خانه / تربیت / نگاهی مبانی و اصول تربیت اسلامی

نگاهی مبانی و اصول تربیت اسلامی

در این مختصر می خواهیم از اصولی صحبت کنیم که تربیت اسلامی بر مبنای آن استوار است اما در همین جمله ی قبلی کلمه ی « مبنا» خود نمایی می کندمبنا با اصل چه فرقی دارد؟ از سویی تربیت اسلامی برای انسان – این موجود مختار – است تا او به هدف های آن تربیت که در یک عبارت کوتاه ، قرب الی ا… است رسد . چه رابطه ای میان این مبنا و هدف وجود دارد؟ جایگاه اصول کجاست؟ این ها سوالاتی است که در اینجا قصد داریم به اجمال در موردش سخن بگوییم .

دوستان !  برای آن که بخواهیم انسان را تربیت کنیم باید هدفمان مشخص باشد و همان گونه که  بیان شد رسیدن به کمال مطلق و قرب الهی هدف نهایی تربیت انسان است. ما بر مبنای اسلام و در جهت رسیدن به هدف تربیت –که قرب الهی است – اصولی را معرفی می کنیم تا راهنمای ما در رسیدن به هدف و مشخص کننده ی روش ما در این مسیر باشد. مسیری که در آن همه ی ابزارهای طبیعی و غیر طبیعی مسخر و در دستان انسان است.و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا منه  ان فی ذلک الایات لقوم یتفکرون(جاثیه/۱۳)

آن چه در آسمان ها و زمین است مسخر شما قرار داده شد که البته این ها همه از اوست. و در این تسخیر نشانه هایی برای گروهی است که تفکر می کنند.

و این ابزارها همه برای تربیت انسان اند. بنابراین خداوند بر مبنای قانون اساسی ای که برای ما فرستاده و آن دین نام دارد و در صدرش دین اسلام[۱]، انسان را تربیت می کند و این مبنای تربیت اسلامی است این مبنا یعنی اسلام با هدف یعنی قرب الهی قابل تفکیک نیست.

اما هدف در لغت به معنای نشانه ی تیر و هر چیز بلند است [۲]

  و در اصطلاح، چیزی است که شخص قبل از عمل، آن را در نظر می گیرد و نیروی خویش و وسایل لازم را برای وصول به آن به کار می برد و غرضش دست یابی و رسیدن به آن است[۳]

مبانی، جمع مبنا و به معنای پایه و بنیان است [۴] و  در اصطلاح علم تعلیم و تربیت،  مبانی زیر ساخت اعتقادی، فلسفی و نوع شناخت هر مکتبی از مبدأ هستی، جهان و انسان است. بنابر این، اهداف، خط مشی و شیوه‌های عملی در هر زمینه باید بر اساس  مبانی بنیان نهاده شود و در واقع امتیاز هر مکتبی به  مبانی آن بستگی دارد.[۵]

