معرفی کتاب/ شهر خدا

کتاب شهر خدا، نوشته‌ای است دربارۀ رازهای روزه‌داری در ماه مبارک رمضان، که به ابعاد تربیتی و برخی از زیبایی‌های معنوی این مهمانی الهی می‌پردازد؛ نکات سودمندی که کمتر به آنها توجه شده است.

 

در این کتاب، پاسخ برخی از سؤال‌های مهم در مورد رازهای رمضان را می‌توان یافت:

 

چگونه می‌توان به رمضان زیباتر نگریست؟ و گام‌های اولیه در عرفان رمضان را پیمود؟

این چگونه مهمانی دادنی است که مهمان باید گرسنگی و تشنگی بکشد؟ و این گرسنگی چگونه در آداب رمضان استمرار می‌یابد؟

معنویت چیست که نخوردن و نیاشامیدن که یک عمل مادی است، در تقویت آن مؤثر است؟ و رابطۀ روزه و تزکیه چگونه تبیین می‌شود؟

ماه رمضان با چه سازوکاری اثرات تربیتی خود را به روزه‌دار هدیه می‌کند؟ و چگونه می‌توان این آثار را تقویت نمود؟

روزۀ رمضان چگونه به روزه‌داران، اخلاص، حکمت و تقوا می‌دهد؟ و ..

 

 

بخش هائی از کتاب را با هم میخوانیم:

این رسول خداست که ندا میدهد: آی مردم، شهر خدا با (دستانی پر از) برکت و رحمت و مغفرت به شما رو کرده است…

شهرها همه در ظرف مکان جای ندارند. خداوند مهربان در عالم شهری دارد، که در ظرف زمان قرار یافته است. شهر خدا که در زمانی معلوم و با گنجایشی نا محدود، همه ساله محل اقامت مهمانان خدای بزرگ میشود، همان خانه ی ملکوتی خداست و ضیافت خانه ی ملک پادشاهی پروردگار رحمان است، که با عظمت بی نظیری، مانند قلعه ای با برج و باروهای بلند بر روی تپه ای از باغستان بهشت بنا شده است. شهری که در آن این بار ملائکه به دور ساکنان خانه ی خدا طواف میکنند، و برای پذیرایی از مهمانان خدا محرم می شوند…

نگهبانان شهر، شیطان و قبیله اش را که به آدم حسادت کرده بودند، به این مهمانی بزرگ راه نمیدهند، تا اهالی شهر در خلوتی بی مانند، با خدای خود تنها بمانند، و در نهایت آسودگی از شر شیاطین با آرامش تمام در آغوش پر مهر خداوند پناه بگیرند. محافظان شهر، روز و شب از تک تک ساکنان مراقبت می کنند و با انوار خود هر گونه کدورت و کراهتی را از آنان می زدایند.

در بیرون شهر پیداست که ملائک دستان ابلیس را بسته اند و دشمنان انسان را از تازیانه های خود خسته اند. بی هیچ مزاحمتی از مهمانان خدا محافظت می کنند و تا بارگاه نورانی پروردگار در تمام مسیرها مهمانان را همراهی می نمایند…

بعضی ها طبق معمول با خدا فاصله ای ندارند. ولی بعضی ها چند کوچه آن طرف تر همسایه ی خدا هستند. به هر حال در درون همه ی خانه ها، همیشه و بیش از همه ی اوقات دنیا، حضور خدا احساس می شود. دست ها را به سوی خدا دراز می کنند، ولی خدا را نزدیکتر از همیشه در آغوش مناجات خود می یابند و مدهوش ملاقاتش میشوند…

در شهر خدا به مهمان ها وعده داده شده است که اگر تا شام لب به آب و نان نزنند و جسم خود را از طعام و شراب خالی نگه دارند، خداوند جان آنان را از جام خود سیراب می کند و از جانب خود سیرشان می گرداند. ایشان هم، حاضرند از گرسنگی و تشنگی بمیرند، اما جای خوان خدا را در جانشان خالی نگاه دارند، تا هنگامه ی تحقق وعده ی الهی را در اوج ضعف جسمانی روزه داری خود تجربه نمایند. گویا از نور او نیرو می گیرند و از سیر به سوی او سیراب می گردند.

تنها در این شهر می شود حقیقت دنیا را دید و شیرینی آخرت را چشید. آدم قبل از ورود به این شهر، باور نمی کند که زندگی بدون دست آلودن به دنیا چگونه می تواند این همه دلچسب باشد. تازه آنجا می شود فهمید در زندگی هر چه از دنیا بهره مند شوی، کمتر از لذت حیات برخوردار میشوی. از حداقل خورد و خوراک گذشتن، تو را قوی می کند و دنیا را ضعیف و حقیر. در این شهر می شود دید که دنیا چگونه اسیر آدمی است و هرگز نمی تواند بر او سلطه یابد.

باید روی ماه رمضان را بوسید و گل نازنین وجودش را بویید. باید شب وجود را با نور او روشن کرد و در مهتابی نورش راه های آسمان را پیدا کرد. باید با وضو وارد شهر خدا شد و با تمام وجود به خاکش سجود کرد. شهر خدا را باید مانند خانه ی خدا گرامی داشت و برای ورود به آن باید محرم شد. شهر پر مهری که مهد معرفت است و ماه خوب رویان عالم.

همچنین ببینید

کتاب سیزده ساله ها

کتاب ” سیزده ساله ها “، بر اساس خاطرات شهدا و ایثارگران نوجوان دوران دفاع …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 3 =