خانه / تربیت / تربیت دینی نوجوانان (۱۲ تا ۱۸ سال)۱

تربیت دینی نوجوانان (۱۲ تا ۱۸ سال)۱

مقدمه:أتزعم أنک جرمٌ صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر و انت الکتاب المبین الذی بأحرفه تظهر المضمر

آدمی از دیر زمان درصدد بوده معمّای حیات و مقصود از زندگی را بداند، از آینده و سرنوشت خویش تا حدّی باخبر شود، توجیه درستی از رویدادهای این عالم به دست آورد و تفسیر معقولی نسبت به پدیده ها و دگرگونی های جهان داشته باشد.

پاسخگوی این گونه مسائل، که همواره ذهن انسان به ویژه جوانان را به خود مشغول داشته، بدون شک، در هر زمانی «دین» بوده است; زیرا حقیقت زندگی را تفسیر می‌نماید، هدف از آمدن و ماندن در این عالم را معنا می‌کند و مسیر درست زندگی و راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را نشان می‌دهد. اساسی‌ترین رکن دین ـ یعنی: ایمان به خدای یکتا ـ انسان را از نگرانی، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رویدادهای نامطلوب زندگی ثابت و استوار نگه می‌دارد، به گونه ای که هیچ حادثه‌ای نمی‌تواند تزلزلی در او ایجاد نماید. گرایش به دین همزاد و همراه با پیدایش انسان بوده، به گونه‌ای که هیچ سرزمین و قومی در هیچ دوره‌ای از تاریخ بشر‌، عاری از مظاهر دین و دینداری نبوده است. تربیت نیز به عنوان یکی از مولفه‌های اصلی فرهنگ و تمدن بشری، همواره پیوندی انکار ناپذیر با «دین» داشته است. یکی از جنبه‌های تربیت انسان،توجه به پرورش و تربیت دینی اوست. تربیت وقتی بر اساس دین بنا شود، و با اعتقاد و اخلاق مذهبی هم‌ریشه گردد می‌تواند تربیتی جامع و کامل و نیز تضمین کننده‌ی سعادت بشر در دنیا و آخرت باشد. به اعتقاد ما، هرتربیتی که جنبه‌ی دینی یا ماهیت دینی نداشته باشد، ناقص، صوری و بی‌دوام است. موضوع «تربیت» یکی از مسائل مهم در دیدگاه دین و نظام اسلامی است. حاصل تربیت این نظام «انسانی متعالی» است. در این نظام ایمان و عمل صالح باهم پیوندی عمیق دارند، و انسان با آن همه اسارت‌ها که از درون و بیرون دارد، تلاش می‌کند دراین نظام تربیتی به آزادگی دست یابد.

ما در این نوشتار به ابعاد مختلفی از چگونگی «تربیت دینی» نوجوانان پرداخته‌ایم و تا حد امکان سعی کرده‌ایم اصول و روش ‌های آن را متذکر شویم. در پایان لازم می‌دانم از زحمات عالمانه حضرت استاد آقای دکتر علی قائمی که با بیان همه‌جانبه خویش افق روشنی را در حوزه مشاوره و راهنمایی برایمان ترسیم نمودند کمال تشکر و امتنان را نمایم.

تعریف تربیت دینی

مفهوم «تربیت دینی‏»«تربیت» به مفهوم عام آن، شامل جنبه های گوناگون جسمانی، روانی، عاطفی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی و دینی است و هر یک از این ابعاد به لحاظ روان شناختی و تربیتی در زندگی انسان اهمیت فراوان دارد. آنچه در دوره نخست زندگی توجه بدان لازم است پرورش و رشد هماهنگ و منظّم ابعاد وجودی کودک است; به گونه‌ای که اگر در بعضی آن ها، دچار نارسایی گردد و یا احیاناً رشد مطلوب نیابد در آینده دچار مشکل خواهد شد. تحقق این امر، مسؤولیت بزرگی است که بر دوش مربیّان کودک و نوجوان، اعم از والدین، آموزگاران و دست اندرکاران امور تربیتی مدارس، گذاشته شده است.

شناخت مفهوم «تربیت دینی نوجوانان‏» منوط به شناخت معنای سه کلمه «تربیت‏» و «دین‏» و «نوجوان» است. از این‏رو، لازم است‏ به معانی این سه واژه اشاره شود:

واژه «تربیت‏» در لغت، به معنای پرورانیدن یا پرورش دادن – یعنی: به فعلیت رساندن نیروهای بالقوه آمده. اما در اصطلاح، تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. این تعاریف در عین تعدد، همگی در این جهت توافق دارند که تربیت فرایندی است که نتیجه‏ اش تغییر رفتار فرد (اعم از ظاهری و باطنی) و کسب هنجارهای مورد قبول می‏‌باشد.

با توجه به این مطلب، اولا، حصول چنین چیزی نمی‏تواند دفعی باشد. ثانیا، متربی نیز باید استعدادهای لازم را برای تربیت‌‏پذیری دارا باشد. اما علاوه بر این، پرورش واقعی در صورتی محقق می‌‏شود که جریان تربیت ‏بر اساس فطرت و سرشت متربی انجام گیرد. (پیرامون فطرت بحث مجزایی خواهد شد)

واژه «دین‏» نیز در لغت، به معنای کیش، آیین، طریقت، و شریعت و در اصطلاح، عبارت است از: مجموعه اصول و قواعد بنیادی و احکام و دستوراتی که از سوی خدا به انسان داده شده است. به عبارت دیگر، دین شامل گزاره‌‏های توصیفی و تجویزی است و سه عنصر اساسی دارد:

▪ شناخت: عنصر مؤثر در دین‏داری و تدین، علم به اصول و قواعد ضروری دین است. یعنی متدین باید گزاره‌‏های دینی را از طریق استدلال و برهان عقلی دریافت نماید; مانند توصیف این‏که «الله آفریننده جهان است‏» یا «خدا یکی است‏» از گزاره‌‏های توصیفی مربوط به مسائل اعتقادی است که یک موحد باید بداند. آنچه در این زمینه قابل توجه است این که درباب شناخت گزاره‏‌های دینی، نباید به ظن و گمان قناعت کرد; زیرا خداوند می‏فرماید: «لا تقف ما لیس لک به علم (اسراء: ۳۲); از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن‏». بلکه به علم و یقین باید رسید.