مهم‏ترين  مبانی ای كه در اين زمينه مي‏توان از متون ديني استخراج كرد عبارتند از:
۱-  خدامحوري
يكي از عام‏ترين مبانی در تربيت اسلامي  خدامحوري است. اين  مبنا  رفتار يك فرد دين‏دار را  شکل می دهد و مهم‏ترين عامل  ايجاد تفاوت میان تربيت ديني از ديگر رويكردهاي تربيتي است .
چرا که ….  اِنَّ هُدَيَ اللّهِ هُوَ الْهُدَي وَ اُمِرْنَا لنُسلِمَ لِرَبّ العَالَمِينَ؛ بگو: در حقيقت تنها هدايتِ خداست كه هدايت واقعي است كه دستور يافته‏ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم (انعام، آيه‏ي ۷۱).
بنابراين،  رضایت خداوند در این جا اصل است و موضوع تعبد نیز مهم می نماید.
مفهوم واژه‏ي تعبد حاكي از نوعي ارتباط انسان با خداست كه مستلزم تواضع، خشوع و فروتني در برابر او و پرهيز از طغيان، تكبر و گردن‏كشي از دستورها و احكام وي است [۶] از سویی این تربیت  منطبق با فطرت است چرا که خدایی است[۷] و این همه از سوی خداوند حکیم صادر شده که هیچ کاری را عبث انجام نمی دهد. مفسران گفته‌اند:حکیم کسی است که کارها را استوار و محکم کند. این کلمه مجموعا ۹۷ بار در قرآن کریم به کار رفته است که فقط در پنج مورد صفت قرآن و در یک مورد صفت امر آمده، بقیه هم درباره حکیم بودن خداوند سبحان است.[۸] حکیم نیز به معنای متقن کار، و کسی است که هیچ عملی از وی از جهل و گزاف ناشی نمی‌شود، هر چه می‌کند با علم می‌کند، و مصالحی را در نظر می‌گیرد[۹] و خداوند در صدر حکماست.
۲-  متربي‏محوري
تربيت در صورتي كه  در مسیر تامین نیاز های انسان باشد ، نیاز به فشار و ناديده‏گرفتن واقعيت‏هاي وجود ندارد این نوع تربیت  با توجه به توانايي‏ها و محدوديت‏هاي انسان تبيين مي‏شود و هرگز خارج از استعداد و آمادگي او تكليفي بر او تحميل  نخواهد شد چرا که : لایکلف الله نفسا الا وسعها(بقره/۲۷۶)
با قبول این مبنا بايد مواردي از قبيل رفق و مدارا، توجه به تفاوت‏هاي فردي، اعمال رويه‏هاي عقلاني، آزادي‏انسان و تدريجي بودن تربيت، به عنوان اصل مورد توجه قرار گيرد.
۳-  اجتماع محوری

تربیت دینی همه ی ابعاد زندگی را در بر می گیرد  و «در چارچوب تربيت ديني، ترغيب به كناره‏گيري از اجتماع و تقويت روحيه‏ي مرتاضانه در فرد، امري كاملاً غيرمتعارف است» [۱۰]. بنابراین جايگاه اجراي تربيت ديني متن زندگي  انسان در اجتماع است.
۴-فرد محوري
مفاهیمی چون  تهذيب، تزكيه، تذكر، تأديب و … در فرهنگ اسلامي، از نوعي  توجه اصلاحي و تربيتي به فرد انساني حكايت مي‏كند؛ بنابراين، پديده‏ي تربيت در انديشه‏ي اسلامي راه ورود خود را به جامعه از طريق مواجهه‏ي تربيتي با تك‏تك افراد آن هموار مي‏سازد. [۱۱] پس انسان در گروه اعمال خويش است. قرآن در اين خصوص مي‏فرمايد: كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هر كسي در گرو دستاورد خويش است (مدثر، آيه‏ي ۳۸) و  هر فرد بايد خداوند را ناظر بر خود بداند: وَ مَا يَلْفَظْ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛ و هيچ سخني را نمي‏گويد مگر اين‏كه مراقبي آماده نزد او آن را ضبط مي‏كند (ق، آيه‏ي ۱۸)؛
انسان به تنهايي مورد بازخواست قرار می گیرد وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرادي كَمَا خَلَقْنكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ؛ و همان گونه كه شما را نخستين‏بار آفريديم، اكنون نيز تنها به سوي ما آمده‏ايد (مريم، آيه‏ي ۹۴).
۵- عمل‏گرايي
پرهيز از ذهن‏گرايي یکی از مبانی مهم دینی است  چرا که : أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ( نجم /۳۹) و این عمل در دو جهت مثبت و منفی نتایجی دارد :
يا اَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، اگر از خدا پروا داريد، براي شما وسيله‏اي جهت تمايز و تشخيص و جدا كردن حق از باطل قرار مي‏دهد (انفال / ۲۹). علاوه بر اين آيه ۶۹ عنكبوت و ۹۹ حج نيز به این مطلب اشاره می کند  از سویی :
اَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِع (نهج‏البلاغه، حكمت ۲۳۱)؛
بيش‏ترين جايگاهي كه خرد و عقل انسان در آن قرباني مي‏شود، هنگامي است كه برق طمع مي‏درخشد.
۶-  اخلاق‏مداري
یکی از  اهداف مهم از معارف ديني و انجام مناسك و شعاير، ايجاد تحول اخلاقي در انسان است آن گونه که. پيامبر(ص) فرمود: اِنّي بُعِثْتُ ِلاُتَمِمَ مَكارِمَ الاَخْلاق؛ همانا من براي كامل كردن كرامت‏هاي اخلاقي مبعوث شده‏ام .[۱۲]  مواردی چون برّ و نيكي، خير، معروف، احسان، عدل، اجتناب از فحشا، منكر و ظلم و… حاكي از نگاه اخلاقی به تربيت ديني است. (برخي از آيات در اين باره عبارت‏اند از: اعراف، ۳۳ و ۱۹۹؛ بقره، ۷۸ و ۱۹۵ و ۲۶۳؛ آل عمران، ۱۰۴ و ۱۹۳ و ۱۹۸؛ قصص، ۷۷؛ هود، ۷۱؛ مؤمنون، ۹۶؛ اسراء، ۵۳؛ بقره، ۱۶۹ و ۲۶۸؛ عنكبوت، ۴۵ و انعام، ۱۵۱٫
۷- محبت‏محوري
اساس تربيت ديني  بر محبت است که میان مربی و متربی دو طرفه خواهد بود:
قُلْ اِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ؛ بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي كنيد تا خدا دوستتان بدارد (آل عمران، آيه‏ي ۳۰).

۸- نظارت‏مداري
يكي از مبانی مهم  در امر تربيت، نظارت بر امور متربي است.  چرا که : ان ربک لبالمرصاد  ( فجر /۱۴) علي(ع) مي‏فرمايد:
از مخالفت با فرمان‏هاي خدايي كه در پيشگاه او حاضريد و زمام امور شما به دست اوست و حركات و سكنات شما در دست قدرت اوست بترسيد. اگر شما اعمالي را پنهاني انجام دهيد او مي‏داند و اگر آشكارا به‏جا آوريد… نگهبانان بزرگواري را گماشته تا هيچ حقي ضايع نگردد و بيهوده ثبت نكنند. [۱۳]
۹- خوف و رجا
امری مهم است که دین هردو را دارد و تربیت دینی بر مبنای آن شکل می گیرد : رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّه‏ِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللّه‏ُ عَزِيزاً حَكِيماً (۱۶۵ / نساء) یامبرانی بشارت دهنده و بیم رسان ، تا مردم بعداز ارسال پیامبران حجتی بر علیه خدا نداشته باشند و خداوند همواره غالب ودرست کردار است
۱۰-  فناپذيري دنیا و ثبات آخرت
پيامبر(ص) فرمود: «حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلّ خَطِيئَةِ؛ علاقه به دنيا منشأ هر اشتباه و خطايي است» [۱۴]اين امر، در تربيت اسلامي جايگاه مهمی دارد   و جهت حرکت را مشخص می کند . در  شعراء، آيه‏ي ۱۲۹؛ جمعه، آيه‏ي ۸ می توان این مساله را یافت.
مفاهیم دینی پر است از یادآوری مرگ و جهان جاوید :وَ اتَّقُوا یَوْمَا لاتَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئا وَ لایُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لایُؤخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ؛ و بترسید از روزی که هیچ کس عذاب خدا را از کسی دفع نمی کند، و نه از او شفاعتی پذیرفته، ونه به جای وی بدلی گرفته می شود، ونه یاری خواهد شد (بقره/۴۸)

۱۱- توجه به عقل
در تربيت بايد روحيه تعقل و خردمندي و استفاده بهينه از اين نيروي خدادادي فراهم آيد  و این مبنایی اساسی است که دین بر آن تاکید دارد و از منابع استنباط نیز به شمار می رود .  قرآن كريم بارها انسان را به تعقل و تفكر دعوت مي‏كند و بسياري از امور تنها به‏خاطر آن که  زمينه ساز تعقل و  می شود ،توصيه شده است. برای مثال در سوره مباركه بقره خطاب به قوم يهود آمده است: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم و انتم تتلون الكتاب افلاتعقلون. (بقره/۴۴)
شما كه كتاب آسماني مي‏خوانيد چگونه مردم را به نيكي فرمان مي‏دهيد و خودتان را از ياد مي‏بريد چرا به عقل در نمي‏آييد.
از اين آيه در مي‏يابيم كه اگر قوم يهود به عقل خويش مراجعه مي‏كردند نبايد انتظار انجام‏دادن كاري را از ديگران داشته باشند و این اصلی عقلی است .

در سوره مباركه ملك در پاسخ دوزخیان به بهشتیان آمده: لوكنا نسمع او نعقل ما كنا في اصحاب السعير (ملك/۱۰) اگر ما در دنيا رسولان را در نصايح و مواعظشان اطاعت كرده بوديم و يا حجت حق آنان را تعقل مي‏كرديم امروز در گروه  جهنمیان نبوديم.

به طور کلی در قرآن كريم ۴۹ بار از مشتقات ماده «عقل» استفاده شده است و در عين حال، واژه‏هاى ديگرى مترادف با عقل تلقى شده است .همچون حلم (طور/۳۲ )، نُهى‏ (طه/۵۴ و ۱۲۸) ، حجر(فجر/۵) ، قلب (ق/۳۷، حج/۴۶، توبه/۸۷ و ۱۲۷ و لُبّ (آل عمران/۷، رعد/۱۹، زمر/۱۸، غافر/۵۴

از سویی در سنت نیز به آن تاکید فراوان شده است از جمله سخن امام صادق علیه السلام است که فرمود:

 العقل ، ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان: چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید . [۱۵]

این اصل با بحث حکمت الهی  و اخلاق در ارتباط است که در ادامه در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد.

اکنون با توجه به این مبانی – که البته جا دارد در این مورد جستجوی بیشتری صورت گیرد- اصول زیر قابل ذکر است :

[۱]  چرا که «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏» (آل عمران، ۱۹)

[۲] – دهخدا ، لغت نامه

[۳] -شناخت هدف، معارف اسلامی – آذر، دی، بهمن و اسفند ۱۳۸۱، شماره ۵۳

[۴] – دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، مادة مبن.

[۵] -رهبر، محمدتقی و رحیمیان، محمدحسن، اخلاق و تربیت اسلامی، ص ۳۳

[۶] -معجم مقائيس اللغة، ص۲۰۶

[۷] -مطهری، ۱۳۷۴: ۸

[۸] – قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، چاپ پنجم، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج ۲، ص ۱۶۴، ماده حکم.

[۹] – طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷، ج ۱۹، ص ۵۳۱.

[۱۰] -مطهري، ج۲، ص۲۴۱

[۱۱] – مشایخی، شهاب الدین، اصول تربیت از دیدگاه اسلام ، حوزه و دانشگاه، شماره ۳۲ ,

[۱۲] – بحارالانوار؛ ج۱۶، ص۲۱۰

[۱۳] -(نهج‏البلاغه، خطبه‏ي ۱۸۳

[۱۴] -(بحارالانوار، ج۷۰، ص۲۳۹)..

[۱۵] -کافی ، جلد ۱ ص۱۱

همچنین ببینید

از کجا شروع کنم؟ / اولویت‌های مطالعه برای تربیت مؤثر

  سید محمدمهدی رضوی‌پور مهم‌ترين مسئله‌ای كه در يك برنامه مطالعاتى وجود دارد، انگيزه و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *