خانه / تربیت / راههای ایجاد محبت اهل بیت (علیهم السلام) در کودکان و نوجوانان ۸

راههای ایجاد محبت اهل بیت (علیهم السلام) در کودکان و نوجوانان ۸

در قسمتهای قبلی گفتیم که امروز دیگر تردید در فعالیت‌های برنامه‌ریزی دشمن برای هجوم به فرهنگ دینی و ارزش‌های اخلاقی و انقلابی ما،نشانه‌ی بی‌خبری و غفلت  است. معرفی الگوهای ناسالم به جوانان و نوجوانان و کشاندن آنان به وادی عشق های سر راهی و نمونه‌های مبتذل و اشباع گناه آلود و انحرافی این نیاز و خلأ روحی،یکی از همین دامها و برنامه هاست. با این حساب،برای صیانت جوانان و نوجوانان عزیز از این توطئه‌ها،از سنین کودکی و نوجوانی باید برنامه داشت و هوشیارانه و دقیق،در جهت تغذیه‌ی فکری و روحی و عاطفی و هدایت آنان در سیر (صراط مستقیم) بر اساس (قرآن و عترت) تلاش کرد. ایجاد محبت اهل بیت (علیهم السلام) در دل کودکان و نوجوانان و گره زدنِ اندیشه و عاطفه و محبت آنان با این خاندان پاک و نمونه،می‌تواند یکی از این برنامه‌ها به شمار آید که در قسمتهای پیش مقداری بدان پرداختیم و اینک ادامه آن بیان خواهد شد:

هشدارهای تربیتی

با همه‌ی اهمیتی که برای محبت و دوستی با خاندان پیامبر قایلیم،اگر این ایجاد علاقه،به صورت درست ودقیق و آموزش های صحیح همراه نباشد،چه بسا نوعی غرور،غفلت و افراط پیش آید و نتیجه‌ی معکوس دهد. از این رو توجه به چند نکته در این مورد،ضروری است،تا این محبت مقدس اثربخشتر باشد و از آفات مصون بماند.

۱٫پیوند محبت با عمل

در محبت اهل بیت و ایجاد آن در دل بچه ها،باید از یکسونگری،هم پرهیز داشت و هم پرهیزشان داد. آمیختنِ (محبت) به (عمل)،کار اصلی ماست تا صِرف محبت و عشق به اهل بیت (منهای عمل و تقوا و تبعیّت) غرور برای محبان نیاورد. اگر جز این باشد،یا محبت،راستین نیست یا آمیخته به عوامل خنثی کننده ی تأثیر عشق و علاقه است. محبت،در صورت ناب و عمیق بودنش،دوست و دوستدار را همرنگ و همراه می سازد. محبت چه به خدا باشد،یا پیامبر ،یا امامان یا هر شخص دیگر،اگر واقعی باشد،انسان را از مخالفت و ناراضی ساختن محبوب و کار برخلاف خواسته و میل و رضای او باز می دارد. اگر در عین ادّعای عشق و دوستی،کاری کنیم که دوست را برنجاند،عاشق و دوستدار نیستیم،بلکه یک مدعی هستیم که دلیلی بر اثبات ادّعا نداریم.

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی خطاب به مفضّل،ضمن دسته بندی شیعیان نسبت به محبت اهل بیت و این که انگیزه های رابطه ی دوستی با اهل بیت نزد اشخاص،مختلف است،از گروهی نام می برد که دوستداران واقعی اند:

(… و فرقه احبونا و حفظوا قولنا و اطاعوا امرنا و لم یخالفوا فعلنا،فاولئک منا و نحن منهم). (۱گروهی ما را دوست دارند،سخن ما را حفظ می کنند،فرمان ما را پیروی می کنند و با کار ما مخالفت نمی کنند. اینان از مایند و ما از آنانیم.

امام صادق (علیه السلام) درباره ی ادعای محبت خدا فرموده است:تعصی الاله و انت تظهر حبه.هذا محال فی الفعال بدیع. لو کان حبک صادقا لاطعته.ان المحب لمن یحب مطیع (۲)خدا را نافرمانی می کنی درحالی که اظهار محبت او را می کنی،چرا که عاشق،نسبت به محبوب خود فرمانبردار است.

