خانه / دسته‌بندی نشده / ربات‌هاي مجبور يا انسان‌هاي مختار/جايگاه اختيار در تربيت

ربات‌هاي مجبور يا انسان‌هاي مختار/جايگاه اختيار در تربيت

همیشه می خواستم بدانم کار هایم را خودم انجام می دهم یا اینکه کسی مرا به گونه ای طراحی کرده ، تا من این دستورات را به طور خودکار انجام دهم، البته باید بگویم این شک و شبه  در دوران نوجوانی، بادیدن فیلمی به نام من یک رباط هستم آغاز شد. در این فیلم  تمامی رفتار رباط ها به خواست مهندانسان برنامه ریزی شده بود اما خودشان باور نداشتند که رباط هستند؛ چون همه آنها به ظاهر، شکل و شمایل انسان را داشتند اما تمامی رفتارشان به سبب مهندسانی که آنها را طراحی کرده بودند اتفاق می افتاد. تا اینکه یکی از رباط ها با افرادی آشنا می شود که شبیه به آنهاست اما رفتارها یشان باهم تفاوت دارد. دید که آنها هر زمان که  بخواهند هر کاری را می توانند انجام دهند اما خودش و دوستانش این چنین نیستند.رفتار های هر کدام از آن افراد با دیگری متفاوت است اما ارقتار او و هم نوعانش یک جور و بدون تفاوت است. بعد از تماشای فیلم، تمام ذهنم شد علامتی به شکل سئوال که نکند ماهم این گونه باشیم، نکند تمام اعمال های مان برنامه ریزی شده باشد؟ این فکر، بطور ناگهانی گریبان گیرم شده بود که خودم به خودم می خندیدم و با خودم می گفتم: بچه جون اینا همش فیلمه وهروقت که این گونه سئوال ها به ذهنم می آمد می گفتم که این ها همه تأثیر تماشای این فیلم ها است.

اما الان که دوره جوانی را در دانشگاه حقوق سپری می کنم این سئوال ها دیگر برایم مسخره و کودکانه نیست و نمی توانم به خودم بگویم که بچه جون ایناهمش فیلمه.چون که با گوشت و پوست خود احساس می کردم ؛ می خواهم کاری را انجام دهم اما نمی توانم، چه وقتها که تصمیم می گرفتم فلان ساعت بیدار یا فلان کار را انجام دهم اما یا خواب می ماندم و یا بی حوصله از کنار کار هایم که برایشان برنامه ریزی کرده بودم به طور ممتد عبور می کردم. اما برای دل خوشی خودم دست به گریبان شعر و نثر ادبی می شدم که:زندگی مانند یک قایق کوچک در یک دریا ی بزرگ است.،اگر قایقت ناخدایی همچو ن خدا داشته باشد به یقین راه درست را می روی اگر کشتی تو نا خدا نداشته باشدبه یقین به سنگ ها می خورد وتا عمق شن وماسه وفرسخ هابه زیر اب میرود سعی کن بسنجی کدام یک بهتر است!؟این ها را می گفتم ولی فقط به عنوان یک شعر می خواندم نه بیشتر.زیراکه دردی را ازمن در مان نمی کرد.

این ماجرا همراه من بود تا اینکه در ترم چهارم در کلاس، یکی از اساتید پای تابلو نوشت ما انسان ها، مختار هستیم یا مجبور ؟ با دیدن این جمله شاخکای ذهنم فعال شد و سیری در گذشته کرد.شش دانگ حواسم را جمع کردم تا ببینم که او چه می گوید، استاد از دانشجویا می خواست که جواب بدهند و آنها هم باشور و حال توضیح می دادند و گاهی هم با هم به بحث و گفتگو می پرداختند.

بعد از بیست دقیقه استاد خودش شروع کرد به توضیح دادن که برای اختیار چهار معناست اما معنای مورد نظر ما یکی از آن چهار مورد است

اختیاریعنی:‌انتخاب یا گزینش، بر اساس این معنا اختیار این جوری معنا میشود: توان انتخاب ۱ یا ۲؛ اما کی و چگونگی  اتفاق افتادن آن منوط به کلید واژه ای است به نام (تربیت) که باید در زندگی انسان از دوران کودکی و خردسالی نهادینه شود و در نو جوانی محکم و استوار گردد تا در جوانی و پیری ثمره ای به نام انتخاب را برای انسان به همراه داشته باشد. در سوره ي آل عمران خداوند مي فرمايدكه (ذلك بِما قَدَّمَت اَيديكم وَ انَّ اللهَ لَيسَ بِظلّامٍ لِلعبيد) [۱]معناي آيه اين است كه اينها به دست و اختيار خودتان به وجود آمده است نه به دست خدا كه اگر به دست خداوند باشد, ظلم به شمار مي آيد؛ فَمن شَاء فَليومِن وَ من شاء فَليكفر) [۲] هر كه مي خواهد ـ يعني به اختيار خودش ـ ايمان آورد و هركه مي خواهد كفر بورزد. (اِنّا هَدَيناهُ السَّبيل اِمّا شاكراً وَ اِمّا كفوراً) [۳]ما راه به بشر نموديم. اين ديگر به خود او بستگي دارد كه شاكر باشد يا كافر.این کافر بودن یا شاکر بودن و یا دیدن اعمال در روز رستاخیز نشانه یی است برای مختار بودن انسان و عدم جبر برای او که اگر اینگونه بود کافر و شاکر ورستاخیز معنا نداشت

ولی باید بدانیم که انسان در برخی از امور مجبور آفریده شده است به طور مثال انسان در آفریده شدن،دراین دنیا بودن، از پدر و مادر خلق شدن، حتی در چگونگی خلقتش و خیلی از چیزهایی مانند این موارد مجبور است ولی در اعمال و رفتار هیچ گاه مجبور نبوده و نخواهد بود. بلکه رفتارهایی که انجام می دهد او را مخیر ویا مجبور می سازد که اعمال دیگر را به اجبار انجام دهد ویا اینکه انتخاب و گزینش نماید.

زمان کلاس تماشده بود اما بچه ها به صحبت استاد متوجه بودند که استاد با خواندن این شعر کلامش را خاتمه داد

زاری ما شد دلیل اضطرار                خجلت ما شد دلیل اختیار

گر نبودی اختیار این شرم چیست         وین دریغ و خجلت و آزرم چیست

زجر شاگردان و استادان چراست         خاطر از تدبیرها گردان چراست

اما هنوز برایم مشکلات پایان نیافته بود و دلیل این همه بی ثباتی رفتارها برای مشخص نشده بود. به همین خاطر از استاد تقاضای وقت خصوصی کردم و او با گشاده روی با این قرار موافقت نمود.

نویسنده: محمدرضا صفی خانی

[۱] [آل عمران (۳), ۱۸۲]

[۲] [كهف (۱۸), ۲۹]

[۳] [انسان (۷۶), ۳]

همچنین ببینید

اصول راهنمايى/ راهنمايي و مشاوره از ديدگاه اسلام

محمدرضا مطهري اصل به معناى بن، ريشه، اساس، زيربنا، قاعده و يا قانون است. اصول …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
1 + 17 =