خانه / تربیت / تربیت دینی نوجوانان(۱۲-۱۸ سال)۳

تربیت دینی نوجوانان(۱۲-۱۸ سال)۳

مقدمه: در قسمت پیشین گفتیم که موضوع «تربیت» یکی از مسائل مهم در دیدگاه دین و نظام اسلامی است. حاصل تربیت این نظام «انسانی متعالی» است. دراین نظام ایمان و عمل صالح باهم پیوندی عمیق دارند، و انسان با آن همه اسارت‌ها که از درون و بیرون دارد، تلاش می‌کند دراین نظام تربیتی به آزادگی دست یابد. این نوشتار به ابعاد مختلفی از چگونگی «تربیت دینی» نوجوانان پرداخته‌ است.

هنر مربی در زیبا آفرینی و استفاده از این عنصر در تربیت دینی نوجوانان

با قبول اینکه تربیت درونی باید قبل از تربیت بیرونی مهیّا گردد، مربی باید از عوامل زیبا شناختی در تبلیغ دین و ترویج مفاهیم مذهبی که خود فی نفسه واجد زیبائیهای وصف ناپذیر، و منطبق بر فطرت متربی است سود جوید. هنر مربی خوش ذوق این است که از عوامل تقویت کننده این جاذبه‌ها آگاهی داشته باشد و به تناسب وضع و حال متربی و به لحاظ شرایط عاطفی و روانی و اجتماعی حاکم برنوجوان ، پیام خویش را به تناسب موقعیت او جلوه ای جاذب بخشد. هنر مربی آفرینش زیبائی در پیام تربیتی است، البته زیبائی تنها در ظاهر پیام و بیرون از ذهن متربی مطرح نمی‌شود بلکه حسّ زیباشناسی و تعامل دوجانبه بین مربی و متربی در یک قالب کنش روانی-عاطفی است که منجر به زایش زیبائی می‌گردد. زیرا زیبائی در ذهن واقعیت می‌یابد و هیچگاه بیرون از ذهن متربی حضور مطلق ندارد.

مربی اگر بتواند به شکلی هنرمندانه آرمانهای اخلاقی را با زبانی لین و بیان کند، مهمترین پل ارتباطی را میان طبیعت، محیط، فرهنگ و فطرت بوجود آورده است، کاری که همواره زیباست و با زیبائی جمال قوّت می گیرد.

با توجه به اهداف تربیت دینی که پرورش شور و شوق نوجوان نسبت به جلال و جمال الهی است، پس نقش اساسی مربی فراهم آوردن شرایطی است که متربی به تجربة واقعی و درک درونی دین که ریشه در فطرتش دارد گرایش پیدا کند، چنانچه این طی طریق در نوجوان ایجاد شود، با اشتیاق شدید او همراه می‌شود تا بتواند مسیر تربیتی اورا تضمین نماید، پر واضح است که نقش مربی در این مقوله نقش میانجی و مددیار غیر مستقیم است، اما همین نقش موقتی می‌تواند منجر به خلق موقعیت‌های تربیتی و حادثه‌های بزرگ شود. پس هنر مربی در آنست که حس زیبا دوستی را در متربی پرورش دهد و او را همواره در مکان و فضای روحانی و مقدسی که سرشار از زیبائی است قرار دهد .

خلاصه اینکه همین عنصر زیباشناسی در دین بوده است که آدمی را به لقای جاودانگی ، ایمان ، سعادت ، مهر و محبت ، نوع دوستی و اخلاص ترغیب کرده است ، اگر شیوه تربیت دینی برخاسته از همان شیوة تبلیغی پیامبران و سنت الهی باشد خود بخود احساس و رغبت دینی در فرد پرورش می یابد

فطرت

«فاقم وجهک للذین حنیفاً فطرة الله التی فطر الناس علیها» پس تو ای رسول (با همه پیروانت مستقیم رو به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن) (سوره روم- ۳۰)

علی(علیه السلام) در روایتی خطاب به پیشگاه الهی عرضه می‌دارد:اللهم خلقت القلوب علی ارادتک و فطرت العقول علی معرفتک،خدایا تو قلب ها را با ارادت و محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای.

و در دعای عرفه امام حسین(علیه السلام) آمده است:

چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است به تو استدلال می توان کرد؟ آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نیست تا آشکارکننده تو باشد؟ تو کی غایب بوده ای تا دلیل و راهنما نیاز داشته باشی و بر تو دلالت کند و کی دور بوده ای تا آثار و نشانه ها ما را به تو برسانند؟ کور باد دیده ای که تو را با آن نشانه ها حاضر نبیند و قرین زیان باد معامله بنده ای که برای او، بهره ای از دوستی ات را قرار نداده ای

در قرآن لغت «فطرت» در مورد انسان و رابطه او با دین آمده است: «فطره الله التی فطر الناس علیها» یعنی آنگونه خاص از آفرینش که ما به انسان داده ایم؛‌یعنی انسان به گونه ای خاص آفریده شده است. این کلمه ای که امروز می گویند «ویژگی های انسان» اگر ما برای انسان یک سلسله ویژگی ها در اصل خلقت قائل باشیم، مفهوم فطرت را می دهد. فطرت انسان یعنی ویژگی هایی در اصل خلقت و آفرینش انسان.

بدون شک تعلیمات اسلامی بر اساس قبول یک سلسله فطریات است؛ یعنی همه آن چیزهایی که امروز مسائل انسانی و ماوراء حیوانی نامیده می شوند و اسم آنها را «ارزش های انسانی» می گذاریم، از نظر معارف اسلامی ریشه ای در نهاد و سرشت انسان دارند؛ که اصالت انسان و انسانیت واقعی انسان در گرو قبول فطریات است.

بر اساس بینش اسلامی، هر انسانی از هنگام تولد با فطرت الهی و گرایش به خداشناسی قدم به عرصه زندگی می گذارد; ساختار وجودی انسان به گونه ای است که او را به سوی خدا هدایت می‌کند و در این میان، تفاوتی بین مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد، بلکه همه انسان ها در آغاز زندگی، از استعداد خاصّی برای حقیقت جویی و نیل به کمال بهره مندند و به فرموده پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، «کلُّ مولود یُولَد علی الفطرةِ» هر نوزادی با فطرت خدایی زاده می شود.

با وجود این، فطرت و ساختار وجودی انسان در هر شرایطی به صورت یکسان عمل نمی کند و ممکن است عوامل نامساعد بیرونی و محیط ناسالم زندگی مانع از شکوفایی و بروز نقش صحیح آن گردد. بر این اساس، لازم است به این جنبه از وجود آدمی توجه ویژه ای مبذول گردد تا حسّ دینی اش شکوفا گردد، به خصوص در مورد نوجوانان، توجه به این جنبه وجودی آنان اهمیت فراوان دارد; زیرا نسبت به بزرگ سالان تربیت پذیرترند. این کار تنها در سایه تربیت صحیح امکان پذیر است.

هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی

انسان ها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی

قرآن می خواهد بگوید که تا کسی چراغ هدایت فطری اش روشن نباشد هدایت اکتسابی برای او فایده ندارد.

این در واقع همان مطلب است که انسان انسانیت فطری خودش را حفظ نکرده باشد تعلمیات انبیا برای اوفایده ندارد، یعنی تعلیمات انبیا برای اشخاص مسخ شده و انسانیت را از دست داده مفید نیست. و تجربه و واقعیت نیز همین را نشان می دهد.

متخصصین تعلیم و تربیت معتقدند که میزان اعتقاد به دین و ثبات و قوام آن در بزرگسالی به میزان کارآمدی آموزش های دینی در دوران کودکی و نوجوانی بستگی دارد. توجه به افزایش آسیب پذیری دینی و مذهبی در میان نسل جدید در جامعه ما، اهمیت توجه به محتوای آموزشهای مذهبی را بیش از پیش روشن می نماید.

از آنجائی که حس دین اساساً در طبیعت و فطرت انسان به ودیعه نهاده شده است تنها زمینه سازی روانی عاطفی لازم است تا خود فرد بدون القا و اجبار بیرونی به کشف و شکوفایی آن دست یابد و آموزش ها و تعالیم مذهبی نیز باید در جهت یاری کردن نوجوان برای چگونگی کشف آن از طریق خویش باشد تا اینکه بطور آماده و از برون در اختیار وی قرار گیرد و در غیر این صورت مطمئناً در پرورش حس مذهبی او اختلال و کندی ایجاد شده، و با ارائه مطالب شبهه‌ برانگیزه گرایش فطری وی کاهش می یابد.

پرستش یکی از ابعاد روح آدمی است. انسان فطرتاً موجودی است خداخواه و خداجوی. موجودی در عالم وجود نیست که پرستنده و پرستشگر نباشد. از نظر قرآن نه تنها انسان، بلکه همه موجودات عالم ثناگوی خدایند و در طریق محبت الهی در حرکتند. «و بعثهم فی سبیل محبته» آن گیاه که حرکت می کند، جز عشق او هیچ در سر ندارد، آن سنگ هم که با قوه جاذبه حرکت می کند در واقع غیر از این که حق و ذات حق را جست وجو می کند و محبت خدا در ذات اوست، چیز دیگری نیست. قرآن می فرماید: «و ان من شیئ الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم» (سوره اسرا-۴۴)

توجه دادن جوانان به فطرت دینی، فطرتی که بر پایه خدا جویی و خدا محوری بنا نهاده شده است می‌تواند نقش بسزایی در تربیت دینی جوانان و نسلهای مختلف بشری داشته باشد. استدلال و احتجاجات کلامی و دینی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در مباحث و ارشادات، و اتکا آن مباحث به مقوله فطرت نشان از اهمیت والای آن در روشهای تربیت دینی دارد.

موارد فوق در روشهای تربیتی نوجوانان اموری کلی و قواعدی جامع است که با توجه به این موارد و به کاربندی مواردی جزئی‌تر ذیل البته راهگشا می‌‌تواند افق روشنی را در تربیت دینی نسل جوان در نظر گرفت.

انواع روشهای خُرد در تربیت دینی

روشهای تربیتی را از یک منظر می‌توان به دو دسته‌ی کلی «روشهای مستقیم» و «روشهای غیر مستقیم» تقسیم کرد. علاوه بر دسته‌بندی‌های فوق، در این‌جا به منظور آشنایی وتبیین هر چه بیشتر در تربیت دینی، روشهای مناسب و موثر در این امر را فهرست‌وار می‌آوریم و دو مورد ازآن‌ها را به اختصار شرح می‌دهیم:

ـ روش توضیحی؛

ـ روش سخنرانی؛

ـ روش پرسشی؛

ـ روش مباحثه‌ای؛

ـ روش الگویی؛

ـ روش قصه‌گویی؛

ـ روش گروه‌های کوچک؛

ـ روشهای کارگاهی؛

ـ روش نمایشی؛

ـ روش‌های مبتنی بر بازی و سرگرمی؛

ـ روش عبادت و نیایش؛

ـ دیدار و مجالست با بزرگان و صالحان ؛

روش قصه‌گویی

در میان روشهای مختلف، استفاده از قصه‌گویی یا شنیدن قصه‌ها با توجه به مخاطب آن که همان نسل جوان است، از موقعیت خاصی برخوردار است. قصه‌گویی به صورت غیر مستقیم زمینه‌ی آموزشی و تربیتی مناسبی برای مخاطبان ایجاد می‌کند، زیرا اغلب جوانان به شنیدن قصه‌ها و حکایات تمایل فطری دارند و از این کار بسیار لذت می‌برند.

این روش چنان موثر است که قرآن، این کتاب الهی، نیز حاوی داستانهای واقعی فراوان است و بخش قابل توجهی ازآن به نقلِ قصه‌های راستین انبیا و بزرگان اختصاص یافته و این خود نشانه‌ی اهمیتی است که اسلام برای استفاده از این هنر ارزنده در ارتباط با مخاطبان و تفهیم تعالیم ارزشند دینی قائل است.

بسیاری از قصه‌ها و حکایت ‌های دلنشین قرآن با مضمون تربیتی و اخلاقی، همگان را عبرت گیری و پندآموزی از وقایع تاریخی و حقایق زندگی گذشتگان دعوت و می‌کند.

روش ارائه‌ی الگو

یکی از روشهای بسیار موثر در تربیت دینی روش «ارائه‌ی الگو» و معرفی «اسوه‌های حقیقی» است. مطابق این روش، مربی تلاش می‌کند کسانی را که اندیشه‌ها، گفتار و رفتار آن‌ها می‌تواند قابل الگو گیری برای متربیان باشد معرفی و دانش‌آموزان را به پیروی از رفتار آن‌ها تشویق کند.

«اسوه» یعنی مدل و نمونه. البته نمونه‌ی خوب و «اسوه‌ی حسنه». مثلا وقتی انسان وصف پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم‌» یا علی‌بن ابی‌طالب«علیه‌‌السلام» رامی‌شنود روح ودلش آرزو می‌کند مانند او باشد، وقتی فضایل فاطمه‌ی زهرا «علیها‌السلام»رامی‌شنود که عفیف و ساده بود، با نامحرم چگونه روبرو می‌شد و ….. دوست دارد همان گونه باشد.

استفاده از این روش از آن جهت کارساز و موثر است که نوجوانان به طور طبیعی دوست دارند خودشان را همانند کسانی قرار دهند که آن‌ها را می‌پذیرد.

نویسنده:حجت الاسلام والمسلمین دارابی

ماخذ:

– قرآن مجید

– نهج‌البلاغه

– محمد‌ی ری شهری، میزان‌الحکمه

– کلینی، ابی‌جعفربن‌اسحاق

– مظلومی،رجبعلی. گامی در مسیر تربیت اسلامی

– مظلومی،رجبعلی. جوان و دین، نشرآفاق

– مظلومی،رجبعلی.تربیت معنایی، انجمن اولیاء و مربیان

– باقری، خسرو. چیستی تربیت دینی، تهران، نشر تربیت اسلامی

– مهندس بیانی، حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی

– شفیعی، سید‌محمد. فطرت از دیدگاه علم و فلسفه، دفتر نشر و تایپ قلم

– داوودی،محمد. تربیت دینی(سیره‌ی تربیتی پیامبر(ص)

– محمد شفیعی، مبانی تربیتی حضرت امام(رحمه الله)، دفتر تبلیغات اسلامی

پژوهه دین ( www.pajohe.ir )

همچنین ببینید

آثار تربیتی زیارت اربعین

آثار تربیتی زیارت اربعین اعداد در متون و آموزه های دینی و حدیثی و تاریخی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 56 = 61