خانه / مناسبت ها / ماه مبارک رمضان / روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان / سی روز، سی گفتار | بیست و نهم: وداع…

سی روز، سی گفتار | بیست و نهم: وداع…

«السّلام علیک یا شهر اللَّه الأکبر»؛ بدرود ای بزرگترین ماه خدا و ای جشن اولیاء خدا. «السّلام علیک یا أکرم مصحوب من الأوقات»؛ بدرود ای شریف‌ترین و عزیزترین مصاحب از وقت‌ها و زمان‌ها و ای بهترین ماه از لحاظ روزها و ساعت‌ها. «السّلام علیک من شهر قربت فیه الآمال»؛ بدرود ای ماهی که آرزوها در آن به ما نزدیک شد؛ یعنی ما با تلاش خودمان، تلاش مضاعفان، به آمال و آرزوهای حقیقی و انسانی خودمان نزدیک شدیم.

به همین ترتیب با این جملات و کلمات، امام سجاد این ماه مبارک را بدرود میگوید و از لیلةالقدر و از دعا و از قرآن و از مغفرت در این ماه به گرمی و مشتاقانه حرف میزند و بعد از خدای متعال درخواست میکند که: خدایا آنچه را که در این ماه به ما رسیده، برای ما نگه دار؛ و آنچه را که ما از این ماه به‌دست نیاوردیم، این محرومیت ما را به‌عنوان یک نقص، به‌عنوان یک ضعف، مورد ترحم خودت قرار بده و برای ما جبران کن. و بعد امام سجاد آرزو میکند که یکبار دیگر این ماه برگردد.

این یک نمونه از دعاهای این ماه شریف بود که در پایان این ماه از زبان سیدالساجدین و معلم دعا و ذکر و یاد، مقداری از آن را معنا کردیم. من اعتقادم این است که این دعاها با ترجمه‌های خوبی باید ترجمه بشود. کسانی که قادر بر ترجمه خوب این دعاها هستند، منهای تفصیل و تشریح و تفسیر و توضیح، خودِ دعا را با یک زبان گویا و روشن و شیوا که تا حدی متناسب با بیانات خود امام سجاد باشد، ترجمه کنند و در اختیار فارسیزبان‌هایی که عربی نمیدانند، بگذارند تا این‌ها در این دعاها تدبر کنند و ببینید که چگونه میشود با خدا حرف زد…

  از دست ندهید!

این مایه تقوایی را که در این ماه برای شما به‌دست آمد، قدر بدانید؛ این را حفظ کنید؛ این از دست میرود. شما با حضورتان در مجامع بندگی خدا مثل مساجد، نمازها، پای صحبت‌ها -بحمداللَّه جوّ غالب جامعه ما جوّ توجه و تذکر است؛ قرآن، دعا و مناجات است- و تنفس در این فضای معنوی یقیناً مایه‌ای از تقوا را برای خودتان در این ماه تحصیل کرده‌اید. روزه کمک بسیار بزرگی بوده؛ این روزه بسیار چیز قیمتی و ارزشمندی است. لازم نیست خودِ انسان مثل این‌که وزنش را میرود امتحان میکند که چقدر کم یا زیاد شده، بتواند درست بفهمد که چقدر آن معنویت و صفا برایش پیدا شده -البته اگر انسان به اعمال و رفتار با آن قلب خاضع و متذکر خودش توجه کند، آثار این عبادات را میبیند و حس میکند- اما آن‌طور هم نیست که خیلی محسوس باشد، لکن بدانید یک مقدار صفا، معنویت، لطف در شما پیدا شده؛ این را نگهش دارید. نگه داشتن آن در درجه اول به این است که تا آن‌جایی که میتوانید سعی کنید گناه نکنید.

  غفلت از گناه

یکی از مشکلات ما این است که گناه‌های خودمان را نمیشناسیم. آن کسی که مثلاً به غیبت کردن عادت کرده، توجه ندارد که یک گناهی را به‌طور مرتب انجام میدهد؛ آن کسی که به دروغ‌گویی عادت کرده، با این گناه انس گرفته و توجه ندارد؛ آن کسی که عادت کرده به ایذاء مردم و با زبان و با عمل و با رفتار و با کردار خودش افرادی را که دم چَک او هستند اذیت میکند، توجه ندارد به این گناه و به آن عادت کرده؛ آن کسی که به شهوات گوناگون جنسی، از طریق چشم و از طرق گوناگون دیگر عادت کرده، توجه ندارد که دچار چنین بلیه و گناهی است؛ آن کسی که عادت کرده به حیف و میل بیت‌المال یا اموال مردم، توجه ندارد که چه گناه بزرگی مرتکب میشود؛ نه این‌که نمیداند؛ یعنی غفلت در انسان یک انس به‌وجود میآورد و انسان انس میگیرد. اول متوجه نیست که گناه کرده و دارد گناه میکند؛ وقتی هم متوجه بشود، گناه خودش به نظرش کوچک میآید. وقتی انسان با گناهی انس گرفت، آن گناه به چشم انسان کوچک میآید و این خودش یک گناه است؛ یعنی آن گناهی که از کبائر محسوب میشود، این است که انسان تخلف و معصیت خودش از امر الهی را کوچک بداند و بگوید این گناه که من انجام میدهم، چیزی نیست؛ خودِ این یک گناه است.

گناه اختصاصی!

ما اگر بخواهیم گناه نکنیم، اول باید گناه خودمان را بشناسیم؛ و این به‌وسیله خود ما ممکن است، دیگران گناه ما را نمیدانند. خود ما باید در کار خودمان دقت کنیم؛ در رفتار شبانه‌روزیمان دقت کنیم. هر کسی یک گناهی دارد؛ ممکن است بنده یک گناهی بکنم که از دست شما اصلاً برنیاید؛ شما یک گناه بکنید که آن برادر دیگرتان به آن گناه راهی نداشته باشد. غیر از گناه‌های مشترک که همه انسان‌ها در آن گناه‌ها به‌خاطر وسوسه‌های نفسانی غالباً شریکند -کم و زیادش متفاوت است- بعضی گناه‌ها اختصاصی است. گاهی یک انسان کم‌کاریاش یک گناه است، یک انسان دیگر نه؛ مثلاً فرض کنید یک نفر برای خودش کار میکند؛ تجارت میکند؛ کارگری میکند؛ این شخص اگر چنانچه کم‌کاری کرد، حالا ممکن است در وضع نیاز جامعه آن هم یک گناه باشد، اما بالاخره یک گناه کوچک و محدود است؛ اما یک نفر یک کار حساس را برای جامعه انجام میدهد که کم‌کاری او ضربات جبران‌ناپذیری میزند؛ این یک گناه بزرگ است. یک نفر با مسائل مالی کلان سر و کار دارد که بیتوجهی او به مسائل مالی یک گناه است؛ در حالی که دیگری که با آن مسائل با آن عظمت و با آن ابعاد سر و کار ندارد، بیتوجهی او به مسائل مالی به این بزرگی نیست؛ یک نفر رفتار و روش و اخلاق و کردارش، درس و الگو برای جامعه است؛ مثل ما عمامه‌ایها که رفتارمان از نظر مردم به‌صورت یک ملاک و معیار شناخته میشود یا برادرانی که لباس‌های مقدس انقلابی را به تن دارند -غالب این یونیفرم‌هایی که در جامعه ماست، لباس‌های مقدس انقلابی است؛ مخصوصاً آن‌هایی که از انقلاب جوشیده مثل برادران پاسدارِ سپاه. البته بقیه یونیفرم‌پوش‌ها هم همین‌طورند. نیروهای ارتش و انتظامىِ امروز که نظام، نظام اسلامی است، این‌ها هم لباسشان لباس مقدسی است- بایستی به کارهایشان بیشتر توجه کنند و بیشتر اهمیت دهند؛ چرا؟ چون از نظر دیگران الگو هستند. مسؤولان مملکتی در هر سطحی، از دیگران وظیفه بیشتری دارند.

شما برادران یا خواهرانی که در بخش‌های گوناگون دستگاه‌های دولتی کار میکنید یا خواهرانی که همسر مسؤولان و موظفان و مأموران عالیرتبه نظام جمهوری اسلامی هستند، وظیفه‌شان سنگین‌تر است؛ چون شما گناهان اختصاصی‌ای دارید که اگر دیگری آن‌ها را مرتکب شود، آن‌قدر اهمیت ندارد که شماها انجام دهید. پس ببینید مهم این است که ما گناهمان را بشناسیم؛ گاهی گناه خودمان را نمیشناسیم. البته «المؤمن مرآت المؤمن»؛ یک برادر میتواند گناه‌های یک برادر دیگر را اگر دید، به او بگوید؛ منتها نه به‌صورت آبروریزی و ایذاء، بلکه به شکل لطیفی به او بفهماند و او را متوجه و متذکر بکند و این هم خیلی خوب است که بتواند خودش را اصلاح کند. خلاصه حفظ مایه تقوا و آن صفا و معنویت در درجه اول به ترک گناه است. کوشش کنیم گناه را ترک کنیم و از خودمان مواظبت کنیم که گناه نکنیم.

  نیاز نظام

امروز جامعه و نظام ما به انسان‌های پاک، نیرومند و بااستقامتی که دل‌هایشان از معرفت الهی استوار و سیراب شده و گناه در روحیه آن‌ها تزلزل و رخنه‌ای ایجاد نکرده، نیاز دارد. همان‌طور که میدانید دنیای کفر و استکبار، ما را که یک جامعه اسلامی و انقلابی هستیم، تهدید میکند. این تهدید خشک و خالی هم نیست و اگر دستش برسد و اگر بتواند و برایش مقرون به صرفه باشد، تهدیدش را عملی هم میکند؛ منتها حُسن کار این است که تضادهای جهانی و مشکلات بزرگ و مسائلی که امروز ابرقدرت‌ها دارند، این میدان و این امکان را به آن‌ها نمیدهد که بخواهند تهدیدشان را عملی کنند؛ خودشان مشکلاتی چندین برابر بزرگتر دارند. ولی خب اگر بتوانند ضربه را وارد میکنند. در چنین میدانی که ما باید هوشیار و قوی باشیم، نیازمند انسان‌های مؤمن، هوشیار، آگاه، خالص و صمیمی هستیم. و اگر بتوانیم، یک نسل خودمان -همین نسل موجود- را با اخلاق و تربیت اسلامی آمیخته کنیم، یقیناً حرکت آینده نسل‌های ما بر این روال و به این سمت خواهد بود و دیگران هم از ما یاد خواهند گرفت.

مقام معظم رهبری-سخنرانی در روز ۲۹ ماه مبارک رمضان‌؛ ۷/۳/۱۳۶۶

همچنین ببینید

آداب عيد سعید فطر

۱. احياء شب عيد امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: «كانَ عَلِىُّ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *