خانه / پرونده ویژه امام خمینی (ره) / کژراهه‌های انقلاب / عوامل تحریف مکتب امام خمینی(قدس سره)

کژراهه‌های انقلاب / عوامل تحریف مکتب امام خمینی(قدس سره)

نویسنده: حسن جعفریان

 

روزگاری در کشور ما، سخن گفتن از اسلام ناب و اسلام انقلابی، مثل راه رفتن در میدان مین بود. علمای دین اگر می‌خواستند به دیانت مردم بپردازند، چاره‌ای نداشتند جز اینکه در حوزۀ سیاست و کشورداری دخالت نکنند. مردم نیز، حق اظهار نظر در مسایل سیاسی را نداشتند. امروزه اما ملت در انتخاب مهم‌ترین مسئولان کشوری، اثرگذارند و در رأس مملکت، یک فقیهِ عادلِ اسلام‌شناس قرار دارد و به یُمن حضور ایشان، تمام مناصب حکومتی مشروعیت الهی یافته است. قوانین ما همواره با احکام شرع مقدس سنجیده می‌شود. تمام این فرایندهای مثبت، محصول حقیقتی به نام «مکتب امام خمینی» است.

مکتب‌های خالصْ در گذر تاریخ، همواره دستخوش تحریف‌هایی شده‌اند؛ گاه به طور کامل و گاه بخش‌هایی از یک مکتب، تحریف شده است. مکتب امام خمینی(ره) نیز از این قاعده مستثنا نیست. عواملی وجود دارد که می‌تواند مکتب امام را دچار آسیب و در نهایت، تحریف کند. امت حزب الله و جوانان انقلابی، باید این عوامل را به خوبی بشناسند و در حد توان با آن مبارزه کنند.

به صورت کلی، تحریف مکتب امام خمینی، می‌تواند در دو شکل انجام شود: تحریف شکلی و تحریف محتوایی. تحریف شکلی به سادگی و تنها با نمودها و نمادها، رفتارها و گفتارها، شیوه‌ها و روش‌ها و… صورت می‌پذیرد. اگر در عین ادعای پیروی از مکتب امام، شیوه‌های رفتاری سلطنت‌مآبانه در پیش بگیریم، اگر اشرافیت سیاسی و اقتصادی در مسئولان کشور پا بگیرد، اگر مردم و مسئولانْ پیشرفت را فقط برای پیشرفت بخواهند و تمام همت‌شان آبادانی و ثروت‌افزایی باشد و برخی کشورهای غربی را الگوی توسعۀ کشور قرار دهند، اگر رفتار مسئولان با مردم از سر خودبرتربینی باشد، اگر کشور ظاهری آباد ولی تهی از جلوه‌های بندگی و عبودیت داشته باشد و با وجود این همه، خیال کنیم در مسیر خمینی حرکت می‌کنیم، در واقع شکل مکتب امام را تحریف کرده‌ایم. با این حال، خطر تحریف محتوایی مکتب امام، به مراتب بیشتر است و باید آن را جدی بگیریم. همین اهمیت سبب شد که مقام معظم رهبری در ۱۴ خرداد سال ۱۳۹۴ در مرقد مطهر امام خمینی(ره)، نسبت به این تحریف اعلان خطر کنند.

تحریف محتوایی مکتب امام خمینی، با چند عامل انجام می‌شود:

  1. تحریف شخصیت امام:

مکتب امام برای ما در شخصیت ایشان متبلور است. بنابراین تحریف شخصیت امام، مساوی با تحریف مکتب امام است. مهم‌ترین عوامل تحریف مکتب امام را باید در عوامل تحریف شخصیت ایشان جست‌وجو کرد. مقام معظم رهبری در همان سخنرانیِ پیش گفته، هفت اصل را به عنوان اصول و مبانی فکری مکتب امام معرفی کردند. این اصول عبارتند از:

– اثبات اسلام ناب‌محمدی(ص) و نفی اسلام آمریکایی

– اتکال به کمک الهی و اعتماد به صدق وعدۀ الهی و در مقابلْ بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر و زورگوی جهانی

– اعتقاد به اراده و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی

– طرف‌داری جدی در حمایت از محرومان و مستضعفان و رد شدید و تلخ نابرابری اقتصادی و اشرافی‌گری

– مخالفت با قلدران بین‌المللی و مستکبران و عدم هیچ ملاحظه‌ای در حمایت از مظلومان

– تأکید بر استقلال و نفی سلطه‌پذیری

– وحدت ملی و مقابله با توطئه‌های تفرقه‌افکن دشمن۱

هرکسی که دم از امام می‌زند و خود را پیرو مکتب او می‌داند، از مردم باشد یا از مسئولان، باید محتوای رفتار و گفتارش ترکیبی از این هفت اصل مهم و مبنایی باشد. در غیر این صورت، زمینۀ تحریف محتوایی فراهم خواهد شد.

  1. تحریف اصل پایه‌ای و اصل الاصول انقلاب اسلامی، یعنی اصل مترقی ولایت فقیه:

مهم‌ترین اصلی که وجه تمایز جمهوری اسلامی ایران با حکومت‌های دیگر به شمار می‌رود، اصل ولایت فقیه است. اصلی که به تعبیر حضرت امام، حافظ کشور است و اگر مردم و مسئولان پشتیبان آن باشند، آسیبی به مملکت نخواهد رسید. این ستون ارزشمند، زمانی به درد خواهد خورد که واقعاً مردم و مسئولان، پایۀ مشروعیت حکومت را بر آن بنا کنند و با اعتقاد کامل و از صمیم قلب، بپذیرند که عمل بر خلاف فرامین رهبری، خلاف شرع است. ممکن است کسانی -علی‌رغم ادعای پیروی از مکتب امام- بخواهند جایگاه ولی‌فقیه را به یک مقام تشریفاتی تقلیل دهند و در عمل، بر اساس منویات شخصی یا گروهی خود رفتار کنند. این مسئله می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تحریف مکتب امام باشد.

  1. انحصار خط امام:

امام خمینی و مکتب ایشان، نمی‌تواند و نباید در فرد، افراد یا جریانات خاصی منحصر شود. ارتباط نسبی یا سببی با خمینی کبیر، همراهی در دوران مبارزه، شاگرد و یار غار امام یا حواری او بودن، هیچ کدام نمی‌تواند دلیلی برای تبلور مکتب امام در فرد یا افراد خاصی باشد. چه بسیار کسانی که با آن بزرگوار بودند و علیه او شدند.۲ محتوای مکتب امام را نمی‌توان از محتوای غیر امام گرفت؛ هر چند که آن غیر بسیار هم، به امام نزدیک بوده باشد. اگر کسانی در جامعه به عنوان یاران و نزدیکان امام خمینی بخواهند خود را معیار سنجش خط و مکتب امام قرار دهند، گرفتار تحریف مکتب امام خواهیم شد. تبلور خط امام در کلام، رفتار و گفتارِ آشکار و واضح ایشان است و تنها جانشین ایشان و مفسر خط آن یار سفر کرده نیز، در هر عصری رهبری است که با تشخیص خبرگان ملت در مسند جانشینی ایشان قرار گرفته است. از این رو خاطرات شخصی، خصوصی و درگوشی و خواب‌ها و امثال آن، نمی‌تواند معیار درستی در تشخیص خط و مکتب امام باشد.

  1. توطئه ها، برنامه‌سازی های رسانه‌ای و تبلیغات گستردۀ دشمن برای معرفی واژگونۀ شخصیت امام:

دشمن برای نسل جوان و نوجوان، برنامه دارد و می‌خواهد آنان را نسبت به شخصیت رهبر کبیر انقلاب اسلامی دچار اشتباه نماید. نسل‌هایی که امام را دیده و شناخته‌اند، از این تبلیغات متأثر نمی‌شوند؛ ولی باید برای مصونیت نسل نوخواستۀ کشور، فکری کنیم تا شخصیت بنیان‌گذار انقلاب در ذهن ایشان تحریف نشود و در نتیجه از مکتب امام عزیز فاصله نگیرند. البته نسل ارزشمند امروزی، با پیوند ناگسستنی با ولایت فقیه، می‌تواند از مصونیت پیش گفته برخوردار باشد.

پی‌نوشت‌ها:

(۱) ر.ک. مقام معظم رهبری، بیانات در جمع زائران مرقد امام خمینی(ره)، ۱۴/۰۳/۱۳۹۴٫

(۲) نمونۀ بارز آن، سید ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رییس جمهور ایران است.

همچنین ببینید

کمربندها را محکم ببندید / مبارزۀ ازلیِ ابدی

  نویسنده: محمد طلایی اواخر تیرماه ۱۳۶۷ بود. قرار بود امام خمینی پیام صلحی بنویسد؛ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
19 + 6 =