خانه / تشکل / التقاط بی‌سامان / تشکل شور

التقاط بی‌سامان / تشکل شور

 

علی ابراهیم‌پور – نویسنده

انتشار نشریۀ «آرمان مستضعفین»، نمود اصلی «سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین اسلام» بود. شاید به همین دلیل بود که این سازمان را بیشتر به نام نشریه‌اش می‌شناختند، تا به نام اصلی‌اش. این سازمان در تابستان سال ۱۳۵۵ بنیاد گذاشته شد و پس از انقلاب ن تا سال ۶۰، به فعالیت فکری خود ادامه داد. در این سال به دنبال روی‌آوردن منافقین به مبارزۀ مسلحانه، بین آرمانی‌ها نیز انشعابی روی می‌دهد و بسیاری از آنها در بهمن همان سال دستگیر می‌شوند.

شروع فعالیت آرمان از دزفول و تهران بود. پس از این، در شهرهای دیگر نیز نمایندگی‌های کوچکی راه اندازی کردند. از رهبران اصلی این گروه، می‌توان از محمدباقر برزویی و احسان شریعتی (فرزند دکتر علی شریعتی) نام برد. برزویی از مدت‌ها قبل در فعالیت‌های فرهنگی شرکت داشت و در همین فعالیت‌ها بود که شیفتۀ شریعتی و افکارش شد. در این راستا با اعضای گروه فرقان مأنوس شد و از افکار و منش آنها الگو گرفته بود. همۀ تأثیر و تأثرات فکری-فرهنگی دست به دست هم داد تا او به همراه احسان شریعتی و با همکاری جمعی دیگر، فعالیتی مستقل از گروه‌ها و سازمان‌های موجود، آغاز کنند.

آرمانی‌ها در کلیت تفکر و روش، مواضع فکری فرقان را داشتند و حتی ارتباطات فکری نیز بینشان برقرار بود. برای نمونه یکی از نوشته‌های آرمان با نام «دشمنان بشر» قبل از چاپ، در اختیار گودرزی قرار گرفت و وی بر آن حاشیه زد و با همان حواشی چاپ شد؛ اما در عین حال، برخلاف فرقان، به برخورد فیزیکی با روحانیت اعتقاد نداشتند و تأکید می‌کردند که می‌بایست با روش شریعتی با روحانیت برخورد کرد؛ یعنی باید مردم را از آنان گرفت، نه آنان را از مردم. لذا به نظر می‌رسد با توجه به این مواضع فکری و روشی و همکاری فرزند دکتر شریعتی، آرمانی‌ها ارتباط و تناسب بیشتری با افکار شریعتی داشتند؛ بلکه تصریح می‌کنند که بنا دارند تا متدهای اسلام شناسی شریعتی را مبنای کار خود قرار دهند.

آرمان، نیز همچون فرقان، تفکر دینی روحانیت را قبول نداشتند و معتقد بودند که اسلامِ دگماتیسم حوزه، هیچ‌گاه نمی‌تواند عَلَم مبارزه بردارد و وارد اجتماع شود؛ اسلام حوزوی، توان سازماندهی توده‌های مردم و تبیین و ترسیم خط‌مشی‌ها و ایده‌آل‌های انسانی-اجتماعی را ندارد و تنها عامل سکون، جمود و انحطاط فکری و فرهنگی توده‌هاست.

فعالیت اصلی این سازمان، فعالیت فکری و فرهنگی محسوب می‌شد. عناصر فعال این سازمان، طی دو سال جزوات عقیدتی و سیاسی متعددی را منتشر کردند. از جملۀ آنها می‌توان «وحی»، «هجرت، بستری که عاشورا آفرید» و «پیام مستضعفین» را نام برد. بیشتر این آثار، بیش از آنکه مطلب علمی باشد، عبارت پردازی بود. هر چند تلاش می‌کردند تا از برخی اشتباهات گروه‌های دیگر پرهیز کنند (برای مثال در یکی از شماره‌های نشریۀ خود، از علم زدگی حاکم بر اندیشه‌های سازمان مجاهدین خلق سخت انتقاد می‌کنند) اما خود نیز پایۀ محکم و تعریف شده‌ای نداشتند. زیاده نویسی از یک سو و ادعای اصلاحگری در همۀ زمینه‌های دینی، مذهبی، سیاسی و تاریخی –اعم از صدر اسلام تا دورۀ معاصر- از سوی دیگر، دامنۀ کار آنان را به قدری توسعه داده بود که عملاً امکان اظهار نظر تخصصی در آنها وجود نداشت.

منابع:

جعفريان، رسول: «جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي-سياسي ايران»، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، تهران، ۱۳۸۱، صص ۷۹۴-۷۹۶٫

دارابی، علی: «جریان شناسی سیاسی در ایران»، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، تهران، ص۱۰۲٫

خبرگزاری دیدبان، کد خبر ۳۸۳۴٫

همچنین ببینید

افتان و خیزان یک انجمن / بررسی عملکرد انجمن اسلامی دانشجویان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

  محقق: محمد‌رضا نظري اگر بخواهیم تاریخ تشکل‌های ایران را ورق بزنیم، بی‌شک «انجمن اسلامی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *