خانه / پرونده ویژه امام خمینی (ره) / با روح خدا در قطار انقلاب / انحراف از مکتب امام

با روح خدا در قطار انقلاب / انحراف از مکتب امام

 

نویسنده: عبدالمهدی حسینی جِقه

تصور کنید در حال مسافرت با قطار هستیم. تا زمانی که داخل قطاریم، او ما را با خود می‌برد؛ تغییر کوپه و صندلی یا حتی سرگردانی در راهروها، هرچند ممکن است مشکلاتی ایجاد کند، مانعی برای پیشروی ما نیست. چراکه در هر حال، ما داخل قطار هستیم و هرچه او پیش می‌رود، ما هم با  او جلو می‌رویم. اگر زمانی، در یا پنجرۀ بازی ما را وسوسه کرد و اقدام به خروج از آن کردیم، صرف نظر از اینکه چه بلایی ممکن است سرمان بیاید، قطار نیز به حرکت خود ادامه خواهد داد و قطعاً به خاطر ما توقف نخواهد کرد.

گاه خیال می‌کنیم در صراط مستقیم هستیم؛ حتی دیگران را هم امر و نهی می‌کنیم و از اینکه منحرف هستند و به ارشادات ما گوش فرانمی‌دهند و هدایت نمی‌شوند، تأسف می‌خوریم. سپس یک اتفاق ساده -هم‌چون یک «منور»- لحظه‌ای فضا را برای ما روشن می‌کند و متوجه می‌شویم که نخیر! ما در صراط مستقیم نیستیم!

صراط مستقیم جمهوری اسلامی، مکتب امام خمینی(ره) است و قطار انقلاب، در همین صراط در حال حرکت است. هرکس سوار این قطار است، در صراط مستقیم است. هرکس از مکتب امام منحرف شود، در واقع از قطار انقلاب پیاده و از صراط مستقیم آن، خارج شده است.

مکتب امام خمینی، سه بُعد اصلی دارد. انحراف و عدم انحراف از این مکتب را بر اساس همین بعدها می‌توان بررسی کرد؛ معنویت، عقلانیت و عدالت.۱ هر ویژگیِ فکری یا اخلاقی-رفتاری که یکی از این ابعاد را به خطر بیندازد، عامل انحراف از مکتب امام خواهد شد.

معنویت

مهم‌ترین مظهر معنویت در مکتب امام، «اخلاص» است۲ و با دوری از انواع گناه به دست می‌آید. اخلاق و رفتار انسان در مکتب امام، باید از هرگناهی پاک باشد تا بتواند به بعد معنوی آن دست یابد. بنابراین یکی از عوامل انحراف از مکتب امام، گرفتار شدن به انواع گناه است. برای مثال غرور، یکی از معنویت‌زداترین گناهان اخلاقی است که رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر رؤسا، مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی در برخورد با مردم، به خاطر جایگاهی که دارند، خود را برتر از آنان بدانند و برخورد غرورآمیز با آنان داشته باشند، دچار انحراف از مکتب امام شده‌اند. غرور و خودبرتربینی مسئول، زمانی خود را بهتر نشان می‌دهد که کسانی بخواهند از وی انتقاد کنند. اینجا است که او عصبانی خواهد شد و کنترل خود را از دست خواهد داد؛ چراکه خود را برتر از نقد می‌داند و فکر می‌کند به او توهین شده است.

مسئول و غیر مسئول ندارد؛ هر کس گرفتار رذائلی چون غرور، سوءظن، تهمت، غیبت، دروغ و مانند آن گردد، به طور طبیعی در بعد معنوی از مکتب امام خارج شده است. البته می‌دانیم که صفات اخلاقی، به صورت درختواره‌ای با هم متصل هستند و ممکن است یک ویژگی منفی، سبب ده ویژگی منفی دیگر شود. مثلاً دروغْ سبب فریب‌کاری می‌شود، سوءظنْ زمینۀ تهمت را فراهم می‌کند و همین غرورْ اجازه نمی‌دهد انسان ساده‌زیست باشد. خلاصه همۀ این ویژگی‌ها، عوامل انحراف از بعد معنویت مکتب امام است.

عقلانیت

بارزترین نمونۀ عقلانیت در مکتب امام خمینی(ره)، قراردادن «مردم سالاری دینی» در بستر اصلی نظام سیاسی کشور است.۳ بنابراین سکولاریسم۴ با مکتب امام سازگار نیست. اگر بخواهیم، مدیریت جامعه را از دست «شرع» بگیریم و صرفاً به دست عقل بسپاریم، دچار انحراف از مکتب امام خواهیم شد. از طرفی، اگر مردم را از دایرۀ حاکمیت کنار بگذاریم و به هر بهانه‌ای حکومت به قشر خاصی منحصر کنیم، باز هم از مکتب امام منحرف شده‌ایم. عقلانیت مورد نظر امام را باید در نهادینه کردن حضور مردم، تزریق روح اعتماد به نفس در ملت، شناخت دشمنان و هوشیاری و استقامت کامل۵ در مقابل آنان، ارزیابی کرد. بنابراین اگر به نام عقلانیت، به یکی از این شاخص‌ها خدشه وارد کنیم، از مکتب امام منحرف شده‌ایم. به عنوان مثال اگر به هر دلیلی، از مشارکت در سرنوشت کشور امتناع کنیم، اگر مردم و مسئولان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و بخواهند به دیگران تکیه کنند، اگر کسانی به نام عقلانیت، در مقابل دشمن کوتاه بیایند، دچار انحراف از مکتب امام خواهیم شد. مقام معظم رهبری در همین مورد می‌فرماید: «برخلاف کسانی که کوتاه آمدن در مقابل دشمنان را در برخی مواقع، اقتضای عقل می‌دانند، امام با تکیه بر خرد پختۀ خود، عقب نشینی و نرمش در قبال دشمنان را، دادن فرصت پیشروی به آنان می‌دانست و به همین علت، در تمام حیات پربرکت خود، هم‌چون کوه در مقابل دشمنان ایستاد».

عدالت

عاملی که سبب انحراف از بعد عدالتِ مکتب امام خمینی(ره) می‌شود، این است که مسئولان، بین خود و مردم تفاوت ببینند. امام راحل ما، همواره بر واژه‌هایی چون «پابرهنگان» و «کوخ نشینان» تأکید می‌کرد‌.۶ به نظر می‌رسد این کاربردها، برای این بوده است که مسئولان کشور، از ایجاد فاصله بین خود و اقشار مستضعف احساس خوشایندی نکنند و مردم هم بدانند که هر کس چنین می‌کند، با بنیانگذار انقلاب اسلامی، فاصلۀ بسیاری دارد؛ گرچه بر پیروی از خطش تأکید کند. اگر شیوۀ زندگی مسئولان و مردم اختلاف فاحشی داشت، اگر فاصلۀ طبقاتی درجامعه رفته رفته بیشتر شد، اگر کوخ نشینانْ از رسانه‌ها، مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری، حذف شدند، اگر کسی علی‌رغم لیاقت، توانایی و کارآمدی، به خاطر ضعف بنیۀ مالی، امکان رقابت با ارباب ثروت و قدرت را پیدا نکرد، اگر گروهی از پدرانْ شرمنده فرزندان خود شدند و کسی به فکر ایشان نبود، در تمام این شرایط، از مکتب امام منحرف شده‌ایم.

البته تا پشتیبان واقعی ولایت فقیه هستیم، نگران این انحرافات نیستیم؛ چراکه نوحْ کشتیبان انقلاب است و به فضل خدا از طوفان‌ها عبورش خواهد داد.

پی‌نوشت‌ها:

(۱) ر.ک. مقام معظم رهبری، بیانات در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، ۱۴/۰۳/۱۳۹۰٫

(۲) همان.

(۳) همان.

(۴) سکولاریسم عبارت است از گرایشی که طرفدار و مروج حذف یا بی اعتنایی و به حاشیه راندن نقش دین در ساحت‌های مختلف حیات انسانی، از قبیل سیاست، حکومت، علم، عقلانیت، اخلاق و… است (بیات، عبدالرسول و همکاران: «فرهنگ واژه‌ها»، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، ص۳۲۸).

(۵) مقام معظم رهبری، پیشین.

(۶) همان.

همچنین ببینید

کمربندها را محکم ببندید / مبارزۀ ازلیِ ابدی

  نویسنده: محمد طلایی اواخر تیرماه ۱۳۶۷ بود. قرار بود امام خمینی پیام صلحی بنویسد؛ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *