‌های اسلامی که تاکنون وحدت رویه­ای نداشتند و هرکدام به صورت جزیره‌ای فعالیت می‌نمودند، به دیدار حضرت امام رفتند و از آن پیر و مراد، کلمۀ «وحدت» را شنیدند. امام در آن دیدار فرموده بود: «بروید و تحکیم وحدت نمایید». همین جمله سبب شد تا نام انجمن اسلامی به «اتحاديه انجمن‌های اسلامي دانشجويان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالي سراسر کشور» یا همان «دفتر تحکیم وحدت» تغییر یابد.

با پیروزی انقلاب، اعضای انجمن اسلامی وارد فاز جدیدی از وظایف شدند. بسیاری از ایشان وارد فضای اجرایی شدند و زمام امور کشور را به دست گرفتند. با نگاه به تاریخ انجمن اسلامی، می‌یابیم که اختلاف در انجمن اسلامی از ابتدای تأسیس آن تا زمان حال وجود داشته؛ اما در این دوران، اختلافات شدیدتر می‌شود. اختلاف یکی از آسیب‌های مهمی است که انجمن اسلامی از بدو تأسیس، با آن مواجه بوده و متأسفانه هیچ‌گاه زمینه­ای برای حل منطقی آن به وجود نیامده است. به نظر ساز و کار ناصحیح این تشکل، منشأ چنین تعارضاتی گردیده است. با نگاهی دقیق می‌یابیم که هنوز در این تشکل روابط اعضا با یکدیگر و با مسئولان، روابط صحیح و برخاسته از منطقی روشن نیست.

دورۀ افت و احتیاط

دورۀ چهارم در انجمن‌ها، تقریباً مقارن با اولین سال­های بعد از جنگ است. عدم وحدت رویه و اعتقاد در دفتر تحکیم وحدت، سبب پدید آمدن آراء و افکار متعارضی گردید که بعدها (پس از خرداد ۷۶) به صورت عینی‌تر خود را نشان داد. در این دوران برخی اعضای سابق انجمن، که خود در دوران دانشجویی عضو انجمن بودند، در فضایی متفاوت به پست‌های مدیریتی رسیده بودند. پدید آمدن چنین جوی، فضا را برای جدایی طیف اصولگرا از این تشکل فراهم آورد و گروهی موسوم به «اتحادیۀ انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل» پدید آمد. در سال‌های بعد، دفتر تحکیم از این اتفاقات نیز درس نگرفته و به دو طیف علامه و شیراز تقسیم شد. شاید نبود رهبر و مسئولی آگاه و تیزبین در بین انجمنی‌ها، سبب شد تا فضای دانشگاهی این تشکلِ ریشه‌دار، بیش از هر زمان دیگری، سیاست زده شود. در این جو انشقاق، اگر رهبری دلسوز، مدیر و خالی از مقاصد سیاسی، زمام انجمن را بر عهده داشت، وضع و حال انجمن‌های اسلامی بهتر از چیزی بود که ما امروزه شاهد آن هستیم.

از دیگر عوامل افت انجمن، فراموش کردن رسالت واقعی انجمن‌ها است. هرچند ممکن است این تشکل خود را از این اتهام بری بداند، اما باید قبول کرد که آن جوشش قبل از انقلاب انجمن اسلامی، دیگر در انجمن بعد از جنگ دیده نشد. در قبل از انقلاب بزرگانی در فضای انجمن به روشنگری و تبیین مبانی اسلامی می‌پرداختند؛ اما در دورۀ افول، در خلأ چنین افرادی، تریبون‌های سیاسی مسئولیت خوراک‌دهی به انجمن‌ها را برعهده گرفتند. شاید عامل دیگری که بتوان در کم فروغ شدن انجمن در این سال‌ها نام برد، مخالفت دولت‌ها با هویت انقلابی و جوش و خروش دوران انقلاب این انجمن و سعی در مهار آن باشند. متأسفانه در این راستا شاهد وحدت رویه‌ای از زمان دولت سوم تاکنون بوده­ایم که به شیوه‌های مختلف صورت پذیرفته است. البته ظاهراً در این راستا، انجمن‌های اسلامی دانشجویان تنها نبوده و چنین غفلتی دامن‌گیر انجمن‌های اسلامی دیگر نظیر ادارات، کارگران، محلات و… بود که شاید تنها استثناء آن، انجمن اسلامی دانش‌آموزان باشد که داستانی دیگر دارد.

پی‌نوشت:

(۱) برای مطالعه بیشتر ر.ک. کوهستانی‌نژاد، مسعود: «چالش مذهب و مدرنیسم در ایران: نیمه اول قرن بیستم»، نشر نی، تهران.

همچنین ببینید

میرزاکوچک جنگلی و «جمهوری اسلامی» کوچکِ او(بخش اول)

مروری بر ابعاد تشکیلاتی نهضت جنگل(۱) حسن مقدمی شهیدانی در میان همۀ پژوهش‌ها و آثار …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
23 + 25 =