خانه / مقاله / مقالات تربیتی / نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیها)۲

نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیها)۲

در یادداشت قبلی و از جستار در ميان بيانات و فرموده‌هاي امام، فاكتورهايي بدست مي‌آيد كه از منظر ايشان در تكامل معنوي زنان و سپس جامعه نقش برجسته‌اي دارد. به طور كلي و به صورت كلان برخی از عوامل ترقي معنويات در جامعه به وسيله زنان را در این نوشته بررسی می‌کنیم:

خود باوري زنان

امام خميني در راه درمان خود باختگي زنان فرهنگ سازي نموده و ارزش وجودي آنان را به ايشان گوشزد مي‌كردند و زنان را از جنس مرد و نه پايين‌تر، قلمداد مي‌نمودند. همين‌‌طور زنان را داراي قابليت كسب كمالات و سير الي‌الله مي‌دانستند.«از براي زن ابعاد مختلفه است و چنانچه براي مرد و براي انسان. اين ورق صوري طبيعي، نازل‌ترين مرتبه انسان است و نازل‌ترين مرتبه مرد است. لكن از همين مرتبه نازل حركت به سوي كمال است. انسان موجود متحرك است از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب تا مرتبه فنا در الوهيت[۱]».

امام با تأكيد بر امكان حركت معنوي از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب و فنا در الوهيت براي زن، خواهان رسيدن زنان به خود باوري بودند؛ زيرا در غير اين‌ صورت، زنان دچار خود باختگي و در نتيجه دچار بيگانه گرايي مي‌شوند. از محصولات اين غرب‌گرايي‌، كاهش روز افزون معنويات و غلبه ماديات بر جوامع بشري مي‌باشد و همچنين ترويج فساد و فحشاء و بالاخره شكست و انحطاط يك ملت.

امام همواره سعي داشتند ارزش‌هاي زن را جلوه‌گر سازند و ارزش واقعي زن را به او نشان دهند. در حقيقت ايشان در اين امر از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پيروي مي‌نمودند، زيرا رسالت پيامبر اكرم در ابتداي بعثت احياي هويت و دفاع از حقوق مظلومين و بويژه زنان بود. امام از خدمت بزرگي كه اسلام به زن نمود، چنين ياد مي‌كند:«اسلام مي خواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند . اسلام زن‌ها را نجات داده است از آن چيزهايي كه در جاهليت بود. آنقدري كه اسلام به زن خدمت كرده است ، خدا مي داند به مرد خدمت نكرده است آنقدر كه به زن خدمت كرده. شما نمي دانيد كه در جاهليت زن چه بوده و در اسلام چه شده.[۲]».و در جايي ديگر در رابطه با مقايسه زمان ظهور اسلام و دوران حكومت پهلوي و ظلم و ستم‌هاي وارد شده در حق زنان، چنين مي‌فرمايند:«مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلوميتي كه در جاهليت داشت بيرون كشيد و مرحله جاهليت مرحله‌اي بود كه زن را مثل حيوانات بلكه پايين‌تر از او در نظر می‌‌‌گرفتند، زن در جاهليت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجن‌زار جاهليت بيرون كشيد. در يك موقع ديگر در ايران ما، زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود، با اسم اينكه زن را مي‌خواهند آزاد كنند ظلم كردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت كه داشت پايين كشيدند، زن را از آن مقام معنويت كه داشت شئ كردند[۳]».ایشان در جهت بالندگي و رشد و تعالي زن با تأكيد بر حفظ ارزش‌هاي اخلاقي و اسلامي، زنان را عناصر فعال و مترقي و رشديابنده به سوي كمال دانسته و او را به عنوان موجودي برتر از انديشه‌هاي استثمار گرايانه غرب مي‌دانستند؛ انديشه‌اي كه زن را به صورت يك كالا و شيء بازيچه مردان ساخته بود و در این مورد فرموده‌اند:«اسلام به شما آنقدر احترام قائل است كه براي مردها نيست، اسلام شما را مي‌خواهد نجات بدهد، اسلام شما را مي‌خواهد از اين ملعبه‌اي كه اينها مي‌خواهند شما را ملعبه قرار بدهند نجات بدهد، اسلام مي‌خواهد شما را يك انسان كامل تربيت كند[۴]».

گويا هدف امام  از ايجاد خود باوري در زنان، تحقق حديث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» بوده است و رسيدن زنان به خود باوري را از جمله علل رويكرد زنان به گرايشات معنوي مي‌دانستند.

معرفي الگو

يكي از شيوه‌هاي تربيتي خداوند در قرآن كريم، معرفي الگو براي انسان‌هاست. آنجا كه مي‌فرمايند: «لقد كان في رسول الله اسوة حسنه» (احزاب، ۲۱). هدف اين است كه الگوي خوب و متعالي به مردم معرفي نمايد تا انسان‌ها به سراغ الگوهاي بدلي نروند. و از آنجايي كه امام خميني يك اسلام شناس واقعي است، از اين شيوه استفاده نموده و به اهميت موضوع الگوطلبي و الگوسازي و نقش شگرف آن در شكل‌گيري شخصيت زن و جهت دادن زنان، پي برده بودند. لذا سعي ايشان بر شناساندن الگوي كامل و جامعي از زن بود، تا زنان آن را بصورت سرمشق براي خود قرار دهند و با تأسي به آن، پيمودن راه سعادت و نيل به كمالات انساني تضمين شود.

وی با تأسي به انگاره‌هاي برتر اسلامي برخاسته از معارف قرآن، چهره و شخصيتي متعالي و ماورايي را در زن كشف مي‌كند كه بر مثل اعلاي زن، كه در اسلام حضرت زهراي اطهر (سلام الله علیها) است، سازمان يافته است. اين شيوه نگرش، به امام فرصت مي‌دهد كه تمام آرمان‌ها و آمال برتر، اعم از وجود شناسي و چهره آسماني تا شخصيت زميني و … و مهم‌تر از همه مقام، منزلت و شأن زن را تبيين كند؛ چرا كه امام براي تعريف زن به عروة الوثقي دست مي‌يابد كه هيچ كس را ياراي انكار آن نيست. امام در اين انگاره‌ی برتر، حضرت زهرا را بعنوان تصويري مثالي از شخصيت زن توصيف مي‌كند، ابعاد شخصيت او را مي‌كاود و نهايتاً به اين دليل كه زنان مي‌توانند «از خاك تا افلاك» به سوي او اوج بگيرند، «حجاب طبيعت را به كنار نهند و تا مرتبه غيب، فنا و الوهيت پيش روند»، لذا شايستگي هر گونه رشد و ترقي و منزلتي كه اين عبور را ميسر مي‌سازد، كسب مي‌كنند[۵].

ايشان حضرت فاطمه را مظهر تحقق ارزش‌هاي والاي خليفةالله در جهان مي‌دانند و آن حضرت را انساني داراي مقام كرامت و معنويت مي‌پندارند و می‌فرمایند:«روز شرافتمند عنصر تابناكي كه زير بناي فضيلت‌هاي انساني و ارزش‌هاي خليفة الله در جهان است[۶]».

امام مي‌دانستند كه اگر زنان به الگوي واقعي زن تمسك جويند، هرگز از عزت و شرافت و پايبندي به اصول اسلامي جدا نخواهند شد و روز به روز بر كمالات باطني‌شان افزوده خواهد شد. و هرگز زنان به سوي فساد و بي‌بند و باري كشيده نمي‌شوند و در نتيجه جامعه نيز از صراط مستقيمي كه در پيش دارد، منحرف نمي‌شود، بلكه بر بار معنوي آن افزوده خواهد شد و افراد آن جامعه با سلامت روحي و اخلاقي به زندگي ادامه مي‌دهند. به اين دليل امام زنان را به پيروي و سرمشق گرفتن از حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خاندان پيامبر (صلی الله علیه و آله) تشويق مي‌نمودند:«ما بايد سرمشق از اين خاندان ‌[ خاندان پيامبر (ص) ] بگيريم. بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلكه همه از همه آنها[۷]».

ایشان از اين امر آگاه بودند كه چنانچه الگوي صحيح و مناسب براي زنان ارائه نشود، وقتي از يك خانم جوان در مورد الگويش سؤال شود، الگوي خود را هنر پيشه ژاپني معرفي مي‌كند و موجب تأسف امام (س) مي‌شود:با كمال تأسف و تأثر روز گذشته* از صداي جمهوري اسلامي مطلبي در مورد الگوي زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد[۸]». با فقدان الگو، زنان نه تنها الگوي خود را غربي‌ها معرفي مي‌‌کنند، بلكه در همه شؤنات زندگي مانند آنها عمل مي‌نمايند و در اين‌ صورت از كانون گرم خانواده روز به روز دورتر شده و از وظايف مادري وهمسري خود فاصله مي‌گيرند. در جامعه‌اي اگر كانون خانواده، اين نهاد اجتماعي، متلاشي شود؛ ارزش‌ها جاي خود را به ضد ارزش‌ها مي‌دهند و بنيان جامعه سست و در معرض فروپاشي قرار مي‌گيرد؛ معنويات فداي ماديات مي‌شود. اجتماع به سمت شقاوت پيش مي‌رود.

حجاب اسلامي

يكي از عوامل دخيل در ارتقاء معنويت در زن مسلمان، رعايت پوشش اسلامي است. حجاب جزء آن دسته از احكام اسلامي است كه گاه شبهات و اشكالاتي را بر آن وارد مي‌سازند كه ذكر آنها در اينجا نمي‌گنجد. شارع مقدس اسلام بخاطر حفظ پاره‌اي از مصلحت‌ها و جلوگيري از برخي مفاسد احتمالي، زنان را به رعايت حجاب اسلامي مكلف نموده است. فلسفه وجودي حجاب، از طريق عقل نيز قابل اثبات است. همانطور كه انسان اشياء گرانبها و پرارزش را در مكان و محل امن قرار مي‌دهد، زن نيز كه از نظر اسلام داراي ارزش بسيار والايي مي‌باشد، مي‌بايست براي مصون ماندن از يك سري آفت‌ها و مفاسد، در پوشش و حجاب قرار گيرد . انديشمندي اين گونه فلسفه حجاب را بازگو مي‌كند: «علت حجاب زن اين است كه چون [زن ] مظهر ذات الهي است و ذات هميشه در حجاب است، پس زن نيز بايد حجاب داشته باشد، چون مظهر ذات است و ذات هيچ وقت ظاهر نمي‌شود مگر در حجاب[۹]».امام  نيز حجاب در اسلام را به خاطر حفظ شخصيت زن و پيشرفت جامعه و دوري از ابتذال فرد و جامعه مي‌دانستند و معتقد بودند كه با حفظ حجاب در جوامع اسلامي، در واقع ارزش‌هاي والاي انساني حفظ مي‌شود، معيارهاي معنوي در جامعه بالا مي‌رود و از ارزش ماديات و ماديگري كاسته مي‌شود. ایشان در این مورد میفرمودند:«البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه اسلام قرار داده است، براي حفظ ارزش‌هاي شماست. هر چه را كه خدا دستور فرموده است (چه براي زن و چه براي مرد) براي اين است كه آن ارزش‌هاي واقعي كه اينها دارند و ممكن است بواسطه وسوسه‌هاي شيطاني يا دست‌هاي فاسد استعمار و عمال استعمار پايمال مي‌شدند، اينها (ارزش‌ها) زنده بشود[۱۰]».

تأكيد حضرت امام  بر مسأله «حجاب»، بيانگر روشن‌بيني ايشان در پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي و جلوگيري از مفاسد ناشي از عدم رعايت اين پديده اصيل الهي و نبوي يعني حجاب است. ايشان نه تنها حجاب را مانع كسب علوم، فضايل و امور فرهنگي نمي‌دانستند، بلكه آن را موجب تقويت حريم عفاف، تحكيم ارزش‌هاي انساني، پالايش روح، عامل استحكام جوامع مي‌دانستند.

اگر در جامعه‌اي زنان، پوشش اسلامي را رعايت نكنند و اين مهم به دست فراموشي سپرده شود، مطمئناً زمينه‌هاي فساد و انحراف اخلاقي جامعه بوجود مي‌آيد؛ زيرا ما نمي‌توانيم نقش مهم انسان سازي و تربيت فرزند را در زنان انكار كنيم. مادري كه فساد اخلاقي دارد، مادري كه بي‌بند و بار است، نسبت به فرزند خود نيز بي‌تفاوت است و مسئوليتي در قبال فرزندش احساس نمي كند؛ فرزندي كه تحويل جامعه مي‌دهد، انساني با خصوصيات اخلاقي سالم نخواهد بود و اين فرد ممكن است سبب فساد اجتماع گردد. همچنين اگر زنان دچار فساد اخلاقي گشتند، افراد فرصت طلب و بيمار دل، كه در هر جامعه‌اي كم نيستند، از اين موقعيت استفاده و زنان را ملعبه دست خويش قرار مي‌دهند و سبب گسترش فحشاء در جامعه و از بين رفتن ارزش‌هاي اصيل انسانيت شده و همچنين موجب بي‌حرمتي به كرامت و شرافت مقام زن مي‌گردد.

با توجه به اهميت نقش حجاب در حفظ و رشد كرامت زنان، حضرت امام  نسبت به قضيه كشف حجاب رضاخاني كه به منظور تقليد از فرهنگ غرب، در ايران اجرا شد، به عنوان يك نهضت ننگين ياد مي‌كند و دست آورد رضاخان را الگو برداري از پوشش زنان اروپايي و ننگ كشور اسلامي مي دانند:«روحاني مي‌گويد اين كشف حجاب ننگين يا نهضت با سر نيزه براي كشور ضررهاي مادي و معنوي دارد و به قانون خدا و پيغمبر حرام است. روحاني مي‌گويد اين كلاه لگني پس‌مانده اجانب، ننگ كشور اسلام است و استقلال ما را لكه دار مي‌كند و به قانون خدا حرام است[۱۱]».

پی‌نوشت:

[۱] امام خمینی،‌ صحيفه نور، ، ج ۶، ص ۱۸۵٫

[۲] همان، ج ۳، ص ۸۲٫

[۳]  همان، ج ۶، ص ۱۸۵٫

[۴] همان، ج ۵، ص ۱۷۷٫

[۵]  رهنورد، زهرا، مجموعه مقالات «اسلام، زن، فمينيسم»، جلد دوم، ص۱۶۷٫

[۶]  صحيفه نور، ج ۱۶، ص ۱۲۵٫

[۷] همان، ج ۵، ص ۲۸۳٫

[۸]  همان، ج ۲۱، ص ۷۶٫

[۹]  ميزگرد جايگاه زن با رويكرد فرهنگي، هنري در «مجموعه مصاحبه‌ها وگفتمان‌هاي علمي»، ج۱، ص۱۷۹٫

[۱۰]  صحيفه نور، ج ۱۹، ص ۱۲۱٫

[۱۱]  امام خمینی، «كشف الاسرار»، ص۲۱۳٫

همچنین ببینید

اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۲

در قسمت پیشین گفتیم که یکی از بنیادی ترین باورهای دینی «اعتقاد به معاد» است . …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
20 + 29 =