خانه / تربیت / روش های تربیت اجتماعی در سیره امام صادق علیه السلام۳

روش های تربیت اجتماعی در سیره امام صادق علیه السلام۳

مقدمه: در قسمتهای پیشین گفته شد که در دنیای امروز، هرچند پیشرفت تکنولوژی باعث روانی و آسانی امور شده؛ ولی روابط اجتماعی را پیچیده تر و حتی کمرنگ تر کرده است. با وجود افزایش اضطراب ها و دغدغه ها که یکی از پیامدهای زندگی مدرن است، محبت ها و نوع دوستی ها کمتر شده و انسان متمدن امروز، تنها تر از همیشه، از سردی روابط انسانی رنج می برد. توجه به تربیت اجتماعی و یادآوری و آموزش اصول روابط صحیحِ میان فردی، می تواند گام مؤثری در جهت بهبود شرایط و جلوگیری از آسیب های اجتماعی بیشتر باشد.

هرچند مکاتب فکری و تربیتی، روش هایی را جهت اجرای تربیت اجتماعی ارائه داده اند؛ ولی، برای موفقیت در این راه، ضروری است از روش هایی استفاده شود که کمترین احتمال خطا و اشتباه را داشته باشند. با توجه به این مسئله، مراجعه به سیرة معصومان(علیهم السلام) که از مقام عصمت و هدایت گری برخوردار بوده اند راهگشا خواهد بود. از میان اهل بیت(علیهم السلام)، امام صادق(علیه السلام) به جهت عمر طولانی و پربرکتشان و نیز آزادی نسبی که در خلال انتقال حکومت از بنی امیه به بنی عباس برایشان حاصل شد توانستند از شیوه ها و فنون بیشتر و متنوع تری جهت تربیت اجتماعی افراد استفاده کنند. در قسمتهای قبلی مفهوم شناسی مفهوم شناسی و تقویت شناخت و بینش بیان شد و در این قسمت به تقویت عاطفه و گرایش خواهیم پرداخت:

تقویت عاطفه و گرایش

امام صادق فرمود: «وَ الْعِلْمُ یهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلاّ ارْتَحَل؛ علم، عمل را صدا می زند؛ اگر پاسخش را داد، می ماند و گرنه می رود». (طبرسی، ۱۳۸۵ق، ص۱۳۹) از این حدیث فهمیده می شود که شناخت، گرچه رکن اولیه و اساسی عمل است، اما به تنهایی کافی نیست؛ بلکه برای تحقق عمل به مؤلفه های دیگری نیز نیاز است.

گاهی مشاهده می شود برخی افراد از اندیشه نیرومندی برخوردارند، اما رفتار آن ها با علم و آگاهی شان همنوا و سازگار نیست، چرا که اندیشه، خود به تنهایی چیزی بیش از یک زمینه نیست که می تواند در ترکیب با سایر عواملِ شکل دهنده رفتار مؤثر باشد. (رزاقی، ۱۳۸۷، ص۱۷۳) یکی از مهم ترین این عوامل که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد، عامل عاطفی و گرایشی می باشد.

جزء احساسی و عاطفیِ وجود انسان، شامل ارزشیابی های فرد از موضوع مورد نظر است؛ به این معنا که شیء یا شخصی برای انسان «خوشایند» یا «ناخوشایند»، «خوب» یا «بد» و مواردی از این قبیل است. (کریمی، ۱۳۷۹، ص۲۵) در واقع گرایش انسان، همان تمایل و انگیزه ای است که او را به انجام کاری وا می دارد.

در منابع دینی نیز به نقش تأثیرگذار گرایش و عاطفه در عملکرد انسان توجه شده است. به عنوان نمونه در قرآن کریم آمده است: (أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هواهُ وَ أَضلَّهُ اللَّه عَلی عِلْمٍ) (جاثیه: ۲۳)؛ آیا دیدی کسی را که میل و خواست نفسانی اش را معبود خود قرار داد و در نتیجه، خداوند نیز او را با وجود آگاهی و دانشی که داشت گمراه کرد. از این آیه به خوبی استفاده می شود که ممکن است شناخت های صحیح انسان در نتیجه پیروی از تمایلات و انگیزه های منفی، تضعیف و به فراموشی سپرده شود؛ به این معنا که ممکن است فرد اطلاعات مربوط به یک موضوع را فراموش کند، ولی احساس خوشایند یا ناخوشایندی که نسبت به آن موضوع داشته، هم چنان در وجودش باقی بماند و تعیین کننده انگیزه و تمایل او نسبت به انجام یا ترک یک رفتار گردد. این مسئله، نشان دهنده آن است که نقش احساس و عاطفه در بروز یک رفتار، بادوام تر و اصلی تر از عنصر شناختی است.

با توجه به اهمیت نقش عاطفه و گرایش در رفتار، ملاحظه می شود که در سیره امام صادق(علیه السلام) شیوه های مختلفی جهت تقویت تمایل درونی افراد نسبت به برقراری روابط صحیح اجتماعی وجود دارد.

۱) تحریک انگیزه های ایمانی

عواطف می توانند از ارزش های افراد مانند باورهای اخلاقی یا دینی آنان ناشی شوند. (کریمی، ۱۳۷۹، ص۲۲) از آن جا که انسان فطرتاً برای قدرت، به ویژه قدرتی که دارای نعمت و کرامت است، اهمیت و احترام فراوانی قائل است بنابراین احترام به مصدر قدرت، یعنی خداوند دانا و توانا انگیزه بسیار نیرومندی برای انجام دادن دستورهای او فراهم می آورد. (پارسا، ۱۳۷۶، ص۱۹۲ )

هدف از به کارگیری این شیوه، ایجاد یک جنبش درونی حاصل از احساس مسئولیت و تکلیف است. وجود این الزام باطنی، سبب می شود که افراد رفتارهای مدنظر مربی را  هرچند برایشان سخت باشد  بپذیرند و به ظهور برسانند و حتی برای رفع موانع آن اقدام نمایند. بنابراین، تحریک انگیزه های ایمانی (از طریق تبیین سیستم پاداش و مجازاتِ عمل) یکی از مهم ترین و ثمربخش ترین شیوه های اجرای روش تقویت گرایش می باشد.

این مسئله در رابطه با مسائل اجتماعی، اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا اغلب رفتارهای مثبت اجتماعی، نیاز به نوعی ایثار و فدارکاری دارد که انگیزه های ایمانی، می توانند مهم ترین محرک آن ها به حساب آیند.

در سیره امام صادق موارد متعددی وجود دارد که امام با مورد توجه قراردادن اعتقادات دینی افراد، ایشان را به انجام یا ترک رفتاری فرا می خواند؛ به عنوان مثال، حضرت برای تشویق مؤمنان به حمایت از محرومان می فرماید: «ما قضَی مُسْلِمٌ لِمُسْلِمٍ حَاجَةً إِلاَّ نَادَاهُ اللَّهُ علَی ثوَابُک وَلاَ أَرْضَی لَک بدُونِ الْجنَّة؛ هیچ مسلمانی حاجت مسلمانی را برنمی آورد، مگر این که خداوند او را ندا می کند که پاداش تو بر من است و من برای تو به چیزی جز بهشت راضی نیستم». (کلینی، ۱۳۶۲، ج۲، ص۱۹۴)

هم چنین برای تشویق به رعایت اصل برادری و مهرورزی، می فرماید: «منْ نفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ کرْبَةً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ کرَبَ الآخِرَةِ وَ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ ثَلِجُ الْفُؤَادِ وَ مَنْ أَطعَمَهُ منْ جوعٍ أَطْعَمَهُ اللَّهُ ثِمَارَ الْجَنَّةِ وَ مَنْ سَقَاهُ شرْبَةَ ماءٍ سقَاهُ اللَّه منَ الرَّحیقِ الْمَخْتُوم؛ هر کس اندوهی را از دل مؤمنی بردارد، خداوند اندوه های آخرت را از او برمی دارد و او را با دلی آرام از قبر برمی انگیزد و هر کس مؤمنی را غذا دهد و او را سیر کند، خداوند از میوه های بهشت به او می خوراند و هر کس به جرعه آبی او را سیراب کند، خداوند او را از شربت مُهرشده بهشتی سیراب می گرداند». (صدوق، ۱۴۰۶ق، ص۱۴۹)

بیان چنین پاداش هایی برای رفتارهای مطلوب اجتماعی، بی تردید برای اهل ایمان دارای اثر انگیزشی بوده و ایشان را در رعایت هرچه بیشتر و بهتر اصول روابط اجتماعی تحریک و تشویق می کند.

گاهی امام صادق(علیه السلام) برای تحریک انگیزه های ایمانی افراد، به ویژه جهت ترک رفتارهای نادرست اجتماعی، باطن و چهرة پلید آن رفتارها را نزد خداوند بیان می کرد یا نسبت به عواقب معنوی و اخروی آن ها هشدار می داد؛ زیرا با توجه به ایمان و اعتقادات فرد، این توصیفات موجب می شود در متربی نسبت به رفتارهای ناپسند اجتماعی، نفرت و کراهت ایجاد شود و در او انگیزه ای قوی جهت ترک آن ها به وجود آید؛ برای مثال، به منظور تحریک ایمان افراد برای رعایت کرامت انسان ها، حضرت به بیان بزرگی گناهِ «خوار کردن مؤمن» نزد خداوند پرداخته و می فرماید: «قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل لِیأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِی الْمُؤْمِنَ وَ لْیأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکرَمَ عَبْدِی الْمُؤْمِن؛ خداوند بزرگ فرموده است کسی که بنده مؤمن مرا خوار گرداند، بداند که با جنگی بزرگ از سوی من رو به رو شده است و کسی که بندة مؤمن مرا گرامی دارد، از خشم من در امان خواهد بود ». (حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج ۱۲، ص ۲۶۹)

هم چنین جهت تبیین لزوم پای بندی به اصل اجتماعیِ مقابله با مستکبران، در حدیثی می فرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ أَیمَا مؤْمِنٍ خضَعَ لِصَاحِبِ سلْطَانٍ أَوْ مَنْ یخَالِفُهُ عَلَی دِینِهِ طَالِباً لِمَا فِی یدَیهِ أَخْمَلَهُ اللَّهُ وَ مَقَتَهُ وَ وَکلَهُ اللَّهُ إِلَیهِ وَ إِنْ هُوَ غلَبَ عَلَی شَی ءٍ مِنْ دُنْیاهُ وَ صَارَ فِی یدِهِ مِنْهُ شَی ءٌ نَزَعَ اللَّه الْبرَکةَ منْهُ وَ لَمْ یؤْجِرْهُ عَلَی شَی ءٍ ینْفِقُهُ فِی حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ وَ لَا عِتْق؛ بدانید که هر مؤمنی در برابر زورمندی یا کسی که با دین وی مخالف است به طمع مال او فروتنی کند، خداوند او را گمنام می سازد و بر این کار بر او خشم می گیرد، و او را به همان کس واگذار می کند و اگر از این رهگذر به چیزی از دنیا دست یافت و مالی در دستش قرار گرفت، خداوند برکت را از آن می برد، و چنان چه چیزی از آن را به مصرف حج یا عمره و یا آزاد کردن برده رسانید، خدا به او پاداش نخواهد داد». (مفید، ۱۴۱۳ ق، ص۱۰۰ )

۲) معرفی الگو

مراد از شیوه معرفی الگو آن است که مربی افزون بر این که خود، یک الگوی شایسته برای متربی است، می بایست تلاش کند نمونه های دیگری از رفتار و کردار مطلوب اجتماعی را به متربی معرفی کند.

در تربیت اسلامی، بیان سیره بزرگان دین و شخصیت های بلند مرتبه ای که جایگاه ویژه ای نزد مسلمانان دارند، می تواند الگوهای مناسبی در اختیار متربیان قرار دهد. ارائه الگو در تربیت اجتماعی از این جهت اهمیت دارد که متربی متوجه چگونگی رفتار در سیره بزرگان شده و با جزئیات و ظرافت هایی که در اجرای آن ها وجود دارد آشنا می شود؛ لذا نه تنها به چگونگی برقراری روابط صحیح اجتماعی، بلکه به شرایط تحقق آن و تأثیراتی که بر دیگران بر جای می گذارد، پی می برد. از سوی دیگر، آشنا شدن با سیره اجتماعی بزرگان و زیبایی های آن، موجب می شود در متربی گرایش و انگیزه اقدام به رفتارهای مثبت اجتماعی ایجاد و تقویت شود.

امام صادق با توجه به جایگاه مهمی که بزرگان دین و شخصیت های مذهبی در میان مردم داشتند، به مناسبت های مختلف از چگونگی سیره و نظر ایشان در رابطه با رفتارهای اجتماعی سخن می گفت و از طریق علاقه و محبت افراد به این شخصیت ها، ایشان را به الگوگیری از رفتار آن بزرگواران تشویق می نمود؛ برای مثال، نقل شده است که میهمانی نزد امام صادق بود روزی برخواست تا کاری انجام دهد، امام اجازه نداد و خود، آن کار را انجام داد و فرمود: «نَهی رَسُولُ اللَّهِ (ص) عنْ أن یستَخْدَمَ الضَّیفُ؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از به خدمت گرفتن میهمان، نهی کرد». (کلینی، ۱۳۶۲، ج۱۲، ص۳۶۶)

هم چنین ایشان، اهمیت حمایت از محرومان و مقابله با مستکبران را ضمن بیان داستانی از حضرت عیسی(علیه السلام) چنین گوشزد کرد: «أَنَّ عِیسَی(ع) لَمَّا أَرَادَ وَدَاع أَصحَابِهِ جمَعَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ بِضُعَفَاءِ الْخَلْقِ وَ نَهَاهُمْ عَنِ الْجَبَابِرَةِ؛ هنگامی که عیسی می خواست با اصحاب خود وداع کند، ایشان را جمع کرد و آنان را به توجه به مردم ناتوان فرمان داد و از نزدیکی به جباران و گردنکشان نهی کرد». (مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۱۴، ص ۲۵۲)

امام صادق می توانست در ضمن یک حدیث مستقل، به لزوم توجه به ناتوانان و مقابله با مستکبران سفارش کنند؛ چنان که در میان احادیث ایشان چنین توصیه هایی موجود است، ولی به جهت تأثیرگذاری جایگاه حضرت عیسی به عنوان یک الگوی الهی برای مسلمانان با نقل سخن از جانب ایشان، از این ظرفیت، جهت ایجاد انگیزه در مخاطبان بهره برد.

۳) برخورد محبت آمیز

شیوه دیگری که از سیره امام صادق(علیه السلام) جهت تقویت گرایش و انگیزه به دست می آید، برخورد محبت آمیز با افراد است. محبت باعث می شود انسان نسبت به شخص محبت کننده علاقه پیدا کند و او را دوست بدارد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: «بِلینِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النفُوسُ؛ بر اثر نرم خویی، دیگران با انسان مأنوس می شوند ». (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ص۲۵۰)

در بحث تربیت، اگر محبت از سوی مربی باشد، سبب می شود تأثیرگذاری او افزایش یابد و سریع تر به اهداف تربیتی خوددست یابد؛ زیرا قلب انسان به هر کس علاقه مند گردد، امکان پذیرش و پیروی و همانندسازی از او بیشتر خواهد شد. خداوند در قرآن به این حقیقت که اثر طبیعی محبت، پیروی از دستورات و خواسته های محبوب است اشاره کرده و می فرماید: (قلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللَّهُ وَ یغْفِرْلَکمْ ذُنُوبَکمْ) (آل عمران: ۳۱)؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.

