خانه / تربیت / رهنمودهای تربیتی از امام حسن عسکری(علیه السلام)

رهنمودهای تربیتی از امام حسن عسکری(علیه السلام)

در این نوشتار کوتاه سعی شده به رهنمودهای تربیتی حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)نگاهی کوتاه و اجمالی انداخته شود تا شیوه های تربیتی این امام بزرگوار به دست دوستداران و شیعیان حضرت رسد.

عصر خفقان
بنی‌عباس با شعار حمایت از اهل‌بیت علیهم‌السلام و احقاق حق آنان و با استفاده از شرایط خاص موجود، به قدرت رسیدند و در این راستا خون‌های زیادی به زمین ریخته شد. ابومسلم خراسانی در راه استقرار حکومت عباسیان، تعداد زیادی از مردم را کشت و طبق گفته بعضی مورّخان این تعداد، بالغ‌بر شش‌صد هزار نفر بوده است.(۱)
آنان که با این شعار، به حکومت رسیدند، وقتی به هدف خود نائل شدند، از هیچ جنایتی نسبت به ائمه علیهم‌السلام و شیعیان فروگزار نکردند.
طبعاً شهادت امامان علیهم‌السلام از زمانی که بنی‌عباس در مصدر امور بودند، به دست آنان بوده و علویان هم در فشارهای شدیدی قرار داشتند و شرایط امام عسکری علیه‌السلام هم از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. بنی‌عباس به خاطر ترس از آن حضرت و علویان، ایشان را در تنگناهای مختلفی قرار داده بودند؛ ازجمله سکونت اجباری آن حضرت در شهر سامرا و منطقه نظامی (عسکر). لذا به وی و پدرش امام هادی علیه‌السلام «عسکریین» می‌گویند.(۲)
از سویی دیگر، امام ناگزیر بود روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه در کاخ و دربار عباسی حاضر شود.(۳)
این محدودیت، شامل اصحاب و شیعیان حضرت هم می‌شد. علی بن جعفر از «حلبی» روایت کرده است: در عسکر جمع شدیم و روزی که حضرت از خانه خارج می‌شد، منتظر ماندیم تا او را زیارت کنیم؛ اما دستور کتبی حضرت صادر شد که: «کسی بر من سلام نکند و حتی کسی با دست، مرا نشان ندهد و به‌ طرف من اشاره نکند، چون جان شما درخطر است.»(۴)
این، سیمایی است از وضعیت حاکم بر زندگی امام و شیعیان در زمانی که جان امام و دوستداران او حتی با سلام کردن یا اشاره به امام، درخطر بوده است. لذا ارتباط هریک با دیگری باید به‌صورت غیرعلنی ایجاد می‌شد.
داود بن اسود ـ که عهده‌دار آماده کردن حمّام امام بوده است ـ می‌گوید:
مولایم ابومحمّد علیه‌السلام مرا خواست و چوبی گرد و بلند که شبیه پاشنه در بود و دست را پُر می‌کرد، به من داد و فرمود: این را به نزد «عَمْری» ببر. من راه افتادم و در بین راه به سقّایی برخورد کردم که استری همراهش بود و این استر، مزاحم مسیر و راه من بود. سقّا گفت: بر استر بانگ بزن تا حرکت کند. من چوب را بلند کرده، استر را زدم و چوب شکست. به محل شکستگی چوب نگاه کردم و دیدم در آنجا نامه‌هایی قرار دارد، به‌سرعت چوب را در آستین خود مخفی کردم…(۵)
از این مطلب می‌توان فهمید که شرایط و محدودیت‌های ایجادشده، باعث می‌شد که امام علیه‌السلام چنین تمهیداتی را برای ایجاد ارتباط و رساندن پیام به یاران خود، بیندیشد.
دوران امامت آن بزرگوار، معاصر سه تن از خلفای عباسی بود؛ معتزّ، مهتدی و معتمد. گرچه اقامت اجباری امام در سامرا، خود به‌نوعی حبس می‌باشد، اخباری وجود دارد که آن حضرت در دوران هریک از این خلفا، مدّت زمانی را در زندان به سر برده است.(۶)
در زمان خلافت مهتدی ـ که در تاریخ، از عملکرد معتدل وی سخن به میان آمده و از روش حکومتی‌اش تعریف‌شده است (۷) مدتی، امام در زندان وی به سر برده است و حتی او، تصمیم بر به شهادت رساندن آن حضرت داشته که مرگ وی، به او اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.(۸)
امام عسکری علیه‌السلام و مکارم اخلاقی