▪ ایمان: عنصر دوم در دین التزام قلبی انسان به باورها و اصول مسلم دینی است. به کسی که اعتقاد قلبی نسبت‏ به خدا نداشته باشد، متدین گفته نمی‏شود. ریشه تمام ارزش‏های اخلاقی ایمان به گزاره‌‏های دینی بوده و این ایمان مبتنی بر معرفت و شناخت است، به گونه‏ای که هر چه معرفت کامل‏‌تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر خواهد بود. البته علم و شناخت‏ شرط کافی برای ایمان نیست، بلکه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرایش باطنی به التزام قلبی نسبت ‏به باورهای دینی جزء اخیر ایمان را تشکیل می‏دهد.

با توجه به این مطلب، ایمان یک عمل قلبی کاملا اختیاری است که فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهای بیرونی یا اصول اسلامی را پذیرا می‏‌شود و یا آن را انکار می‏کند. چه بسا افرادی هستند که در عین شناخت گزاره‌‏های دینی، در اثر لجاجت و عناد، ایمان نمی‌‏آورند. در مورد انتخابی بودن ایمان، شواهد فراوانی از آیات قران وجود دارد; از جمله این‏که خداوند می‏فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (انسان: ۴); ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد یا کفران کننده و ناپذیرا. در جای دیگری می‏فرماید: «لا اکراه فی الدین‏» (بقره: ۲۵۶); در قبول دین اکراهی نیست.

عمل:عنصر سوم دین عمل به گزاره‏‌های تجویزی و احکام دینی است; یعنی: آنچه را فرد از باورهای دینی می‏‌داند و به آن ایمان دارد، در مرحله عمل نیز آشکار سازد. عملی از نظر اسلام ارزشمند است که ناشی از ایمان راسخ به اصول دین و ارزش‌‏های مذهبی باشد. در موارد متعددی از قرآن کریم، ایمان پیش از عمل صالح ذکر شده است; مانند «آمنوا و عملوا الصالحات‏» (یونس: ۱۰) و این می‌‏رساند که هیچ عملی بدون ایمان نیکو و پذیرفته نیست.

در این مورد، شواهد فراوانی از قرآن وجود دارد که عمل صالح را مشروط به ایمان می‌‏کند; نظیر «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة‏» (نحل: ۱۲۹); هر کس از مرد و زن کار نیکی انجام دهد، به شرط این‏که ایمان داشته باشد، ما او را زندگی پاک و پاکیزه‌‏ای می‏بخشیم.

از آنچه درباره دین و تربیت گفته شد، روشن گردید که مفهوم «تربیت دینی‏» در ارتباط با سه محور شناخت، ایمان و عمل قابل تحقق است. این سه عنصر در تربیت دینی هر کس، نقش اساسی دارد و مربی بر همین اساس باید عمل تربیت دینی را اجرا کند.

تعریف دوران نوجوانی

میلر نیوتون در کتاب نوجوانی (۱۹۹۵، ص ۲۳)، نوجوانی را دوره فرایندهای رشدی انتقال از کودکی به بزرگ سالی می داند. این فرایندها جنبه های گوناگونی دارند:

۱) رشد و نمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحوّل فرایندهای شناختی، عاطفی و رفتارها مشاهده می‌شود.

۲) رشد فیزیکی که شامل رشد اندازه های بدنی و تغییر در نیم رخ جسمی است.

۳) رشد نظام جنسی یا تولید مثل، شامل جسمی و رفتاری.

۴) رشد احساس «خود» به عنوان یک بزرگ سال یا یک انسان مستقل و خود راهبر.

۵) کسب موقعیت بزرگ سالی در گروه اجتماعی یا فرهنگ.

۶) رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه.

در خصوص طول دوره نوجوانی اتفاق نظر کاملی بین روان شناسان وجود ندارد. آنان طول این دوره را از سیزده سال تا چهارده سال دانسته‌اند، اما در آثار جدیدتر روان شناسی معمولا سنین ۱۱ تا ۱۳ و ۱۸ تا ۲۰ سالگی را دوره نوجوانی به حساب آورده‌اند. واقعیت این است که آغاز و پایان و طول این دوره در دختران و پسران، جوامع مختلف و طبقات گوناگون اجتماعی متفاوت است. این دوران در جوامع ساده‌تر کوتاه و در جوامع پیشرفته صنعتی طولانی‌تر است. با وجود چنین تنوعاتی، یکی از جنبه های نوجوانی همگانی است و آن را از مراحل قبلی رشد مجزا می‌کند: تغییرات جسمانی و روانی بلوغ که از آغاز این دوره نمایان می‌شود.

نویسنده:حجت الاسلام والمسلمین دارابی

همچنین ببینید

آثار تربیتی زیارت اربعین

آثار تربیتی زیارت اربعین اعداد در متون و آموزه های دینی و حدیثی و تاریخی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

51 + = 57