خانه / آزاد / داستان۱/ عقل، حجت خدا بر مردم

داستان۱/ عقل، حجت خدا بر مردم

ابن‌سكیت اهوازى، از دانشمندان بزرگ و مشهور عصر امام حضرت هادى(ع) بود و از محضر آن حضرت و امامان دیگر، بهره‌هاى وافر برده بود. او روزى از امام هادى(ع) سؤال كرد: خداوند چرا حضرت موسی(ع) را با معجزۀ عصا و ید بیضا و وسایل باطل كنندۀ جادوى جادوگران فرستاد؟ و چرا حضرت عیسى(ع) را با وسایل طبابت و درمان بیماری‌ها [و شفاى دردمندان و بیماران جسمى] فرستاد؟ ولى پیامبر اسلام(ص) را با معجزۀ بیان شیوا و خطبه‌هاى غرّا و سخنان دلنشین فرستاد؟

امام هادى(ع) در پاسخ فرمود: در عصر موسى(ع)، آنچه كه بیشتر رواج داشت، جادوگرى و سحر بود. او كارهایى كرد كه ساحران از انجام آن عاجز ماندند و جادوهاى جادوگران را باطل كرد و به این ترتیب، حجت و برهان را بر آنها ثابت نمود. در عصر عیسى(ع)، بیمارى فلج و زمین‌گیرى زیاد شده بود و مردم به پزشك و درمان، نیاز شدید داشتند. از این رو عیسى(ع) در همین راستا، از جانب خدا چیزى آورد كه پزشك‌هاى عصرش، نظیرش را نداشتند؛ او به اذن خدا مردگان را زنده مى‌كرد، كور مادرزاد را بینا مى‌نمود، اشخاص ‍ مبتلا به بیمارى پیسى را شفا مى‌داد و به این ترتیب حجت را بر آنها ثابت نمود. ولى حضرت محمد(ص) در عصرى به پیامبرى مبعوث شد كه شیوۀ سخنورى و خطبه‌خوانى و شعرسرایى زیاد شده بود. آن حضرت مطالب بلندپایه و دقیق، با بیان رسا و شیوا آورد كه بر آنها برترى داشت و به این ترتیب، حجت را بر آنها تمام كرد.

ابن‌سكیت از پاسخ دلنشین امام هادى(ع)، قانع شد و عرض كرد: سوگند به خدا چنین پاسخى را از هیچ كس نشنیده بودم. آن گاه پرسید: در این زمان، حجت خدا بر مردم چیست؟

امام هادى(ع) فرمود: آن حجت و دلیل، عقل است كه انسان به وسیلۀ عقل، رهبر راستین را مى‌شناسد و او را مى‌پذیرد و رهبر دروغین را مى‌شناسد و او را تكذیب می‌نماید.

ابن‌سكیت: سوگند به خدا پاسخ درست، همین است.

* محمدی اشتهاردی، محمد: «داستان‌هاى اصول كافى».

همچنین ببینید

دو روی سکۀ تفكر /رابطۀ آزاداندیشی و تعصب

علی سرابیار «روزی در مسجد پیامبر نشسته بودم که گفت‌وگوی یک مرد زندیق با رفیقش، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + 1 =