ازآنجاکه «امام»، درواقع پیشوا و مقتدای انسان‌هاست و وظیفه هدایت و ارشاد را به عهده‌دارد و باید معارف اصیل و ناب الهی را بر مردم بشناساند، امام عسکری علیه‌السلام نیز این امر مهم را، با توجّه به شرایط ویژه و محدودیت‌های موجود، به بهترین نحو به انجام رسانید.
از آن حضرت علاوه بر روایات فقهی، روایات زیادی باقی‌مانده است که مشتمل بر مباحث اعتقادی و اخلاقی می‌باشد که به بعضی از آن‌ها می‌توان اشاره نمود.
ویژگی‌های شیعه
حضرت به شیعیانش می‌فرماید:
«اوصیکم بتقوی اللّه و الورع فی دینکم، والاجتهاد للّه و صدق الحدیث، واداءالامانة الی من ائتمنکم من برّ او فاجر و طول السّجود و حسن الجوار، فبهذا جاء محمّد صلی‌الله علیه وآله وسلم، صلّوا فی عشائرهم و اشهدوا جنائزهم و عودوا مرضاهم و أدّوا حقوقهم (۹)؛ شمارا سفارش می‌کنم به تقوای الهی و پارسایی در دین خود و کوشش درراه خدا و راست‌گویی و اینکه امانت هرکسی را که به شما امانتی سپرده است، به او بازگردانید چه آن شخص، نیکوکار باشد یا تبهکار؛ و سجده‌ها را طولانی کنید و (برای همسایگان خود) همسایگان خوبی باشید ـ که محمّد صلی‌الله علیه وآله وسلم این چیزها را آورده است ـ و در قبیله‌های آنان (اهل سنّت) نمازگزارید، در تشییع‌جنازه‌هایشان حاضر شوید و مریضان آنان را عیادت و حقوقشان را ادا کنید.»
سپس در توضیح می‌فرماید:
«فانّ الرجل منکم اذا ورع فی دینه و صدق فی حدیثه و ادّی الامانة و حسن خلقه مع الناس، قیل هذا شیعیٌّ فیسرّنی ذلک. اتّقوا اللّه و کونوا زیناً و لاتکونوا شیناً، جرّوا الینا کلّ مودّة و ادفعوا عنّا کلّ قبیح، فانّه ما قیل فینا مِنْ حُسْنٍ فنحن اهله و ما قیل فینا مِنْ سُوءٍ فما نحن کذلک (۱۰)؛ اگر کسی از شما در دینش ورع داشته و راست‌گو باشد و ادای امانت کند و با مردم خوش‌رفتار باشد، می‌گویند: «این، یک شیعه است.» و همین مسئله، من را شادمان می‌کند. از خدا بترسید و تقوای الهی را پیشه خودسازید (و با اعمالتان) زیور و زینت برای ما باشید و مایه زشتی (و بدنامی) ما نباشید. هرگونه دوستی را برای ما جلب کنید و هر بدی را از ما دور سازید؛ زیرا هر خوبی که در حقّ ما گفته شود، سزاوار آنیم و هر بدی که در حقّ ما گفته شود، شایسته آن نیستیم.»
و در انتها می‌فرماید:
«اکثروا ذکراللّه و ذکر الموت و تلاوة القرآن و الصّلوة علی النبی صلی‌الله علیه وآله وسلم …؛(۱۱) بسیار خدا را به یاد داشته باشید و نیز یاد مرگ را. زیاد قرآن تلاوت کنید و بر رسول اللّه صلی‌الله علیه وآله وسلم صلوات بفرستید. چه اینکه اینها اموری هستند که طبعاً موجب رعایت توصیه‌های فوق می‌شود.»
همچنین می‌فرماید: «اورع النّاس من وقف عندالشّبهة، اعبد النّاس من أقام علی الفرائض، ازهد النّاس من ترک الحرام؛ اشدّ النّاس اجتهاداً من ترک الذّنوب (۱۲)؛ پارساترین مردم کسی است که در شبهات، درنگ کند، عابدترین مردم کسی است که واجبات الهی را انجام دهد، زاهدترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد و کوشاترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند.»
ارزش تفکّر
«لیست العبادة کثرة الصیّام والصّلاة و انّما العبادة کثرة التفکّر فی امر اللّه (۱۳)؛ عبادت به زیاد روزه گرفتن و نمازخواندن نیست؛ بلکه عبادت این است که در امر (مخلوقات) خداوند بسیار تفکّر شود.»
و چه دقیق فرموده است! چه اینکه اگر آدمی در خلقت الهی و اینکه از کجا آمده، چرا آمده است، به کجا می‌رود و …؟ تفکّر کند، طبعاً به شناخت خداوند نزدیک‌تر می‌شود و در راستای همان تفکّر، به وظایف بندگی خود عمل می‌کند.
جایگاه مؤمن
«المؤمن برکةٌ علی المؤمن و حجّةٌ علی الکافر (۱۴)؛ مؤمن برای مؤمن، برکت است و برای کافر، اتمام حجّت.»
«ما اقبح بالمؤمن أن تکون له رغبة تذلّه ۱۵؛ چقدر زشت است برای مؤمن که دل‌بستگی به چیزی داشته باشد که موجب خواری و ذلّت او شود.»