تحقیقات علمی نیز این مطلب را تأیید می کند. تیلور در کتابش با نام روانشناسی اجتماعی می نویسد: «از آن جا که انسان ها سعی می کنند شناخت هایشان با احساساتشان هماهنگ باشد، نگرش خود را به احتمال زیاد بر حسب نگرش های کسانی که دوست دارند تغییر می دهند». (داودی، ۱۳۸۷، ج ۳، ص ۱۲۰)

در سیره امام صادق نمونه های زیبایی از برخورد محبت آمیز حضرت با یاران به چشم می خورد؛ از جمله عقبةبن خالد می گوید: من و معلّی و عثمان بن عمران خدمت امام صادق رسیدیم، وقتی حضرت ما را دید فرمود: «مرحبا، مرحبا بر شما! صورت هایی که ما را دوست دارند و ما دوستشان داریم. خداوند شما را در دنیا و آخرت همراه ما قرار دهد!» عثمان عرض کرد: فدایت شوم! حضرت فرمود: «بله! سؤالت چیست؟» عثمان گفت: من مردی بی نیاز هستم. حضرت فرمود: «خدا در این بی نیازی به تو برکت عطا کند. » عثمان ادامه داد: شخصی می آید و از من گدایی می کند، در حالی که وقت پرداخت زکات من فرا نرسیده است. امام صادق فرمود: «قرض، نزد ما هجده حسنه دارد، اما صدقه تنها ده حسنه و اگر مرد بی نیازی هستی؛ پس چرا به او قرض نمی دهی تا هنگامی که زمان پرداخت زکاتت رسید آن را از زکاتت حساب کنی؟ ای عثمان! آن سائل را رد مکن که اگر این کار را بکنی، نزد خدا گناه بزرگی مرتکب شده ای. ای عثمان! اگر جایگاه مؤمن را نزد پروردگار می دانستی، هرگز در برآورده کردن نیاز او کوتاهی نمی کردی. کسی که مؤمنی را خوشنود و مسرور سازد، گویی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را شادمان ساخته». (نوری، ۱۴۰۸، ج ۵، ص ۲۹۳)

چنان که مشاهده شد، این گفت وگو سرشار از محبت بود و امام(علیه السلام) چقدر دلنشین به یارانش ابراز علاقه کرد. به طور حتم توصیه هایی که پس از این برخورد محبت آمیز بیان شود، در عمق جان می نشیند و انگیزه ای قوی برای عمل به آن ایجاد می کند.

از ابی عبدالله سمان(روغن فروش) نیز نقل شده است که روزی هدیه ای برای امام صادق برد و به همراه حضرت از آن هدیه میل کردند و چون از خوردن دست کشید گفت: الحمدلله حضرت به او فرمود: «أَکلَ طَعَامَک الأبْرَارُ وَ صلَّتْ عَلَیک الْمَلاَئِکةُ الأخْیارُ؛ طعامت را نیکان خورند و فرشته های خوب بر تو رحمت فرستند». (برقی، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۴۳۹)

در این سیره، برخورد محبت آمیز امام(علیه السلام) در قالب میل کردن از هدیه مرد روغن فروش و بیان جمله ای نیکو در رابطه با کار خوب او، انگیزه فرد را برای تکرار این رفتار صحیح اجتماعی یعنی محبت به دیگران و هدیه دادن تقویت می کند.

ادامه دارد…

نویسنده : سمیه السادات موسوی

همچنین ببینید

استاد دهنوی/ پسرم نماز نمی‌خواند؛ چه كنم؟

پرسش و پاسخ تربیتی در حوزه مسائل كودك و نوجوان توسط استاد دهنوی پیرامون مشكل …

یک دیدگاه

  1. عالی قشنگ بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + = 12