اظهار دوستی با خدا باید همواره با تبعیت و اطاعت باشد نه معصیت،چون حبّ صادقانه با اطاعت محبانه منجر می شود. ادعای دوستی با اهل بیت ولی اهل گناه و آلودگی بودن نوعی تناقض است. باید تفهیم کرد که هر چند که دین ما،دین حب و محبت است ولی محبتی صادقانه است که به همرنگی و هماهنگی کشیده شود. هم چنان که دو نفر وقتی به هم محبت دارند،به خاطر همین محبت می کوشند مثل هم باشند و از رنجاندن و مخالفت دیگری پرهیز کنند تا رشته ی محبت و دوستی گسسته نشود.

حدیثی از امام رضا (علیه السلام) گویای همین نکته است که نباید به اتّکای دوستی اهل بیت، (عمل صالح) را رها کرد و گفت که علی (علیه السلام) داریم چه غم داریم و امثال این ها:(لا تدعوا العمل الصالح والاجتهاد فی العباده اتکالا علی حب آل محمد و لا تدعوا حب آل محمد و التسلیم لامرهم اتکالا علی العباده،فانه لا یقبل احدهما دون الآخر). (۳)

نه عمل صالح و تلاش در عبادت را به اتکای محبت اهل بیت (علیهم السلام) رها کنید و نه محبت و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) و تسلیم آنان بودن را به اتکای عبادت،چرا که هیچ کدام بدون دیگری پذیرفته نیست.

آری … آمیختن محبت اهل بیت علیهم السلام، به عمل صالح و بندگی. (۴)

عشق به اهل بیت (علیهم السلام)،باید همواره با عشق به نیکان و نیکی ها و کارهای شایسته و بندگان صالح باشد. این نشانه ی صدق محبت است. امام سجاد (علیه السلام) در مناجات محبین از خداوند،محبت خدا را،محبت دوستداران خدا را و محبت هر عملی را که بنده را به قرب خدا می رساند،درخواست می کند. (۵)

حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:

(من احبنا فلیعمل بعلمنا ولیتجلبب الورع). (۶) هر که ما را دوست بدارد ، باید مثل ما عمل کند و پرهیزکاری را هم چون جامه و پوشش (جلباب) خود قرار دهد.

دوستداری و شیعه گری،جز با متابعت عملی و پیروی به اثبات نمی رسد و شیعه یعنی پیرو. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است:(ان شیعتنا من شیعنا و تبعنا فی اعمالنا). (۷)یقیناً پیروان ما کسانی اند که در کارهایمان از ما متابعت و پیروی می کنند.

از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم روایت است:(فلیعمل کل امرء منکم ما یقرب به من محبتنا و لیتجنب ما یدنیه من کراهتنا و سخطنا …). (۸)هرکدام از شما کاری کند که او را به محبت ما نزدیک و از ناخوشایندی و خشم ما دور سازد.

پس نوع عمل است که ما را به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک یا دور می سازد و محبوب یا منفور آنان می شویم. محبت هم در دل است،هم بر زبان جاری می شود،هم در عمل انسان بروز می کند. این که در حدیث است پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود: (برخی تو را تنها در دل دوست دارند،بعضی دوستدار قلبی و زبانی تواند،برخی هم با دل دوست می دارند،با زبان کمک می کنند و با شمشیرشان به یاری تو می شتابند،پاداش آنان برابر با پاداش این امت است.) (۹) گویای این است که محبت،جنبه ی عملی هم دارد و همان ملاک صدق در محبت است.

تأکید ائمه ی معصومین (علیهم السلام) بر این که شیعه،با عمل شایسته ی خود،موجب زینت و آراستگی آنان باشند،نه مایه ی شرمندگی و عیب و عار،اشاره به همین بُعد عملی محبت و موالات با خاندان عصمت است. امام صادق (علیه السلام) فرمود:(معاشر الشیعه! کونوا لنا زیناً ولا تکونوا علینا شینا). (۱۰)ای گروه شیعه! برای ما زینت باشید،نه موجب ننگ و عیب.

آن چه که جاذبه می آفریند،عمل و رفتار شیعه است.

۲٫نشانه های محبت

گاهی امر،بر خود انسان هم مشتبه می شود و خود را شیعه یا محبّ اهل بیت (علیهم السلام) می پندارد،در حالی که شعار و ادعایی بیش نیست. برای شناختِ (محبت اهل بیت علیهم السلام) ، باید سراغ نشانه های آن رفت. نشانه های عشق راستین نسبت به اهل بیت (علیهم السلام)،این هاست:

۱-عمل و تقوا

در نکته ی پیشین ، به تفصیل در این باره بحث شد.

۲-عشق به دوستان اهل بیت (علیهم السلام)

اگر شیفته ی اهل بیتیم،باید دوستان آنان را هم دوست بداریم. محبت های طولی و سلسله ای،نشانه ی محبت به محبوب است. اگر کسی را دوست می داریم،به طور طبیعی باید از کارها و اشخاصی که مورد محبت اوست نیز خوشمان آید. می توان این عشق را طولی یا چنین رسم مرد:

محبت به خدا = محبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) = محبت به اهل بیت (علیهم السلام) = محبت به شیعیان اهل بیت (علیهم السلام).

امام علی (علیه السلام) فرموده است:(من احب الله احب النبی ، و من احب النبی احبنا ، و من احبنا احب شیعتنا). (۱۱)هرکس خدا را دوست بدارد،پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را هم دوست می دارد. کسی که دوستدار پیامبر باشد ما (اهل بیت) را هم دوست دارد و هر که ما را دوست بدارد،پیروان ما را هم دوست خواهد داشت.

امام علی (علیه السلام) فرمود: هرکس خوش دارد که بداند آیا دوستدار ماست یا دشمن ما،قلب و دل خود را بیازماید (و به دل خود رجوع کند) اگر دوست ما را دوست بدارد ، پس دشمن ما نیست واگر دوست ما را دشمن بدارد،پس دوستدار ما نیست:(من سره ان یعلم امحب لنا ام مبغض فلیمتحن قلبه ، فان کان یحب ولیا لنا فلیس بمبغض لنا و ان یبغض ولینا فلیس بمحب لنا …) (۱۲)

به فرموده ی امام صادق : (من تولی محبنا فقد احبنا). (۱۳) هر که با دوست ما دوستی کند،ما را هم دوست داشته است.

۳-بیزاری از دشمنان

دوستدار اهل بیت،نمی تواند با دشمنان آنان دوستی داشته باشد. در یک دول دو محبت در عرض هم نمی گنجد. با محبت اهل بیت (علیهم السلام) نیز،محبت دشمنان شان سازگار نیست. بحث مهم تولی و تبری در همین جا مطرح می شود. شیعه و موالی اهل بیت (علیهم السلام) ، بی خط و بی موضع نیست و با مخالفانِ اهل بیت ،مودت و طرح دوستی نمی ریزد. کفر به طاغوت نیز در کنار ایمان به خدا بلکه جلوتر از آن مطرح است.

کفر و ایمان قرین یکدیگرند هر که را کفر نیست،ایمان نیست

امام باقر، در ذیل آیه ای که می فرماید: خداوند برای هیچ کس دو دل در سینه اش قرار نداده است (۱۴) از امیرالمومنین علی روایت کرده که فرمود:(لا یجتمع حبنا و حب عدونا فی جوف انسان …) (۱۵)

محبت ما و محبت دشمنان ما در دل یک انسان جمع نمی شود،چون خداوند برای انسان دو قلب قرار نداده که با یکی این را دوست بدارد با یکی آن دشمن بدارد. دوستدار ما باید محبت خود را برای ما خالص سازد ، هم چنان که طلا در دل آتش خالص و بی آلایش می شود. پس هر که می خواهد محبت ما را بشناسد دل خود را امتحان کند،اگر در دل او در کنار محبت ما محبت دشمن ما هم باشد،از ما نیست،ما هم از او نیستیم.

در حدیث دیگر،امام صادق در پاسخ کسی که گفت: فلانی ولایت شما را دارد ولی نسبت به برائت از دشمنانتان سست است،فرمود:(هیهات! کذب من ادعی محبتنا و لم یتبرء من عدونا).(۱۶)آن که مدعی ولایت و محبت ماست،ولی از دشمن ما بیزاری نمی جوید،دروغ می گوید.

۴-آمادگی برای بلا و رنج

این که دوستداران اهل بیت باید آماده ی رنجها و سختیها باشند،نشان دیگری از این است که محبت و ولایت،بدون آمادگی برای تحمل سختیِ لوازم آن،پذیرفته نیست. به فرموده ی امام علی (من احبنا اهل البیت فلیستعد عده للبلاء). (۱۷)هر کس ما اهل بیت را دوست می دارد،پس وسایل و مقدمات تحمل بلا و سختی را آماده سازد.

راه عشق و محبت،راه دشوار و پرخطر و بلاخیز است و عاشق صادق هرگز از این رنجها نمی گریزد، بلکه به استقبال آن می شتابد و رنج در راه معشوق برایش لذت بخش است. به گفته ی حافظ:

نازپرود تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

باز به گفته ی خواجه ی شیراز:

بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آن که جان بسپارند،چاره نیست

نیز،خون دل خوردن و تحمل کردن،نشان دیگری از عشق است.

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره ی قسمت،اوضاع چنین باشد

همواره (ولا) با (بلا) و عشق با سختی همراه بوده است: (البلاء للولاء).

هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

۳-پرهیز از غلوّ

یکی از آفات راه محبت،غلوّ و زیاذه روی در عقیده و اظهار دوستی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) است. خود ائمه هم در زمان خود با پدیده ی غلوّ مواجه بودند و با کسانی که نسبت به آن عقیده ی خدایی داشتند بشدّت برخورد می کردند و از انان برائت می جستند. در این زمینه هم حدیث زیاد است،از جمله امام صادق (علیه السلام) فرمود:

(احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدونهم ، فان الغلاه شر خلق الله ، یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعباد الله).(۱۸)جوانان خود را از غلات بر حذر دارید که فاسدشان نکنند،غلات بدترین خلق خدایند،عظمت خدا را کوچک می شمارند و برای بندگان خدا مقام ربوبیت ادعا می کنند.

افراط در ستایش و رساندن پیامبر و ائمه به مقام الوهیت و خدایی (غلو) است. محبت نباید سر از غلو در آورد که به هلاکت می انجامد.

حضرت علی فرمود:(هلک فی رجلان: محب غال و مبغض قال) (۱۹)درباره ی من دو گروه به هلاکت افتادند: دوستدار غلوّ کننده و دشمن کینه توز.

پیامبر و امامان،پیش از آن که نبی و امام باشند،(عبد) بودند که پروردگار داشتند.

فرموده اند که ما را از حد ربوبیت پایین بیاورید آن گاه هر چه می خواهید بگویید. امام علی فرموده است:(ایاکم والغلو فینا ، قولوا: انا عبید مربوبون و قولوا فی فضلنا ما شئتم). (۲۰)از غلو درباره ی ما بپرهیزید،بگویید که ما بندگانی هستیم تحت اراده ی ربّ،و هر چه خواستید در فضیلت ما بگویید.

پدیده ی غلوّ در تاریخ اسلام،موجب گمراهی عده ای شده است. این غلوّ،به ویژه نسبت به حضرت علی (علیه السلام) بیشتر بروز کرده است. آن حضرت در اشاره به این گمراهی و انحراف فکری می فرماید:

(مثلی فی هذه الامه مثل عیسی بن مریم ، احبه قوم فغالوا فی حبه فهلکوا و ابغضه قوم فهلکوا…) (۲۱)مثل من در این امت،هم چون عیسی بن مریم است،گروهی او را دوست داشتند و در محبت،غلوّ و افراط کردند و به هلاک افتادند،گروهی هم دشمن شدند و هلاک گشتند.

حبّ افراطی همیشه دور کننده ی از حقّ است. علی  در سخنی خطاب به خوارج نهروان فرمود:در مورد من دو گروه به هلاکت خواهند افتاد: یکی دوستداران افراطی که (حبّ) آنان را به راه ناحق می کشاند،یکی هم دشمنان افراطی. (۲۲)

حبّ افراطی و نسبت دادن مقام و شأن الوهیّت برای ائمه،نوعی بدعت و شرک بود که به وسیله ی دوستان نادان یا دشمنان عنود،در تاریخ اسلام پدید آمد و برای شیعه و ائمه دردسرهای داشت و هنوز هم برخی از آن اعتقادات و گرایش ها،دستاویز دشمنان برای حمله به تشیع می گردد.

دشمنان اهل بیت ،خود از کمک کاران نشر این گونه افکار و آثار بوده و هستند،چون از این رهگذر،می توانند چهره ی شیعه را وارونه نشان دهند. (۲۳)

البته خط دیگری از سوی دیگر است. در برخی مناطق و محافل هم به بهانه ی خوف از خطر غلو،نقل فضایل و مناقب اهل بیت را که در روایات قطعی امده است ترک می‌کنند و هر فضیلتی را که کمی با عقل بشر جور نیاید،به نام غلوّ،رد می کنند که این هم درست نیست و خواسته ی دشمن است.

ما ضمن آن که باید از غلو بپرهیزیم و گرفتار انحراف در عقیده نشویم،پاسخی هم برای رد اتهامات آنان داشته باشیم و مرزی میان (غلوّ) و (بیان فضایل) بشناسیم تا بتوانیم شبهات آنان را دفع کنیم.

به هر حال،باید سطح فکر و ظرفیت نوجحوانان و کودکان را در نظر گرفت و احادیث و فضایل قابل درک و هضم برایشان گفت. صرف این که سختی در احادیث آمده است،مجوز نقل آن برای عموم نیست. گاهی عدم تناسب مطلب با کشش فکری شنوندگان یا خوانندگان،آنان را مسأله دار می کند و منکر اصلِ دین و عقاید می شوند.

نويسنده: سيداميرحسين كامراني راد

پی‌نوشت

۱٫ تحف العقول،ص ۵۱۴٫

۲٫ بحارالانوار،ج۷۰ ، ص ۱۵٫

۳٫ همان،ج۷۵،ص ۳۴۷٫

۴٫ احادیث مربوط به حب اهل بیت (علیهم السلام) را از جمله در (میزان الحکمه،ج۲،ص ۲۳۵) مطالعه کنید. کتاب (اهل البیت فی الکتاب والسنه) از محمدی ری شهری نیز منبع خوبی است.

۵٫ اسئلک حبک و حب من یحبک و حب کل عمل یوصلنی الی قربک (مناجات خمس عشره،مناجات نهم،مفاتیح الجنان،ص ۱۲۵).

۶٫ تنبیه الخواطر،ورّام،ج۲،ص ۱۷۶٫

۷٫ میزان الحکمه،ج۵،ص ۲۳۲٫

۸٫ احتجاج طبرسی،ج۲،ص ۵۹۹٫

۹٫ بحارالانوار،ج۳۹،ص ۲۸۸٫

۱۰٫ بحارالانوار،ج۶۵،ص ۱۵۱٫

۱۱٫ اهل بیت (علیهم السلام)،فی الکتاب والسنه،ص ۴۲۱٫

۱۲٫ همان.

۱۳٫ بحارالانوار،ج۱۰۰ ، ص ۱۲۴ و ج ۳۵ ، ص ۱۹۹٫

۱۴٫ ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (احزاب،آیه ی ۴).

۱۵٫ اهل البیت فی الکتاب والسنه،ص ۴۲۳٫

۱۶٫ همان.

۱۷٫ همان،ص ۴۲۵٫

۱۸٫ امالی طوسی،ص ۶۵۰٫

۱۹٫ نهج البلاغه،صبحی صالح،حکمت ۱۱۷٫

۲۰٫ اهل البیت فی الکتاب و السنه،ص ۵۳۱٫

۲۱٫ بحارالانوار،ج۳۵،ص ۳۱۵٫

۲۲٫ همان،ج۳۳،ص ۳۷۳٫

۲۳٫ اهل تحقیق، در این زمینه از جمله به بحث مستوفای (مشکله الغلاه) در کتاب (الامام الصادق والمذاهب الاربعه) ، اسد حیدر ، ج۴ ، ص ۳۶۹ مراجعه کنید.

همچنین ببینید

از نهضت حسینی تا جامعه مهدوی (وفاداری)

شب عاشورا، شب تعارف و تعریف و تمجید بی جا نیست، امام نیز تحت تأثیر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 1 =