بهترین ویژگی‌ها
«خصلتان لیس فوقهما شی ء: الایمان باللّه و نفع الأخوان (۱۶)؛ چیزی بالاتر از دو خصلت ایمان به خداوند و رساندن سود به برادران نیست.»
حضرت یاری به برادران را چون ایمان به خداوند، جزء بهترین صفات پسندیده می‌شمارد.
بیان شرک
آن حضرت در مورد اینکه «شرک» از حساسیت و دقّت ویژه‌ای برخوردار است، چنین گوشزد می‌کند: «الاشراک فی النّاس، أخفی من دبیب النّمل علی المسح (۱۷) الأسود فی اللّیلة المظلمة (۱۸)؛ شرک ورزیدن در میان مردم، از حرکت مورچه (که بسیار آرام و نامحسوس است) در شب تاریک بر روپوش سیاه، نهان‌تر است.»

جایگاه تواضع

تواضع و فروتنی، از صفات پسندیده‌ای است که هر انسانی، حُسن آن را درک می‌کند. تعبیر امام علیه‌السلام در مورد این صفت پسندیده چنین است:
«اَلتَّواضِعُ نِعْمَةٌ لایُحْسَدُ عَلَیْه ۱۹؛ تواضع، نعمتی است که کسی بر آن رشک نمی‌ورزد.»
آن حضرت در تبیین جایگاه تواضع در فرهنگ اسلامی و ترغیب به آن می‌فرماید:
«من تواضع فی الدّنیا لإخوانه فهو عنداللّه من الصّدّیقین و من شیعة علیّ بن ابیطالب علیه‌السلام حقّاً (۲۰)؛ کسی که در دنیا نسبت به برادرانش متواضع باشد، نزد خداوند از صدّیقین به شمار می‌رود و او از شیعیان واقعی علی بن ابیطالب علیه‌السلام است.»
همچنین درباره بعضی از مصادیق تواضع، می‌فرماید:
«مِنَ التّواضع، السلام علی کلّ مَنْ تمرّ به و الجلوس دون شرف المجلس (۲۱)؛ سلام کردن بر هرکسی که از پیش او می‌گذری و نشستن درجایی که بالای مجلس نیست، از تواضع و فروتنی است.»
ناهنجاری‌های اخلاقی
در میان آنچه از حضرت به ما رسیده، احادیثی وجود دارد که در آن‌ها به امراض روحی و اجتماعی مردم اشاره‌شده است.
امام عسکری علیه‌السلام شخص دورو را چنین وصف می‌کند:
«بئس العبد، عبدٌ یکون ذاوجهین و ذالسانین، یطری اخاه شاهداً و یأکله غائباً، اِن اُعطی حسده و اِن ابتلی خانه (۲۲)؛ چه بد بنده‌ای است، آن بنده (خدا) که دورو و دو زبان است! در حضور برادرش، او را می‌ستاید و پشت سر او غیبت و بدگویی (۲۳) او را می‌کند. اگر مورد عطا واقع شود، به او حسد می‌ورزد و اگر برای او گرفتاری پیش آید، به او خیانت کند.»
آن حضرت، شخص دورو را تقبیح نموده و مصداق آن را توضیح می‌دهد و حالات شخص دورو و دو زبان را با دقّت و ظرافت بیان می‌کند؛ و لذا فطرت سالم آدمی بعد از آگاهی از این حالات، از دوروئی بیزار خواهد بود.
حضرت، وضعیت شخص کینه‌توز را چنین بیان می‌کند:
«أقلّ النّاس راحةً، الحقود ۲۴؛ شخص کینه‌توز، کم آسایش ترین مردم است.»
اگر نگاهی گذرا به وضعیت روحی اشخاص کینه‌توز داشته باشیم، به این واقعیت پی می‌بریم که چنین افرادی همیشه در یک اضطراب روحی قرار دارند و از عدم آرامش و آسایش روحی رنج می‌برند. آنان از روحی سالم و متعادل برخوردار نیستند؛ و تنها راه رهایی از این رنج و محنت، به فرموده «قرآن و عترت»، گذشت و چشم‌پوشی از رفتار دیگران است.
امام عسکری علیه‌السلام خشم و غضب را کلید هر بدی می‌داند: «الغضب مفتاح کلّ شر».(۲۵)
منشأ بسیاری از گناهان، غضب می‌باشد و اصولاً خشم با خوش‌رویی و حُسن خلق، در تعارض است. آن حضرت، با این بیان، ریشه و منشأ بدی‌ها را به ما معرفی می‌کند تا ما برای درمان بدی‌ها، در فکر راه‌حل اساسی باشیم و علاوه بر توجّه به هریک از بدی‌ها و پرهیز از آن‌ها، آن‌ها را ریشه‌یابی کنیم.
آن حضرت، شادمانی کردن نزد شخص محزون و غمناک را، بی‌ادبی تلقّی می‌کند: «لیس من الأدب، اظهار الفرح عند المحزون»ز(۲۶)
اینها، نکاتی هستند که در روابط اجتماعی ما با دیگران، بسیار مؤثر می‌باشد و مراعات نمودن آن‌ها تأثیر شگرفی در همدلی، ایجاد محبت و حفظ دوستی‌ها دارد.

منبع:مجله  فرهنگ كوثر  زمستان ۱۳۸۲، شماره ۶۰

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج ۵، ص ۴۷۶؛ وفیات الاعیان، ابن خلّکان، ج ۳، ص ۱۴۸٫
۲٫ ر.ک: علل الشّرایع، صدوق، ج ۱، باب ۱۷۶، ص ۲۸۲، مؤسّسة الأعلمی للمطبوعات.
۳٫ مناقب آل ابیطالب (ع)، ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۶۶؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۵۱٫
۴٫ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۶۹٫
۵٫ مناقب آل ابیطالب (ع)، ج ۴، ص ۴۶۰ و ۴۶۱٫
۶٫ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۱۴ ـ ۳۱۱٫
۷٫ ر.ک: مروج الذّهب، مسعودی، ج ۴، ص ۱۹۵؛ الکامل فی التّاریخ، ج ۷، ص ۲۴۵ و ۲۳۴٫
۸٫ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۱۳٫
۹ تا ۱۱٫ تحف العقول، حرّانی، ص ۳۶۲، مؤسّسة الأعلمی للمطبوعات.
۱۲٫ همان، ص ۳۶۳٫
۱۳٫ همان، ص ۳۶۲٫
۱۴٫ همان، ص ۳۶۳٫
۱۵٫ همان، ص ۳۶۴٫
۱۶٫ همان، ص ۳۶۳٫
۱۷٫ نوعی پوشش است. ر.ک: مجمع البحرین، ج ۲، ص ۴۱۴٫
۱۸٫ تحف العقول، ص ۳۶۱؛ کشف الغمّه، ص ۴۲۰٫
۱۹٫ تحف العقول، ص ۳۶۳٫
۲۰٫ احتجاج، طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۷، کتابفروشی مصطفوی.
۲۱ و ۲۲٫ تحف العقول، ص ۳۶۲٫
۲۳٫ «یأکله غائباً» کنایه از غیبت است، چنانکه در آیه ۱۲ سوره حجرات آمده است.
۲۴٫ تحف العقول، ص ۳۶۳٫
۲۵٫ همان، ص ۳۶۲٫
۲۶٫ همان، ص ۳۶۳٫

همچنین ببینید

قهرمانان ملی(آیت الله مدرس و استفاده از کالای ایرانی)

شهید آیت الله «سید حسن مدرس» ایشان دیدگاهی اقتصادی داشتند که باید پایبند به قدرت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 26 = 32